اصرار عروس جوان برای خرید جاکفشی به قیمت جانش تمام شد؛ همسرش گفت برای انکه صدای فریادش را همسایه ها نشنوند دستم را روی دهانش گذاشتم اما...
عصر پنجم فروردین امسال مرد جوانی در تماس با اورژانس از حادثه برای همسرش در خانه خبر داد. وقتی امدادگران به محل حادثه رسیدند، در معاینات اولیه دریافتند زن جوان جان باخته است.
شوهر که هراسان و ناراحت بود، گفت: «دیروز از مسافرت برگشتیم و امروز همسرم گفت که میخواهد خانه را تمیز کند. من به او گفتم که تازه خانهتکانی عید کردهایم و خانه تمیز است اما او توجهی نکرد و از من خواست کمکش کنم اما من که با دوستم قرار داشتم، عصبانی شدم و از خانه بیرون رفتم.»
مرد جوان ادامه داد: «وقتی حدود نیم ساعت بعد برگشتم به محض ورود با همسرم مواجه شدم که روی زمین افتاد بود و با اورژانس تماس گرفتم؛ فکر کنم از روی چهارپایه افتاده باشد.»
در ادامه بررسیها، امدادگران با توجه به اینکه آثار کبودی و سقوط روی بدن زن جوان ندیدند، به ماجرا مشکوک شده و پلیس را در جریان قرار دادند. اما وقتی تیم جنایی به محل رسید، کارشناسان پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کردند. بدین ترتیب مرد جوان بازداشت شد.
با شروع تحقیقات، وی به قتل همسرش اعتراف کرد و بدین ترتیب با تکمیل تحقیقات، پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اولیای دم برای دامادشان درخواست قصاص کردند و سپس متهم به جایگاه رفت و در حالی که بهشدت ابراز پشیمانی میکرد، گفت: «من عاشق همسرم بودم؛ روزی که این اتفاق افتاد تازه 9 ماه از ازدواجمان میگذشت. همسرم کارمند بانک بود و من هم کار آزاد داشتم. زندگی خوبی داشتیم اما همسرم مدام میگفت باید یک جاکفشی بزرگ آینهدار بخریم. هر چه به او میگفتم ما دو نفریم و خانهمان هم کوچک است و نیازی به جاکفشی بزرگ نداریم، گوش نمیکرد.
وقتی عید به مسافرت رفتیم و بعد از چند روز برگشتیم، همسرم دوباره ماجرای خرید جاکفشی را شروع کرد؛ میگفت پولش را خودم میدهم، من هم گفتم بحث پولش نیست موضوع این است که نیازی به این جاکفشی بزرگ نداریم و به جای آن یک جاکفشی کوچکتر بخریم اما باز هم شروع به دعوا کرد. آنقدر فریاد زد که من عصبانی شدم و با دست جلوی دهانش را گرفتم. بعد شروع به تقلا کرد که ناگهان با هم روی زمین افتادیم و من همچنان دستم جلوی دهانش بود تا همسایهها صدایش را نشنوند. وقتی به خودم آمدم، دیدم همسرم تکان نمیخورد و نفس نمیکشد. خیلی ترسیدم، نمیدانستم چه کار کنم. با عجله از خانه خارج شدم، نیم ساعتی بیرون بودم و دوباره برگشتم. دیدم هنوز همسرم در همان وضعیت روی زمین افتاده و تکان نمیخورد. بعد با اورژانس تماس گرفتم که گفتند فوت کرده است. باور کنید من نمیخواستم او را بکشم؛ همه ماجرا خیلی سریع رخ داد و خیلی پشیمانم.»
با پایان اظهارات متهم، قضات برای تصمیمگیری در خصوص این پرونده وارد شور شدند.
منبع: روزنامه ایران