تصاویر| ۱۰ سریال جنگی تماشایی و جذاب که اسمشان را نشنیدهاید؛ از Nuremberg تا My Dearest
بسیاری از این سریالها خارجیاند و همین موضوع احتمالاً باعث شده کمتر شناخته شوند، بااینحال آثاری باکیفیت هستند که بهخوبی بیهودگی و خشونت جنگ را به تصویر میکشند. در ادامه این مطلب شما را با ۱۰ سریال جنگی دیدنی اما گمنام آشنا میکنیم.
سریالهای تلویزیونی با محوریت جنگ در سالهای اخیر بهشدت محبوب شدهاند، بهویژه با گسترش پلتفرمهای استریم و امکان تماشای درخواستی. آثار بزرگی در این ژانر مانند جوخه برادران (Band of Brothers) سالهاست که در اوج قرار دارند و همواره در میان بهترین سریالهای جنگی تاریخ از نگاه مخاطبان دیده میشوند. اما در کنار آنها، آثار کمتر شناختهشدهی زیادی وجود دارد که شایستهی دیده شدن دوباره هستند.
بسیاری از این سریالها خارجیاند و همین موضوع احتمالاً باعث شده کمتر شناخته شوند، بااینحال آثاری باکیفیت هستند که بهخوبی بیهودگی و خشونت جنگ را به تصویر میکشند. در ادامه این مطلب شما را با ۱۰ سریال جنگی دیدنی اما گمنام آشنا میکنیم.
بهترین سریالهای جنگی که نامشان را نشنیدهاید
۱۰. Shaka Zulu (1986)
۹. Women at War (2022)
۸. Nuremberg (2000)
۷. China Beach (1988–۱۹۹۱)
۶. X Company (2015–۲۰۱۷)
۵. ۳۷ Days (2014)
۴. Morocco: Love in Times of War (2017)
۳. ۱۸۶۴ (۲۰۱۴)
۲. Gallipoli (2015)
۱. My Dearest (2023)

۱۰- Shaka Zulu (۱۹۸۶)
شاکا زولو یک مینیسریال جنگی بسیار نادیده گرفته شده است که در آفریقای جنوبی ساخته شد. داستان این سریال در پادشاهی زولو در اوایل قرن نوزدهم میگذرد و زندگی پادشاه شاکا (با بازی هنری سله) و مسیر به قدرت رسیدن او، همراه با نبردهایش علیه نیروهای استعمارگر بریتانیا را روایت میکند. این سریال همچنین گسترش سریع امپراتوری زولو را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه شاکا خود را بهعنوان یکی از بزرگترین و شناختهشدهترین پادشاهان منطقه تثبیت کرد.
این مینیسریال دهقسمتی در زمان پخش خود محبوب بود، اما بهمرور در گذر زمان به فراموشی سپرده شد؛ تا جایی که بسیاری امروز حتی از وجود آن خبر ندارند. این واقعاً تأسفبرانگیز است، زیرا شاکا زولو به یکی از مقاطع سرنوشتساز تاریخ آفریقای جنوبی میپردازد و از معدود آثار رسانهای است که به شکلی واقعی آن دورهی زمانی را بازتاب میدهد. اگر به تاریخ جهان علاقهمند هستید، این سریال از همان ابتدا شما را جذب میکند و تا پایان رهایتان نخواهد کرد.

۹- Women at War (۲۰۲۲)
زنان در جنگ یک مینیسریال است که توسط سازندگان فرانسوی و بلژیکی برای نتفلیکس تولید شد. داستان این سریال جنگی در جریان جنگ جهانی اول روایت شده و همانطور که از عنوانش پیداست، بهجای مردان گرفتار در سنگرها، بر زنانی تمرکز دارد که کیلومترها دورتر از خطوط مقدم حضور دارند. چهار زن از چهار طبقه و سبک زندگی کاملاً متفاوت، زمانی وارد عواقب جنگ میشوند که دولت مشارکت همگانی مردم را در کارزار نظامی خود مطالبه میکند. با وجود آنکه این زنان اجازهی حضور در خطوط مقدم نبرد را ندارند، هرکدام راهی برای حمایت از کارزارهای جنگی از پشت جبهه پیدا میکنند.
این مینیسریال هشتقسمتی درامی دربارهی قهرمانان گمنام جنگ است؛ کسانی که در پشت جبهه میمانند و وظیفهی تهیهی تدارکات و بستهبندی غذا برای مردان شجاعی را بر عهده دارند که در خط مقدم میجنگند. منظور این نیست که سربازان شایستهی قدردانی نیستند، بلکه مردم عادی که تمام توان خود را برای کمک به آنها بهکار میگیرند، اغلب نادیده گرفته میشوند. این سریال دقیقاً به همین دلیل شایستهی تحسین است؛ نکتهای که بسیاری از منتقدان نیز با آن موافق بودند. این اثر بهخاطر نمایش زنان توانمند و نقش مهم آنها بهعنوان پرستار و تأمینکنندهی تدارکات در دوران جنگ مورد ستایش قرار گرفت، اما هرگز در رادار مخاطبان جریان اصلی نتفلیکس قرار نگرفت.

