کودکی که زود متولد شد؛ نگاهی به سریال «شیش ماهه»
مدیری تا پیش از این با نویسندگانی کار میکرد که شوخی ساز و موقعیت ساز بودند اما در شیش ماهه نویسندگان باز آفرین هستند اما در عمق نه. جریان سریال سازی در ایران سالها نشان داده که نباید دست به یک ترکیب برنده زد، قائدهای نانوشته که عدم رعایت آن همیشه نتایج مطلوبی بر جای نگذاشته.
این روزها تلویزیون صحنه پخش سریال تازه مهران مدیری است؛ سریالی که از نظر رنگ و لعاب و چینش بازیگر در میان سایر سریالهای این روزها یک سر و گردن بالاتر است و با ترکیب و چیدمانی که انتخاب کرده، قصد فتح قلههای موفقیت را دارد اما بعد از پخش چند قسمت نشان داد که همچون اسمش شیش ماهه، کودکی است که عجولانه پا به عرصه زیست تصویری گذاشته. در ادامه نگاهی دقیق داریم به آنچه باید باشد اما نشد.
مواد اولیه مهمتر از آشپز
کرهایها یک مثال دارند که عنوان میکند مواد اولیه از آشپز مهمتر است، در کارهای مهران مدیری تا امروز، اگر نگاهی دقیق بیاندازیم، متن عامل مهم بوده است، ماده اولیهای که مدیری به عنوان یک آشپز توانسته با آن محصول خوش رنگ و مزه نهایی را پیش روی مخاطب بگذارد، کارهایی که در آنها ردپای قاسمخانیها، مرحوم الوند، امیرمهدی ژوله و گاه امیر برادران و امیروفایی در آن دیده شده، نکتهای که مهران مدیری در طول کارنامهکاریاش در عمل به انکار آن برآمده، نکتهای که خود را در شیش ماهه به طور کامل نشان داده است.
نویسندهگان این سریال به دور از شناخت فضای ذهنی مخاطب هستند، سریالی که هر قسمت آن بین آیتم و خط روایی قصه سر در گم است. نکته دیگر اینکه در کارهای مهران مدیری تا پیش از این، مانند سریالهای موفق در حاشیه، قهوه تلخ، مرد هزارچهره و ...شوخی از دل متن قصه به فضای مجازی سرایت میکرد اما در این سریال میبینم که شوخیها و تکیهکلامهای متوسط فضای یوتیوبری و اینستاگرامی پای خود را به این سریال باز کرده، شوخیهایی که ماهها است مخاطب از آنها گذر کرده، شوخیهای تاریخ مصرف گذشته برای مردم حتی در رخت و لباس تازه نیز جذابیت ندارد و آن را پس میزند، اشتباهی که تیم نویسندگان این سریال مرتکب شدند.
مدیری تا پیش از این با نویسندگانی کار میکرد که شوخی ساز و موقعیت ساز بودند اما در شیش ماهه نویسندگان باز آفرین هستند اما در عمق نه. جریان سریال سازی در ایران سالها نشان داده که نباید دست به یک ترکیب برنده زد، قائدهای نانوشته که عدم رعایت آن همیشه نتایج مطلوبی بر جای نگذاشته.
پتانسیلهای خاموش
تیم بازیگری سریال شیش ماهه تیم خوبی است و این بار مدیری برعکس سریال قبلی خود در شبکه نمایش خانگی «قهوه پدری»، ترکیب مناسبی از بازیگران را انتخاب کردهاست، اما این گروه از بازیگران چرا توقع مخاطب را برطرف نمیکنند؟
حسن معجونی با آن شیرینی نهفته درونیاش، محمد شعبانپور با آن پتانسیل بالا و بازیهای قابل قبول و جذاب مانند نمایش کتابخانه نیمه شب، ناهید مسلمی با آن نمک ذاتیاش، جواد رضویان و اکت و بیانهای خاطره انگیز، نیما شعباننژاد و آن تیپ سازیهای به یاد ماندنی و سایر بازیگران همه انگار در یک قفس شیشهای محصور شدهاند.
این قفسی است که بخشی از آن متعلق به متن است، متنی که نتوانسته ظرفیت بازیگران و این ترکیب قابل قبول را بیرون بکشد و اجازه بروز «آنِ» کمدی را به بازیگران نداده است. مورد دیگر هدایت بازیگران است، بازیگران شیش ماهه در مسیر متن سردرگماند و عدم وجود یک بازیگردان کاملا در این سریال احساس میشود که میتوانست نهایت ظرفیتهای اجرایی بازیگران را به نمایش بگذارد و این سریال با موجی از انرژیهای تلف شده بازیگری روبهرو نمیشد.
طبقه فراموش شده
در سریال شیش ماهه به نظر میآید مهران مدیری از فضای روز جامعه دور است، لحن خندیدن و خنداندن را از دست داده، یک علت آن را میتوان فاصله طبقاتی با متن جامعه متوسط و پایینتر دانست. اگر به طور سریع و صریح بخواهیم با سریال پایتخت مقایسه کنیم این است که چطور بعد از چندین فصل با تمام نقدهایی که به آن است هنوز توانسته مخاطب را پای تصویر نگه دارد؛ پایتخت با دغدغههای طبقه متوسط و ضعیف جامعه همخوانی دارد
اما شیش ماهه اگر پای آن حتی لیبل بخورد ساخته ترکیه یا فنلاند در ماهیت سریال تغییری ایجاد نمیشود، مخاطب امروز میخواهد خودش و دغدغههایش را ببیند، کاریکاتوری از روزمرگی جامعهای که در آن زیست میکند، تا بر زخمهای روزگارش چسب زخمی موقت بگذارد، توقع مخاطب امروز از سریال و نمایش کمدی ایرانی این است.
نکتهای که نباید توسط سریالسازان فراموش شود. مخاطب ایران وقتی پای کمدی رئال مینشیند دوست دارد در هوای کمیک روزمرهاش تنفس کند. شناخت مخاطب در سریال سازی این روزها مهمترین نکته است و لازم است حتی پیش از شروع متن، تیم پژوهشی به قلب جامعه برود و ذائقهسنجی کند، نیازی که با دیدن سریالهای حوزه کمدی بیشتر احساس میشود.
شمایل یک نوستالژی
مهران مدیری هنوز برای بخش زیادی از مخاطبان شمایل زنده دوران خوش کمدی در جریان سریالسازی و تلویزیون است، شمایلی که هنوز از خاطرات مخاطب نرفتهاست اما در مسیر کمرنگ شدن است، مدیری باید قدر گذشته را بداند و دوباره به متن مردم و قصههای آنها باز گردد تا بتواند با مخاطب خسته این روزها آشتی برقرار کند. در میان مردم قدم بزند، با دوستان و هم تیمیهای قدیمی هم نفس شود تا بتواند دوباره به روزهای اوج سریال سازی خودش که مخاطب را به پای تلویزیون میکشاند و خیابان را خلوت میکرد برگردد.
تماشاگر این روزها در پیوند مستمر با فضای مجازی خیلی سخت اجازه خطا به هنرمند این روزگار میدهد، چون منوی تماشا گسترده است، در جریان سریال سازی یوتیوبری و به قول سریال در جهان استریم، وفور تنوع فرصت خطا نمیدهد. باید قدر مخاطب وفادار را دانست و به او و سلیقهاش احترام گذاشت.
منبع: هفت صبح