پشت دیوارهای «توپقاپی»؛ خانۀ سلاطین، کنیزها و خواجه‌ها

پشت دیوارهای «توپقاپی»؛ خانۀ سلاطین، کنیزها و خواجه‌ها

در پشت این دیوارها، زندگی با قواعدی سخت و سلسله‌مراتبی دقیق جریان داشت. از وزرای اعظم و سفیران خارجی گرفته تا کنیزان، خواجه‌ها و شاهزادگان، هرکس جایگاهی مشخص داشت و ورود به هر بخش از کاخ تابع قوانینی بود که شکستن آن می‌توانست مجازات سنگینی در پی داشته باشد.

کد خبر : ۳۰۶۸۱۳
بازدید : ۷

فرادید| در قلب استانبول، پشت دیوارهایی بلند و دروازه‌هایی باشکوه، کاخی قرار دارد که نزدیک به چهار قرن مرکز فرمانروایی یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های جهان بود. کاخ توپقاپی تنها محل اقامت سلاطین عثمانی نبود؛ بلکه شهری کوچک با هزاران ساکن، ده‌ها عمارت، باغ، آشپزخانه، خزانه، مدرسه و حرمسرا بود که پیچیده‌ترین ساختار قدرت در امپراتوری عثمانی را در خود جای داده بود.

به گزارش فرادید؛ در پشت این دیوارها، زندگی با قواعدی سخت و سلسله‌مراتبی دقیق جریان داشت. از وزرای اعظم و سفیران خارجی گرفته تا کنیزان، خواجه‌ها و شاهزادگان، هرکس جایگاهی مشخص داشت و ورود به هر بخش از کاخ تابع قوانینی بود که شکستن آن می‌توانست مجازات سنگینی در پی داشته باشد. امروزه توپقاپی نه‌تنها یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری ترکیه، بلکه یکی از سالم‌ترین کاخ‌های سلطنتی بازمانده در جهان به شمار می‌رود.

4

دروازه باشکوه امپراتوری که ورودی اصلی کاخ را تشکیل می‌دهد، تنها نشانی کوچک از عظمت درون آن است. در اطراف این مجموعه، بناهای مشهور جهانی مانند ایاصوفیه، مسجد آبی و آب‌انبار باسیلیکا قرار دارند؛ آثاری که هر سال میلیون‌ها گردشگر را به سلطان‌احمد می‌کشانند. با این حال، همه این بناها تنها بخش کوچکی از زمینی را اشغال کرده‌اند که کاخ توپقاپی با وسعتی حدود ۷۰۰ هزار متر مربع و دیوارهایی به طول پنج کیلومتر در اختیار دارد.

این مجموعه عظیم در نقطه‌ای استراتژیک و مشرف به تنگه بسفر، شاخ طلایی و دریای مرمره ساخته شده است؛ جایی که از دوران باستان یکی از مهم‌ترین نقاط دفاعی شهر به شمار می‌رفت. پس از فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳، سلطان محمد دوم دستور ساخت این کاخ را صادر کرد و از سال ۱۴۵۹ عملیات احداث آن آغاز شد.

در اوج قدرت امپراتوری عثمانی در قرن هفدهم، قلمرو این حکومت از وین در اروپا تا الجزایر در آفریقا و مکه در شبه‌جزیره عربستان امتداد داشت و توپقاپی قلب تپنده این امپراتوری محسوب می‌شد. کارولین فینکل، مورخ تاریخ عثمانی، می‌گوید بیشتر دسیسه‌ها، تصمیم‌های بزرگ سیاسی و رویدادهای سرنوشت‌ساز امپراتوری در همین کاخ رقم می‌خورد.

شهری در دل یک کاخ

امروزه شمار دقیق اتاق‌ها و ساختمان‌های توپقاپی مشخص نیست، زیرا این مجموعه از ده‌ها عمارت، کوشک، تالار و صدها اتاق به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است. با این حال، ساختار اصلی آن از قرن شانزدهم تاکنون تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.

در دوران سلطنت سلیمان قانونی، کاخ به شکل نهایی خود رسید و از آن پس، با وجود مرمت‌های متعدد، ساختار اصلی آن تقریباً دست‌نخورده باقی ماند.

2

توپقاپی از چهار حیاط اصلی تشکیل شده و حرمسرایی با حدود ۴۰۰ اتاق در آن قرار دارد؛ جایی که سلطان، خانواده‌اش و زنان حرم در آن زندگی می‌کردند و ورود هیچ مردی به آن مجاز نبود، مگر خواجه‌ها.

در زمان شکوفایی کاخ، حدود چهار هزار نفر در این مجموعه زندگی می‌کردند و هرچه فرد به بخش‌های داخلی‌تر نزدیک می‌شد، محدودیت‌های ورود بیشتر می‌شد.

ورود به قلمرو سلطان

نخستین حیاط کاخ بزرگ‌ترین بخش آن بود و در دوران عثمانی، همه مردم عادی در صورت نداشتن سلاح اجازه ورود به آن را داشتند.

در این بخش، ضرابخانه امپراتوری، کلیسای ایاصوفیه کوچک یا هاگیا ایرنه و نانوایی‌های سلطنتی قرار داشتند. یکی از مشهورترین بناهای این محوطه، فواره جلاد است؛ جایی که بر اساس روایات، جلاد دربار پس از اجرای حکم گردن‌زنی، شمشیر خود را در آن می‌شست.

پس از آن، دروازه سلام قرار دارد؛ ورودی باشکوهی که مرز میان فضای عمومی و قلمرو خصوصی سلطان بود. تنها سلطان و مادر سلطان اجازه داشتند سوار بر اسب از این دروازه عبور کنند و دیگران باید پیش از ورود از اسب پیاده می‌شدند.