۸- Nuremberg (۲۰۰۰)
نورنبرگ یک مینیسریال دو قسمتی است که توسط شبکهی TNT در ایالات متحده و CTV در کانادا تولید شد. همانطور که از نامش پیداست، داستان سریال پس از پایان جنگ جهانی دوم رخ میدهد؛ زمانی که نیروهای متفقین شماری از مقامات نازی را بهدلیل جنایات هولناک جنگیِ رایش سوم، از جمله هولوکاست، به دادگاه کشاندند. در این سریال کوتاه از تصاویر واقعی و تاریخی اردوگاههای کار اجباری دوران آلمان نازی استفاده شده است؛ موضوعی که با وجود ماهیت دراماتیک اثر، سنگینی و واقعیت محاکمهها را بسیار ملموستر میکند.
الک بالدوین در این سریال نقش رابرت اچ. جکسون، قاضی دیوان عالی ایالات متحده و یکی از دادستانهای اصلی دادگاه نورنبرگ را ایفا میکند. در واقع، تقریباً تمام بازیگران این مجموعه نقش شخصیتهای واقعی تاریخی را بر عهده دارند؛ از قضات و مقامات نظامی متفقین گرفته تا جنایتکاران جنگی نازی. این اثر صرفاً یک سریال جنگی نیست، بلکه یک درام دادگاهی پرتنش دربارهی برخی از فجیعترین جنایات قابل تصور بشریت است؛ اثری که بهدلیل اهمیت محتوایش، تماشای آن کاملاً ضروری به نظر میرسد.

۷- China Beach (۱۹۸۸–۱۹۹۱)
ساحل چین سریالی ترکیبی است که همزمان بهعنوان یک درام پزشکی و یک درام تاریخیِ جنگی عمل میکند. داستان در جریان جنگ ویتنام میگذرد و زندگی یک پرستار آمریکایی اهل کانزاس را دنبال میکند که برای کمک به موج عظیم سربازان مجروح آمریکایی، به ویتنام اعزام میشود و در بیمارستانهای صحرایی مشغول به کار میشود. این سریال نهتنها چهرهی جنگ فراتر از بمب و گلوله را نشان میدهد، بلکه پیامدهای روانی و ویرانگر نبرد بر ذهن انسان را نیز بهتصویر میکشد.
China Beach در سال ۱۹۹۱ موفق به دریافت جایزهی گلدن گلوب بهترین سریال درام شد و در زمان خود موفقیتی چشمگیر بهحساب میآمد. بااینحال، امروزه کمتر کسی دربارهی آن صحبت میکند و به نظر میرسد بسیاری این سریال را به فراموشی سپردهاند؛ موضوعی که با توجه به کیفیت بالای آن، واقعاً تأسفبرانگیز است. اگر به درامهای جنگی یا پزشکی (یا هر دو) علاقه دارید، حتماً به China Beach فرصت تماشا بدهید؛ پشیمان نخواهید شد.

۶- X Company (۲۰۱۵–۲۰۱۷)
اگر نکتهای باشد که بسیاری از فیلمها و سریالهای جنگی از آن غفلت میکنند، نقش کشورها و ملتهای کوچکتر و کمحاشیهتر در جنگ جهانی دوم است. کانادا، بهویژه، بهعنوان کشوری شناخته میشود که در هر دو جنگ جهانی نقش مهمی ایفا کرد، بااینحال آثار سینمایی و تلویزیونی بسیار کمی دربارهی نیروهای کانادایی در این دو نبرد ساخته شده است. اینجاست که گروهان ایکس وارد میدان میشود؛ پروژهای مشترک میان سازندگان کانادایی و مجارستانی که آموزش نیروهای ویژه در کمپ موسوم به «کمپ ایکس» در نزدیکی تورنتو در استان اونتاریو را به تصویر میکشد.
این سریال در نهایت تا سه فصل ادامه یافت و عمدتاً از بازیگران کانادایی بهره میبرد؛ از جمله هیو دیلون، خوانندهی اصلی گروه راک The Headstones. منتقدان از این سریال جنگی بهدلیل پرداختن به بخشی کمتر دیدهشده از تاریخ و نمایش موفق نقش حیاتی کانادا در کارزارهای کلی جنگی، بهشدت استقبال کردند. نه اینکه کانادا شایستهی تمام اعتبار باشد، اما بدون تردید سزاوار توجهی بیش از آن چیزی است که سینما و تلویزیون معمولاً به آن دادهاند. در هر صورت، X Company سریالی بود که با موفقیت قابلتوجهی روبهرو شد، اما هرگز در سطح بینالمللی آنچنان که باید، مورد توجه قرار نگرفت.

۵ – ۳۷ Days (2014)
۳۷ روز یک سریال تلویزیونی بریتانیایی است که بدنبال اتفاقات پس از ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند در سارایوو روایت میشود. پیش از این واقعه، ملیگرایی و امپریالیسم در اروپا بهشدت در حال گسترش بود و با شکلگیری اتحاد میان بسیاری از امپراتوریهای بزرگ، این قاره عملاً به بشکهای باروت تبدیل شده بود که هر لحظه امکان انفجار داشت. ترور آرشیدوک همان ضربهی نهایی بود؛ جرقهای که واکنش زنجیرهای عظیمی را آغاز کرد و بعدها به جنگ جهانی اول انجامید.
داستان، سرگذشت گروهی از مقامات نظامی و اشراف بریتانیایی را در روزهای پس از ترور آرشیدوک فردیناند را دنبال میکند؛ در فاصلهی ۳۷ روزهای میان زمان مرگ او و لحظهای که جنگ جهانی اول بهطور رسمی در اروپا آغاز شد. این مینیسریال سهقسمتی بهخاطر دیالوگهای هوشمندانه و بازیهای بسیار خوب گروه بازیگران باتجربهاش مورد تحسین قرار گرفت. با وجود آنکه هیچ صحنهی اکشنی در آن وجود ندارد، ۳۷ روز بهخوبی موفق میشود تنش فزاینده آن دوران را به مخاطب منتقل کند و او را با نزدیک شدن تدریجی اروپا به یکی از تاریکترین مقاطع تاریخش همراه سازد.

۴ – Morocco: Love in Times of War (2017)
مراکش: عشق در دوران جنگ که در اسپانیا با نام Tiempos de Guerra شناخته میشود، یک سریال اسپانیایی است که بر جنگ ریف تمرکز دارد؛ جنگی که از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ ادامه داشت. این درگیری در مراکش میان تاجوتخت اسپانیا و قبایل بربر محلی رخ داد؛ قبایلی که منطقهی ریف را بهعنوان یک جمهوری مستقل اعلام کرده بودند. هرچند این جنگ در نهایت با پیروزی اسپانیا به پایان رسید، این سریال بهخوبی تنش و فضای سنگین این درگیری کمتر شناختهشده را به مخاطب منتقل میکند.
بخش عمدهای از داستان در شهر ملیلا میگذرد؛ شهری در مراکش که تا امروز نیز از نظر حقوقی بخشی از خاک اسپانیا محسوب میشود. شخصیتهای اصلی گروهی از پرستاران هستند که به دستور ملکهی اسپانیا برای رسیدگی به مجروحان به این شهر اعزام میشوند. آنها در این مسیر از نزدیک با واقعیتهای خشن جنگ روبهرو میشوند، اما در عین حال وارد روابط عاشقانهای با سربازان اسپانیایی مستقر در منطقه میشوند. این سریال بیشتر یک درام تاریخی عاشقانه است و نباید انتظار صحنههای اکشن زیادی از آن داشت. با این حال، بازخوردهای مثبتی از منتقدان دریافت کرد و بهخاطر پرداختن به جنگی که بهتدریج به حاشیهی تاریخ رانده شده، شایستهی توجه است.

