ببینید| پنگوئن نیهیلیست ؛ کلیپ ترند این روزهای شبکههای اجتماعی و واکنش ترامپ
این تصویر کوتاه و خاموش، خیلی زود از یک صحنهی مستند به یک میم جهانی تبدیل شد و لقب «پنگوئن نیهیلیست» گرفت؛ موجودی کوچک در دل طبیعتی عظیم که انگار نه به مقصد فکر میکند، نه به بازگشت، فقط میرود.
کد خبر :
۲۸۳۳۳۴
بازدید :
۹۸
اگر این روزها توانسته باشید به شبکه های اجتماعی سر زده باشید، احتمالاً با تصویری عجیب و تکرارشونده روبهرو شدهاید: پنگوئنی تنها که از گله جدا شده و برخلاف مسیر بقیه، بیوقفه به سمت کوهها قدم برمیدارد.
این تصویر کوتاه و خاموش، خیلی زود از یک صحنهی مستند به یک میم جهانی تبدیل شد و لقب «پنگوئن نیهیلیست» گرفت؛ موجودی کوچک در دل طبیعتی عظیم که انگار نه به مقصد فکر میکند، نه به بازگشت، فقط میرود. درست همین «رفتن بیدلیل» است که آن را به آینهای برای حالوهوای امروز ما بدل کرده است.
پنگوئن نیهیلیست، در اصل یک صحنهی بهظاهر ساده از مستند ورنر هرتسوگ با عنوان «Encounters at the End of the World» محصول سال ۲۰۰۷ است.
صحنهای که در آن یک پنگوئن از کلونی جدا میشود و برخلاف مسیر طبیعی بقا، نه به سمت آب برای تغذیه میرود و نه به جمع خود بازمیگردد، بلکه مستقیم به سوی کوههای دوردست قطب جنوب حرکت میکند.
هرتسوگ این لحظه را ذیل مفهومی که خودش «جنون پنگوئن» مینامد روایت میکند و با جملهای سرد و بیرحم توضیح میدهد که این پنگوئن با ۵۰۰۰ کیلومتر زمین یخزده پیش رو، عملاً به سوی مرگ قطعی قدم برمیدارد.
در همان صحنه، زیستشناسی که همراه گروه است توضیح میدهد حتی اگر این پنگوئن را بگیرند و به کلونی بازگردانند، بلافاصله دوباره راه کوهها را در پیش خواهد گرفت.
قانون نانوشته برای انسانها هم روشن است: دخالت نکنید، سر جای خود بایستید و بگذارید راهش را برود. این تصویر، سالها در اینترنت دستبهدست شده بود.
گاهی بهعنوان نمونهای از بیرحمی طبیعت، گاهی بهعنوان لحظهای غریب و وهمانگیز. اما هیچگاه به یک میم فراگیر بدل نشده بود، تا اینکه در ژانویهی ۲۰۲۶ ناگهان دوباره سر برآورد و این بار با شدتی بیسابقه فضای شبکههای اجتماعی را درنوردید.
آنچه این بازگشت را به یک انفجار فرهنگی تبدیل کرد، نه تنها خود تصویر ، بلکه پیوند آن با یک موسیقی خاص و با حالوهوای روانی زمانه بود.
نسخهی ارگان کلیسایی آهنگ «L’Amour Toujours» که در اصل قطعهای شاد و رقصآور از دههی نود است، در این میم به شکلی سنگین، سوگوار و آیینی شنیده میشود.
این تضاد میان خاطرهی شاد جمعی و اجرای مرگبار و کلیسایی، حس پوچی را تشدید میکند و حرکت پنگوئن را شبیه یک مراسم تشییع یا سفر مقدس به سوی نیستی جلوه میدهد.
در همین نقطه است که تصویر حیوانی بامزه به نمادی انسانی تبدیل میشود. پنگوئن دیگر صرفاً یک موجود گمگشته نیست، بلکه استعارهای از انسان معاصر است؛ انسانی که از جمع جدا شده، نه به وعدههای معمول بقا دل بسته و نه امیدی به بازگشت دارد، و با نوعی آگاهی تلخ، به سوی «هیچ» حرکت میکند.
واکنش کاربران به این کلیپ هم دقیقاً همین همذاتپنداری را نشان میدهد: «این دقیقاً خودمم»، «وقتی افکار مزاحم برنده میشن»، «او دیوانه نیست، فقط دیگه تموم شده».
این جملات نشان میدهد که چرا این تصویر درست در این مقطع تاریخی چنین دلایلی پیدا کرده است. جهان امروز با بحران معنایی عمیقی دستوپنجه نرم میکند.
پیشرفت بیوقفهی فناوری، شتاب زندگی، فرسودگی شغلی، فشار اقتصادی، ناامنی سیاسی و شبکههای اجتماعی که معنا را به عدد و لایک تقلیل میدهند، همگی انسان را به نقطهای رساندهاند که امید دیگر زبان غالبش نیست.
در چنین فضایی، میمها نقش زبان مشترک اضطراب جمعی را بازی میکنند. پنگوئن نیهیلیست، زبان تصویریِ خستگی، دلزدگی و میل به رها کردن است؛ روایتی که به جای وعدهی رستگاری، با طنزی سیاه به پوچی اعتراف میکند.
خندهای که در مواجهه با این میم شکل میگیرد، خندهی سرگرمی نیست، بلکه مکانیزم دفاعی در برابر حقیقتی است که سنگینتر از آن است که جدی و مستقیم بیان شود.
همچنین کاخ سفید تصویری منتشر کرده که در آن ترامپ در کنار «پنگوئن نیهیلیست» قدمزنان به سمت گرینلند میرود؛ دو نفره در دل یخ، بیتوجه به سرما و به سمت فتح هدف یعنی گرینلند!
این تصویر آگاهانه از منطق میم پنگوئن استفاده میکند، اما آن را مصادره به مطلوب میکند: پنگوئنی که زمانی نماد فرسودگی و رفتن به سوی هیچ بود، حالا به نشانهی سرسختی و بیاعتنایی قهرمانانه به انتقادها بدل میشود.

پیام ضمنی روشن است؛ حتی وسط اعتراض، فشار و انزوا، مسیر تغییر نمیکند. ما راه خودمان را میرویم، نه برای توضیحدادن، بلکه برای ادامهدادن.
این رفتار البته از سوی ترامپ دور از انتظار نبود؛ او همیشه علاقه داشته که سوار موجهای شبکههای اجتماعی شود و از همان زبان طنز و میم برای توجیه تصمیمات و اعمال خود استفاده کند، چون میداند وقتی یک تصویر در فضای مجازی جا بیفتد، نقدها را میبلعد و روایتِ غالب را میسازد.
به همین دلیل است که این میم فقط یک شوخی گذرا نیست. پایهی فلسفی آن، قابلیت تطبیقپذیریاش با موقعیتهای مختلف زندگی فردی و جمعی و سیاسی، و تصویر ساده اما بهشدت نمادینش باعث میشود که بتواند بارها و بارها بازتولید شود.
از خستگی شغلی و بحران اقتصادی گرفته تا فروپاشی عاطفی و دلزدگی سیاسی. پنگوئن نیهیلیست در نهایت روایت یک جامعهی خسته است که دیگر به داستانهای انگیزشی دل نمیبندد و ترجیح میدهد حقیقت پوچی را، هرچند در قالب یک میم، با هم به اشتراک بگذارد.
شاید به همین دلیل است که پرسش نهایی این تصویر همچنان بیپاسخ میماند: چرا به سمت کوهها میرود؟ و پاسخ تلخش این است: چرا که نه.
منبع: عصر ایران
۰