تصاویر| سینما فقط هالیوود نیست! معرفی 10 فیلم از 10 کشور مختلف

تصاویر| سینما فقط هالیوود نیست! معرفی 10 فیلم از 10 کشور مختلف

در این مطلب سراغ ۱۰ فیلم از ۱۰ کشور مختلف رفته‌ایم. آثاری که هرکدام نماینده بخشی از تنوع شگفت‌انگیز سینمای جهان هستند. این فهرست قرار نیست بهترین فیلم‌های جهان را معرفی کند، بلکه دعوتی است برای کمی دور شدن از هالیوود و کشف داستان‌هایی که شاید تا امروز فرصت تماشای آن‌ها را پیدا نکرده‌اید.

کد خبر : ۳۱۷۳۲۳
بازدید : ۰

هالیوود بدون شک یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جریان‌های تاریخ سینماست، اما سینما بسیار بزرگ‌تر از مرزهای آمریکاست. درست آن سوی مرزهای هالیوود، جهانی گسترده از داستان‌ها، فرهنگ‌ها، نگاه‌ها و شیوه‌های متفاوت فیلم‌سازی وجود دارد. جهانی که گاهی آن‌قدر متفاوت است که می‌تواند تعریف ما از یک فیلم خوب را تغییر دهد.

سینمای هر کشور، به نوعی آینه‌ای از جامعه و فرهنگ آن کشور است. همین تفاوت‌هاست که تماشای سینمای جهان را به تجربه‌ای فراتر از سرگرمی تبدیل می‌کند. البته قرار نیست برای کشف سینمای جهان، فیلم‌شناس حرفه‌ای باشید یا تمام آثار سینمایی تاریخ را تماشا کرده باشید.

گاهی فقط کافیست از انتخاب‌های همیشگی فاصله بگیریم و به فیلمی فرصت دهیم که در زبان، بازیگر، فرهنگ و حتی ریتم روایت با آنچه به آن عادت کرده‌ایم تفاوت دارد. در این مطلب سراغ ۱۰ فیلم از ۱۰ کشور مختلف رفته‌ایم. آثاری که هرکدام نماینده بخشی از تنوع شگفت‌انگیز سینمای جهان هستند. این فهرست قرار نیست بهترین فیلم‌های جهان را معرفی کند، بلکه دعوتی است برای کمی دور شدن از هالیوود و کشف داستان‌هایی که شاید تا امروز فرصت تماشای آن‌ها را پیدا نکرده‌اید.

21

سوئد؛ ترانه‌هایی از طبقه دوم – Songs from the Second Floor

بعضی فیلم‌ها را نمی‌توان صرفاً تماشا کرد! باید وارد جهان عجیب و غریبشان شد و مدتی در آن جهان ماند. Songs from the Second Floor ساخته روی اندرسن یکی از همین فیلم‌هاست؛ فیلمی سوئدی محصول سال ۲۰۰۰ که با کنار گذاشتن بسیاری از قواعد مرسوم سینما، تصویری غریب، سرد و گاه خنده‌دار از زندگی انسان مدرن ارائه می‌دهد. داستان فیلم چندان شبیه روایت‌های معمول سینمایی نیست. اندرسن به جای ساخت و پرداخت یک قهرمان مشخص و تعریف کردن داستانی سرراست، مجموعه‌ای از آدم‌ها و موقعیت‌های عجیب را در برابر دوربین قرار می‌دهد.

آدم‌هایی که در شهری بی‌روح و خاکستری سرگردان‌اند و هرکدام به شکلی با شکست، تنهایی، اضطراب و بی‌معنایی زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این کمدی سیاه، یک تاجر ورشکسته، یک شاعر، کارمندانی خسته و آدم‌هایی که انگار در انتظار اتفاقی بزرگ هستند، کنار هم قرار می‌گیرند و تصویری عجیب از جامعه شکل می‌دهند.  فیلم در ظاهر درباره آدم‌هایی است که در میان یک بحران اجتماعی و شخصی گرفتار شده‌اند، اما در لایه‌های عمیق‌تر، پرسش‌هایی درباره ارزش زندگی، معنای موفقیت، ایمان، ترس و رفتار جمعی انسان مطرح می‌کند.

