ویلم دفو: تئاتر آخرین پناهگاهِ تجربه انسانی در جهانی رو به انزواست
ویلم دفو، هنرمندی که بسیاری او را با نقشآفرینیهای سینماییاش میشناسند، در پیام رسمی روز جهانی تئاتر ۲۰۲۶، با اشاره به گسترش فناوریهای نو و شبکههای اجتماعی، نسبت به جایگزین شدن تماس انسانی با رابطههای مبتنی بر دستگاهها هشدار میدهد و تأکید میکند که تئاتر، با خلق تجربهای مشترک و زنده، هنوز یکی از معدود فضاهایی است که میتواند انسانها را به هم پیوند دهد، پرسشهای بنیادین را زنده نگه دارد و آیندهای متفاوت را پیش چشم ما بگذارد.
ویلم دفو، بازیگر سینما و مدیر هنری بینال تئاتر ونیز، در پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۶ با نگاهی به ریشههای تئاتر، از قدرت بیبدیل حضور زنده و خطرات جهان تکنولوژیزده سخن میگوید؛ او تئاتر را نه یک سرگرمی، بلکه ضرورتی برای بازاندیشی جمعی و بازسازی پیوندهای انسانی میداند.
به نقل از سایت رسمی روز جهانی تئاتر، ویلم دفو، هنرمندی که بسیاری او را با نقشآفرینیهای سینماییاش میشناسند، در پیام رسمی روز جهانی تئاتر ۲۰۲۶، با اشاره به گسترش فناوریهای نو و شبکههای اجتماعی، نسبت به جایگزین شدن تماس انسانی با رابطههای مبتنی بر دستگاهها هشدار میدهد و تأکید میکند که تئاتر، با خلق تجربهای مشترک و زنده، هنوز یکی از معدود فضاهایی است که میتواند انسانها را به هم پیوند دهد، پرسشهای بنیادین را زنده نگه دارد و آیندهای متفاوت را پیش چشم ما بگذارد.
در پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۶ از ویلم دفو آمده است: «من یک بازیگرم که بیشتر بهعنوان بازیگر سینما شناخته میشوم اما ژرفای ریشههای من در تئاتر است. از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۳ عضو «گروه ووستر» بودم و در «پرفورمینگ گاراژ» نیویورک آثار اورجینال را خلق و اجرا میکردم و پس از آن در سراسر جهان به اجرا میپرداختم. همچنین با ریچارد فورمن، رابرت ویلسون و رومئو کاستلوچی همکاری کردهام. اکنون مدیر هنری بینال تئاتر ونیز هستم.
این مسئولیت رویدادهای جهان، و میل من برای بازگشت به کار تئاتر، باورم را به قدرت مثبت و منحصربهفرد تئاتر و اهمیت آن تقویت کرده است.
در آغاز فروتنانه حضورم در «گروه ووستر»، گروهی تئاتری مستقر در نیویورک، گاهی در برخی اجراها تعداد تماشاگران بسیار کم بود. معمولاً قاعده این بود که اگر تعداد بازیگران از تماشاگران بیشتر باشد، میتوانیم اجرا را لغو کنیم اما هرگز این کار را نکردیم. بسیاری از اعضای گروه آموزشدیده تئاتر نبودند؛ آنها از رشتههای مختلف گرد هم آمده بودند تا تئاتر اجرا کنند، بنابراین «نمایش باید ادامه پیدا کند» واقعاً شعار ما نبود اما احساس میکردیم موظفیم قرارمان را با تماشاگر حفظ کنیم.
ما اغلب روزها تمرین میکردیم و عصرها همان مواد خام را بهعنوان «کار در حال پیشرفت» روی صحنه نشان میدادیم. گاهی سالها روی یک نمایش کار میکردیم و در این مدت با اجرای آثار قدیمیتر امرار معاش میکردیم. کار کردن چندساله روی یک اثر برای من اغلب خستهکننده میشد و تمرینها برایم دشوار بود اما اجراهای «کار در حال پیشرفت» همیشه هیجانانگیز بودند، حتی اگر تعداد اندک تماشاگران، داوری سختگیرانهای درباره میزان علاقه به کاری که میکردیم به نظر میرسید. این تجربه فقط باعث شد بفهمم که حتی با کمترین تعداد، حضور تماشاگر بهعنوان شاهد، به تئاتر معنا و زندگی میبخشد.
مثل تابلویی که در سالنهای بازی میگویند: «برای برنده شدن باید حضور داشته باشید.» تجربه مشترک و زنده یک عمل خلاقانه (که شاید طراحی و برنامهریزی شده باشد اما همیشه متفاوت است) بیشک نقطه قوت آشکار تئاتر است. از نظر اجتماعی و سیاسی، تئاتر هرگز تا این اندازه برای فهم خودمان و جهان ضروری و حیاتی نبوده است.
«فیل در اتاق» (اشاره به مفهوم فیل در تاریکی برگرفته از مثنوی معنوی) فناوریهای نو و شبکههای اجتماعیاند؛ چیزهایی که وعده ارتباط میدهند اما ظاهراً انسانها را از هم جدا و منزوی کردهاند. من هر روز از کامپیوترم استفاده میکنم، حتی اگر در شبکههای اجتماعی حضور نداشته باشم. حتی نام خودم را بهعنوان بازیگر در گوگل جستوجو کردهام و برای کسب اطلاعات از هوش مصنوعی هم کمک گرفتهام اما باید کور باشید تا نبینید که ارتباط انسانی در خطر است که جای خود را به رابطه با دستگاهها بدهد. در حالی که برخی فناوریها میتوانند به ما خدمت کنند، مشکل ندانستن اینکه در سوی دیگر حلقه ارتباط چه کسی قرار دارد، عمیق است و به بحرانی در حقیقت و واقعیت دامن میزند.
اینترنت میتواند پرسشهایی ایجاد کند اما بهندرت میتواند آن حس شگفتی را ثبت کند که تئاتر میآفریند، نوعی شگفتی که بر پایه توجه، درگیری و شکلگیری خودجوش یک اجتماع از حاضران در دایره کنش و واکنش بنا شده است.
بهعنوان بازیگر و هنرمند تئاتر همچنان به قدرت تئاتر باور دارم. در جهانی که هر روز چندپارهتر، کنترلگرتر و خشونتبارتر میشود، چالش ما اهالی تئاتر این است که اجازه ندهیم تئاتر بهطور کامل به یک تجارت سرگرمیمحورِ مبتنی بر حواسپرتی تبدیل یا به نهادی خشک برای حفظ سنتها فروکاسته شود؛ بلکه باید قدرت آن را برای پیوند دادن انسانها، جوامع، فرهنگها و مهمتر از همه برای پرسیدن اینکه «به کجا میرویم؟» تقویت کنیم.
شکوه و عظمت تئاتر درباره به چالش کشیدن شیوه فکر کردن ما و تشویق ما به تصور آن چیزی است که آرزویش را داریم.
ما حیواناتی اجتماعی هستیم و از نظر زیستی برای تعامل با جهان طراحی شدهایم. هر اندام حسی دریچهای برای مواجهه است و از خلال این مواجهه است که تعریف روشنتری از خود به دست میآوریم. از طریق روایت، زیباییشناسی، زبان، حرکت، صحنهپردازی, تئاتر بهعنوان یک هنر کامل میتواند به ما نشان دهد چه بودهایم، چه هستیم و جهانمان چه میتواند باشد.»
ویلم دفو (Willem Dafoe) بازیگر صاحب نام آمریکایی است که با بیش از چهار دهه حضور در سینما، تئاتر و هنرهای اجرایی، به یکی از چهرههای ماندگار هنر معاصر تبدیل شده است. او متولد ۱۹۵۵ در ویسکانسین است و کار حرفهایاش را نه در هالیوود، بلکه در صحنههای هنر تجربی نیویورک آغاز کرد؛ جایی که از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۳ عضو ثابت گروه پیشرو و تأثیرگذار «گروه ووستر» (Wooster Group) بود و در خلق و اجرای آثار نوآورانه نقش محوری داشت. دفو علاوه بر همکاری با کارگردانان بزرگ سینما، در فیلمهای مطرحی چون «جوخه»، «سایه خونآشام»، «مرد عنکبوتی»، «هوانورد»، «هتل بزرگ بوداپست»، «بر دروازه ابدیت»، «بیچارگان» و... به ایفای نقش پرداخته است.
او امروز مدیر هنری بینال تئاتر ونیز است و همچنان یکی از مدافعان جدی تئاتر بهعنوان هنری زنده، جمعی و ضروری برای فهم انسان از خود و جهان به شمار میرود.
منبع: ایرنا