۳ – ۱۸۶۴ (۲۰۱۴)
۱۸۶۴ یک مینیسریال دانمارکی هشتقسمتی است که بر اساس دو رمان نوشتهی تام بوک-سوینتی، نویسندهی دانمارکی ساخته شد. داستان در جریان جنگ دوم شلسویگ رخ میدهد؛ جنگی میان دانمارک و اتحاد پروس و اتریش. این درگیری جنگی است که دانمارک از همان ابتدا در آن محکوم به شکست بود و در نهایت بخش قابلتوجهی از قلمرو خود را طی آن از دست داد. روایت سریال از زاویهی دید گروهی از دانشآموزان در سال ۲۰۱۴ آغاز میشود که در یک سفر آموزشی به میدان نبردی تاریخی میروند؛ جایی که بخش اصلی داستان در آن شکل میگیرد.
در بازگشت به سال ۱۸۶۴، این سریال داستان زندگی دو برادر دانمارکی را دنبال میکند که به خدمت سربازی فراخوانده میشوند و در نبرد دیوبول، یکی از سرنوشتسازترین نبردهای این جنگ، حضور دارند. نقطهی قوت این سریال جنگی پرداختن به درگیری است که بسیار کم، یا شاید هرگز، در دیگر آثار تلویزیونی مورد توجه قرار نگرفته است. این مجموعه همچنین با حضور پیلو آسبک، بازیگر شناختهشدهی دانمارکی، همراه است؛ چهرهای که دیدنش در هر سریال جدیدی برای بسیاری از مخاطبان جذاب خواهد بود. هرچند این مینیسریال اقتباسی بهدلیل نحوهی پرداخت شخصیتهای رمانهای سوینتی با انتقادهایی مواجه شد، اما در مجموع منتقدان آن را بهخاطر جنبههای متعدد دیگرش تحسین کردند و به همین دلیل، سریالی است که قطعاً ارزش یکبار تماشا را دارد.

۲ – Gallipoli (2015)
احتمالاً بسیاری تا امروز نام فیلم گالیپولی محصول سال ۱۹۸۱ را شنیدهاند. آن اثر شاخصِ جنگ جهانی اول با بازی مل گیبسون، به عملیات پیادهسازی نیروها در سواحل شبهجزیرهی گالیپولی در ترکیهی امروزی و در جریان جنگ جهانی اول میپردازد. هدف از این عملیات در سال ۱۹۱۵، گشودن جبههای تازه در جنگ و منحرف کردن توجه نیروهای عثمانی بود، اما این کارزار به شکستی فاجعهبار انجامید؛ زیرا نیروهای عثمانی موفق شدند در برابر تهاجم ارتشهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و نیوزیلند از گالیپولی دفاع کنند.
مینیسریال Gallipoli محصول سال ۲۰۱۵ تمرکز خود را بر جنگجویان کمتر دیدهشدهی این نبرد گذاشته است؛ یعنی نیروهای استرالیایی. این نیروها که تحت فرماندهی ارتش بریتانیا میجنگیدند، در طول یک دورهی دهماهه متحمل تلفات سنگینی شدند، اما با وجود شجاعتشان اغلب نادیده گرفته شدهاند. این سریال جنگی یک اثر کاملاً استرالیایی است و در داخل کشور با استقبال خوبی مواجه شد، اما آنطور که شایستهاش بود نتوانست در سطح بینالمللی مطرح شود. این موضوع تأسفبرانگیز است، زیرا گالیپولی تصویری بهشدت تکاندهنده از خشونت جنگ جهانی اول ارائه میدهد و از نظر احساسی تجربهای سنگین و تأثیرگذار بهشمار میآید.

۱ – My Dearest (2023)
عزیزترینم یک سریال کرهای عاشقانه است که در جریان تهاجم سلسلهی چینگ به چوسان در سال ۱۶۳۶ روایت میشود؛ رویدادی که در بیان امروزی میتوان آن را حملهی چین به شبهجزیرهی کره دانست. داستان بر دو شخصیت اشرافی برجسته تمرکز دارد. نخست لی جانگهیون با بازی نامکونگ مین، شخصیتی مرموز که تمایلی به فاش کردن گذشتهی شخصی خود ندارد. شخصیت دیگر یو گیلچه با بازی آن یون-جین است؛ وارث خانوادهای اشرافی. گیلچه و جانگهیون در بستر شرایط جنگی با یکدیگر آشنا میشوند و خیلی زود میان آنها عشقی عمیق شکل میگیرد.
اما این داستان عاشقانه بهتدریج به روایتی حماسی از تلاش برای بقا تبدیل میشود؛ زیرا جنگ آنها را از هم جدا میکند و هر یک ناچار میشوند بهتنهایی رشد کنند و مهارتهای تازهای بیاموزند. در تمام این مدت، هر دو با دلتنگی و نگرانی عمیق نسبت به معشوق خود زندگی میکنند. اگرچه پایان داستان خوش است، مسیر رسیدن به آن سرشار از رنج و اندوه طی میشود. در اصل با یک عاشقانهی تمامعیار روبهرو هستیم که شاید کمی احساساتی به نظر برسد، اما بهخوبی درد و رنج دو دلداده را به تصویر میکشد که با وجود عشق عمیق، بهواسطهی عواقب جنگ از هم دور ماندهاند. هرچند بیشتر طرفداران کیدراما احتمالاً این سریال را میشناسند، علاقهمندان به آثار عاشقانه یا جنگی که هنوز آن را ندیدهاند، حتماً باید به تماشایش فکر کنند.
منبع: روزیاتو