تصاویر| نوروز ۱۴۰۵ چه فیلمهایی ببینیم؟
در این مقاله قصد داریم به سراغ فیلمهایی برویم که در شرایط سخت روحی میتواند حال دلمان را خوب کند.
زمانی که حال انسان بد است، هنر پناهگاهی است برای فرار از ناامیدی. سنگری است برای خلق انگیزه. انگیزهای برای تلاش کردن و ادامه دادن. رسالت هنر به تصویر کشیدن حقایق تلخ جهان نیست. پلیدیهای دنیا را میتوان با زندگی در جامعه، دیدن و شنیدن اخبار و سرک کشیدن در شبکههای اجتماعی دید و حس کرد. هنر نشاندهنده نیست، نجات دهنده است. در این مقاله قصد داریم به سراغ فیلمهایی برویم که در شرایط سخت روحی میتواند حال دلمان را خوب کند.
Ninotchka (1939) -۱

نینوتچکا را میتوان شاهکار ارنست لوبیچ نامید. کارگردان آلمانی که بسیاری از بزرگان سینما از جمله بیلی وایلدر میراثدار هنر او هستند. اگر آثار لوبیچ را ندیده باشید، ممکن است هیچکاک را به عنوان بزرگترین کارگردان تاریخ سینما بدانید اما با تماشای شاهکارهای او مطمئنا نظرتان عوض خواهد شد. نینوتچکا فیلمی با تم سیاسی در خصوص کمونیست روسیه است اما بیشتر از آنکه مفهوم سیاسی داشته باشد، دارای حس و عواطف انسانی است.
نینوتچکا نقد ایدئولوژی کمونیست است، نه انسانهایی با تفکر و عقاید کمونیستی. لوبیچ با مهارت تمام به درون مردم روسیه نفوذ میکند و انسانیت آنها را فارغ از تفکرات و عقاید و جهانبینیشان بیرون میکشد و بهقدری با ظرافت این کار را انجام میدهد که مخاطب را نیز با خود همراه میکند. سپس از فرصت استفاده کرده و به نقد ایدئولوژی کمونیست میپردازد. نقدی بدون کوچکترین توهین، افترا و نگاه از بالا به پایین. در ضمن اگر قصد دارید عاشقانهترین اعدام تاریخ سینما را ببینید، فرصت مشاهده نینوتچکا را از دست ندهید.
Metropolis (1927) -۲

متروپولیس شاهکار کارگردان آلمانی دیگر یعنی فریتز لانگ است. متروپولیس هم تمی سیاسی دارد و برعکس نینوتچکا به نقد سرمایهداری میپردازد. جامعه کارگر که هر روز وارد زندان کار خود میشوند و مانند ربات در تمام طول روز و بیوقفه مشغول انجام وظیفه هستند تا شهردار شهر متروپولیس سرمایهدارتر شود. اثر درخشان لانگ ایمان انسان را به تصویر میکشد.
ایمانی که اگر پرورش پیدا نکند ممکن است باعث انحراف او شود و سرمایهداری خونخوار در کمین نشسته است تا از این انحراف به نفع حفظ و بقای خود استفاده کند. متروپولیس به انسان میآموزد که سرمایهداری از درون خود نابود و یا تعدیل میشود و برای رسیدن به این مهم باید اتحاد داشت. اتحاد نه روی یک فرد بلکه روی یک عقیده. عقیدهای که فارغ از هرگونه نژاد، جنسیت، مذهب، ملیت و دیدگاه سیاسی میتواند انسانها را از طریق انسانیتشان با یکدیگر متحد کند و علیه هرگونه نظام سیاسی سرمایهداری و حتی کمونیستی به پیروزی برساند.
Memento (2000) -۳

فیلم Memento قطعا جز بهترین و مهمترین آثار نولان است. کارگردان با نوع روایتی که به مخاطب ارائه میدهد حس او را درگیر هنر سینمایی خود میکند. نولان با خلق این فیلم، واقعیت را از طریق دستکاری زمان به چالش میکشد. قصد او هرگز به رخ کشیدن تکنیک سینماییاش نیست. ادا و اصول سینمای پست مدرن در دوربین و نوع روایت او دیده نمیشود. بازی با زمان در فرم فیلم او شکل میگیرد. استفاده از تصاویر سیاه و سفید در بعضی سکانسها و پلانهای رنگی در سکانسهای دیگر اوج تکنیک او است که در سکانس پایانی با هنرمندی تمام به یکدیگر پیوند میخورد. تم بازی با زمان در اکثر آثار نولان قابل مشاهده است اما مطمئنا در هیچکدام از آنها این تم تا این حد با فرم اثرش همخوانی ندارد. این کارگردان نامآشنا اگر دست روی آثاری بگذارد که دغدغه ذهنی او است و سفارشی نیست، قطعا آثار ارزشمندی خلق میکند.
Life is Beautiful (1997) -۴