اندرسن در اینجا به جای پاسخ دادن، تماشاگر را با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌کند که گاهی خنده‌دارند و چند ثانیه بعد، تلخ و ناراحت‌کننده به نظر می‌رسند. ترانه‌هایی از طبقه دوم شاید انتخاب مناسبی برای یک شب سینمایی معمولی نباشد؛ فیلمی آرام، عجیب و گاهی عمداً دشوار است. اما اگر به دنبال تجربه‌ای متفاوت از سینما هستید، این فیلم سوئدی می‌تواند نشان دهد سینما برای روایت داستان، همیشه به قهرمان، تعقیب‌وگریز و پایان‌بندی‌های متعارف نیاز ندارد.

22

هند؛ زندگی عزیز – Dear Zindagi

شاید با دیدن نام سینمای هند فکر کنید مثل همیشه آثاری چون Dangal ، PK و یا My Name is Khan معرفی می‌شوند اما این‌بار با فیلمی سرحال و زنده که می‌تواند زندگی را برای شما شیرین کند به دنیای بالیوود راه پیدا می‌کنید.

فیلمی که یک کارگردان زن با دیدگاهی زندگی‌بخش آن را ساخته و درباره مفهوم افسردگی و بحران‌های وجودی سخن می‌گوید. با وجود اینکه فیلم، دغدغه‌ای شاعرانه و انسانی دارد و مستقیماً درباره تعامل بیمار با تراپیست خود داستان‌سرایی میکند وارد شعار و کلیشه‌های همیشگی این سبک نمی‌شود و با فلسفه‌بافی‌های ادبی حوصله آدم را سر نمی‌برد. زندگی عزیز یک داستان ساده روایت میکند. فیلمی که میتواند هم شما را سرگرم کند و هم مثل یک روان‌شناس دیدگاه شما را تغییر دهد البته نه آنقدر که به عمق زندگی و معنای هستی بروید! بلکه فقط درباره افسردگی و شکست عشقی و البته بحران‌های فکری یک دختر جوان که کودکی تلخی داشته شما را با خود همراه میکند.

تنوع اتمسفر و فضاسازی دل‌انگیز آن یکی دیگر از نکات مثبتی است که چنین سبکی را دلنشین‌تر از چیزی که هست میکند. بازیگر نام‌آشنایی چون شاهرخ خان نیز در آن ایفای نقش میکند و نقش همان تراپیست جذابی را دارد که با حرف‌های ساده خود کایرا دختر جوان افسرده قصه را راهنمایی میکند. این راهنمایی شامل شما هم میشود و میتواند فیلمی آموزنده باشد. حتی اگر طرفدار سینمای هند نیستید مطمئناً می‌توانید به این فیلم اعتماد کنید. فیلمی که با اکثر آثار هندوستانی تفاوت دارد و از ویژگی‌های مبالغه‌آمیز کاملاً فاصله می‌گیرد. فیلمی تازه و دلپذیر که حال شما را خوب میکند.

23

ژاپن؛ عزیمت‌ها – Departures

کمتر فیلمی پیدا می‌شود که بتواند درباره مرگ حرف بزند، بدون اینکه به یک سوگنامه‌ی سنگین و غم‌انگیز تبدیل شود. Departures ساخته یوجیرو تاکیتا یکی از همین فیلم‌هاست؛ فیلمی ژاپنی محصول سال ۲۰۰۸ که از دل موضوعی به ظاهر تلخ، داستانی انسانی درباره مرگ و زندگی می‌سازد. داستان فیلم درباره دایگو نوازنده‌ی ویولنسل است که پس از فروپاشی ارکستر محل کارش، به همراه همسرش به زادگاهش بازمی‌گردد.

او که تصور می‌کند شغل تازه‌ای در یک شرکت پیدا کرده، خیلی زود متوجه می‌شود که آگهی استخدام را اشتباه فهمیده است. شغل جدید او درواقع مربوط به مراسم سنتی آماده‌سازی پیکر مردگان برای خاکسپاری است. کاری که در فرهنگ ژاپنی از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است. دایگو ابتدا از شغلش خجالت می‌کشد اما هرچه بیشتر با این حرفه و آدم‌هایی که برای آخرین وداع نزد او می‌آیند روبه‌رو می‌شود، نگاهش به مرگ و درنهایت به زندگی تغییر می‌کند.

