زلاتان: فراری‌ام را جلوی دفتر گواردیولا پارک کردم!

زلاتان: فراری‌ام را جلوی دفتر گواردیولا پارک کردم!

ستاره سابق تیم ملی سوئد در برنامه «موفقیت و شکست قهرمانان»، خاطراتی از دوران حرفه‌ای خود به خصوص مشکلاتش با پپ گواردیولا را مرور کرد.

کد خبر : ۲۸۴۵۵۴
بازدید : ۲۲

زلاتان ابراهیموویچ در بخش سوم و پایانی برنامه «موفقیت و شکست قهرمانان» در گفتگو با اسلاون بیلیچ، برخی از اتفاقات مهم دوران ورزشی خود، از جمله زمان‌هایی که تحت هدایت پپ گواردیولا و ژوزه مورینیو بازی می‌کرد را بازبینی کرد.

او ابتدا جدایی از اینتر به مقصد بارسلونا در فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ را به یاد آورد : «در آن زمان، بارسلونا در اوج بود. به عنوان یک تیم، نوع بازی آن‌ها و همه چیز جدید بود. وقتی بارسلونا به سراغ شما می‌آید، آن‌ها همان سال قهرمان لیگ قهرمانان شده بودند. پس گفتم سه سال در اینتر بودم، سه بار اسکودتو و دو سوپرجام بردم. یک چالش جدید می‌خواهم. به اسپانیا می‌روم؛ یا بارسلونا یا رئال مادرید.»

او ادامه داد:  «گفتم که می‌خواهم به آنجا بروم و لیگ‌شان را تجربه کنم. آن‌ها بازیکنان تراز اولی داشتند. می‌خواستم خودم را با آن‌ها مقایسه کنم تا دیگر در منطقه امن نباشم.» 

17_11zon

وی در ادامه یادآور شد که این یکی از دشوارترین تجربه‌های دوران حرفه‌ای‌اش بوده است: « آنجا کمی تاوان دادم و یاد گرفتم که گاهی بهتر است یک رویا، همان رویا باقی بماند تا اینکه به واقعیت تبدیل شود. رویاها می‌توانند شما را بکشند. من خوشحال نبودم.»

زلاتان گفت: « قبل از رسیدن به باشگاه، می‌نوشتند که شخصیت من برای بارسلونا مناسب نیست و من متفاوت هستم. این موضوع باعث شد به دوران مالمو برگردم، احساس متفاوتی داشتم. بیش از حد به این موضوع فکر کردم و وقتی به بارسلونا رسیدم به خودم گفتم قبل از انجام هر کاری دو بار فکر می‌کنم تا آن‌ها از من خوششان بیاید. شما وقتی خودتان هستید کامل هستید، اما من آنجا سعی می‌کردم چیزی باشم که نبودم.»

او سپس بر رابطه‌اش با پپ گواردیولا و اولین هشدار او تمرکز کرد :  «روز اول گواردیولا به من گفت ببین، اینجا بازیکنان با فراری نمی‌آیند. از خودم پرسیدم این چه پیامی است؟! من باید همان کسی باشم که هستم. با فراری بیایم یا نیایم، واقعاً چه چیزی تغییر می‌کند؟! هیچی. این موضوع در ذهنم ماند و همیشه قبل از انجام هر کاری دو بار فکر می‌کردم. این درست نیست. حسی که خارج از زمین دارید، همان حسی است که در زمین خواهید داشت.»

ماجرای نیمکت‌نشینی و تقابل با پپ

او توضیح داد:  «شش ماه اول خوب بود. بازی می‌کردم، گل می‌زدم و بعد اتفاقی افتاد. تا به امروز گواردیولا به من نگفته که چه بود. بعد از آن شش ماه، دیگر بازی نکردم.» زلاتان اضافه کرد که با وجود اینکه بازیکنی نیست که به دنبال توضیح باشد، اما مجبور به واکنش شده است.