زندگی زیباست فیلمی با تم جنگی ساخته روبرتو بنینی دوستداشتنی است اما درونمایه اثر چیزی فراتر از جنگ است. بنینی در این فیلم، جنگ را بهانهای برای به تصویر کشیدن جهانبینیاش میکند یعنی ساختن هدف در جهانی بیمعنا و محکوم به شکست. داستان فیلم در خصوص جوانی است که ایام شباب را به سرخوشی، شیطنت و شادمانی میگذراند. برای به دست آوردن معشوقهاش دست به هر کاری میزند و پس از ازدواج به مرد خانواده تبدیل میشود. حمله آلمان نازی و به اسارت گرفتن یهودان ایتالیایی، به قهرمان داستان زندگی زیباست هدف جدیدی میدهد؛ زنده نگه داشتن همسر و پسرش در اردوگاه اسرا. اگر آلبر کامو برای قهرمان داستانش سیزیف توانست هدفی خلق کند تا او را از عذاب خدایان در امان نگه دارد، قهرمان داستان بنینی هم میتواند اردوگاه نکبتبار نازیها را برای پسرش تبدیل به زمین بازیای کند که از او زنده بیرون بیاید. زندگی زیباست ثابت میکند که اگر دنیا جای قشنگی نیست اما در عوض ارزش جنگیدن را دارد.
Arrival (2016) -۵

دنی ویلنوو آثار خوب زیادی دارد اما Arrival بیشک یکی از مهمترین آنها است. فیلمی در ژانر علمی تخیلی و با محوریت زمان غیر خطی. بازی فوقالعاده امی آدامز در این فیلم فراموشنشدنی است. در دنیای Arrival زمان مفهوم خود را از دست میدهد و گذشته و حال و آینده یکی میشود. موجودات فضایی در اقصی نقاط کره زمین برای کمک به انسانها از راه میرسند اما زبان ارتباطیشان بهگونهای نیست که بتوان به آسانی آن را درک کرد. به همین خاطر سازمان امنیت آمریکا دست به دامان یک زبانشناس خبره و یک فیزیکدان کارکشته میشود. فیلمنامه اثر به خودی خود جذاب است و نوع روایت ویلنوو از این داستان، آن را جذابتر نیز میکند. زبان غیر خطی فضاییان خبر از زمان غیر خطی میدهد و همین امر باعث شوکی اساسی به مخاطب در پایان فیلم میشود. شوکی که در وهله اول جذاب نبوده و فرمشکن به نظر میرسد اما اگر فیلم بهدقت دیده شود، کارگردان نشانههایی را در اختیار بیننده قرار میدهد که میتواند مانع از بروز این شوک شود. Arrival قطعا جز مهمترین آثار علمی تخیلی تاریخ سینما است.
Palmer (2021) -۶

قصد نداشتم در این مقاله به معرفی فیلمهای دهه اخیر میلادی بپردازم اما هر چه با خود کلنجار رفتم، نتوانستم روی فیلم Palmer خط قرمز بکشم. اگر در دهه اخیر میلادی ۱۰ فیلم وجود داشته باشند که حال مخاطب را خوب کنند قطعا یکی از آنها Palmer است. Palmer روایتی هنرمندانه از انسانیت است، خلق انسان در مدیوم سینما است و در یک کلام اثری هنری است که اگر یکبار آن را ببینید تا پایان عمر فراموشتان نخواهد شد. این اثر باعث میشود که چشمهایتان را بشویید و جور دیگر ببینید. جوری که باعث شود به همه انسانها با هر عقیدهای که دارند احترام بگذارید. احترام به خود عقیده نه، به انسان دارای آن عقیده. Palmer مادرانگی را نیز محسوس میکند. مادری که در منجلاب اعتیاد دست و پا میزند اما وقتی پای پسرش به میان میآید قید همهچیز را میزند و برای رسیدن به او میجنگد. با دیدن این فیلم چشمها، گوشها و ناخودآگاهتان را تربیت کنید.
The Shop Around the corner (1940) -۷

مقالهای که با شاهکاری از لوبیچ آغاز شود حیف است که با فیلم دیگری از او به پایان نرسد. مغازه گوشه خیابان فیلمی به کارگردانی ارنست لوبیچ بزرگ و بازی فوقالعاده جیمز استوارت است. اگر فکر میکنید در یک فروشگاه کوچک، هریک از کارمندان مشغول به کار خود و سرگرم انجام وظیفهشان هستند سخت در اشتباهید. مغازه گوشه خیابان این موضوع را با روایتی سرگرمکننده و سینمایی به شما ثابت میکند. اگر قصد دارید عشق از نوع کلاسیک را در سینما تجربه کنید، فرصت دیدن این فیلم را از دست ندهید. رسیدن به معشوق مراحلی دارد که جیمز استوارت در این فیلم با شما در میان میگذارد. البته گاهی نیز ممکن است از دست او عصبانی شوید و بخواهید سرتان را به دیوار بکوبید. اشکالی ندارد، مطمئن باشید دیدن این فیلم ارزشش را دارد.
منبع: گیمفا