او به تدریج به این درک میرسد که این کار فقط آماده کردن جسد نیست؛ بلکه نوعی همراهی با خانواده‌ها در یکی از دشوارترین لحظات زندگی‌شان است. یکی از نقاط قوت فیلم همین تضاد ظریف است! فیلم از یک‌سو درباره مرگ است و از سوی دیگر، بیش از هر چیز درباره زندگی بحث میکند. عزیمت‌ها تصویری از فرهنگ ژاپنی و مفهوم احترام به مردگان ارائه می‌دهد، اما پیام آن محدود به یک فرهنگ خاص نیست. همه ما، فارغ از اینکه کجای دنیا زندگی می‌کنیم، با فقدان و خداحافظی روبه‌رو خواهیم شد. Departures فیلمی درباره مرگ است که در نهایت ما را به زندگی برمی‌گرداند؛ به آدم‌هایی که دوستشان داریم، خاطراتی که با خود حمل می‌کنیم و اهمیت آخرین خداحافظی!

24

آلمان؛ باربارا – Barbara

Barbara ساخته کریستین پتزولد یکی از آن فیلم‌هایی است که بدون هیاهو و در فضایی سرد و آرام، تنش را قدم‌به‌قدم در دل تماشاگر ایجاد می‌کند. این فیلم آلمانی محصول سال ۲۰۱۲، داستان پزشکی به نام باربارا را روایت می‌کند که پس از گذراندن مدتی در زندان، از برلین به یک شهر کوچک در آلمان شرقی منتقل می‌شود. او تحت نظارت دائمی حکومت قرار دارد و تنها هدفش این است که هرچه زودتر از این محیط فاصله بگیرد. باربارا در ظاهر پزشکی آرام و سرد است، اما در پس این سکوت، زندگی‌ای پر از ترس، بی‌اعتمادی و انتظار جریان دارد.

او نمی‌داند به چه کسی می‌تواند اعتماد کند و حتی رابطه‌اش با آندره، پزشک همکارش، نیز در ابتدا چیزی فراتر از احتیاط و فاصله نیست. در جهانی که مأموران امنیتی می‌توانند هر لحظه وارد زندگی خصوصی افراد شوند، اعتماد به یکدیگر به امری دشوار و حتی خطرناک تبدیل شده است. پتزولد به جای ساختن یک درام سیاسی پرهیاهو، فضای خفقان‌آور آلمان شرقی را از طریق جزئیات روزمره نشان می‌دهد! نگاه‌های کوتاه، سکوت‌ها، بازرسی‌های ناگهانی و ترسی که همیشه در پس رفتار شخصیت‌ها حضور دارد. یک فیلم ملتهب که برخلاف اکثر آثار مشابه فضایی وهم‌آلود ندارد و در یک اتمسفر آرام چنین التهابی را می‌سازد.  باربارا اثری آرام و حساب‌شده است که بخش مهمی از قدرت خود را از چیزهایی می‌گیرد که نمی‌گوید. شاید همین سکوت‌هاست که آن را به روایتی تأثیرگذار از زندگی زیر سایه جنگ و یک حکومت کنترل‌گر تبدیل می‌کند.

25

نروژ؛ شکارچیان سر – Headhunters

اگر به دنبال یک تریلر پرسرعت هستید که از همان دقایق ابتدایی تماشاگر را درگیر کند، Headhunters یکی از انتخاب‌های جذاب سینمای نروژ است. این فیلم محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی مورتن تیلدام داستان مردی را روایت می‌کند که زندگی ظاهراً بی‌نقصش، خیلی زود به کابوسی تمام‌عیار تبدیل می‌شود. روگر براون یک شکارچی استعداد موفق است که برای شرکت‌های بزرگ، مدیران ارشد پیدا می‌کند. او در کنار شغل پردرآمدش، زندگی لوکسی دارد و در خانه‌ای مجلل زندگی می‌کند. اما روگر یک راز پنهان دارد: برای تأمین هزینه‌های زندگی ، شب‌ها دست به سرقت آثار هنری می‌زند. همه‌چیز زمانی تغییر می‌کند که او با مدیرعامل یک شرکت، آشنا می‌شود. مردی که ظاهراً گزینه‌ای ایده‌آل برای یکی از مشتریان روگر است، اما درواقع رازهایی دارد که زندگی او را به خطر می‌اندازند.

از اینجا به بعد، فیلم وارد مسیری پرتنش می‌شود که در آن تشخیص شکارچی و شکارش چندان ساده نیست. یکی از نقاط قوت فیلم این است که اجازه نمی‌دهد داستان برای مدت طولانی در یک ژانر باقی بماند. فیلم میان تریلر، جنایت، اکشن و طنز سیاه حرکت می‌کند و با چند چرخش داستانی، دائماً تصور مخاطب از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را تغییر می‌دهد. در کنار تعلیق و خشونت، فیلم نگاهی طعنه‌آمیز هم به جاه‌طلبی، ظاهرگرایی و میل به موفقیت دارد. روگر بیش از آنکه قهرمانی کلاسیک باشد، مردی معمولی است که تلاش می‌کند تصویری بهتر از خودش بسازد؛ غافل از اینکه این تصویر در نهایت می‌تواند علیه خودش استفاده شود.

26

کره جنوبی؛ سوزاندن – Burning

بعضی فیلم‌ها به جای اینکه پاسخ پرسش‌ها را به تماشاگر بدهند، او را با مجموعه‌ای از پرسش‌های تازه تنها می‌گذارند. Burning ساخته لی چانگ-دونگ یکی از این فیلم‌هاست. اثری از کره جنوبی محصول ۲۰۱۸ که از یک داستان ظاهراً ساده شروع می‌شود، اما به‌تدریج به معمایی روان‌شناختی درباره طبقه اجتماعی، حسادت، تنهایی و حقیقت تبدیل می‌شود. داستان درباره جونگ‌سو جوانی آرام و کم‌حرف است که به‌طور اتفاقی با شین هی-می دختری از گذشته‌اش، دوباره ملاقات می‌کند. هی-می کمی بعد برای سفری به آفریقا می‌رود و از جونگ‌سو می‌خواهد در نبودش از گربه‌اش مراقبت کند. اما پس از بازگشت، او مردی مرموز و ثروتمند به نام بن را همراه خود دارد. شخصیتی که سبک زندگی لوکس و رفتار آرامش، تضاد عجیبی با زندگی ساده و پرمشقت جونگ‌سو دارد.

از اینجا، فضای فیلم به‌تدریج تغییر می‌کند. بن رازی عجیب را با جونگ‌سو در میان می‌گذارد؛ رازی که پس از ناپدید شدن هی-می، معنایی بسیار نگران‌کننده پیدا می‌کند.  Burningفیلمی نیست که با ریتم تند یا اتفاقات پی‌درپی مخاطب را سرگرم کند. لی چانگ-دونگ با سکوت، مکث و جزئیات کوچک، فضایی از اضطراب و تردید می‌سازد. تماشاگر، درست مثل جونگ‌سو، مدام میان واقعیت و خیال، حقیقت و سوءظن سرگردان است. شاید جذاب‌ترین ویژگی فیلم همین باشد که تا مدت‌ها پس از پایان، نمی‌توان به‌سادگی درباره آن به یک پاسخ قطعی رسید.

27

اتریش؛ مربیان – The Edukators

The Edukators ساخته هانس واینگارتنر فیلمی آلمانی-اتریشی محصول ۲۰۰۴ است که در مرز میان درام اجتماعی، تریلر و سینمای سیاسی حرکت می‌کند. فیلم از دل یک ایده ساده اما جذاب، پرسش‌هایی درباره سرمایه، نابرابری، آرمان‌گرایی و فاصله میان نسل‌ها مطرح می‌کند؛ بدون اینکه همه‌چیز را به یک بیانیه سیاسی ساده تقلیل دهد. فضای فیلم به‌شدت متأثر از روحیه اعتراضی جوانانی است که با نظم اقتصادی و اجتماعی موجود مشکل دارند. با این حال، جذابیت اصلی اثر در این است که به‌تدریج نشان می‌دهد اعتراض کردن چقدر ساده‌تر از روبه‌رو شدن با پیامدهای اعتراض است.

شخصیت‌ها با آرمان‌هایی روشن وارد ماجرا می‌شوند، اما برخورد آنها با دنیای واقعی، مرز میان ایده‌آل‌گرایی و واقع‌بینی را به چالش می‌کشد. واینگارتنر فیلم را با ریتمی نسبتاً تند و فضایی صمیمی ساخته و در بسیاری از لحظات، حال‌وهوای یک فیلم جوانانه را حفظ می‌کند. دوربین متحرک، تدوین پرانرژی و موسیقی هم‌سو با اتمسفر فیلم، به آن حس پویایی می‌دهد؛ درحالیکه گفت‌وگوهای طولانی‌تر و موقعیت‌های اخلاقی پیچیده، اجازه نمی‌دهند اثر صرفاً به یک فیلم هیجانی تبدیل شود.

یکی از نقاط قوت فیلم این است که حتی زمانی که موضع شخصیت‌ها مشخص به نظر می‌رسد، فیلم الزاماً پاسخ نهایی در اختیار تماشاگر نمی‌گذارد. آیا تغییر اجتماعی بدون خشونت و افراط ممکن است؟ آیا کسی که علیه نظام موجود اعتراض می‌کند، خودش ممکن است گرفتار همان منطق قدرت شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا آرمان‌ها می‌توانند در برخورد با واقعیت دوام بیاورند؟ مربیان همچنان فیلمی قابل تأمل است. نه لزوماً به خاطر پاسخ‌هایی که ارائه می‌دهد، بلکه به خاطر پرسش‌هایی که درباره اعتراض، عدالت و مسئولیت فردی در ذهن تماشاگر باقی می‌گذارد.

28

فرانسه؛ عشق – Amour

Amour ساخته میشائل هانیکه فیلمساز اتریشی-فرانسوی، یکی از صادقانه‌ترین و دردناک‌ترین روایت‌های سینما درباره عشق و سال‌های پایانی زندگی است. این فیلم محصول ۲۰۱۲، داستان زوج سالخورده‌ای را روایت می‌کند که رابطه‌ای عمیق و آرام میانشان شکل گرفته؛ تا اینکه بیماری، زندگی مشترک آن‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد. ژرژ و آن دو معلم بازنشسته موسیقی، سال‌هاست در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. اما پس از سکته آن، وضعیت جسمی او به‌سرعت رو به وخامت می‌رود. ژرژ تصمیم می‌گیرد از همسرش در خانه مراقبت کند و همین تصمیم، رابطه آن‌ها را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند. مرحله‌ای که در آن عشق دیگر در حرف‌ها و لحظات عاشقانه خلاصه نمی‌شود، بلکه در مراقبت، صبوری و تحمل رنج دیگری معنا پیدا می‌کند.

هانیکه برخلاف بسیاری از فیلم‌های ملودرام، تلاش نمی‌کند احساسات تماشاگر را به زور برانگیزد. دوربین او بی‌قضاوت است و اجازه می‌دهد اتفاقات با همان تلخی و سکوت طبیعی خودشان پیش بروند. همین رویکرد باعث می‌شود فیلم فرانسوی Amour بیش از آنکه یک فیلم درباره بیماری باشد، به تأملی درباره پیری، کرامت انسانی، تعهد و معنای واقعی دوست داشتن تبدیل شود. این اثر هنری از فرانسه، فیلمی سنگین و پر از معناست که تماشای آن برای همه آسان نیست، اما قدرت ویژه آن دقیقاً در همین صداقت نهفته است. Amour یادآوری می‌کند که عشق همیشه به معنای نجات دادن دیگری نیست؛ گاهی یعنی ماندن، حتی وقتی دیگر هیچ چیز شبیه گذشته نیست.

29

ایتالیا؛ درخت چوب صندل – The Tree of Wooden Clogs

گاهی برای ساختن یک فیلم بزرگ، نیازی به داستانی پرحادثه یا شخصیت‌هایی خارق‌العاده نیست. کافیست زندگی آدم‌های معمولی را با دقت تماشا کنیم. The Tree of Wooden Clogs ساخته ارمانو اولمی یکی از زیباترین نمونه‌های چنین سینمایی است. این فیلم ایتالیایی محصول ۱۹۷۸، زندگی چند دهقان فقیر و خانواده‌هایشان را در روستایی در ایتالیا، در اواخر قرن نوزدهم دنبال می‌کند.

فیلم بیش از آنکه یک داستان واحد داشته باشد، مجموعه‌ای از اتفاقات کوچک و روزمره را روایت می‌کند. تولد، کار، ازدواج، فقر، ایمان، خانواده و تلاش برای زنده ماندن! شخصیت‌های فیلم آدم‌هایی عادی هستند که با مشکلات ساده اما اساسی زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در مرکز این جهان، پسربچه‌ای قرار دارد که برای رفتن به مدرسه باید هر روز مسیری طولانی را طی کند و همین مسئله، خانواده‌اش را با تصمیمی دشوار روبه‌رو می‌کند. اولمی برای نزدیک شدن به واقعیت، از بازیگران غیرحرفه‌ای و گویش محلی استفاده کرده و فیلم را با ریتمی آرام و مشاهده‌گر ساخته است.

دوربین او به جای جست‌وجوی لحظات نمایشی، به جزئیاتی توجه می‌کند که معمولاً در سینما نادیده گرفته می‌شوند: کار در مزرعه، آماده کردن غذا، گفت‌وگوهای خانوادگی و سختی‌های زندگی روزانه. عنوان فیلم نیز به همین جهان ساده اشاره دارد؛ یک جفت کفش چوبی که برای خانواده‌ای فقیر می‌تواند وسیله‌ای ضروری برای ادامه تحصیل فرزندشان باشد. درخت چوب صندل فیلمی درباره فقر است، اما هرگز شخصیت‌هایش را صرفاً قربانی نشان نمی‌دهد. در میان سختی‌ها، عشق، ایمان، شوخ‌طبعی و امید همچنان وجود دارد.

همین نگاه انسانی است که باعث شده این اثر، بیش از چهار دهه پس از ساخت، همچنان تصویری زنده و تأثیرگذار از زندگی انسان‌های معمولی باقی بماند.

30

اسپانیا؛ شهروند برجسته – The Distinguished Citizen

The Distinguished Citizen محصول ۲۰۱۶ اسپانیا (و آرژانتین)، فیلمی که با ترکیب هوشمندانه‌ای از کمدی سیاه، درام و هجو اجتماعی، مرز میان واقعیت و خیال را به بازی می‌گیرد. فیلم از یک ایده ساده آغاز می‌شود، اما به‌تدریج به تصویری طعنه‌آمیز از شهرت، غرور، هنر و رابطه پیچیده هنرمند با جامعه تبدیل می‌شود. یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های فیلم، لحن دوگانه آن است. در یک لحظه ممکن است با موقعیتی کاملاً خنده‌دار روبه‌رو شویم و چند دقیقه بعد، همان موقعیت وجهی تلخ و حتی نگران‌کننده پیدا کند.

فیلم از این تغییر مداوم لحن برای نشان دادن تضاد میان تصویری که افراد از خودشان می‌سازند و واقعیتی که پشت این تصویر پنهان شده، استفاده می‌کند. از نظر بصری، فیلم به دنبال زرق‌وبرق نیست. قاب‌ها نسبتاً ساده و کنترل‌شده‌اند و به جای تأکید بر جلوه‌های بصری، توجه روی بازی بازیگران، دیالوگ‌ها و موقعیت‌های روزمره قرار دارد. همین سادگی باعث می‌شود طنز فیلم طبیعی‌تر به نظر برسد و لحظات ناخوشایند آن نیز اثر بیشتری داشته باشند.

شهروند برجسته در عین حال نگاهی کنایه‌آمیز به دنیای ادبیات و هنر دارد! به این پرسش که آیا هنرمند واقعاً می‌تواند از جامعه‌ای که درباره آن می‌نویسد فاصله بگیرد، یا اینکه آثارش در نهایت او را دوباره به همان جامعه بازمی‌گردانند. فیلم بیش از آنکه بخواهد یک داستان پرحادثه تعریف کند، تماشاگر را در موقعیتی قرار می‌دهد که مدام درباره نیت آدم‌ها، حقیقت اتفاقات و مرز میان شوخی و واقعیت تردید کند. همین ترکیب طنز سیاه، نقد اجتماعی و فضای ظاهراً ساده اما حساب‌شده، آن را به یکی از نمونه‌های قابل توجه سینمای معاصر اسپانیایی‌زبان تبدیل کرده است.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید