مصائب دو جنگ جهانی
آنچه میخوانید بخش پایانی مقالهای است که به علل و دلایل قحطیهای منطقه فارس در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم میپردازد.
کد خبر :
۱۶۹۰۳
بازدید :
۱۶۲۱
آنچه میخوانید بخش پایانی مقالهای است که به علل و دلایل قحطیهای منطقه فارس در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم میپردازد.
فقدان امنیت
با توجه به ضعف دولت مرکزی، اکثر راهها و خطوط ارتباطی از امنیت کافی برخوردار نبودند و زیر سیطره راهزنان قرار داشتند. این وضعیت، حملونقل خواربار را دشوار، پرهزینه و در مواردی به کلی غیرممکن میساخت (کتابی، 1384: 37).
ناامنی یکی از عوامل عدم رونق تجارت در ایران بود. اشرار و راهزنان چون راه را ناامن و هر نوع سفری را پرمخاطره میکردند، تاجران و مسافران ترجیح میدادند کمتر سفر کنند.فرمانفرما معتقد بود که یک علت درگیریها، قحطی و گرانی بود و اینکه مردم تصور میکردند با افزایش قوای خارجی، قحطی ارزاق بدتر خواهد شد (اتحادیه و دیگران، 1383: 379).
ناامنی حاصل از راهزنیهای پیدر پی به تجارت آسیب میرساند. در فاصله سالهای 1323- 1294 ش/ 1944- 1915 م، ایران در وضعیت اقتصادی حادی به سر میبرد. کمبود و گرانی و نداشتن قدرت خرید کالاهای ضروری از سوی مردم بدی اوضاع را تشدید میکرد، در چنین وضعیتی دزدی و قاچاق مالالتجاره به وخامت اوضاع دامن زده و موجب نگرانی تجار و مردم میشد. کمبود مواد غذایی و گرانی غلات که نتیجه قحطیهای پیدر پی بود، خود موجب افزایش میزان سرقت و راهزنی در شهرها و جادههای بین شهری شده بود (چهرهنما، 1332 ق، ش 14: 11؛ عیسوی، 1370: 591).
در شمارههای متعدد نشریات منتشر شده در فاصله این 30 سال، گزارشهای متعددی از سرقت و قاچاق در فارس به ثبت رسید، که مشتمل بر کالاهای ضروری و مایحتاج زندگی روزمره مردم میشد. از جمله کالاهایی که دستخوش دزدی قرار میگرفت چای، گندم، جو، برنج و قند بود. با توجه به ضعف تشکیلات امنیتی، اغلب سارقان دستگیر نمیشدند، هرچند مواردی هم پیش میآمد که سرقتهای اتفاق افتاده به سرانجام نرسیده و ماموران دولت موفق به کشف محمولههای سرقتی و دستگیری سارقان و حاملان اجناس میشدند.
به گزارش امنیه کازرون در سال 1306 ش/ 1927 م، بر طبق عادت، دستهای از سارقان، در حوالی آنجا مشغول شرارت و دزدی اموال مردم و مالالتجاره بودند که پس از تعقیب، بعضی از آنها دستگیر و بقیه متواری گردیدند. اموال دزدیده شده را هم گرفته و به صاحبان اموال پس دادند (روزنامه اطلاعات، 1306، ش 254: 2).
بر طبق گزارش گردان فسا در تاریخ 6/10/1322 ش/ 1943 م، در طی شب عدهای از دزدان مسلح به آسیای غیاثآباد حمله کرده و مقداری گندم و جو ربودند. با تلاش پاسگاه رودخانه خزوک آنها را تعقیب و پس از دستگیری به دادگاه نظامی شیراز تحویل داده شدند (گلستان، 1322، ش 3337: 2).
قاچاق مواد غذایی بر مشکلات میافزود زیرا بسیاری از سودجویان به دلیل قیمت بالای مواد غذایی اقدام به خروج غیرقانونی غلات از کشور مینمودند که این امر در افزایش قحطی و افزایش قیمتها موثر بود و از آنجا که ایران مرزهای طولانی با همسایگانی نامطمئن و مامورانی فاسد داشت، عملا ورود و خروج کالا قابل کنترل نبود و این امر موجب میگردید قاچاق و ورود و خروج غیرقانونی کالا به سهولت اتفاق افتد، هر چند در برخی موارد ماموران موفق به کشف برخی محمولهها میشدند.