از همین نقطه، سکوت کامل بر فضای کاخ حاکم می‌شد. بر اساس گزارش یکی از سفرای اروپایی در قرن شانزدهم، هرکس این سکوت را می‌شکست، با چوب تنبیه می‌شد.

شکوهی خیره‌کننده

در حیاط دوم، وزیر اعظم جلسات شورای امپراتوری را اداره می‌کرد، در حالی که سلطان از پشت پنجره‌ای مشبک و زراندود، بدون آنکه دیده شود، مذاکرات را زیر نظر می‌گرفت.

اگرچه بیشتر ساختمان‌های کاخ بیش از دو طبقه ارتفاع ندارند، اما تزئینات داخلی آن‌ها از باشکوه‌ترین نمونه‌های هنر عثمانی به شمار می‌رود. طاق‌های زراندود، کاشی‌های ظریف و نقش‌ونگارهای بی‌شمار، هر بیننده‌ای را شگفت‌زده می‌کنند.

در همین بخش، آشپزخانه‌های سلطنتی قرار داشت که امروزه به موزه تبدیل شده‌اند و یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های ظروف چینی و ژاپنی جهان را در خود جای داده‌اند.

3

مینیاتور قرن شانزدهمی از سلطان سلیمان

دروازه سعادت، ورودی حیاط سوم، مهم‌ترین بخش تشریفاتی کاخ بود. امروزه گردشگران در کنار نگهبانانی با لباس سنتی عثمانی عکس یادگاری می‌گیرند؛ صحنه‌ای که یادآور نگهبانان کاخ باکینگهام در لندن است.

در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم، این مجموعه چیزی فراتر از یک اقامتگاه سلطنتی بود. در آن کارگاه‌ها، بیمارستان، اصطبل، خزانه، کتابخانه، مسجد، خوابگاه، حمام، باغ‌وحش، باغ، استخر و ده‌ها مرکز خدماتی دیگر فعالیت می‌کرد و هزاران نفر در آن زندگی و کار می‌کردند.

مدرسه‌ای برای نخبگان امپراتوری

حیاط سوم به بخش‌های مردانه و زنانه تقسیم شده بود. نوجوانان برده در خوابگاه‌های ویژه اقامت داشتند و زیر نظر خواجه‌ها در مدرسه کاخ آموزش می‌دیدند تا بعدها به مقام‌های بلندپایه اداری و حکومتی برسند.

این نوجوانان پس از پایان آموزش، معمولاً با زنان حرم ازدواج می‌کردند؛ روشی که باعث می‌شد طبقه حاکم جدید مستقیماً در دربار پرورش یابد و قدرت از اشراف موروثی خارج از کاخ دور بماند.

حرمسرا

حرمسرای سلطنتی، بیش از هر بخش دیگری از کاخ، در طول تاریخ با سوءبرداشت‌ها و خیال‌پردازی‌های غربی همراه بوده است.

در واقع، این بخش محل زندگی سلطان، فرزندانش و زنان خانواده سلطنتی بود. علاوه بر همسران رسمی، کنیزانی نیز در آن زندگی می‌کردند که از نقاط مختلف امپراتوری آورده شده بودند.

در قرن شانزدهم، خرم سلطان مسیر متفاوتی را پیمود. او که در ابتدا یک کنیز بود، به همسر قانونی سلیمان قانونی تبدیل شد و بعدها به یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ عثمانی بدل شد. نامه‌های عاشقانه باقی‌مانده از او و سلطان، از رابطه‌ای عمیق و کم‌نظیر میان آن دو حکایت دارد.

اتاق‌های زنان محبوب سلطان با وسایل و تزئینات لوکس آراسته شده بود، اما بیشتر کنیزان در خوابگاه‌هایی ساده و جمعی زندگی می‌کردند که فاصله زیادی با تجمل بخش‌های دیگر کاخ داشت.

نگهبانی از حرمسرا بر عهده خواجه‌های سیاه‌پوست بود؛ مردانی آفریقایی که در کودکی به بردگی گرفته و اخته شده بودند. اگرچه اخته کردن در شریعت اسلام ممنوع بود، اما این عمل پیش از انتقال آنان به قلمرو عثمانی انجام می‌شد و این سنت تا پایان امپراتوری در سال ۱۹۲۳ ادامه یافت.

1

رئیس خواجه‌های حرمسرا در آخرین سال‌های حکومت عثمانی

خواجه‌های سیاه‌پوست به دلیل ارتباط مستقیم با خانواده سلطنتی، جایگاه بالاتری نسبت به خواجه‌های سفیدپوست داشتند. خواجه‌های سفید که اغلب از میان مسیحیان بالکان و قفقاز به بردگی گرفته می‌شدند، مسئولیت اداره دروازه‌ها، امور اداری و نظارت بر آموزش نوجوانان کاخ را بر عهده داشتند.

خلوتگاه سلطان

چهارمین و آخرین حیاط کاخ، مرتفع‌ترین بخش مجموعه و محل استراحت خصوصی سلطان بود. این بخش با کوشک‌های زیبا، باغ‌های سرسبز و تراس‌هایی مشرف به بسفر، یکی از دل‌انگیزترین نقاط توپقاپی به شمار می‌رود.

از این تراس‌ها هنوز هم می‌توان منظره استانبول و تنگه بسفر را تماشا کرد؛ منظره‌ای که اگرچه امروزه با آسمان‌خراش‌ها و ساختمان‌های مدرن تغییر کرده، اما همچنان می‌توان شکوه روزگاری را تصور کرد که سلطان عثمانی در این نقطه می‌ایستاد و بر امپراتوری پهناورش می‌نگریست.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید