عجیبترین آثاری که در موزههای اروپا میتوانید ببینید
این آثار عجیب شاید کمتر در راهنماهای گردشگری دیده شوند، اما معمولاً همان چیزهایی هستند که بازدیدکنندگان بعد از پایان سفر برای دیگران تعریف میکنند؛ چون هم شگفتانگیزند و هم نشان میدهند انسانها در طول تاریخ تا چه اندازه خلاق و گاه عجیب بودهاند.
فرادید| موزههای اروپا پر از نقاشیهای مشهور و مجسمههای باشکوه هستند، اما در میان این آثار معروف، اشیایی عجیب و غیرمنتظره هم پنهان شدهاند که گاهی حتی از شاهکارهای هنری هم بهیادماندنیترند.
به گزارش فرادید؛ این آثار عجیب شاید کمتر در راهنماهای گردشگری دیده شوند، اما معمولاً همان چیزهایی هستند که بازدیدکنندگان بعد از پایان سفر برای دیگران تعریف میکنند؛ چون هم شگفتانگیزند و هم نشان میدهند انسانها در طول تاریخ تا چه اندازه خلاق و گاه عجیب بودهاند. در ادامه با شش مورد از عجیبترین آثار موزههای اروپا آشنا میشویم.
تبرِ نابودکننده وسایل خانه — موزه روابط شکستخورده، زاگرب

این تبر ساده شاید در نگاه اول عادی به نظر برسد، اما پشت آن داستانی عجیب پنهان شده است. صاحب تبر پس از پایان ناگهانی رابطه عاشقانهاش، تصمیم گرفت تمام وسایل شریک سابقش را با این تبر خرد کند و سپس خودِ تبر را به «موزه روابط شکستخورده» در زاگرب اهدا کرد.
این موزه را دو هنرمند کروات پس از جدایی عاشقانهشان بنیان گذاشتند. آنها بهجای دعوا بر سر وسایل مشترک، ایدهای متفاوت مطرح کردند: اگر خاطرات و اشیای باقیمانده از عشقهای شکستخورده جایی برای نگهداری داشته باشند چه میشود؟
امروز این موزه پر است از لباس عروس، نامههای عاشقانه، عروسکهای رهاشده و اشیایی که هرکدام داستانی احساسی و گاه عجیب دارند؛ اما تبر معروف همچنان یکی از نمادینترین آثار آن است.
پریهای دریایی تقلبی — مجموعه کالبدشناسی دانشگاه ادینبرو

در قرن نوزدهم، بسیاری از مردم آماده بودند هر چیز عجیب و اسرارآمیزی را باور کنند؛ حتی وجود پریهای دریایی را. در مجموعه کالبدشناسی دانشگاه ادینبرو، نمونهای از «پری دریایی» تقلبی نگهداری میشود که از دو بخش مختلف ساخته شده است: دم ماهی و بدن یک نخستی کوچک که به هم دوخته شدهاند.
چنین موجودات ساختگی در دوران ویکتوریا بسیار محبوب بودند و بهعنوان شگفتیهای علمی نمایش داده میشدند. دیدن آنها امروز یادآور دورهای است که مرز میان علم، نمایش و خیال هنوز کاملاً مشخص نشده بود.
قایق فاضلاب قرن نوزدهمی — موزه فاضلاب پاریس

موزه فاضلاب پاریس احتمالاً یکی از عجیبترین جاذبههای این شهر رمانتیک است. این موزه شبکه زیرزمینی فاضلاب پاریس را نشان میدهد؛ سیستمی عظیم که قرنها برای حفظ بهداشت شهر ضروری بوده است.
یکی از جالبترین بخشهای موزه، قایقهای کوچکی هستند که کارگران فاضلاب، معروف به «اِگوتیه»، در گذشته با آنها در تونلهای زیرزمینی حرکت میکردند تا مسیرها را پاکسازی کنند.
حتی ویکتور هوگو نیز در رمان «بینوایان» به فاضلابهای پاریس اشاره کرده بود؛ موضوعی که نشان میدهد این شبکه زیرزمینی چه جایگاه مهمی در تاریخ شهر داشته است.
کوره کیمیاگران — موزه کیمیاگران و جادوگران پراگ

پراگ از دیرباز با داستانهای جادو، راز و کیمیاگری پیوند خورده است و این موزه دقیقاً بر همین فضای اسرارآمیز تکیه دارد.
موزه در خانهای قرار گرفته که گفته میشود به ادوارد کلی، کیمیاگر انگلیسی، مرتبط بوده است. جذابترین بخش آن بازسازی کارگاه یک کیمیاگر است؛ اتاقی با کوره آجری، شیشهها، پودرها و فرمولهای دستنویس.
کیمیاگران واقعاً باور داشتند میتوانند فلزات را به طلا تبدیل کنند یا اکسیر جاودانگی بسازند. شاید هرگز موفق نشدند، اما این موزه نشان میدهد چنین تلاشهایی زمانی کاملاً جدی گرفته میشدند.
کاشیهای ساختهشده از کود حیوانی — موزه مدفوع، ایتالیا

«موزه مدفوع» در منطقه کاستلبوسکو ایتالیا یکی از غیرمنتظرهترین موزههای اروپاست. این مکان در سال ۲۰۱۵ در یک مزرعه لبنیاتی راهاندازی شد و هدف آن بررسی کاربردهای پایدار فضولات حیوانی بود.
در این موزه، بازدیدکنندگان میتوانند مصالح ساختمانی، سرامیکها و حتی کاشیهایی را ببینند که از ترکیب کود گاو و خاک رس ساخته شدهاند. برخلاف انتظار، این کاشیها ظاهری زیبا و کاربردی دارند و حتی در بخشهایی از خود موزه استفاده شدهاند.
این پروژه عجیب، در واقع تلاشی خلاقانه برای توجه به بازیافت، کشاورزی پایدار و استفاده دوباره از موادی است که معمولاً بیارزش تلقی میشوند.
برج ایفل داخل هسته گیلاس — موزه مینیاتور پراگ

موزه مینیاتور پراگ مجموعهای از آثار فوقالعاده کوچک را نمایش میدهد که بسیاری از آنها فقط با ذرهبین یا میکروسکوپ دیده میشوند.
مشهورترین اثر این موزه، برج ایفل کوچکی است که داخل هسته یک گیلاس تراشیده شده است. این اثر که در اواخر قرن بیستم ساخته شده، بهطور کامل درون هسته جا گرفته و تنها با بزرگنمایی میتوان جزئیاتش را دید.
ساخت چنین آثار میکروسکوپی به دقت، تمرکز و صبری خارقالعاده نیاز دارد؛ نتیجه هم بنایی مشهور از پاریس است که میتوان آن را روی نوک انگشت نگه داشت.