چنانکه در سال 1308 ش / 1929م، ماموران مبارزه با قاچاق گمرک در بوشهر موفق به کشف 142 گونی قند، 52 گونی شکر، 3 صندوق چای و 5 قبضه تفنگ در روستایی به نام چاه تلخ از قاچاقچیان ساحلی شدند (روزنامه اطلاعات، 1308، ش 983: 3). براساس تلگراف ارسالی از کازرون به تیمسار سرلشکر فیروز، استاندار استان هفتم (فارس)، وضعیت این شهر در سال 1323ش / 1943م، اینگونه شرح داده شده است: «اجناس کازرون را قاچاقچیان از راه بنادر به کویت و بصره حمل مینمایند، اداره غله هم از تحویل گندم به نانوایان کازرون خودداری میکند.»
روزنامه پارس به دلیل نگرانی از بروز قحطی مسوولان را متوجه این منطقه نموده و تقاضای حمل خواربار به کازرون را کرد (پارس، 1323، ش 274: 2).
احتکار
پیامد دیگر کمبود مواد غذایی احتکار بود که از جانب سودجویان صورت میگرفت. احتکار همواره به امید گرانی و افزایش قیمت صورت میگیرد. در باب احتکار، در سالهای جنگ جهانی اول، حبلالمتین چنین نوشته است: «بعضی از تجار در این چند ماهه جنگ، نفع عمده حاصل کردند مخصوصا کسانی که قند، شکر، چای و امثال آن را قبل از جنگ داشتهاند اگرچه مدخولشان مشروع ولی از درجه انصاف و مروت دور بوده است» (حبل المتین، 1332 ق، ش 37: 7).
بهرغم پایان جنگ جهانی اول، مساله گرانی، احتکار و خرید مازاد بر مصرف کماکان ادامه داشت. اداره ارزاق طی اعلانی اخطار داد که در صورت احتکار آرد و گندم، تمامی آن مصادره خواهد شد. دولت اقداماتی برای تعیین امور ارزاق و بهبود نرخ آن نمود. اداره کل ارزاق از وزارت مالیه تقاضای تشکیل کمیسیونی مانند سابق برای تعیین نرخ ثابت گندم کرد . دارالخلافه نیز قیمتهایی برای گوشت، شیر و ماست اعلام کرد و از مردم خواست در صورت مشاهده تخلف، به اداره حکومت نظامی اطلاع دهند تا خاطیان مورد مواخذه قرار گیرند (ترابی، 1384: 360).
در طول جنگ دوم هم احتکار و انبار کردن کالا وجود داشت. ترس و نگرانی مردم از کمبود مواد غذایی و ذخیرهسازی و احتکار بعضی از مردم موجب گردید وضع معیشت در سراسر کشور دچار اختلال شود. نانواها قسمتی از سهمیه آرد دریافتیشان را در بازار آزاد به چندین برابر قیمت میفروختند و در عوض باقیمانده آرد گندم را با جو و ذرت و سیب زمینی مخلوط کرده، نان نامرغوب و غیرماکول را به مردم میدادند.
به علت کثرت خریداران، کسی حوصله یا جرات اعتراض به کیفیت نان را نداشت. دولت برای کنترل قیمتها ناچار بود مرتبا نرخ جدیدی اعلام کند. مثلا نرخ نان را هر سه کیلو سه ریال تعیین کرد، اما در بازار آزاد هر کیلو پنج ریال به فروش میرسید (امینی، 1381: 77).
عوامل خارجی
در طول سالهای 1324-1293ش / 1945-1914 م، دو جنگ جهانی پیش آمد. جنگ جهانی اول در 1297-1293 ش / 1918-1914 م و جنگ جهانی دوم نیز در سالهای 1324-1318 ش / 1945-1939م رخ داد. در طول دو جنگ مذکور ایران تحت تاثیر شرایط حاصل از جنگ قرار گرفته و در زمینههای سیاسی و اقتصادی دچار صدمات جبران ناپذیری شد.
بحران قحطی از جمله مسائل مهمی بود که ایران با آن مواجه شد. حضور متفقین در خاک ایران و رفع مایحتاج خود از داخل خاک ایران که شامل تامین آذوقه و استفاده از امکانات حملونقل داخلی میشد، به مشکلات موجود در کشور دامن زد و آن را تشدید کرد.
حضور متفقین و تامین آذوقه از داخل ایران
عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» از فعالیت متفقین در ایران چنین یاد کرده است: «خوارباری که دول انگلیس و روس و ترک از افراد خریداری کردند، به خارج از سرحد ایران برای قشون خود میفرستادند.» (مستوفی، 1343: 168-167).
