تصویر پدرانی که غم نان دارند در آینه 10 فیلم شاخص سینمای ایران؛ الهی من بمیرم برای زندگیم

تصویر پدرانی که غم نان دارند در آینه 10 فیلم شاخص سینمای ایران؛ الهی من بمیرم برای زندگیم

«پدر» در سینمای ما اهمیت زیادی دارد. در فیلم‌های مختلف با انواع و اقسام کاراکترهای پدر روبه‌رو بوده‌ایم؛ پدرهایی بامزه، شوخ‌طبع، قدرتمند، مستبد، مهربان، دلسوز، خسیس، غمگین و … اما آنچه بیشتر از همه دلمان را به درد آورده، تماشای آثاری درباره پدرانی سرخورده است؛ پدرانی با آبرو و آروزهای فراوان که برای خرید مایحتاج فرزندانشان در مضیغه‌اند. پدرانی که هرچه تلاش می‌کنند و به هر دری می‌زنند تا اوضاع زندگی را سامان دهند به جایی نمی‌رسند. آنها روزبه روز بیشتر شرمنده می‌شوند، در خود فرو می‌روند و استیصال ناشی از این درد، خیلی وقت‌ها آنها را به سمت انجام کارهایی هدایت می‌کند که هیچ‌گاه به ذهنشان هم نمی‌رسیده است.

کد خبر : ۲۷۹۳۰۷
بازدید : ۶۴

به بهانه روز پدر، نگاهی داریم به شخصیت‌های به یادماندنی از پدرانی که در فیلم‌های مختلف برای فراهم کردن حداقل شرایط زندگی برای فرزندانشان در مضیغه‌ بوده‌اند.

بچه‌های آسمان | مجید مجیدی | 1375

85

پدر در فیلم «بچه‌های آسمان» کارگر پاک‌دستی است که حتی توان خرید کفش برای دخترش را هم ندارد.

در فیلم «بچه‌های آسمان» به کارگردانی مجید مجیدی، با پدری آبرومند مواجهیم که به خاطر بیکاری توان خرید مایحتاج خانه را ندارد و مجبور است به عنوان باغبان در خانه‌های ویلایی بالاشهر کار کند. صبح‌های جمعه همراه پسرش راه می‌افتد و با دوچرخه به محله‌های بالای شهر می‌رود تا شاید بتواند به عنوان باغبان کاری پیدا کند. در این شریط دختر این خانواده کفش‌هایش را بر اثر بی‌احتیاطی برادرش گم می‌کند. پسر که از وضع مالی پدر مطلع است تلاش می‌کند از ماجرای گم شدن کفش بویی نبرد و همین مسئله هم محور اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد. پسر برای فشار نیاوردن به پدر، تصمیم می‌گیرد در مسابقه دومیدانی، نفر دوم شود تا جایزه‌‌ی آن را که یک جفت کفش است برنده شود و به خواهرش بدهد. مجیدی فقر و سرافکندگی پدر و تلاش‌های فرزندان برای حفظ آبروی او را در این فیلم به تصویر می‌کشد.

عزیزم من کوک نیستم | محمدرضا هنرمند | 1380

86

«عزیزم من کوک نیستم» تصویری تلخ از استیصال یک پدر برای ّبرآورده کردن نیاز پسرش را پیش‌روی مخاطب می‌گذارد.

محمدرضا هنرمند سال 1380 از وضع مالی نامناسب یک پدر و نداشتن توان مالی خرید کامپیوتر برای پسرش صحبت به میان می‌آورد. شخصیت اصلی، منشی دادگستری است. او به پسرش وعده خرید کامپیوتر می‌دهد اما پولش به خرید آن نمی‌رسد و پیش او خجالت‌زده می‌شود. فشار زیاد سرافکندگی مقابل پسر، باعث می‌شود پدر دست به کاری بزند که هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کرده. او همراه یک خلافکار، پسر یکی از مراجعین ثروتمند به دادگاه را گروگان می‌گیرد و از خانواده‌اش درخواست یک میلیون پول می‌کند اما از آنجایی که این‌کاره نیست، گروگان‌گیری‌اش به جایی نمی‌رسد و خیلی زود لو می‌رود و زندانی می‌شود. پرویز پرستویی در این فیلم شمایلی از پدری شرمنده اما عمل‌گرا را به تصویر می‌کشد.

ارتفاع پست | ابراهیم حاتمی‌کیا | 1381

87

«قاسم» تصویری واضح از یک پدر مستاصل و به بن‌بست رسیده است.

در فیلم «ارتفاع پست» که براساس یک ماجرای واقعی ساخته شده، فردی به نام قاسم که بعد از جنگ در خوزستان وضع مالی بسیار بدی پیدا کرده، به خاطر نبودن یک آمپول، پسرش به بیماری حرکتی دچار شده و در اوج بیکاری مجبور است یک تنه خرج همه خانواده را بدهد، از خستگی به استیصال می‌رسد. با هدف ربودن هواپیما و سفر به سمت جایی که بتواند زنده بماند و زندگی کند، همه فامیل را سوار هواپیما می‌کند. او می‌داند که اگر فرزند دومش به دنیا بیاید نمی‌تواند زندگی بهتری برایش فراهم کند و با این تصمیم می‌خواهد یکبار برای همیشه همه خانواده‌اش را نجات دهد. استیصال قاسم، عصیانگری‌اش و موقعیتی که خودش و خانواده را در آن قرار می‌دهد، یکی از بهترین موقعیت‌ها برای نمایش یک پدر سرخورده است.

مهمان مامان | داریوش مهرجویی | 1382

88

داریوش مهرجویی در «مهمان مامان» تصویری متفاوت از یک پدر زحمتکش را نشان می‌دهد.

در «مهمان مامان» پدر خانواده که آپاراتچی سینما بوده، مدتی است بیکار شده و آه در بساط ندارد. پدر با اینکه می‌داند پولی برای آماده کردن غذا در خانه نیست، به رسم همیشه به مهمان‌ها اصرار می‌کند شام را بمانند. چون نمی‌تواند اجازه دهد مهمان‌ها گرسنه از خانه‌اش بیرون بروند. این اصرار عرصه را برای همسرش عفت تنگ می‌کند و نداشتن مایحتاج پخت شام و انداخت سفره برای مهمان‌ها به چالشی جدی برایش تبدیل می‌شود.. همسایه‌ها و دوست و آشنا به کمک می‌آیند و بالاخره بعد از تحمل اضطراب و فشار زیاد، عفت سفره شام مفصلی جلو آنها می‌گذارد. «مهمان مامان» فقر و بیکاری را مقابل یک عمر زندگی با آبرو قرار داده و تصویری زیبا درعین‌حال تلخ به تصویر می‌کشد.

آواز گنجشک‌ها | مجید مجیدی | 1386

89

مجیدی در فیلم «آواز گنجشک‌ها» بازهم سراغ پدری رفت که غم نان دارد.

در «آواز گنجشک‌ها» به کارگردانی مجید مجیدی، پدری که با خانواده‌اش در حومه شهر زندگی می‌کند توانایی خرید سمعک برای دختر کم‌شنوایش را ندارد. هزینه تعمیر یا خرید سمعک به قدری بالاست که با دستمزدی که می‌گیرد نمی‌تواند از پس آن بربیاید. کریم زندگی‌اش را از راه پرورش شترمرغ می‌گذراند و با گم شدن یکی از شترمرغ‌ها اوضاعش بدتر هم می‌شود. به تهران می‌آید و به مسافرکشی رو می‌آورد. زندگی‌اش با فقر گره خورده اما با ورود به شهر نگاهش به زندگی تغییر می‌کند و آرزوهای بزرگتری در سر می‌پروراند. خیلی وقت‌ها در اوج نا امیدی، به جای گله و شکایت و اشک و آه، فقط سعی می‌کند شرایط خوشایندی ایجاد کند. بخش مهمی از جذابیت فیلم «آواز گنجشک‌ها» فیلم به شدت متکی به کاراکتر کریم است؛ پدری فقیر و رنج‌کشیده که با لحن طنز و رفتار بامزه‌اش، سیاهی فیلم را کمتر کرده است.

جدایی نادر از سیمین | اصغر فرهادی | 1389

90

صمد در «جدایی نادر از سیمین» برای گذران زندگی‌‌اش حاضر است همسرش را وادار به قسم دروغ کند.

در «جدایی نادر از سیمین» با مردی از طبقه فرودست با بازی شهاب حسینی روبه‌رو هستیم؛ مردی که وضع مالی خوبی ندارد و به همین دلیل همسر باردارش برای گذران زندگی یواشکی برای کار به خانه نادر می‌رود. حجت هم برای فرزندش پدر خوبی است و هم در کل مردی قابل احترام. وقتی متوجه می‌شود نادر همسرش را هل داده و جنین توی شکم همسرش مرده است، دیگر نمی‌تواند سکوت کند. او مقابل نادر می‌ایستد و حاضر نمی‌شود به این راحتی از حق پدری‌اش بگذرد. رفتار خوبی با دخترش دارد و وقتی در موقعیت دفاع از خانواده‌اش قرار می‌گیرد با خشم به نادر می‌گوید: «واقعا تصور شما از ما چیه؟ فکر می‌کنید صبح تا غروب مثل حیوان می‌افتیم روی زن و بچه‌مون و کتکشون می‌زنیم؟» حسینی بازی یک دست، باورپذیر و کاملا قابل درک از خودش به نمایش گذاشته و این شخصیت فرعی را در ذهنمان ماندگار کرده است.

بدون تاریخ بدون امضا | وحید جلیلوند | 1395

91

پسر موسی در فیلم «بدون تاریخ، بدون امضاء» قربانی نداری پدرش می‌شود.

در فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» با شخصیتی به نام موسی با بازی نوید محمدزاده مواجهیم؛ مردی از طبقه فرودست جامعه که به خاطر وضع مالی بسیار بد در یک کشتارگاه کار می‌کند و مرغ‌هایی را که از بیماری مرده‌اند به دلیل ارزان بودن به خانه می‌برد. بعد از مرگ پسرش از اینکه به خاطر تنگ‌دستی، مرغ مرده برای خانواده‌اش آورده، به عذاب‌وجدان دچار می‌شود و در کشتارگاه جنجال به پا می‌کند. او مدام از سوی خانواده سرکوفت می‌خورد و از فقر خودش به ستوه می‌آید. وقتی می‌فهمد ماجرای مرگ به مرغ‌های آلوده ربطی نداشته، بار دیگر در جایگاه یک پدر مقابل عامل مرگ پسرش می‌ایستد. موسی یکی از بهترین بازی‌های نوید محمدزاده است و با گریم متفاوت روی صورت و لباس‌هایش حس مردی در این موقعیت را به‌خوبی منتقل می‌کند.

روشن | روح‌الله حجازی | 1399

92

رضا عطاران در فیلم «روشن» نماد پدری است که شرمنده بچه‌اش است.

روشن» درباره زندگی مردی عاشق سینماست که تمام سرمایه‌اش را برای پیش‌خرید یک واحد از برج‌های اطراف تهران صرف کرده و حالا که مسئولان پروژه به قولشان عمل نکرده‌اند و خانه‌ها نیمه‌کاره باقی مانده، زندگی‌اش درحال فروپاشی است. همسرش او را ترک کرده تا خودش زندگی‌اش را بچرخاند و دخترش هم از زندگی کنار او در یک خانه محقر راضی نیست. روشن حتی توانایی خرید یک اسباب‌بازی ساده را هم برای دخترش ندارد و مدام سرخورده‌تر می‌شود. همسرش و دیگران او را تحقیر می‌کنند، اما روشن توان تغییر در خودش نمی‌بیند. به لحاظ شخصیتی نمی‌تواند دست به اقدامی بزند و حقش را بگیرد. روشن عاشق سینماست و وقتی عرصه بر او تنگ می‌شود به دنیای فیلم‌ها پناه می‌برد تا در سایه خیال زندگی‌اش را التیام ببخشد. نهایتا در پایان فیلم دست به عصیان‌گری می‌زند اما باز هم نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد.

قهرمان | اصغر فرهادی | 1400

93

«قهرمان» شمایلی است از تصویر یک پدر شکست خورده.

داستان فیلم «قهرمان» اصغر فرهادی، درباره مردی به نام رحیم است که به خاطر بدهی 150 میلیونی باید سال‌ها در زندان بماند. او به خاطر برگرداندن کیف پر از سکه طلا به یک قهرمان تبدیل می‌شود و تنها پسرش که لکنت زبان دارد به او افتخار می‌کند. وقتی برای دریافت جایزه روی سن می‌رود، پسر به خاطر چنین پدری سرش را بالا می‌گیرد. رفته‌رفته اما موقعیت تغییر می‌کند و پسر که کماکان تابلوی قهرمانی پدر را به دست دارد، با شرایطی جدید روبه‌رو می‌شود. او باید از پدر دفاع کند اما مدام پس زده می‌شود. وقتی برای اثبات قهرمانی پدر، از پسر می‌خواهند که با همان لکنت زبان مقابل دوربین قرار بگیرد و کاری کند تا پدری که عنقریب است مجددا به زندان بیفتد از این شرایط خلاص شود، رحیم چنین اجازه‌ای نمی‌دهد و نمی‌گذارد لکنت زبان پسرش به وسیله‌ای برای دفاع از خودش تبدیل شود. رحیم دوباره به زندان می‌افتد اما در نقطه پایان، نگاه پسر به او با همیشه فرق می‌کند.

رها | حسام فرهمند | 1403

94

شهاب حسینی در «رها» به بهترین شکل تصویر یک پدر مستاصل را ایفا کرده است.

در فیلم «رها»، پدر با بازی شهاب حسینی وضع مالی مناسبی ندارد و نمی‌تواند زندگی خوبی برای همسر و فرزندانش مهیا کند اما سعی می‌کند آنها را به بهتر شدن اوضاع امیدوار نگه دارد. زمانی که می‌فهمد لپ‌تاپ دخترش را دزدیده‌اند و پولی برای انجام پروژه‌هایش ندارد، باز هم با خوشبینی سراغ تهیه لب‌تاپ جدید می‌رود و مقابل سرکوفت‌های همسرش دم نمی‌زند. تا جایی که بالاخره با واقعیت زندگی‌اش مواجه می‌شود و دیگر ظرفیتی برای ادامه دادن ندارد. او تلاش می‌کند مثل پدرهایی مسئولیت‌پذیر رفتار کند و هربار به در بسته می‌خورد. اجازه نمی‌دهد حتی در بدترین شرایط هم بچه‌هایش احساس ناامیدی کنند. با وجود اینکه خوشبین به نظر می‌رسد اما شرمندگی دائمی را می‌توان در چهره‌اش دید. ای پدر در طول فیلم به سمت فروپاشی می‌رود و در سکانس پایانی فیلم اوج نابودی این پدر را می‌بینیم.

منبع: فیلم نیوز

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید