سرنوشت تابلوی لئوناردو داوینچی که هیتلر آن را دزدید
یکی از چهار پرتره شناختهشده لئوناردو داوینچی از زنان با نام «بانویی با قاقم»، سرنوشتی غریب در تاریخ اروپا دارد. سفر ۵۰۰ ساله این تابلوی نقاشی و چیزهایی که شاهد آن بوده، از جذابترین داستانهای مرتبط با آثار هنری است.
فرادید| یک زن جوان متین، از اعماق تاریک پرتره لئوناردو داوینچی به بیرون خیره شده؛ او صورتی درخشان، مرموز و دستنیافتنی دارد. کمابیش مطمئن هستیم نامش «سیسیلیا گالرانی» است، اما بیشتر او را با نام «بانویی با قاقم» میشناسند و آن هم به دلیل موجود سفیدی است که در دامان او آرام گرفته است.
به گزارش فرادید، گالرانی نهتنها یک زن زیبا، بلکه یک شاعر، محقق و آهنگساز بااستعداد بود؛ یک زن واقعی رنسانسی که لودوویکو اسفورزا، دوک میلان را فریفته خود کرد. قاقم که توسط لئوناردو در مرحله دوم از سه مرحله این نقاشی اضافه شده، کنایهای از اسفورزا است که به قاقم سفید ملقب بود. موجودی که در دستان گالرانی، رام اما نیرومند است و برای یک قاقم یا راسو، به طرز عجیبی اروتیک است.
کتاب چهارم ادن کالینزورث، «آنچه قاقم دید: سفر فوقالعاده اسرارآمیزترین پرتره لئوناردو داوینچی»، تاریخ پرفراز و نشیب نقاشی لئوناردو، از دربار رنسانسی اسفورزا تا لهستان عصر روشنگری را به تصویر میکشد. همینطور آنچه را که در جنگ جهانی شاهد آن بود.
«آنچه قاقم دید» اثر کالینزورث به ماجراهایی پرداخته که نقاشی در طول ۵۰۰ سال گذشته در دل جنگها و امپراتوریها در سرتاسر اروپا شاهد آن بوده است.

داستان جایی قطع میشود که نقاشی در تاریخ گم شد. بانویی با قاقم، برای بیش از دو قرن پس از مرگ گالرانی ناپدید شد، اما حدود سال ۱۸۰۰، زمانی که شاهزاده لهستانی، آدام یرژی چارتوریسکی آن را در سفری در ایتالیای ناپلئونی خرید، دوباره پدیدار شد. او این پرتره را به مادرش، پرنسس ایزابلا دوروتا چارتوریسکا هدیه داد.
پرنسس ایزابلا مکاشفه بزرگ داستان پرماجرای کالینزورث است. او که سیاستمدار و دیپلماتی چیرهدست بود، همچنین یک ملیگرای فداکار لهستانی و قهرمان عصر روشنگری بود: او سال ۱۷۴۶ به دنیا آمد و بنجامین فرانکلین و ولتر در زمره ستایشگرانش بودند. او در ماه عسل لباس رسمی شوهرش را پوشید و آزادانه به عنوان یک مرد در اروپا سفر کرد.
وقتی لهستان در پایان قرن هجدهم به روسیه ملحق شد، ایزابلا انرژی خود را صرف جاودانه کردن فرهنگ لهستان کرد. او در پولاوی موزهای ساخت تا در آن ارزشمندترین گنجینههایش را کنار سایر آثار اروپایی مانند صندلیهای شکسپیر و روسو و خاکستر ال سید نگهداری کند. پس از تزار نیکلاس اول در سال ۱۸۳۰ آنچه از خودمختاری لهستان باقی مانده بود، در هم شکست. خانواده چارتوریسکی «بانویی با قاقم» را برای نگهداری به پاریس، در هتل لامبرت، مرکز هنرمندان و روشنفکران تبعیدی لهستانی، منتقل کردند.
سرنوشت این نقاشی بهویژه در طول جنگ جهانی دوم مخاطرهآمیز بود، زیرا دزدان هنر نازی به شدت دل در گروی آن داشتند. از جمله این علاقمندان هیتلر بود که «سفیر هنری» او هانس پوسه سعی کرد «بانویی با قاقم» را برای موزهای که میخواستند در اتریش برپا کنند، بخرد. این نقاشی توسط یک خانهدار در املاک خانواده چارتوریسکی در شرق لهستان این تابلو را در یک روبالشی پنهان کرده بود، اما سرانجام توسط گشتاپو پیدا شد. هانس فرانک، فرماندار کل که بر نسلکشی یهودیان لهستان نظارت داشت، بانویی با قاقم را در ویلای تابستانی خود در باواریا به نمایش گذاشت.
وقتی فرانک توسط سربازان آمریکایی در سال ۱۹۴۵ دستگیر شد، نقاشی به کراکوف بازگردانده شد. داستان دزدی آثار هنری توسط نازیها، سرنوشت این تابلوی نقاشی را بسیار خواندنی میکند و نویسنده سعی میکند با گسترش دادن ماجرای دزدیها، داستانهایی هم درباره کسانی تعریف کند که پس از جنگ تلاش کردند میراث هنری اروپا را جمعآوری کنند.
منبع: انتخاب