مستوفی در جای دیگر علت قحطی و گرسنگی مردم را تامین آذوقه قشون میداند: «در عوض گرسنگیهایی که خوردهایم، نان و سایر مواد خواربار خود را برای اعاشه قشون آنها فرستاده بودیم.» (مستوفی، 1343: 409). علت کمبود غارتی بود که متفقین از محصولات میکردند چون تولید غلات در شوروی بر اثر جنگ و اشغال سرزمینهای حاصلخیز اوکراین، بلاروس و غیره توسط ارتش آلمان و آتش زدن کشتزارها هنگام تخلیه این اراضی با مشکل مواجه شده بود (لمبتون، 1375: 463-462). نیر شیرازی درباره سوءاستفاده انگلیسیهای مستقر در فارس چنین مینویسد: «انگلیسیها پول درآوردند، مشغول به خریدن لوازم و خواربار شدند.
هر که هرچه میگفت، بدون چون و چرا میخریدند و هر دزدی و تقلبی که در کارها میشد، ندیده میانگاشتند، منازل خودمان را خراب کردیم که چوب آن منازل را یک من دو قران به آنها بفروشیم، آنها هم خریدند. تا کار به جایی رسید که زنهای ما هر صبح میرفتند از داخل سرگین اسب آنها جو بیرون آورده، میخوردند. کسانی که دسترسی به این هم نداشته، به خون قصاب خانه و ملخ دریایی سد جوع میکردند، کمتر کسی نان بهدست میآورد» (نیر شیرازی، 1383: 197)
نشریه کاوه اقدامات انگلیسیها را چنین شرح میدهد: «به زور لیره، گندم و حبوبات را با وجود قحط و غلایی که در سرتاسر ایران حکمروا است، انبار کرده و در این راه اقتدا به سیاست دیرینه خود در هند نموده و برای سیر داشتن شکم سربازان خود هلاکت رعیت بیچارهای را فراهم میآورند که با عرق پیشانی خود آن گندم را آبیاری نموده است. انگلیسیها به قول یکی از روزنامههای ایران با پنجهای که به اسم پلیس جنوب مسلح است، رگ حیات فارس را گرفته و میخواهند ایران را خفه نمایند.» (کاوه، 1336ق، 25: 6).
انگلیسیها از بیخبری مردم استفاده میکردند، در اینباره نیر شیرازی در کتاب خود چنین نوشته است: «آنها عمال کلیمی و مسلمان خود را بین مردم روانه کرده، هرچه که داشت به قیمتهای خوب و پولهای زرد و سفید ماخوذ داشتند.» (نیر شیرازی، 1383: 196). انگلیسیها، با هدف حفظ امنیت راههای جنوب، نیروی پلیس جنوب را برقرار کردند. آنها که مدعی برقراری امنیت بودند خود عامل ناامنی شدند، حضور آنها منجر به بروز مشکلات متعددی گردید. قوای پلیس جنوب نیاز به آذوقه داشتند که باید از منطقه مستقر در آن تامین میکردند. کمی آذوقه و اغتشاش راههای فارس که نتیجه حضور و مداخلات انگلیسیها بود بر تنفر و نارضایتی مردم از انگلیس افزود (آرشیو اسناد وزارت خارجه، 3-1، 37-48، 1335 ق).
اسنادی موجود است که حاکی از خسارت نیروی پلیس جنوب به باغهای اطراف شیراز میباشد که شکایت صاحبان باغها و تقاضای پرداخت خسارت را در پی داشته است (آرشیو اسناد وزارت خارجه: (1-27)2-41-1300). قحطی ناشی از جنگ جهانی اول کاهش زمینهای مزروعی و برداشت کم محصول، نیازهای غذایی وافر قوای خارجی و همچنین بدتر شدن سیستم توزیع کالاها را بهوجود آورده بود. قحطی مزبور با ذخیرهسازی و احتکار کالاها توسط ملاکین، واسطهها و مقامات دولتی تشدید گردید. (کدی، 1369: 130)
استفاده از آذوقه اهالی در آن وضعیت که مردم با کمبود و گرانی مواد غذایی مواجه بودند بر وخامت اوضاع میافزود (اتحادیه و دیگران، 1383: 441). آخرین قحطی عمومی در ایران، طی سالهای 1324-1320ش / 1945-1941م، روی داد و اساسا، معلول نابسامانی اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور و بهویژه در نتیجه شرایط جنگی ناشی از اشغال ایران توسط قوای متفقین بود، هرچند که مقامات انگلیسی و هواداران آنها منکر آن میشدند (کتابی، 1384: 58؛ اسناد ملی ایران، ش 290000963؛ اسناد ملی ایران، ش 240014399).
تاخیر ورود حمل غله از بنادر یکی دیگر از دلایل کمبود در کشور بود که در توزیع به موقع آن خدشه وارد میکرد (اسناد ملی ایران، ش 240014381). در سال 1321ش / 1941م، دولت انگلیس استفاده قوای نظامی خود از آذوقه ایران و همچنین حمل به خارج از این کشور را بهشدت تکذیب کرد (اسناد ملی ایران، ش 240012439). اما در اردیبهشتماه 1322ش / 1943م، کامیونهای شوروی که حامل مواد خوراکی برای متفقین از بوشهر به تهران بودند، در شیراز با حضور برخی از مسوولان از جمله آقایان سیف پورفاطمی، فرماندار شیراز و کلنل رابرت، مشاور خواربار استان هفتم، توقیف شد. کامیونهای مذکور که 12 دستگاه بودند، اجناسی نظیر آرد، خرما، نخود، روغن، قند، شکر، لوبیا و زغال را که همگی جزو کالاهای ضروری محسوب میشدند، حمل میکردند (پارس، 1322ش، ش 64: 2). در جنوب بیشتر غلات را انگلیسیها و آمریکاییها خریده و به شوروی تحویل میدادند (لمبتون، 1375: 463).
اشغال ایران به وسیله ارتشهای بیگانه سبب کمبود ارزاق عمومی و صعود سرسامآور بهای کالاهای مصرفی شد که با شدت بیشتری سراسر کشور را دربر گرفت (امینی، 1381: 76). از طرفی هنگامی که حضور نیروهای بیگانه در ایران در جریان جنگ جهانی دوم مصادف با فصل برداشت محصول میشد، بسیاری از محصولات کشاورزی در جریان این قشونکشیها نابود شده و این امر هم به قحطی دامن میزد.
استفاده از امکانات حملونقل داخلی
در طول جنگ جهانی اول، علاوهبر خرید و به کارگیری کلیه امکانات حملونقل کشور توسط دولتهای درگیر در جنگ، در صورت مشاهده چهارپاداران و صاحبان حیوانات باربر، آنان را وادار به حمل بارهای خود میکردند. این امر انتقال مایحتاج عمومی مردم را دچار مشکل ساخته و موجب میگشت که در صورت کمبود ارزاق، ایالتهای مجاور قادر به کمکرسانی به یکدیگر نباشند.
کمبود وسایل حملونقل از عوامل افزایش قیمتها، افزایش فوقالعاده کرایه حملونقل و محدودیتهای تجاری بود (ترابی، 1384: 286).
در سالهای جنگ جهانی دوم تصرف وسایل نقلیه در ایران توسط متفقین اثر فاجعهآمیزی بر اقتصاد کشور بر جای گذاشت. امکانات حملونقل کالا و مواد مصرفی و غذا را در سطح کشور به کلی از هم پاشید و گرانی و قحطی را گسترش داد. اثرات مخربی چون از همگسیختگی خطوط ارتباطی و فرسودگی وسایط نقلیه در ایران حتی تا سالهای بعد از خاتمه جنگ نیز ادامه یافت و ضایعات مالی و جانی غیرقابلتخمینی را باعث شد (الهی، 1365: 183).
مطابق ماده 3، بند ب قرارداد 29 ژانویه 1942م / 9 بهمن 1320ش، متفقین کلیه وسایل حملونقل خصوصی، دولتی و نظامی ایران را به تصرف خود درآوردند. آنها تمامی کامیونهای موجود، تانکرهای نفتکش، اتوبوسهای مسافربری و حتی اتوبوسهای خطوط شهری را نیز متصرف شدند. تعداد کامیونهای غیرارتشی متصرفی متفقین به 3000 دستگاه میرسید. از تعداد کامیونها، اتوبوسها و اتومبیلهای ارتشی آماری در دست نیست (الهی، 1365: 183-182).
وضعیت بهگونهای شده بود که دولت وقت در سال 1323 ش / 1944م، بهمنظور حفظ امنیت در مسیر حرکت متفقین در خطوط شوسه و راهآهن حکومت نظامی برقرار کرد (اسناد ملی ایران، 292001067). در جریان جنگ جهانی دوم، متفقین از طریق راهآهن سراسری ایران و سایر راههای ارتباطی کشور، حدود پنج و نیم میلیون تن اسلحه، مهمات، مواد غذایی و دارو را به شوروی منتقل کردند. برخی از محققان بر این باورند که سیل کمکهای سرازیرشده از مسیر ایران به شکست آلمانها در استالینگراد انجامید و به همین جهت متفقین ایران را پل پیروزی نامیدند (بهبهانی، 1383: 16-12، ش24).
منبع: دو فصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان 1392.
فقدان امنیت
با توجه به ضعف دولت مرکزی، اکثر راهها و خطوط ارتباطی از امنیت کافی برخوردار نبودند و زیر سیطره راهزنان قرار داشتند. این وضعیت، حملونقل خواربار را دشوار، پرهزینه و در مواردی به کلی غیرممکن میساخت (کتابی، 1384: 37).
ناامنی یکی از عوامل عدم رونق تجارت در ایران بود. اشرار و راهزنان چون راه را ناامن و هر نوع سفری را پرمخاطره میکردند، تاجران و مسافران ترجیح میدادند کمتر سفر کنند.فرمانفرما معتقد بود که یک علت درگیریها، قحطی و گرانی بود و اینکه مردم تصور میکردند با افزایش قوای خارجی، قحطی ارزاق بدتر خواهد شد (اتحادیه و دیگران، 1383: 379).
ناامنی حاصل از راهزنیهای پیدر پی به تجارت آسیب میرساند. در فاصله سالهای 1323- 1294 ش/ 1944- 1915 م، ایران در وضعیت اقتصادی حادی به سر میبرد. کمبود و گرانی و نداشتن قدرت خرید کالاهای ضروری از سوی مردم بدی اوضاع را تشدید میکرد، در چنین وضعیتی دزدی و قاچاق مالالتجاره به وخامت اوضاع دامن زده و موجب نگرانی تجار و مردم میشد. کمبود مواد غذایی و گرانی غلات که نتیجه قحطیهای پیدر پی بود، خود موجب افزایش میزان سرقت و راهزنی در شهرها و جادههای بین شهری شده بود (چهرهنما، 1332 ق، ش 14: 11؛ عیسوی، 1370: 591).
در شمارههای متعدد نشریات منتشر شده در فاصله این 30 سال، گزارشهای متعددی از سرقت و قاچاق در فارس به ثبت رسید، که مشتمل بر کالاهای ضروری و مایحتاج زندگی روزمره مردم میشد. از جمله کالاهایی که دستخوش دزدی قرار میگرفت چای، گندم، جو، برنج و قند بود. با توجه به ضعف تشکیلات امنیتی، اغلب سارقان دستگیر نمیشدند، هرچند مواردی هم پیش میآمد که سرقتهای اتفاق افتاده به سرانجام نرسیده و ماموران دولت موفق به کشف محمولههای سرقتی و دستگیری سارقان و حاملان اجناس میشدند.
به گزارش امنیه کازرون در سال 1306 ش/ 1927 م، بر طبق عادت، دستهای از سارقان، در حوالی آنجا مشغول شرارت و دزدی اموال مردم و مالالتجاره بودند که پس از تعقیب، بعضی از آنها دستگیر و بقیه متواری گردیدند. اموال دزدیده شده را هم گرفته و به صاحبان اموال پس دادند (روزنامه اطلاعات، 1306، ش 254: 2).
بر طبق گزارش گردان فسا در تاریخ 6/10/1322 ش/ 1943 م، در طی شب عدهای از دزدان مسلح به آسیای غیاثآباد حمله کرده و مقداری گندم و جو ربودند. با تلاش پاسگاه رودخانه خزوک آنها را تعقیب و پس از دستگیری به دادگاه نظامی شیراز تحویل داده شدند (گلستان، 1322، ش 3337: 2).
قاچاق مواد غذایی بر مشکلات میافزود زیرا بسیاری از سودجویان به دلیل قیمت بالای مواد غذایی اقدام به خروج غیرقانونی غلات از کشور مینمودند که این امر در افزایش قحطی و افزایش قیمتها موثر بود و از آنجا که ایران مرزهای طولانی با همسایگانی نامطمئن و مامورانی فاسد داشت، عملا ورود و خروج کالا قابل کنترل نبود و این امر موجب میگردید قاچاق و ورود و خروج غیرقانونی کالا به سهولت اتفاق افتد، هر چند در برخی موارد ماموران موفق به کشف برخی محمولهها میشدند.
چنانکه در سال 1308 ش / 1929م، ماموران مبارزه با قاچاق گمرک در بوشهر موفق به کشف 142 گونی قند، 52 گونی شکر، 3 صندوق چای و 5 قبضه تفنگ در روستایی به نام چاه تلخ از قاچاقچیان ساحلی شدند (روزنامه اطلاعات، 1308، ش 983: 3). براساس تلگراف ارسالی از کازرون به تیمسار سرلشکر فیروز، استاندار استان هفتم (فارس)، وضعیت این شهر در سال 1323ش / 1943م، اینگونه شرح داده شده است: «اجناس کازرون را قاچاقچیان از راه بنادر به کویت و بصره حمل مینمایند، اداره غله هم از تحویل گندم به نانوایان کازرون خودداری میکند.»
روزنامه پارس به دلیل نگرانی از بروز قحطی مسوولان را متوجه این منطقه نموده و تقاضای حمل خواربار به کازرون را کرد (پارس، 1323، ش 274: 2).
احتکار
پیامد دیگر کمبود مواد غذایی احتکار بود که از جانب سودجویان صورت میگرفت. احتکار همواره به امید گرانی و افزایش قیمت صورت میگیرد. در باب احتکار، در سالهای جنگ جهانی اول، حبلالمتین چنین نوشته است: «بعضی از تجار در این چند ماهه جنگ، نفع عمده حاصل کردند مخصوصا کسانی که قند، شکر، چای و امثال آن را قبل از جنگ داشتهاند اگرچه مدخولشان مشروع ولی از درجه انصاف و مروت دور بوده است» (حبل المتین، 1332 ق، ش 37: 7).
بهرغم پایان جنگ جهانی اول، مساله گرانی، احتکار و خرید مازاد بر مصرف کماکان ادامه داشت. اداره ارزاق طی اعلانی اخطار داد که در صورت احتکار آرد و گندم، تمامی آن مصادره خواهد شد. دولت اقداماتی برای تعیین امور ارزاق و بهبود نرخ آن نمود. اداره کل ارزاق از وزارت مالیه تقاضای تشکیل کمیسیونی مانند سابق برای تعیین نرخ ثابت گندم کرد . دارالخلافه نیز قیمتهایی برای گوشت، شیر و ماست اعلام کرد و از مردم خواست در صورت مشاهده تخلف، به اداره حکومت نظامی اطلاع دهند تا خاطیان مورد مواخذه قرار گیرند (ترابی، 1384: 360).
در طول جنگ دوم هم احتکار و انبار کردن کالا وجود داشت. ترس و نگرانی مردم از کمبود مواد غذایی و ذخیرهسازی و احتکار بعضی از مردم موجب گردید وضع معیشت در سراسر کشور دچار اختلال شود. نانواها قسمتی از سهمیه آرد دریافتیشان را در بازار آزاد به چندین برابر قیمت میفروختند و در عوض باقیمانده آرد گندم را با جو و ذرت و سیب زمینی مخلوط کرده، نان نامرغوب و غیرماکول را به مردم میدادند.
به علت کثرت خریداران، کسی حوصله یا جرات اعتراض به کیفیت نان را نداشت. دولت برای کنترل قیمتها ناچار بود مرتبا نرخ جدیدی اعلام کند. مثلا نرخ نان را هر سه کیلو سه ریال تعیین کرد، اما در بازار آزاد هر کیلو پنج ریال به فروش میرسید (امینی، 1381: 77).
عوامل خارجی
در طول سالهای 1324-1293ش / 1945-1914 م، دو جنگ جهانی پیش آمد. جنگ جهانی اول در 1297-1293 ش / 1918-1914 م و جنگ جهانی دوم نیز در سالهای 1324-1318 ش / 1945-1939م رخ داد. در طول دو جنگ مذکور ایران تحت تاثیر شرایط حاصل از جنگ قرار گرفته و در زمینههای سیاسی و اقتصادی دچار صدمات جبران ناپذیری شد.
بحران قحطی از جمله مسائل مهمی بود که ایران با آن مواجه شد. حضور متفقین در خاک ایران و رفع مایحتاج خود از داخل خاک ایران که شامل تامین آذوقه و استفاده از امکانات حملونقل داخلی میشد، به مشکلات موجود در کشور دامن زد و آن را تشدید کرد.
حضور متفقین و تامین آذوقه از داخل ایران
عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» از فعالیت متفقین در ایران چنین یاد کرده است: «خوارباری که دول انگلیس و روس و ترک از افراد خریداری کردند، به خارج از سرحد ایران برای قشون خود میفرستادند.» (مستوفی، 1343: 168-167).
مستوفی در جای دیگر علت قحطی و گرسنگی مردم را تامین آذوقه قشون میداند: «در عوض گرسنگیهایی که خوردهایم، نان و سایر مواد خواربار خود را برای اعاشه قشون آنها فرستاده بودیم.» (مستوفی، 1343: 409). علت کمبود غارتی بود که متفقین از محصولات میکردند چون تولید غلات در شوروی بر اثر جنگ و اشغال سرزمینهای حاصلخیز اوکراین، بلاروس و غیره توسط ارتش آلمان و آتش زدن کشتزارها هنگام تخلیه این اراضی با مشکل مواجه شده بود (لمبتون، 1375: 463-462). نیر شیرازی درباره سوءاستفاده انگلیسیهای مستقر در فارس چنین مینویسد: «انگلیسیها پول درآوردند، مشغول به خریدن لوازم و خواربار شدند.
هر که هرچه میگفت، بدون چون و چرا میخریدند و هر دزدی و تقلبی که در کارها میشد، ندیده میانگاشتند، منازل خودمان را خراب کردیم که چوب آن منازل را یک من دو قران به آنها بفروشیم، آنها هم خریدند. تا کار به جایی رسید که زنهای ما هر صبح میرفتند از داخل سرگین اسب آنها جو بیرون آورده، میخوردند. کسانی که دسترسی به این هم نداشته، به خون قصاب خانه و ملخ دریایی سد جوع میکردند، کمتر کسی نان بهدست میآورد» (نیر شیرازی، 1383: 197)
نشریه کاوه اقدامات انگلیسیها را چنین شرح میدهد: «به زور لیره، گندم و حبوبات را با وجود قحط و غلایی که در سرتاسر ایران حکمروا است، انبار کرده و در این راه اقتدا به سیاست دیرینه خود در هند نموده و برای سیر داشتن شکم سربازان خود هلاکت رعیت بیچارهای را فراهم میآورند که با عرق پیشانی خود آن گندم را آبیاری نموده است. انگلیسیها به قول یکی از روزنامههای ایران با پنجهای که به اسم پلیس جنوب مسلح است، رگ حیات فارس را گرفته و میخواهند ایران را خفه نمایند.» (کاوه، 1336ق، 25: 6).
انگلیسیها از بیخبری مردم استفاده میکردند، در اینباره نیر شیرازی در کتاب خود چنین نوشته است: «آنها عمال کلیمی و مسلمان خود را بین مردم روانه کرده، هرچه که داشت به قیمتهای خوب و پولهای زرد و سفید ماخوذ داشتند.» (نیر شیرازی، 1383: 196). انگلیسیها، با هدف حفظ امنیت راههای جنوب، نیروی پلیس جنوب را برقرار کردند. آنها که مدعی برقراری امنیت بودند خود عامل ناامنی شدند، حضور آنها منجر به بروز مشکلات متعددی گردید. قوای پلیس جنوب نیاز به آذوقه داشتند که باید از منطقه مستقر در آن تامین میکردند. کمی آذوقه و اغتشاش راههای فارس که نتیجه حضور و مداخلات انگلیسیها بود بر تنفر و نارضایتی مردم از انگلیس افزود (آرشیو اسناد وزارت خارجه، 3-1، 37-48، 1335 ق).
اسنادی موجود است که حاکی از خسارت نیروی پلیس جنوب به باغهای اطراف شیراز میباشد که شکایت صاحبان باغها و تقاضای پرداخت خسارت را در پی داشته است (آرشیو اسناد وزارت خارجه: (1-27)2-41-1300). قحطی ناشی از جنگ جهانی اول کاهش زمینهای مزروعی و برداشت کم محصول، نیازهای غذایی وافر قوای خارجی و همچنین بدتر شدن سیستم توزیع کالاها را بهوجود آورده بود. قحطی مزبور با ذخیرهسازی و احتکار کالاها توسط ملاکین، واسطهها و مقامات دولتی تشدید گردید. (کدی، 1369: 130)
استفاده از آذوقه اهالی در آن وضعیت که مردم با کمبود و گرانی مواد غذایی مواجه بودند بر وخامت اوضاع میافزود (اتحادیه و دیگران، 1383: 441). آخرین قحطی عمومی در ایران، طی سالهای 1324-1320ش / 1945-1941م، روی داد و اساسا، معلول نابسامانی اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور و بهویژه در نتیجه شرایط جنگی ناشی از اشغال ایران توسط قوای متفقین بود، هرچند که مقامات انگلیسی و هواداران آنها منکر آن میشدند (کتابی، 1384: 58؛ اسناد ملی ایران، ش 290000963؛ اسناد ملی ایران، ش 240014399).
تاخیر ورود حمل غله از بنادر یکی دیگر از دلایل کمبود در کشور بود که در توزیع به موقع آن خدشه وارد میکرد (اسناد ملی ایران، ش 240014381). در سال 1321ش / 1941م، دولت انگلیس استفاده قوای نظامی خود از آذوقه ایران و همچنین حمل به خارج از این کشور را بهشدت تکذیب کرد (اسناد ملی ایران، ش 240012439). اما در اردیبهشتماه 1322ش / 1943م، کامیونهای شوروی که حامل مواد خوراکی برای متفقین از بوشهر به تهران بودند، در شیراز با حضور برخی از مسوولان از جمله آقایان سیف پورفاطمی، فرماندار شیراز و کلنل رابرت، مشاور خواربار استان هفتم، توقیف شد. کامیونهای مذکور که 12 دستگاه بودند، اجناسی نظیر آرد، خرما، نخود، روغن، قند، شکر، لوبیا و زغال را که همگی جزو کالاهای ضروری محسوب میشدند، حمل میکردند (پارس، 1322ش، ش 64: 2). در جنوب بیشتر غلات را انگلیسیها و آمریکاییها خریده و به شوروی تحویل میدادند (لمبتون، 1375: 463).
اشغال ایران به وسیله ارتشهای بیگانه سبب کمبود ارزاق عمومی و صعود سرسامآور بهای کالاهای مصرفی شد که با شدت بیشتری سراسر کشور را دربر گرفت (امینی، 1381: 76). از طرفی هنگامی که حضور نیروهای بیگانه در ایران در جریان جنگ جهانی دوم مصادف با فصل برداشت محصول میشد، بسیاری از محصولات کشاورزی در جریان این قشونکشیها نابود شده و این امر هم به قحطی دامن میزد.
استفاده از امکانات حملونقل داخلی
در طول جنگ جهانی اول، علاوهبر خرید و به کارگیری کلیه امکانات حملونقل کشور توسط دولتهای درگیر در جنگ، در صورت مشاهده چهارپاداران و صاحبان حیوانات باربر، آنان را وادار به حمل بارهای خود میکردند. این امر انتقال مایحتاج عمومی مردم را دچار مشکل ساخته و موجب میگشت که در صورت کمبود ارزاق، ایالتهای مجاور قادر به کمکرسانی به یکدیگر نباشند.
کمبود وسایل حملونقل از عوامل افزایش قیمتها، افزایش فوقالعاده کرایه حملونقل و محدودیتهای تجاری بود (ترابی، 1384: 286).
در سالهای جنگ جهانی دوم تصرف وسایل نقلیه در ایران توسط متفقین اثر فاجعهآمیزی بر اقتصاد کشور بر جای گذاشت. امکانات حملونقل کالا و مواد مصرفی و غذا را در سطح کشور به کلی از هم پاشید و گرانی و قحطی را گسترش داد. اثرات مخربی چون از همگسیختگی خطوط ارتباطی و فرسودگی وسایط نقلیه در ایران حتی تا سالهای بعد از خاتمه جنگ نیز ادامه یافت و ضایعات مالی و جانی غیرقابلتخمینی را باعث شد (الهی، 1365: 183).
مطابق ماده 3، بند ب قرارداد 29 ژانویه 1942م / 9 بهمن 1320ش، متفقین کلیه وسایل حملونقل خصوصی، دولتی و نظامی ایران را به تصرف خود درآوردند. آنها تمامی کامیونهای موجود، تانکرهای نفتکش، اتوبوسهای مسافربری و حتی اتوبوسهای خطوط شهری را نیز متصرف شدند. تعداد کامیونهای غیرارتشی متصرفی متفقین به 3000 دستگاه میرسید. از تعداد کامیونها، اتوبوسها و اتومبیلهای ارتشی آماری در دست نیست (الهی، 1365: 183-182).
وضعیت بهگونهای شده بود که دولت وقت در سال 1323 ش / 1944م، بهمنظور حفظ امنیت در مسیر حرکت متفقین در خطوط شوسه و راهآهن حکومت نظامی برقرار کرد (اسناد ملی ایران، 292001067). در جریان جنگ جهانی دوم، متفقین از طریق راهآهن سراسری ایران و سایر راههای ارتباطی کشور، حدود پنج و نیم میلیون تن اسلحه، مهمات، مواد غذایی و دارو را به شوروی منتقل کردند. برخی از محققان بر این باورند که سیل کمکهای سرازیرشده از مسیر ایران به شکست آلمانها در استالینگراد انجامید و به همین جهت متفقین ایران را پل پیروزی نامیدند (بهبهانی، 1383: 16-12، ش24).
منبع: دو فصلنامه پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان 1392.
۰