تصاویر| مین دریایی چه انواعی دارد و چگونه باعث غرق شدن کشتی‌ها می‌شود؟

تصاویر| مین دریایی چه انواعی دارد و چگونه باعث غرق شدن کشتی‌ها می‌شود؟

برای درک بهتر این بخش کمتر مورد توجه قرار گرفته از جنگ‌های امروزی، نگاهی به تاریخچه مین‌های دریایی، نحوه عملکرد آن‌ها و کاربردشان در دوران مدرن می‌اندازیم.

کد خبر : ۲۹۵۳۳۸
بازدید : ۳

اگرچه ممکن است برخی فناوری مین‌های دریایی را متعلق به گذشته بدانند، این سلاح‌های زیرآبی همچنان یکی از عناصر مهم در جنگ‌های دریایی مدرن محسوب می‌شوند. این روزها و بدنبال جنگ در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز، بحث مین‌های دریایی بار دیگر داغ شده است.

برای درک بهتر این بخش کمتر مورد توجه قرار گرفته از جنگ‌های امروزی، نگاهی به تاریخچه مین‌های دریایی، نحوه عملکرد آن‌ها و کاربردشان در دوران مدرن می‌اندازیم.

11

تاریخچه مین‌های دریایی

دیوید بوشنل (David Bushnell) به‌عنوان مخترع مین‌های دریایی شناخته می‌شود. در جریان جنگ استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۷، او بمب‌های شناور انفجاری را در رودخانه دلاور رها کرد، با این امید که یک کشتی بریتانیایی را منهدم کند. این اقدام باعث نابودی یک قایق کوچک متعلق به ناو HMS Cerberus (یک ناوچه بریتانیایی) شد و چهار ملوان را نیز کشت. این رویداد نخستین تلفات ثبت‌شده ناشی از مین دریایی در تاریخ به‌شمار می‌رود. در سال‌های بعد، این سلاح‌ها در جنگ به‌عنوان ابزارهایی «شیطانی» و «غیرشرافتمندانه» تلقی می‌شدند.

در سال‌های ابتدایی ابداع این تکنولوژی، استفاده از مین‌های دریایی محدود بود و تا زمان جنگ داخلی آمریکا، استفاده گسترده از این «اژدرهای انفجاری» مشاهده نشد.

نیروی دریایی کنفدراسیون، در این جنگ، نسبت به نیروی دریایی فدرال ضعیف‌تر بود و برای جبران این ضعف، به مین‌گذاری گسترده روی آورد. آن‌ها سواحل خود را با انواع مختلف مین پوشاندند و خسارات سنگینی به ناوگان فدرال وارد کردند. در نبرد Mobile Bay، مین‌ها باعث غرق شدن ۲۷ شناور نیروهای فدرال شد.

12

در جریان جنگ جهانی اول، مین‌های دریایی به یکی از سلاح‌های اصلی برای مقابله با زیردریایی‌های آلمانی (U-boat) تبدیل شدند. متفقین میدان مین عظیمی موسوم به North Sea Barrage ایجاد کردند که در سال ۱۹۱۸ حدود ۴۰۰ کیلومتر از اسکاتلند تا نروژ امتداد داشت.

در مدت پنج ماه، نیروهای آمریکایی و بریتانیایی حدود ۷۲ هزار مین کار گذاشتند. جنگ پیش از تکمیل کامل این میدان مین پایان یافت، اما در همین مدت کوتاه، شش زیردریایی دشمن را غرق کرد و به چندین شناور دیگر آسیب رساند.

پس از جنگ جهانی اول و دوره‌ای از صلح، مین‌ها تا حد زیادی به فراموشی سپرده شدند و توسعه چندانی در این حوزه صورت نگرفت؛ تا اینکه جنگ جهانی دوم آغاز شد.

با پیشرفت فناوری زیردریایی‌ها و هواپیماها، این وسایل به ابزارهایی مؤثر برای کارگذاری مین‌های دریایی تبدیل شدند. مین‌ها نیز از حالت اولیه که صرفاً با تماس فعال می‌شدند، به مین‌های «تأثیری» (Influence Mines) ارتقا یافتند. این مین‌ها می‌توانستند بر اساس تغییرات مغناطیسی، صوتی یا فشاری ناشی از عبور کشتی‌های دشمن فعال شوند. حتی فناوری‌هایی توسعه یافت که امکان برنامه‌ریزی مین‌ها برای انفجار فقط در برابر اهداف خاص (مثلاً ناو هواپیمابر در یک گروه رزمی) را فراهم می‌کرد.

13

در جنگ جهانی دوم، مین‌ها به سلاحی بسیار مؤثر و استراتژیک تبدیل شدند. یکی از نمونه‌های مهم، عملیات Operation Starvation بود. ایالات متحده در اواخر جنگ در اقیانوس آرام، حدود ۱۲ هزار مین کار گذاشت که مسیرهای دریایی ژاپن را مسدود کرد.

در مجموع، آمریکا ۶۵۰ کشتی ژاپنی را غرق کرد و عملاً فعالیت حمل‌ونقل دریایی آن‌ها را متوقف ساخت. علاوه بر تأثیر مستقیم، مین‌ها نقش بازدارنده روانی نیز داشتند و باعث شدند بسیاری از کشتی‌های ژاپنی در بندرهای خودی بمانند یا مسیرهای پرخطری را انتخاب کنند.

پس از جنگ جهانی دوم، با کاهش تنش‌ها و کوچک‌تر شدن ارتش‌ها، مین‌ها دوباره به حاشیه رفتند. قدرت‌های بزرگ تصور می‌کردند این سلاح‌ها در عصر جنگ‌های پیشرفته کاربردی نخواهند داشت، اما خیلی زود خلاف آن ثابت شد.

در جریان جنگ کره، نیروی دریایی کره شمالی تنها ۴۵ شناور در اختیار داشت، در حالی که ناوگان دریایی آمریکا متشکل از حدود ۲۵۰ شناور بود. بااین‌حال، حدود ۳ هزار مین کارگذاری‌شده در آب‌های کره شمالی توانستند تقریباً کل ناوگان آمریکا را برای یک هفته متوقف کنند. این موضوع توجه فرمانده عملیات دریایی آمریکا، دریاسالار فارست شرمن، را جلب کرد و بدین ترتیب، ایالات متحده سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی فناوری‌های مقابله با مین‌های دریایی و توسعه مین‌های پیشرفته آغاز کرد.

14

نکته مهم دیگر این است که این توجه دوباره به مین‌های دریایی تنها به‌دلیل توقف یک‌هفته‌ای ناوگان آمریکا نبود، بلکه حدود ۷۰ درصد از تلفات دریایی ایالات متحده در جنگ کره مستقیماً ناشی از جنگ مین‌ها بود. این در حالی بود که تنها ۲ درصد از نیروی دریایی آمریکا به عملیات مین‌روبی اختصاص داشتند؛ موضوعی که ضعف جدی در راهبرد دریایی این کشور را نشان می‌داد.

ایالات متحده در سال ۱۹۶۷ کلاس مین‌های Destructor را توسعه داد. این مین‌ها دارای مکانیزم‌های انفجار بسیار پیشرفته و حالت جامد بودند که در داخل فیوز بمب‌های ساده و چندمنظوره نصب می‌شدند.

این دسته از مین‌ها تا دوران جنگ ویتنام مورد استفاده قرار گرفتند؛ جایی که خانواده جدیدی از مین‌ها با نام Quickstrike توسعه یافت. این مین‌ها بسیار پیشرفته بوده و برای کاربردهای استراتژیک خاص طراحی شده بودند. همچنین در مقایسه با سایر تسلیحات، هزینه بسیار کمی داشتند و به همین دلیل گزینه‌ای ایده‌آل برای عملیات‌های دفاعی محسوب می‌شدند.

ایالات متحده به توسعه نیروهای جنگ مین خود در تمامی حوزه‌ها ادامه داد؛ از جمله یگان‌های دریایی و هوایی، تیم‌های خنثی‌سازی مهمات، واحدهای شناسایی و کشتی‌های مین‌روب.

تا به امروز، عملیات مین‌های دریایی و مهارت‌های مرتبط با آن، همچنان به‌عنوان ستون فقرات کمتر دیده‌شده اما حیاتی در عملیات‌های دفاعی نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان باقی مانده است.

15

ساختار یک مین دریایی

مین‌های دریایی مدرن در عین سادگی ظاهری، سلاح‌هایی بسیار پیچیده هستند. سادگی آن‌ها به‌دلیل تعداد نسبتاً کم اجزا است، اما پیچیدگی‌شان به سطح بالای «هوشمندی» برنامه‌ریزی‌شده در آن‌ها برمی‌گردد. مین‌های دریایی مدرن دارای ویژگی‌های ایمنی متعددی نیز هستند که در نمونه‌های قدیمی وجود نداشت؛ مانند امکان ذخیره‌سازی آسان و قابلیت خودتخریبی یا غیرفعال‌سازی خودکار برای حفظ ایمنی حیات دریایی و محیط زیست پس از پایان مأموریت.