18

او گفت:  «من اهل این نیستم که پیش مربی بروم و بپرسم چرا بازی نمی‌کنم. اما من یک سرمایه‌گذاری بزرگ بودم. آن‌ها ۷۰ میلیون یورو پرداخته بودند... بازی نمی‌کردم و در نهایت پیش گواردیولا رفتم و گفتم اول از همه می‌خواهم بگویم که نمی‌خواهم مشکلی ایجاد کنم. تو مربی هستی، تو رئیس هستی. هر چه تصمیم بگیری همان است. من به آن احترام می‌گذارم، اما من هم خواسته‌های خودم را دارم و می‌خواهم به تو و تیم کمک کنم.»

ابراهیموویچ ادامه داد : «به او گفتم فکر می‌کنم مرا فدای بازیکنان دیگر می‌کنی. من به فضا نیاز دارم تا نقش خودم را ایفا کنم، وگرنه اینجا چه کار می‌کنم؟ بهتر است بازی کنم. یک ساعت صحبت کردیم و در آخر گفتم نمی‌خواهم آشوب درست کنم، من یک حرفه‌ای هستم. او به من پاسخ داد نیمکت، نیمکت، نیمکت. از آن زمان نفهمیدم مشکلش چیست، او هرگز به من نگفت مشکلی وجود دارد. شش ماه گذشت، خوشحال نبودم. نه می‌خواستم تمرین کنم و نه می‌خواستم آنجا باشم. او کاری کرد که احساس کنم وصله ناجور هستم و این درست نیست. وقتی این‌طور باشد از فوتبال لذت نمی‌برید. روز بعد با فراری آمدم و آن را دقیقاً جلوی دفتر او پارک کردم. حالا بحثِ غرور علیه غرور بود. بعد از آن از بارسلونا جدا شدم و به میلان رفتم.» او با یادآوری شادی‌اش در ایتالیا گفت: «دوباره احساس زنده بودن کردم.»

از پاریس تا منچستر و قمار روی میراث

نوبت به پی‌اس‌جی رسید؛ اولین چالشی که برخلاف میل او بود:  «من نمی‌خواستم بروم. تفاوت در اینجاست. اولین بار بود که نمی‌خواستم بروم. اما به دلیل وضعیت مالی مرا فروختند. خواسته من ماندن بود. وقتی به آنجا رفتم، باشگاهِ فعلی نبود. چالش من این بود که پی‌اس‌جی را به سطح جدید و بالاتری از فوتبال برسانم. به ناصر الخلیفی گفتم هر پروژه‌ای به یک معمار نیاز دارد؛ برای پروژه تو، معمار من بودم.»

19

بعد از پاریس، رسیدن به منچستریونایتد در فصل ۲۷-۲۰۱۶ تحت هدایت ژوزه مورینیو، به عنوان سرمایه‌گذاری روی تمام میراث او دیده شد:  «مورینیو با من تماس گرفت و خواست که بروم. می‌خواستم تجربه بیست ساله‌ام را به لیگ برتر بیاورم و ۳۵ ساله بودم. حالا غرور  میراث من در میان بود. مثل بازی رولت است که همه چیز را روی یک شماره شرط می‌بندی. من بیست سالم را روی منچستر شرط بستم.»

مصدومیت زانو اولین وقفه جدی در دوران حرفه‌ای او بود:  «زانویم مصدوم شد. این اولین مصدومیت شدید من بود. وحشت کرده بودم. ۳۶ ساله بودم، تمام عمر بازی کرده بودم و حالا قرار بود این‌طور تمام شود؟! این در شأن ایبرا نبود.»

او هفت ماه بعد به میادین بازگشت. مورینیو معتقد بود او بلافاصله بازی خواهد کرد، اما کار سخت‌تر از این‌ها بود:  «شروع به بازی کردم اما چیزی درست نبود، احساس رهایی نداشتم، قوی نبودم، احساس ایبرا بودن نداشتم. به ژوزه گفتم مرا بازی نده؛ با حسی که الان دارم نمی‌توانم در زمین به تو کمک کنم.»

او در یک تحلیل کلی از دوران حرفه‌ای‌اش، بدون هیچ تردیدی گفت:  «همه می‌گویند من بازیکن خودخواهی بودم، یک فردگرا. اما من ۳۴ جام تیمی دارم. اگر ۳۴ جام تیمی در بزرگترین لیگ‌ها داشته باشید، غیرممکن است که بازیکن خودخواهی (در معنای مخرب آن) بوده باشید.»

منبع: ورزش سه

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید