رخداد عجیبی که 65 هزارسال قبل در میان «نئاندرتالها» اتفاق افتاد
بر اساس یک پژوهش جدید، پیش از انقراض نئاندرتالها، یک تحول بزرگ رخ داد که باعث شد تنها یکی از تبارهای ژنتیکی آنها در اروپا باقی بماند و سپس در سراسر قاره گسترش پیدا کند.
فرادید| این یافتهها که در ۲۳ مارس ۲۰۲۶ در نشریه علمی PNAS منتشر شده، میتواند به روشنتر شدن دلایل نهایی نابودی نئاندرتالها کمک کند.
به گزارش فرادید؛ نئاندرتالها از نزدیکترین خویشاوندان انسان امروزی (هومو ساپینس) بودند که حدود ۵۰۰ هزار سال پیش مسیر تکاملیشان از هم جدا شد. با اینکه آنها زمانی در سراسر اوراسیا پراکنده بودند، معمولاً تصور میشود که حدود ۴۰ هزار سال پیش منقرض شده باشند.
بررسی DNA باستانی
DNA استخراجشده از فسیلهای نئاندرتالها میتواند اطلاعات مهمی درباره تاریخ و انقراض آنها ارائه دهد. در این پژوهش، دانشمندان DNA میتوکندری (که در تولید انرژی نقش دارد و از مادر به فرزندان منتقل میشود) را بررسی کردند.
آنها ۱۰ نمونه DNA میتوکندری از نئاندرتالهایی در شش محوطه باستانی در بلژیک، فرانسه، آلمان و صربستان را جمعآوری کرده و آنها را با ۴۹ نمونه دیگر از پژوهشهای قبلی مقایسه کردند.
نقطه عطف ۶۵ هزار سال پیش
نتایج نشان داد که تا حدود ۶۵ هزار سال پیش، چندین تبار ژنتیکی مختلف نئاندرتال در اروپا وجود داشت. اما پس از این زمان، همه این تبارها از بین رفتند و تنها یک تبار که منشأ آن در جنوبغربی فرانسه بود، باقی ماند. این گروه که «نئاندرتالهای متأخر» نامیده میشوند، سپس در سراسر اروپا گسترش یافتند.

یکی از پژوهشگران اصلی این مطالعه میگوید: «این نشان میدهد که یک اختلال بزرگ در تاریخ نئاندرتالها رخ داده است؛ در واقع یک دگرگونی ژنتیکی اساسی اتفاق افتاده».
نقش عصر یخبندان
حدود ۷۵ هزار سال پیش، یخچالهای طبیعی بخش بزرگی از اروپا را فرا گرفتند. به گفته پژوهشگران، احتمالاً گروههای نئاندرتال در شمال اروپا از بین رفتند، در حالی که گروهی که در جنوبغربی فرانسه زندگی میکرد، توانست از این تغییرات اقلیمی جان سالم به در ببرد و بعداً دوباره گسترش یابد.
نئاندرتالها پیش از این نیز دورههای یخبندان را تجربه کرده بودند، اما آخرین دوره برای بقای آنها بسیار سختتر بود.
کاهش شدید تنوع ژنتیکی
این مطالعه همچنین نشان داد که نئاندرتالهای متأخر از نظر ژنتیکی بسیار شبیه به هم بودند و تنوع ژنتیکی آنها بهشدت کاهش یافته بود. این موضوع به این دلیل است که همه آنها از یک جمعیت محدود منشأ گرفته بودند.
این کاهش تنوع ژنتیکی—که حدود ۴۲ هزار سال پیش به اوج رسید—ممکن است در انقراض آنها نقش داشته باشد. پژوهشگران معتقدند که نبود تنوع ژنتیکی، توانایی آنها را برای سازگاری با تغییرات اقلیمی و بحرانهای دیگر کاهش داده است.
مطالعه دیگری نیز نشان داده که نئاندرتالهای ساکن کوههای آلتای در سیبری نیز تنوع ژنتیکی پایینی داشتند و در گروههای کوچک و منزوی زندگی میکردند. این موضوع نشان میدهد که این مشکل محدود به اروپا نبوده است.
تنوع فرهنگی در کنار شباهت ژنتیکی
با وجود شباهت ژنتیکی زیاد، نئاندرتالهای متأخر از نظر فرهنگی و ابزارهای باستانشناسی تنوع قابل توجهی داشتند. این موضوع احتمالاً به این دلیل است که گروههای آنها ارتباط کمی با یکدیگر داشتند و بهصورت جداگانه فرهنگهای خاص خود را توسعه داده بودند.
این انزوا باعث افزایش ازدواجهای درونگروهی (همخونی) و در نتیجه کاهش تنوع ژنتیکی شده، اما در عین حال به شکلگیری تفاوتهای فرهنگی بیشتر انجامیده است.
جمعبندی
به نظر میرسد که نئاندرتالها بارها در مناطق مختلف منقرض شده و سپس توسط گروههای دیگر جایگزین شدهاند. این پژوهش نشان میدهد که چرا چنین اتفاقی رخ میداده است: جمعیتها از بین میرفتند و سپس گروههای دیگر همان مناطق را دوباره اشغال میکردند.
در نهایت، ترکیبی از عوامل—از جمله تغییرات شدید اقلیمی و کاهش تنوع ژنتیکی—احتمالاً باعث شد نئاندرتالها نتوانند دوام بیاورند و برای همیشه از صحنه تاریخ محو شوند.
در آینده، پژوهشگران امیدوارند با بررسی DNA هستهای (نه فقط میتوکندری) اطلاعات دقیقتری به دست آورند، هرچند این کار بسیار دشوار است؛ زیرا مقدار این نوع DNA در فسیلها بسیار کمتر است.