مین‌های دریایی معمولاً شامل اجزایی مانند تجهیزات پرتاب یا جابه‌جایی، محفظه انفجاری، مکانیزم مسلح‌سازی به‌همراه زنجیره انفجاری، سامانه تشخیص هدف و باتری هستند.

تجهیزات پرتاب یا جابه‌جایی برای انتقال و استقرار مین دریایی با استفاده از روش‌های مختلف نظامی به‌کار می‌روند. محفظه انفجاری شامل ماده منفجره اصلی است که معمولاً مشابه مواد مورد استفاده در بمب‌هاست.

مکانیزم مسلح‌سازی و زنجیره انفجاری، فرآیند فعال‌سازی اولیه مین پس از استقرار را انجام می‌دهند؛ می‌توان آن را مانند «کلیدی» در نظر گرفت که امکان انفجار مین را فراهم می‌کند. زمانی که این اجزا به‌درستی تنظیم شوند، سامانه تشخیص هدف می‌تواند وظیفه خود را انجام داده و مین را فعال کند.

16

سامانه تشخیص هدف مهم‌ترین بخش یک مین است؛ این همان مؤلفه‌ای است که یک مین دریایی را از یک بمب ساده متمایز می‌کند. این سامانه می‌تواند تغییرات مختلفی را در محیط اطراف، مانند لرزش (سیسمیک)، صدا (آکوستیک)، فشار یا میدان مغناطیسی شناسایی کرده و بر اساس مجموعه‌ای از شرایط از پیش تعیین‌شده، مین را فعال کند.

کشتی‌های مختلف دارای «ردپای» متفاوتی در هر یک از این پارامترها هستند و همین موضوع به فناوری داخلی مین اجازه می‌دهد تصمیم بگیرد چه زمانی فعال شود.

زمانی که تمام این اجزا به‌درستی در کنار هم کار کنند، نتیجه یک مین دریایی خواهد بود که به‌عنوان یک سلاح هوشمند و بسیار مؤثر در میدان نبرد دریایی عمل می‌کند.

انواع مین‌های دریایی

در میان مین‌های دریایی، انواع مختلفی وجود دارد که بر اساس نحوه استقرار و کاربردشان دسته‌بندی می‌شوند. این دسته‌بندی معمولاً به موقعیت نهایی آن‌ها مربوط می‌شود؛ به‌عبارت دیگر، جایی که در آب قرار می‌گیرند و در انتظار فعال شدن باقی می‌مانند.

17

مین‌ها به‌طور کلی در سه دسته اصلی قرار می‌گیرند: کف‌نشین، لنگردار و شناور.

مین‌های کف‌نشین

مین‌های کف‌نشین آن‌هایی هستند که روی بستر دریا قرار می‌گیرند و معمولاً در آب‌های نسبتاً کم‌عمق استفاده می‌شوند. این مین‌ها دارای شناوری منفی بالایی هستند (یعنی به‌سرعت غرق می‌شوند) و پس از استقرار، روی کف دریا می‌نشینند. برخی از این مین‌ها در آب‌های عمیق‌تر نیز کاربرد دارند و به‌طور خاص برای هدف قرار دادن زیردریایی‌ها طراحی شده‌اند.

مین‌های لنگردار

مین‌های مهارشده برای مقابله با زیردریایی‌ها و کشتی‌ها استفاده می‌شوند و با کمک یک وزنه و کابل (یا زنجیر مهار) در فاصله مشخصی از کف دریا شناور می‌مانند. خود مین در یک محفظه شناور قرار دارد که به یک سیستم لنگر متصل است و روی بستر دریا قرار می‌گیرد. این نوع مین امکان استفاده در آب‌های عمیق‌تر و سناریوهای خاص را فراهم می‌کند.

مین‌هایی که گاهی در سواحل پیدا شده و خبرساز می‌شوند، معمولاً از همین نوع لنگردار هستند که از مهار خود جدا شده و به سطح آب آمده‌اند.

مین‌های شناور

مین‌های شناور روی سطح آب حرکت می‌کنند و معمولاً در اثر تماس با کشتی منفجر می‌شوند. به‌دلیل ماهیت غیرقابل‌کنترل این نوع مین‌ها، استفاده از آن‌ها در کنوانسیون لاهه سال ۱۹۰۷ ممنوع اعلام شد و از آن زمان تاکنون تنها به‌صورت محدود مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

18

روش‌های استقرار مین

پیش‌تر به انواع عملکردی مین‌های دریایی اشاره شد، اما هر یک از این مین‌ها می‌توانند به سه روش اصلی مستقر شوند: توسط هواپیما، زیردریایی یا شناورهای سطحی.

