سرنوشت نسخههای خطی در جنگ چه میشود؟/ نقشه دشمن برای میراث ناملموس
یک پژوهشگر و مدرس دانشگاه در یادداشتی به شرایط جنگی و اهمیت حفظ نسخههای خطی اشاره کرده است.
محمدرضا بهزادی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر در یادداشتی به اهمیت خفظ نسخ خطی و میراث مکتوب در شرایط جنگی پرداخته است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
در یک نگاه، جنگ میتواند در تخریب زیرساختهای مهم، حیاتی، شاهرگها و شریانهای تاثیرگذار اقتصادی و اجتماعی نقش اصلی ایفا نماید. عموما این نقش از جنگ بیش از هر چیز دیگری در نگاه نخست به ذهن انسان متبادر میشود. با بمباران بنادر و زیرساختها و یا نیروگاهها و پالایشگاهها، نیروی محرکه یک دولت و شیرازه نظام اقتصادی آن فرو میریزد و جنگ بیش از گذشته، چهره زشت و ناپاک خودش را نشان میدهد. اما در میان این همه خرابی و این حجم از بیدادگری و خونریزیهای بیشمار، میراث بشری و ذخایر فرهنگی بیش از هر چیز آسیب دیده و به بوته فراموشی سپرده میشوند.
تقریبا هیچ کس در کشاکش میدان کارزار به فکر نسخههای خطی و کتابها و نفایس مخازن و مجموعههای تاریخی نیست. شاید در نگاه اول درست باشد که در بحران انسانی و اقتصادی، دیگر جایی برای نسخ خطی و میراث مکتوب باقی نخواهد بود. اما این نگاه دقیقا همان دیدگاهی است که دشمن روی آن تمرکز کرده و علاوه بر این که تمام قوایش را برای درهم کوبیدن ارادهها و شریانهای حیاتی جامعه مصروف میکند، در فکر تخریب و محو کردن میراث ملی و جهانی و تهی کردن فردای سرزمینها از آن چیزی است که قرنها ایستاده و سالهای متمادی تمدنهای بشری بر آن ساخته و پرداخته شده است.
هم دشمن و هم دیگر بازیگران صحنههای سیاسی میدانند که روزی این جنگ تمام خواهد شد. ساختمانهای خراب شده و زیرساختهای فروریخته باز سرپا میشوند اما اگر ملتی عاری و تهی از داشتههای تمدنیاش گردد، آیا به واقع برایش جایگزینی خواهد بود؟ اگر مخزنی از نفایس قلمی و کتابهای خطی که علم دنیای قدیم و جدید را به هم پیوند داده است در این جنگها آسیب ببیند، آیا چیزی میتواند آن را بازسازی کند؟ اقدام وحشیانه دولت جعلی یهود و دولت بیتمدن آمریکا در حمله به بخشی از میراث تمدنی و جهانی ایران، حقیقتا جنایت بزرگ جنگی و یکی از مصادیق نابودی میراث بشری و امری بسیار شرمآور است.
در این میان آنچه از هر چیزی بیشتر در پرده ابهام است، سرنوشت نسخههای خطی است که ممکن است در این حملات خسارت جبرانناپذیری ببینند. ما در گذشته و در ایلغارهای مغولان و تیموریان، شاهد از دست رفتن سرمایههای بزرگ فرهنگی خویش بودهایم. شاید دردناکترین تصویر از این دست به زمان خودش، تقسیم کتابهای خطی و جلدهای ارزشمند آن میان سپاهیان مغول است و ناظری که میگوید علاوه بر آن مقدار از نفایس که در آتش یغما بسوخت، مابقی جلدها نیز برای وصله کردن البسه و چکمههای سربازان دست به دست میچرخید و اوراقش در زیر هیمهها میسوخت.
در زمان نزدیکتر به ما نیز شاهد از میان رفتن مجموعههای نفیس موجود در سرزمینهای اشغالی و شهرهای مورد تجاوز صهیونسیتها و دستنشاندههای آنها نظیر داعش و القاعده در کشورهای مختلف حوزه تمدنی ایران بزرگ و غرب آسیا هستیم. مخازن نفیس عراق که در جنگهای اول و دوم خلیجفارس از میان برفت و جالب این بود که برخی از نفیسترین نفایس آن سر از مجموعههای اسرائیلیان درآورد. آنها میدانند که چرا و به چه جهت به میراث ملی و بشری جهان هجمه میکنند.
آنها میدانند که جنگ اصلی آینده عالم نه برای آب است و نه برای غذا، نه محاربه است برای سرزمین و نه درگیری است برای از میان برداشتن مخالفان. جنگ بعدی و اصلی عالم که به نظرم با این رویداد شوم تحمیلی حداقل بخشی از سیرت آن هویدا گردید، جنگ نسخ خطی است. جنگی که سودای آن این است که بسیاری از میراث بشری ارزشمند عالم اسلام و ایران در معرض هجمه و نابودی کامل قرار گرفته و دسترسی نسلهای آینده به داشتههای تمدنیاش قطع گردد و فردا روز، نوجوان و جوان ایرانی و مسلمان برای دستیابی به معارف ملی و داشتههای فرهنگی خود با یک خلا جدی مواجه شده و دست به دامان غرب و حتی مجموعههای اسرائیلیان گردد.
حمله به مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان نیز از این جنس است. هدف تخریب بنا و میراث ملموس تنها نیست. دشمن برای میراث ناملموس ما بیشتر نقشه کشیده و امیدش این بوده که روزی بالاخره خواهد توانست آن را به نابودی بکشاند. خوابی که به زودی آشفته خواهد شد. در این همجه آنچه بیشتر به چشم همه آمد تخریب بناها و از میان رفتن آینهها و ارسیها و درها بود.
اما من در این میان چیزی دیگر دیدم و آن آسیبی بود که ممکن بود بر پیکره مجموعه نفایس خطی آن وارد شود یا به عکسهای تاریخی آن صدمه بزند. کتابخانهای که به تنهایی یکی از مهمترین مجموعههای میراث بشری عالم است و نسخههای خطی آن نه فقط به یک فرهنگ و ملت بلکه به یکانیکان بشریت تعلق دارد. تعلقی فارغ از زمان و مکان در تمام اعصار و قرون.
این جنگ با تمام ویرانی و ناخوشیهایش تمام خواهد شد و از فردای سازندگی در عرصه عمران کشور، توجه جدی به میراث نسخ خطی و نفایس فرهنگی شاید مهمترین رسالتی است که بر دوش ما قرار خواهد گرفت. این توجه نه تنها برای حراست از این مجموعهها خواهد بود بلکه معرفی آن به عالم به عنوان دستاورد مهم بشریت در قرون متمادی و سرآغاز مدنیت در عالم، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
پاسداری و حفظ مجموعههای خطی و معرفی آن و نفایس آن به عالم، راهی است که از نابودی بخش عظیمی از آتیه ملتها و مردمان آینده و فردای بشریت جلوگیری خواهد نمود. از همین روست که دشمن یکی از اصلیترین و مهمترین برنامههای خودش را برای نابودی فرهنگی و به خصوص نسخ خطی برنامهریزی کرده است.
در این میان سوال اصلی این خواهد بود که ما چقدر در آینده به این مهم توجه خواهیم کرد؟ حفظ این میراث، وصیت امام شهیدمان است که خودش در عالم علم و عمل، یگانه بود و بزرگترین واقف مجموعههای خطی در جهان به شمار میآید. توجه همیشگی امام خامنهای شهید به نسخ خطی و نفایس تمدنی بر هیچکس پوشیده نیست.
این بخشی از وصیت او به ما خواهد بود که علاوه بر ایستادگی و ایمان در راه اسلام و وطن عزیزمان، از نقشههای شوم دشمن برای محو و منسی کردن حافظه مکتوب ایرانی و اسلامی و مجموعههای نسخ خطی نیز غافل نباشیم. امید که در ظل توجهات رهبر جوان و عزیز انقلاب اسلامی که پرورشیافته مکتب آن پدر با فضیلت بوده و خود نیز از حامیان نسخ خطی و میراث مکتوب است، پیش از گذشته به این امر مهم بپردازیم.
منبع: مهر