هویت اصیل ایرانی خلیجفارس از روزگار عیلامیان تا کنون
پیش از آنکه این دریا در متون غربی «خلیجفارس» خوانده شود، ایرانیان باستان آن را «دریای پارس» مینامیدند. در کتیبهای از داریوش بزرگ هخامنشی در تنگه سوزن (مصر) که به دو هزار و چهارصد سال پیش بازمیگردد، این خلیج «دریایی که از پارس آید» یاد شده است. در کتاب «حدود العالم» که کهنترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی و متعلق به هزار سال پیش است، از «خلیجپارس» سخن رفته که «از حد پارس بر گیرد، با پهنای اندک تا حدود سند.»
ایران عزیزمان که امروزه فرمانروای بلامنازع منابع خلیجفارس و تنگه هرمز است و با بستن این آبراه بر روی دولتهای متخاصم، زنجیره تأمین انرژی جهانی را به لرزه درآورده، وارث تاریخی دیرپاست که ریشه در اعماق هزاران سال تمدن دارد.
کنترل این آبراه توسط ایران، چنان عرصه را بر متجاوزان تنگ کرده که رئیسجمهور ایالات متحده در جریان حرفهای پریشانخیالانه خود، اعلام کرده است که احتمال دارد کنترل تنگه هرمز به صورت مشترک با ایران انجام گیرد، جملهای که بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی و تحلیلهای ژئوپلوتیکی داشته است.
اما آنچه امروز از کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران شاهد هستیم، نهتنها یک تاکتیک دفاعی معمولی، بلکه تجلی سنتی دیرینه از خودباوری و قدرت دفاعی مردمی است که از روزگاران کهن، این گلوگاه حیاتی را جزئی جداییناپذیر از هویت و امنیت ملی خود میدانستند.
«دریای پارس»، آنگونه که نیاکانمان هزاران سال پیش نامش نهادند، امروز نیز چون همیشه، شاهد رقابت قدرتها بر سر تسلط بر شرق و غرب جهان است، اما این بار ایران سرفراز، با اتکا به میراث تاریخی خود، قواعد بازی را دیکته میکند.
دریای پارس؛ نامی به قدمت تاریخ
پیش از آنکه این دریا در متون غربی «خلیجفارس» خوانده شود، ایرانیان باستان آن را «دریای پارس» مینامیدند. در کتیبهای از داریوش بزرگ هخامنشی در تنگه سوزن (مصر) که به دو هزار و چهارصد سال پیش بازمیگردد، این خلیج «دریایی که از پارس آید» یاد شده است. در کتاب «حدود العالم» که کهنترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی و متعلق به هزار سال پیش است، از «خلیجپارس» سخن رفته که «از حد پارس بر گیرد، با پهنای اندک تا حدود سند.»
اهمیت این دریا از همان روزگاران کهن، مرهون تنگه هرمز بوده است. اگر تنگه هرمز نبود، خلیجفارس به دریایی کمعمق تبدیل میشد و تبخیر آب بر آب رودخانههایی که در آن میریزد فزونی میگرفت و پس از مدتی خشک میشد.
دریای پارس؛ گذرگاه تمدنها
تاریخ دریای پارس، تاریخ پیوند تمدنهاست. از روزگار عیلامیان که چهار هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح میزیستند و دامنه بازرگانی آنان از مصر تا هند کشیده میشد، تا دوره هخامنشیان که داریوش بزرگ کانال سوئز را حفر کرد تا دریای مدیترانه را به دریای سرخ و خلیجفارس و دریای عمان متصل سازد. او گروهی را مأمور مطالعه هند از راه دره سند کرد و دریانوردان ایرانی با بادبانهای برافراشته به کشف و تحقیق در مناطق دریایی اقیانوس هند و خلیج فارس پرداختند.
هرودوت، مورخ یونانی، نوشته است: «قسمت بزرگ آسیا، به وسیله داریوش کشف شد و این در زمانی بود که او میخواست بداند رود سند در کجا به دریا میریزد.»
نفت؛ طلای سیاهی که مسیر تاریخ را تغییر داد
خلیجفارس از دیرباز یکی از پرثروتترین مناطق نفتی جهان بوده است. رسوب و تهنشینی آب دریا، مواد آلی که با گلهای آهکی در اعماق دریا مدفون شدهاند، و حرکات زمین که باعث چینخوردگی پوسته زمین شده، این منطقه را به یکی از غنیترین مناطق نفتخیز جهان بدل کرده است.
این ثروت عظیم، همواره طمع بیگانگان را برانگیخته است. از پرتغالیها که در قرن شانزدهم میلادی با دژ مستحکم خود بر جزیره هرمز تسلط یافتند و بر کشتیها باج میبستند، تا انگلیسیها و هلندیها و فرانسویها که پس از آنان برای تصاحب این ثروت رقابت کردند.
پرتغالیان در هرمز؛ روایت نخستین سلطه بیگانه
داستان تسلط پرتغالیان بر جزیره هرمز، روایتی تلخ از طمع و استعمار است. آلبوکرک، دریانورد پرتغالی، در سال ۱۵۰۷ میلادی به جزیره هرمز تاخت و آن را تصرف کرد. او دژی مستحکم از سنگ و ساروج با آبانبارها و مخازن اسلحه و توپهای قوی بنا نهاد و از درون همین قلعه، راههای دریایی و عبور کشتیها را زیر نظر گرفت.
آلبوکرک فرمان داد تا هیچ کشتی بدون پرداخت باج به دولت پرتغال از تنگه هرمز عبور نکند. صدای توپ از درون قلعه، کشتیهای پرتغالی را در دریا خبر میکرد تا به دنبال کشتیهای نافرمان بشتابند و از آنان باج بگیرند.
پرچم پرتغال بر فراز قلعه غولپیکر آلبوکرک در هرمز برافراشته بود و کسی یارای مخالفت با آنچه سلطان پرتغال اراده میکرد، نداشت.
شاه عباس و امامقلیخان؛ بازپسگیری هرمز
پس از ۱۱۷ سال سلطه پرتغالیان بر خلیجفارس، شاه عباس صفوی با همت سردار دلاور خود، امامقلیخان، و با اتحاد با انگلیسیها، پرتغالیان را از هرمز بیرون راند. فتح بحرین و بندر گمبرون (بندرعباس کنونی) و جزایر قشم و هرمز و اخراج پرتغالیان، از درخشاترین اقدامات دوران شاه عباس بزرگ بود که به تدبیر و همت و شجاعت و فداکاری امامقلیخان صورت گرفت.
امامقلیخان توانگرترین حکام ایران بود. مردی بسیار بلندهمت و کریم و مهربان که گذشته از شخص شاه، رجال دولت ایران و سرداران سپاه و مردم نیز دوستش میداشتند. او به آباد کردن فارس علاقهای بسیار داشت، در شهرها و راهها کاروانسراهای متعدد بنا کرد و برای نزدیک کردن راههای کاروانی به بریدن کوهها و ساختن پلها همت گماشت.
از جنگ نفتکشها تا امروز؛ تکرار تاریخ یا گشایشی نوین؟
تنگه هرمز در طول تاریخ، بارها شاهد تعرض قدرتهای بزرگ بوده است. در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰)، این آبراه صحنه رویارویی موسوم به «جنگ نفتکشها» بود. عراق با حمله به کشتیهای تجاری و نفتکشهایی که به بندرگاههای ایران رفتوآمد میکردند، دامنه نبرد را به دریا کشاند و ایران نیز در مقابل، حملات متقابلی را علیه شناورهایی که به حمایت از عراق متهم میشدند، آغاز کرد.
امروز نیز ایران با الهام از این پیشینه تاریخی، در برابر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، تنگه هرمز را بر دولتهای متخاصم بسته است. تجربه تاریخی نشان میدهد که انسداد یا محدودسازی این آبراه، همواره به عنوان یک برگ برنده و ابزار دفاعی در برابر فشارهای خارجی مورد استفاده قرار گرفته است.
جزیره خارک؛ از معبد خدای دریاها تا پایانه نفتی
در میان جزایر خلیجفارس، خارک از جایگاهی ویژه برخوردار است. جغرافیدانان رومی و مورخان یونانی و اروپایی این جزیره را میشناختهاند. استرابون جغرافیدان یونانی (قرن اول پیش از میلاد) و پلین نویسنده رومی (قرن اول میلادی) و بطلمیوس جغرافینویس (قرن دوم) از این جزیره سخن گفتهاند.
هیأت باستانشناسی فرانسوی به سرپرستی پروفسور گیرشمن در این جزیره معبدی از خدای دریاها (پوزئیدون) را کشف کردهاند که مورد علاقه و احترام دریانوردان این قسمت از جهان در روزگاران بسیار دور بوده است. بر روی بقایای این معبد یونانی، در دوره ساسانیان آتشکدهای بنا شده بود و پس از آنکه دین اسلام رواج یافت، این آتشکده به مسجد تبدیل شد.
امروز خارک و خارکو به پایانههای عظیم نفتی تبدیل شدهاند. کشتیهای بزرگ نفتکش که نمیتوانستند به سواحل آبادان نزدیک شوند و عمق کم آب مانع ورود آنان به بندر آبادان بود، اکنون با آسودگی در لنگرگاه جزیره خارک پهلو میگیرند و بارگیری میکنند.
میراث خلیج در کتاب احمد اقتداری
آنچه از سیر تسلط ایرانیان بر خلیج همیشه فارس خواندید، برگرفته از کتاب ارزشمند «خلیجفارس» تألیف احمد اقتداری (۱۳۴۵) است. این اثر که در زمره نخستین و مهمترین کتابهای تألیفشده به زبان فارسی درباره تاریخ، جغرافیا، دریانوردی و تحولات سیاسی و اقتصادی این آبراه کهن به شمار میرود، با نگاهی مستند و روایتگرانه، هویت اصیل ایرانی خلیجفارس را از روزگار عیلامیان و هخامنشیان تا دوران صفویه و معاصر به تصویر میکشد. اقتداری در پانزده فصل، از پیدایش زمینشناختی خلیجفارس تا جنبشهای اجتماعی و اقتصادی مردمان ساحل آن را بررسی کرده و با تکیه بر منابع کهن و سفرنامهها، تصویری ماندگار از تمدن دریایی ایران به دست داده است.
امید به آینده؛ درس تاریخ
احمد اقتداری، نویسنده کتاب «خلیجفارس»، در واپسین فصل این کتاب ارزشمند، فصل را با عنوان «امید به آینده» به پایان میبرد و مینویسد: «ضروریتر از هر چیز برای شهرها و روستاهای ساحل خلیجفارس و دریای عمان و جزیرههای آن، آب آشامیدنی و زراعتی است. امروز بهآسانی آب دریا را میتوان شیرین کرده و به مصرف زراعت و نوشیدن رسانید.»
این امید که بیش از نیم قرن پیش نوشته شده، امروز به برکت دانش و توانایی ایرانیان تا حد زیادی محقق شده است. اما امید بزرگتر، آن است که دریای پارس، این گهواره تمدن و گذرگاه طلای سیاه، از تنشها و تعرضهای بیگانگان در امان بماند و بار دیگر چون روزگار هخامنشیان، پل ارتباطی شرق و غرب باشد، نه جولانگاه ابرقدرتها و شرکای امپریالیسم جهانی.
تاریخ به ما میآموزد که ایرانیان همواره بر این آبی کهن و راهبردی، با نام «دریای پارس» و «خلیجفارس»، جانفشانی کردهاند. از داریوش بزرگ که فرمان حفر کانال سوئز را داد تا ناوگانش از مصر به پارس بیایند، تا امامقلیخان که پرتغالیان را از هرمز راند، و امروز که فرزندان این مرز و بوم، بار دیگر در برابر متجاوزان، از گلوگاه حیاتی انرژی جهان پاسداری میکنند.
منبع: مهر