چرنوبیل پس از فاجعه؛ راز خوشبختی گرگها در سرزمین ممنوعه
چرنوبیل، به باور بسیاری از پژوهشگران، نمونهای قدرتمند از تأثیر بازوحشیسازی است؛ یعنی کنار رفتن انسان و واگذاری دوباره زمین به طبیعت.
چرنوبیل که روزی یکی از آلودهترین نقاط جهان و نماد فاجعه هستهای بود، امروز بهطرزی شگفتانگیز به پناهگاه پررونق حیاتوحش تبدیل شده است. با کنار رفتن انسان، تنوع زیستی در این منطقه افزایش یافته و حتی جمعیت برخی گونهها از جمله گرگها چندین برابر بیشتر از مناطق حفاظتشده اطراف شده است.
حوادث تاریخی دنباله دارند، به نتیجه اولیه ختم نمیشوند، گاهی نتایج یک رویداد یا حادثه با گذر زمان بهشکلی رقم میخورد که کسی باورش نمیشود، یا حداقل از ابتدا کسی چنین نتایجی را تخیل هم نمیکند، اینجاست که میگویند حوادث تاریخی دو سویه هستند، اصطلاحاً محتملالطرفیناند، هر سمت و سویی میتوانند پیدا کنند، حوادث همزمان که به سود کسی میشوند زیان دیگری را رقم میزنند و دائم برندهها تغییر میکنند، چراکه کسی از سرنوشت حتمی آنها خبر ندارد، هرچیزی میتواند رخ دهد در واقع هیچ تضمینی وجود ندارد، سیر تاریخی حوادث خطی نیستند که از ابتدا بشود نتایج نهایی آن را پیشبینی کرد، گاهی چنان چرخ میخورند و در نقطهای میایستند که باورپذیر نیست.

چرنوبیل منطقه خالی از زیست نشد!
یکی از همین حوادث که حالا سببساز مسیر جالبی شده است به انفجار نیروگاه هستهای چرنوبیل برمیگردد، انفجاری که حیات درپی آن متوقف شد، انسانها، گیاهان و حیوانات شانس کمی برای زندگی در این منطقه داشتند، بنابراین انسانها که قابلیت جابهجایی زیادی دارند تصمیم گرفتند برای ادامه حیات به منطقه چرنوبیل نزدیک نشوند، حالا همین مسئله سبب شده برخی گونههای گیاهی و حیوانات فرصت رشد و تداوم حیات پیدا کنند، شاید بیشتر از گذشته، بله عجیب است، اما حالا برخی گونههای حیوانی در منطقه چرنوبیل حضور، رشد و تداوم بیشتری دارند.
بیبیسی جهانی گزارشی درهمینباره منتشر کرده است، گزارشی که نشان میدهد در عین ناباوری حالا برخی گونههای حیوانی توانستهاند تداوم حیات خودشان در چرنوبیل را تضمین کنند. در بخشی از این گزارش نوشته شده: «در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، انفجار یکی از راکتورهای نیروگاه هستهای چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی سابق (اوکراین امروزی)، مقادیر عظیمی از مواد رادیواکتیو را وارد جو کرد. آلودگی تا هزاران کیلومتر مربع گسترش یافت و صدها هزار نفر مجبور به ترک خانههای خود شدند. در پی این حادثه، منطقهای ممنوعه پیرامون نیروگاه ایجاد شد که تا امروز عمدتاً خالی از سکنه باقی مانده و اکنون مساحتی در حدود ۴ هزار کیلومتر مربع را دربر میگیرد. به گفته «مرکز بومشناسی و هیدرولوژی بریتانیا»، این منطقه همچنان یکی از آلودهترین نقاط جهان از نظر رادیواکتیویته است.»

جمعیت گرگها در چرنوبیل هفت برابر ذخیرهگاههای اطراف است
اما این همهی ماجرا نیست، اگرچه منطقه چرنوبیل همچنان آلوده به مواد رادیو اکتیو است اما به مرور زمان از آثار آن کاسته شد، جیم اسمیت، استاد علوم محیطزیست دانشگاه پورتسموث به بیبیسی جهانی گفته که: «پیامدهای زیستمحیطی اولیه انفجار بسیار شدید بود. در روزها و هفتههای نخست پس از حادثه، سطح تشعشع بهشدت افت کرد و آنچه باقی مانده، نوعی پرتودهی مزمن اما کمسطح در طول دهههاست.» طوریکه این میزان برای سکونت طولانیمدت انسان ایمن نیست، اما برای بسیاری از گونههای جانوری داستان متفاوتی رقم زده است.
به گفته اسمیت، در گزارش بیبیسی جهانی حیاتوحش در چرنوبیل نهتنها زنده مانده، بلکه رشد کرده است:«بدون تردید، منطقه ممنوعه امروز از نظر تنوع و فراوانی زیستی، بسیار غنیتر از پیش از حادثه است.» مطالعات روی ماهیها، حشرات آبزی و زیستبومهای آبی در آلودهترین دریاچهها نشان داده که تنوع زیستی آنها تفاوت معناداری با مناطق کمآلوده ندارد. پستانداران نیز در این منطقه بهخوبی سازگار شدهاند. بررسیها تفاوت محسوسی میان جمعیت پستانداران در مناطق پرآلودگی و کمآلودگی نشان نداده، جز در یک مورد قابل توجه: جمعیت گرگها در چرنوبیل هفت برابر بیشتر از سایر ذخیرهگاههای طبیعی اطراف است.
فشار انسانی برای طبیعت بسیار مخربتر از بدترین حادثه هستهای تاریخ است
در این گزارش آمده که، اینکه حیاتوحش در یک منطقه رادیواکتیو بهتر از بسیاری از مناطق عادی رشد کند، شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ اما توضیح سادهای دارد. خرمان اوریثولا، استاد جانورشناسی دانشگاه اوویدو در اسپانیا، میگوید: «این منطقهای وسیع است بدون سر و صدا، بدون نور مصنوعی، بدون آفتکش، بدون کشاورزی، بدون جنگلزدایی. فشار انسانی برای طبیعت بسیار مخربتر از بدترین حادثه هستهای تاریخ است.» همچنین اسمیت نیز با این دیدگاه موافق است و تأکید میکند: «آنچه بیشترین آسیب را به اکوسیستم میزند، حضور و اشغال انسان است. آلودگیها مهماند، اما در درجه دوم قرار دارند.»
چرنوبیل، به باور بسیاری از پژوهشگران، نمونهای قدرتمند از تأثیر بازوحشیسازی است؛ یعنی کنار رفتن انسان و واگذاری دوباره زمین به طبیعت. اوریثولا میگوید بسیاری از پارکها و ذخیرهگاههای طبیعی جهان، بهتدریج به مراکز گردشگری و بهرهبرداری انسانی تبدیل شدهاند و در عمل کارایی حفاظتی خود را از دست دادهاند. او در پایان تأکید میکند: «اگر واقعاً بخواهیم از طبیعت محافظت کنیم، بهترین راه کاهش فشار انسان بر سرزمینهاست؛ و اینکه اجازه بدهیم طبیعت، فقط طبیعت باشد.»
منبع: خبرآنلاین