مین‌گذاری هوایی

مین‌هایی که توسط هواپیما کار گذاشته می‌شوند معمولاً ماهیت تهاجمی دارند و همانند بمب‌ها، برای استقرار سریع طراحی شده‌اند. این روش به نیروها اجازه می‌دهد بدون به خطر انداختن کشتی‌ها در خطوط مقدم، میدان‌های مین دریایی را به‌سرعت ایجاد یا تقویت کنند.

امروزه هواپیماها یکی از بهترین روش‌های استقرار مین دریایی محسوب می‌شوند، زیرا این فرآیند با ریسک کم و سرعت بالا انجام می‌شود. تقریباً هر هواپیمایی که توان حمل و رهاسازی بمب را داشته باشد، می‌تواند مین دریایی را نیز حمل و مستقر کند.

مین‌گذاری توسط زیردریایی

مین‌هایی که توسط زیردریایی‌ها مستقر می‌شوند، مانند نوع هوایی، معمولاً در عملیات‌های تهاجمی و مخفیانه به‌کار می‌روند. این مین‌ها داخل لوله‌های اژدر زیردریایی قرار می‌گیرند و در عمق مناسب رهاسازی می‌شوند. بااین‌حال، ظرفیت محدود زیردریایی‌ها باعث می‌شود این روش برای ایجاد میدان‌های مین گسترده چندان مناسب نباشد.

در جنگ جهانی دوم، زیردریایی‌ها مجموعاً ۵۷۶ مین کار گذاشتند که به غرق شدن ۲۷ کشتی و آسیب دیدن ۲۷ کشتی دیگر منجر شد.

مین‌گذاری سطحی

مین‌گذاری توسط کشتی‌های سطحی از نظر اقتصادی به‌صرفه‌ترین روش است، زیرا امکان حمل تعداد زیادی مین برای آن‌ها وجود دارد. بااین‌حال، این روش مستلزم آن است که کشور مین‌گذار، کنترل کاملی بر منطقه دریایی داشته و تهدید فوری وجود نداشته باشد؛ شرایطی که در بسیاری از مواقع برقرار نیست و به همین دلیل، روش‌های هوایی و زیردریایی اغلب ترجیح داده می‌شوند.

مین‌گذاری سطحی معمولاً در سناریوهای دفاعی، مانند حفاظت از بنادر، استفاده می‌شود. در جنگ جهانی دوم این روش بسیار رایج بود. اگرچه موارد مستندی از تلفات دشمن در این میدان‌های مین دفاعی وجود ندارد، اما هیچ موردی نیز ثبت نشده که کشتی‌های دشمن بتوانند از این میدان‌ها عبور کنند. این موضوع یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مین‌های دریایی را نشان می‌دهد: قدرت بازدارندگی روانی بدون درگیری مستقیم.

19

نحوه فعال‌سازی مین‌های دریایی

درک نحوه فعال شدن مین‌های دریایی برای شناخت روش‌های مقابله با آن‌ها و همچنین استفاده مؤثر از آن‌ها بسیار مهم است. هر روش فعال‌سازی بر پایه حسگرهایی است که در سامانه تشخیص هدف قرار دارند و در نهایت باعث انفجار مین می‌شوند.

چهار روش اصلی فعال‌سازی مین‌های دریایی عبارت‌اند از: مغناطیسی، فشاری، صوتی و لرزه‌ای.

فعال‌سازی مغناطیسی

در این روش، سامانه تشخیص هدف شامل حسگرهای مغناطیسی (مگنتومتر) است که میدان‌های مغناطیسی را شناسایی می‌کنند. این حسگرها معمولاً سه‌محوره هستند، یعنی می‌توانند میدان‌های مغناطیسی را در هر جهت تشخیص دهند.

هر کشتی دارای یک «امضای مغناطیسی» خاص است که به عواملی مانند اندازه، نوع فلز و حتی محل ساخت آن بستگی دارد. با عبور کشتی، حسگرها این تغییرات را ثبت کرده و آن را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. سپس سیستم داخلی تصمیم می‌گیرد که آیا شرایط برای انفجار فراهم شده است یا نه.

فعال‌سازی فشاری

حسگرهای فشاری تغییرات فشار منفی در آب را تشخیص داده و آن‌ها را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. این فرآیند مشابه حسگرهای مغناطیسی است، اما بر پایه فشار عمل می‌کند.

هر کشتی دارای یک «امضای فشاری» نیز هست که به عواملی مانند اندازه، شکل و وزن بستگی دارد. هنگام حرکت کشتی در آب، حجم مشخصی از آب جابه‌جا می‌شود و تغییرات فشار ناشی از بدنه کشتی، طبق اصل برنولی (Bernoulli) ایجاد می‌شود.

پس از تحلیل این داده‌ها، اگر شرایط مناسب تشخیص داده شود، سیستم فرمان انفجار را از طریق زنجیره انفجاری صادر می‌کند.

حسگرهای صوتی

حسگرهای صوتی، امواج صوتی زیر آب را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. این صداها می‌توانند ناشی از حرکت بدنه کشتی در آب، صدای پروانه‌ها (مانند کاویتاسیون) یا حتی صداهای داخل کشتی باشند.

تمام این ارتعاشات در آب منتشر شده و در صورت تطابق با الگوهای تعریف‌شده، می‌توانند باعث فعال شدن مین دریایی شوند.

حسگرهای لرزه‌ای

حسگرهای لرزه‌ای بسیار شبیه حسگرهای صوتی هستند و از داده‌های مشابهی استفاده می‌کنند. این حسگرها حرکات بدنه مین را که در اثر تحریکات صوتی ایجاد می‌شود، تشخیص می‌دهند.

این حسگرها معمولاً حساس‌تر از حسگرهای صوتی بوده و می‌توان آن‌ها را به‌صورت ترکیبی با سایر حسگرها برنامه‌ریزی کرد تا دقت زمان انفجار مین افزایش یابد.

20

مین‌های دریایی چگونه کشتی‌ها را غرق می‌کنند؟

حالا که به‌طور کامل با ماهیت مین‌های دریایی، نحوه استفاده و عملکرد آن‌ها آشنا شدیم، آخرین موضوعی که باید بررسی شود این است که هنگام انفجار چه اتفاقی رخ می‌دهد.

ممکن است تصور کنید مین‌های دریایی با انفجار خود یک حفره بزرگ در بدنه کشتی ایجاد می‌کنند. این تصور شاید برای مین‌های سطحی قدیمی درست باشد، اما مین‌های مدرن تقریباً همیشه در زیر سطح آب قرار دارند.

زمانی که یک مین در زیر آب منفجر می‌شود، انرژی آن به سه بخش تقسیم می‌شود:

۵۳ درصد به موج ضربه‌ای اختصاص می‌یابد

۴۶ درصد به گرما تبدیل می‌شود

۱ درصد به‌صورت نور آزاد می‌شود

اصلی‌ترین روش‌هایی که مین‌های دریایی به کشتی‌ها آسیب می‌زنند، موج ضربه‌ای اولیه و پالس حباب گازی ناشی از انفجار است. موج ضربه‌ای در آب منتشر شده و اگر به‌اندازه کافی قدرتمند باشد، می‌تواند بدنه کشتی را ترک داده یا تخریب کند.

پس از انفجار، یک حباب گازی در زیر آب شکل می‌گیرد. این حباب تا زمانی که فشار آب اطراف آن را متوقف کند، به‌سرعت منبسط می‌شود و سپس با سرعت بسیار بالا فرو می‌ریزد. بعد از این فروپاشی، دوباره منبسط می‌شود و این چرخه چندین بار تکرار می‌شود، در حالی که هر بار مقداری از انرژی خود را از دست می‌دهد.

21

این پالس‌های سریع و متوالی، نوعی کاویتاسیون (Cavitation به پدیده‌ای گفته می‌شود که در آن حباب‌های بخار در یک مایع (مثل آب) به‌دلیل کاهش ناگهانی فشار تشکیل می‌شوند و سپس خیلی سریع می‌ترکند) در مقیاس بسیار بزرگ ایجاد می‌کنند که می‌تواند باعث شکستن سازه کشتی، دو نیم شدن آن و در نهایت غرق شدنش شود.

ترکیب این دو اثر، یعنی موج ضربه‌ای و پالس حبابی، خسارات بسیار شدیدی به کشتی‌ها وارد می‌کند و باعث می‌شود مین‌ها حتی در برابر پیشرفته‌ترین ناوگان‌های دریایی نیز سلاحی بسیار خطرناک باشند.

با وجود اینکه ممکن است مین‌های دریایی در نگاه اول جزو سلاح‌های کلیدی قرن بیست‌ویکم به نظر نرسند، اما همچنان بخش مهمی از راهبردهای دریایی کشورها در سراسر جهان هستند. در کنار فناوری مین‌ها، علمی گسترده برای شناسایی، شکار و خنثی‌سازی آن‌ها نیز وجود دارد که در اینجا به آن پرداخته نشده است. مین‌های دریایی همچنان از قدرتمندترین سلاح‌ها در میدان نبرد مدرن به‌شمار می‌روند.

منبع: روزیاتو

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید