کشفیات تازه در شهر 12 هزارساله؛ مجسمههای انسانی و ردپای گوشت غزال
در جنوبشرقی ترکیه، چشماندازی پیشاتاریخی همچنان در حال تغییر دادن درک ما از آغاز زندگی یکجانشین است. در کاراهانتپه، باستانشناسان به شواهد روبهرشدی دست یافتهاند که از وجود یک جامعه نوسنگی پیشرفته خبر میدهد؛ جامعهای که حدود ۱۲ هزار سال پیش، هنر نمادین، برنامهریزی معماری و شیوههای غذایی متنوع را در کنار هم داشته است.
فرادید| یافتههای تازه نشان میدهد محوطه ماقبل تاریخی کاراهان تپه فقط مکانی برای اجرای آیینها نبوده، بلکه جایی بوده که انسانها رابطهای پیچیده با محیط خود شکل دادهاند. مجسمههای سهبعدی انسان، نقشنگاریهای دقیق از حیوانات و دادههای جدید درباره تغذیه، اکنون تصویری کاملتر از زندگی روزمره در دوره نوسنگیِ پیشازسفال ارائه میدهند.
به گزارش فرادید؛ کاراهانتپه بخشی از پروژه گسترده «تاشتپهلر» است؛ یکی از بزرگترین طرحهای پژوهشی باستانشناسی در تاریخ معاصر ترکیه. طی هفت سال گذشته، کاوشها در این منطقه بیش از ۲۵۰ ستون سنگی Tشکل را تنها در کاراهانتپه شناسایی کردهاند؛ ساختارهایی که به سبک معماری دیدهشده در گوبکلیتپه شباهت دارند؛ محوطهای ثبتشده در فهرست میراث جهانی که اغلب بهعنوان قدیمیترین نیایشگاه بزرگ شناختهشده جهان معرفی میشود.

با این حال، کاراهانتپه صرفاً نسخهای از همسایه مشهورش نیست. این محوطه مجموعهای چشمگیر از آثار را در خود جای داده است؛ از جمله مجسمههای انسانی در اندازه واقعی که بهصورت برجسته تراشیده شدهاند و نقشهای پیچیده حیوانی که در سطح سنگها حک شدهاند. این کشفیات نشاندهنده جهانی سرشار از معنا و نماد هستند؛ جایی که هنر و معماری بهطور عمیق در هم تنیده شدهاند.
برخلاف سکونتگاههای شهری بعدی، این ساختارها پیش از ظهور سفالگری، فلزکاری و حتی کشاورزی کامل ساخته شدهاند. با این حال، مقیاس و پیچیدگی آنها از سطحی از سازمان اجتماعی خبر میدهد که روایتهای سنتی درباره جوامع اولیه انسانی را به چالش میکشد.
رژیم غذایی متنوع: گوشت غزال و حبوبات
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای اخیر به تغذیه مربوط میشود. به گفته نجمى کارول، مدیر کاوش، بررسیهای جانورباستانشناسی و گیاهباستانشناسی نشان میدهد ساکنان کاراهانتپه بهطور گسترده از گوشت غزال بهعنوان منبع اصلی پروتئین استفاده میکردند.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. بقایای گیاهی بهدستآمده نشان میدهد حبوبات نیز نقش مهمی در تغذیه روزانه داشتهاند. این موضوع با فرضیههای قبلی که غلات را عنصر اصلی رژیم غذایی نوسنگی در این منطقه میدانستند، تفاوت دارد. حضور حبوبات نشاندهنده یک الگوی غذایی متعادلتر و احتمالاً فصلی است که شکار را با گردآوری گیاهان یا حتی شکلهای اولیه کشت ترکیب میکرده است.

مقایسه با گوبکلیتپه تفاوتهای ظریف اما مهمی را نشان میدهد. هر دو محوطه شواهدی از مصرف گسترده گوشت غزال دارند، اما در گوبکلیتپه تنوع گونههای حیوانی بیشتر است. در مقابل، کاراهانتپه الگوی معیشتی متمرکزتری دارد، هرچند پژوهشهای بیشتر ممکن است این تصویر را دقیقتر کند.
کاراهانتپه تقریباً به همان دوره گوبکلیتپه تعلق دارد؛ یعنی پایان آخرین عصر یخبندان، زمانی که شرایط اقلیمی رو به ثبات میرفت. این زمانبندی بسیار مهم است، زیرا نشاندهنده گذار از گروههای شکارچی-گردآورنده متحرک به جوامع یکجانشینتر است که توان ساخت سازههای دائمی را داشتند.
آنچه کاراهانتپه را خاص میکند، فقط قدمت آن نیست، بلکه معنایی است که در خود دارد. این محوطه نشان میدهد بیان هنری پیشرفته، برنامهریزی معماری و هماهنگی اجتماعی پیش از گسترش کشاورزی شکل گرفتهاند. به بیان دیگر، ممکن است زندگی نمادین و جمعی عامل حرکت به سوی یکجانشینی بوده باشد، نه نتیجه آن.
کارول میگوید وقتی این محوطه با دیگر سایتهای همدوره در جهان مقایسه میشود، سطح دستاوردها در جنوبشرقی آناتولی کاملاً برجسته است. مهارت در سنگتراشی، مهندسی سازههای بزرگ و تلفیق عناصر نمادین همگی نشاندهنده یک نظام فرهنگی پیشرفته هستند.
محوطهای که هنوز در حال شناخته شدن است
با وجود گستردگی کشفیات، تنها بخش کوچکی از کاراهانتپه کاوش شده است. این محوطه حدود ۱۲ هکتار وسعت دارد و در حال حاضر کارها روی منطقهای به مساحت ۶۰۰۰ متر مربع متمرکز است. حتی در همین محدوده محدود نیز لایههای متعدد سکونتی شناسایی شدهاند که نشان از استفاده طولانیمدت و شاید پیوسته از این مکان دارد.
فصلهای آینده کاوش که از اواخر بهار از سر گرفته میشوند، قرار است هم وسعت حفاریها را افزایش دهند و هم عمق تحلیلها را بیشتر کنند. همچنین برنامههایی برای ساخت سازههای حفاظتی در نظر گرفته شده تا بقایای کشفشده حفظ شوند و در عین حال امکان بازدید و پژوهش فراهم بماند.