عکس| چگونه قاچاقچیان الکل بزرگترین مسابقات اتومبیلرانی آمریکا را پدید آوردند؟
قاچاقچیان برای فرار بیشتر از مأموران مالیاتی و پلیس، خودروهایشان را به تجهیزاتی مجهز میکردند که انگار مستقیماً از یک فیلم جاسوسی یا کارتونهای «لونی تونز» آمده بودند؛ دستگاههایی که با فشردن یک دکمه میتوانستند پرده دود، لکه روغن روی جاده یا حتی سطلهایی پر از میخ رها کنند تا لاستیک خودروهای تعقیبکننده را پنچر کنند.
این بنزین نبود، بلکه «مونشاین» (مشروب دستساز قاچاق) بود که رشد مسابقات خودروهای استوک در منطقه آپالاچیا را به حرکت درآورد و درنهایت به ظهور نسکار انجامید.
حتی پس از آنکه جونیور جانسون در سراسر جنوب آمریکا در پیستهای خاکی تاخت و در سال ۱۹۵۵ پنج پیروزی در رقابتهای نسکار به دست آورد، ستاره تازه مسابقات استوککار همچنان به کوهستانهای کارولینای شمالی بازمیگشت تا در کسبوکار خانوادگی کار کند؛ ساخت و قاچاق «مونشاین».
نیاکان جانسون از زمان «شورش ویسکی» مونشاین تولید میکردند و وقتی او در حال رشد بود، آنقدر جعبههای مشروب قاچاق در خانهشان انباشته شده بود که هر شب برای رسیدن به تختخوابش مجبور بود از روی آنها بالا برود. هنگامی که مأموران در سال ۱۹۳۵ به مزرعه خانوادگی یورش بردند و پدر جانسون را دستگیر کردند، بیش از ۷۰۰۰ گالن ویسکی را ضبط کردند؛ اقدامی که در آن زمان بزرگترین کشف و ضبط الکل غیرقانونی در داخل خاک آمریکا به شمار میرفت.

جونیور جانسون (سمت چپ) در حال کمک به تنظیم یک موتور تقویتشده که
در خودروهای حامل مونشاین در مناطق روستایی جنوب آمریکا استفاده میشد.
ISC Images & Archives / گتی ایمجز
این عضو آینده تالار مشاهیر نسکار و مالک تیم، نخستین بار استعداد خود پشت فرمان را زمانی کشف کرد که در نوجوانی مشروب قاچاق (مونشاین) جابهجا میکرد. جانسون در سال ۱۹۹۰ به روزنامه St. Louis Post-Dispatch گفت: «مونشاین بخشی از دوران رشد من بود، اما همچنین بخشی از آموزش من در مسابقات اتومبیلرانی هم بود. وقتی در آن کار بودی، باید یک ماشین بسیار سریع میداشتی و باید میتوانستی از مأموران مالیاتی، گشت بزرگراه، کلانتر یا هر کسی که برای دستگیریات تعقیبت میکرد جلو بزنی.»
درواقع، از دوران ممنوعیت الکل به بعد، رانندگانی که مونشاین را از مناطق روستایی جابهجا میکردند یا به طور غیرقانونی الکل را از کانادا وارد میکردند، مجبور بودند تغییرات خلاقانهای در خودروهایشان ایجاد کنند تا در جادههای پیچدرپیچ و پرپیچوخم فرعی از دست مأموران فرار کنند. جانسون به بیبیسی گفت: «اگر ویسکی نبود، نسکار هم شکل نمیگرفت. این یک واقعیت است.»
ریشههای مسابقات استوککار در منطقه آپالاچیا قرار داشت؛ جایی که تولید و فروش ویسکی دستساز برای مزارع خانوادگی که میخواستند از فقر شدید رهایی پیدا کنند نوعی نجات اقتصادی به شمار میرفت؛ بهویژه در دوران رکود بزرگ که این منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. کرتیس ترنر، عضو تالار مشاهیر نسکار که بنا به گزارش NASCAR.com از نهسالگی قاچاق الکل را آغاز کرده بود، گفت: «آن زمانها در کوهستان روزگار سختی بود و برای گذران زندگی کارهایی میکردی که نباید انجام میدادی.»
مونشاینسازی در منطقه آپالاچیا حتی پس از لغو قانون منع الکل نیز همچنان رونق داشت؛ زیرا بسیاری از شهرستانها همچنان «خشک» باقی مانده بودند و تولیدکنندگان نیز میخواستند از پرداخت مالیاتهای سنگین فدرال بر الکل فرار کنند. نیل تامپسون، نویسنده کتاب رانندگی با شیطان: مونشاین جنوب، چرخهای دیترویت و تولد نسکار میگوید: «مونشاینسازها نمیخواستند درآمد مالیاتی یا کسبوکاری را که از صفر ساخته بودند با دولت فدرال شریک شوند.»
به طور طعنهآمیزی، یک فرد کاملاً پرهیزکار از الکل بیش از هر کس دیگری در سالهای پس از پایان دوره منع الکل به رونق قاچاق مشروب کمک کرد. در حالی که هنری فورد، خودروساز معروف، نوشیدن الکل را برای کارگرانش ممنوع کرده بود، خودروی فورد V۸‑ او پس از معرفی در سال ۱۹۳۲ عملاً به موتور محرک صنعت مونشاین تبدیل شد.
تامپسون میگوید: «قاچاقچیان در طول زمان خودروهای مختلفی را امتحان کرده بودند، اما هیچکدام آنقدر سریع نبود که رضایتشان را جلب کند. درنهایت معلوم شد فورد بهطور ناخواسته وسیله نقلیه ایدهآل برای جابهجایی مونشاین را ساخته است.»
او توضیح میدهد: «با فورد – V۸ ناگهان موتوری در دسترس قرار گرفت که کاملاً با نیازهای این حرفه هماهنگ بود. آنقدر سریع بود که یک قدم جلوتر از قانون حرکت کند، آنقدر مقاوم بود که در جادههای کوهستانی دوام بیاورد و صندوق عقب و صندلی عقب آن هم به اندازهای بزرگ بود که بتوان مقدار زیادی مونشاین در آن جا داد.»
مکانیکها همچنین میتوانستند بهراحتی موتور فورد - V۸ را تقویت کنند تا چند مایل در ساعت به سرعت آن اضافه شود؛ چیزی که در تعقیبوگریزهای جادهای میتوانست تعیینکننده باشد. قاچاقچیان برای فرار بیشتر از مأموران مالیاتی و پلیس، خودروهایشان را به تجهیزاتی مجهز میکردند که انگار مستقیماً از یک فیلم جاسوسی یا کارتونهای «لونی تونز» آمده بودند؛ دستگاههایی که با فشردن یک دکمه میتوانستند پرده دود، لکه روغن روی جاده یا حتی سطلهایی پر از میخ رها کنند تا لاستیک خودروهای تعقیبکننده را پنچر کنند.

مأموران خودرویی را که بهصورت تاکسی علامتگذاری شده و تا سقف با مشروب پر شده بود،
پس از پنچر شدن لاستیکش توقیف کردند، ۱۹۲۲.
گتی ایمجز
در دهه ۱۹۳۰، مونشاینسازها شروع کردند با خودروهای حمل ویسکی خود در نمایشگاههای محلی و پیستهای مسابقه رقابت کنند؛ جایی که فهمیدند مردم - گاهی دهها هزار نفر - حاضرند پول بپردازند تا مهارت رانندگی آنها را تماشا کنند.
فقط رانندگان نبودند که مونشاین در خونشان جریان داشت. دنیل اس. پیرس در کتاب نسکار واقعی: صاعقه سفید، خاک سرخ و بیل فرانس بزرگ مینویسد: «چیزی که بیشتر روایتکنندگان تاریخ مسابقات استوککار و نسکار به آن اشاره نکردهاند این است که درصد زیادی از مکانیکها، مالکان خودرو، برگزارکنندگان مسابقات و صاحبان پیستهای اولیه ارتباط عمیقی با تجارت غیرقانونی الکل داشتند.»
ازجمله آنها «ریموند پارکس» بود که به گفته تامپسون «نخستین کسی بود که یک تیم مسابقهای رسمی و سازمانیافته تشکیل داد.» پارکس در ۱۴سالگی از خانهاش در کوهستانهای شمال جورجیا فرار کرد تا شاگرد یک مونشاینساز شود؛ کسی که او را در زندان شهرستان ملاقات کرده بود، زمانی که به دلیل خرید مشروب قاچاق برای پدرش بازداشت شده بود. پارکس با کار در محل تقطیر و جابهجایی ویسکی ذرت در اطراف آتلانتا، از قاچاق الکل ثروت زیادی به دست آورد. او سپس شروع کرد سودهای غیرقانونی خود را در کسبوکارهای قانونی مانند پمپبنزینها و همچنین در ورزش رو به رشد مسابقات استوککار سرمایهگذاری کند.

رد بایرون (سمت چپ) به همراه صاحب خودروی مسابقهایاش، ریموند پارکس،
در مقابل گاراژ خودروی بایرون، حدود دههٔ ۱۹۵۰.
آرشیو ISC از طریق گتی ایمجز
این قاچاقچی اهل جورجیا لازم نبود برای پیدا کردن دو راننده بااستعداد برای تیم مسابقهای خود راه دوری برود. پسرعموهایش، «لوید سی» و «روی هال»، از بهترین حملکنندگان مونشاین در شمال جورجیا بودند و با سرعت زیاد و پیچهای تند ۱۸۰ درجه از دست مأموران فرار میکردند. همچنین در نزدیکی یکی از پمپبنزینهای متعلق به پارکس، گاراژ «رد ووگت» قرار داشت که به «مکانیک قاچاقچیان» مشهور بود.
سی در سال ۱۹۳۸ نخستین مسابقه بزرگ استوککار را در پیست لیکوود آتلانتا و در برابر ۲۰ هزار تماشاگر برد، و هال نیز بعدها در سال ۱۹۴۱ قهرمان ملی مسابقات استوککار شد. هنگامی که پس از جنگ جهانی دوم و در سپتامبر ۱۹۴۵ مسابقات استوککار از سر گرفته شد، در پیست لیکوود تقریباً شورش رخ داد؛ زیرا پلیس پنج راننده ازجمله هال را که به دلیل حمل غیرقانونی مشروب محکوم شده بودند از مسابقه منع کرد. در حالی که ۳۰ هزار تماشاگر نام هال را فریاد میزدند - کسی که پس از دستگیری دستکم ۱۶ بار گواهینامهاش لغو شده بود - مقامات عقبنشینی کردند و اجازه دادند قاچاقچیان مسابقه دهند. هال نیز پرچم شطرنجی پایان مسابقه را به دست آورد.
با این حال، آتلانتا دیگر از مونشاینسازها استقبال نکرد و راننده برجسته دیگری به نام «بیل فرانس» شروع کرد به جذب این قاچاقچیان تا در ویرجینیا و کارولیناها مسابقه دهند. در دسامبر ۱۹۴۷، فرانس رانندگان، مکانیکها و مالکان برجسته استوککار را در دیتونا بیچ فلوریدا گرد هم آورد تا قوانین مسابقات را استاندارد کنند؛ نشستی که درنهایت به تأسیس «انجمن ملی مسابقات خودروهای استوک» (NASCAR) انجامید.
تیمی که پارکس تشکیل داده بود و «رد بایرون» پشت فرمان آن قرار داشت، دو قهرمانی نخست نسکار را به دست آورد. تامپسون میگوید: «من باور ندارم که نسکار بدون پولهای حاصل از مونشاینِ ریموند پارکس و دیگران، که در سالهای اولیه به بقای آن کمک کرد، میتوانست به این سرعت یا به همین شکل رشد کند.»

رد بایرون (سمت چپ) به همراه صاحب خودروی مسابقهایاش،
ریموند پارکس، در مقابل گاراژ خودروی بایرون، حدود دهه ۱۹۵۰.
آرشیو ISC از طریق گتی ایمجز
با این حال، بیل فرانس که کنترل نسکار را در دست گرفته بود تلاش کرد این سازمان را از ریشههای قاچاق الکل آن دور کند، و همین تنش باعث شد ریموند پارکس در سال ۱۹۵۱ تصمیم بگیرد نسکار را ترک کند و خودروهای مسابقهای خود را بفروشد. تحت رهبری فرانس، نسکار به سمت جذب حامیان مالی شرکتی رفت و گذشته مرتبط با قاچاق الکل را کمرنگ جلوه داد؛ به گونهای که این ورزش بیشتر با نوشیدنی «مانتین دیو» [۱] شناخته شد.
تامپسون میگوید: «فرانس فرصتی دید تا نسکار را به ورزشی خانوادگیتر تبدیل کند که در طول زمان پول بیشتری به دست آورد، و برای این کار لازم بود ارتباط این ورزش با ریشههای غیرقانونیاش کمرنگ شود. او در دهه ۱۹۵۰ خیلی سریع تلاش کرد ارتباط میان این ورزش و مونشاینسازها را پاکسازی کند.»
امروزه نزدیکترین چیزی که نسکار به الکل غلهای دارد همان اتانولی است که در باک خودروها ریخته میشود، اما تاریخچه مونشاین این ورزش کمکم در حال شناخته شدن است. در سال ۲۰۱۷، پارکس به تالار مشاهیر نسکار راه یافت؛ جایی که بخشی درباره قاچاق الکل وجود دارد و حتی یک دستگاه واقعی تقطیر مونشاین که خود جونیور جانسون ساخته است در آن به نمایش گذاشته شده است...
پینوشت
۱- به معنی شبنم کوهستان؛ نوشابهای گازکربنیکدار و محصول شرکت شرکت پپسی کو است.
منبع: خبرآنلاین