تصاویر| رتبهبندی سهگانه The Godfather از ضعیفترین تا بهترین
هر سه فیلم مجموعه The Godfather آثاری برجسته و شاهکار هستند، اما یکی از آنها، در دنیای سینما واقعا دستنیافتنی و تکرارنشدنی است.
وقتی صحبت از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینمای آمریکا به میان میآید، همیشه دو نام تکرار میشود: فیلم The Godfather و فیلم The Godfather Part II. روایت جاودانه فرانسیس فورد کوپولا از تراژدی یک خانواده، میراث و فروپاشی روح انسان، به بخشی جداییناپذیر از سینمای آمریکا تبدیل شده است؛ یک دوگانه تحسینشده که اغلب بهعنوان معیاری برای سنجش تمام فیلمهای جنایی و درام پس از خود به کار میرود.
البته قسمت سوم، یعنی فیلم جنجالی The Godfather Part III محصول سال ۱۹۹۰، به پای دو فیلم قبلی نمیرسد، اما همچنان پایانی تأثیرگذار و تأملبرانگیز برای تراژدی مایکل کورلئونه با بازی آل پاچینو ارائه میدهد. این سه فیلم در کنار هم یکی از بزرگترین سهگانههای تاریخ سینما را شکل میدهند و جایگاهشان با گذر زمان مستحکمتر هم شده است.
با چنین ستایشهایی، طبیعی است که هر سه فیلم در میان شاهکارهای مسلم سینما قرار بگیرند؛ بله، حتی فیلم سوم با وجود ضعفهای متعدد و شناختهشدهاش. بنابراین این پرسش مطرح میشود: در میان این سه اثر درخشان، کدامیک بهترین است؟ کدام فیلم در میان مجموعهای از شاهکارهای بیچونوچرا، برترین محسوب میشود؟
احتمالاً میدانید کدام فیلم، بهترین نیست، اما رقابت اصلی میان دو فیلم اول بسیار نزدیک است. شاید شما نظر متفاوتی داشته باشید و بسیاری هم با اطمینان از انتخاب خود دفاع کنند. با این حال، نمیتوان انکار کرد که یکی از فیلمهای The Godfather آنقدر درخشان است که باور کردن واقعی بودنش دشوار به نظر میرسد.
۳. فیلم The Godfather Part III
همانطور که گفته شد، احتمالاً میدانید کدام فیلم در این سهگانه بهترین نیست و آن، فیلم The Godfather Part III است. این فیلم شانزده سال پس از فیلم دوم ساخته شد و بهعنوان واپسین بخش داستان مایکل کورلئونه، شاید ناهمگونترین قسمت مجموعه باشد، اما همچنان پایانی رضایتبخش برای این تراژدی چنددههای محسوب میشود.
داستان در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد جریان دارد و یک اپیلوگ در اواسط دهه نود نیز دارد. فیلم آخرین فصل زندگی مایکل را روایت میکند؛ بهویژه تلاش او برای قانونی جلوه دادن کسبوکار خانوادگیاش، تلاشی که با مخالفت دیگر رؤسای مافیا روبهرو میشود. در همین حال، وینسنت با بازی اندی گارسیا، برادرزاده نامشروع مایکل، با ورودش به خانواده و رابطه عاشقانهاش با مری، دختر مایکل با بازی سوفیا کاپولا، اوضاع را آشفتهتر میکند.
سالهاست که فیلم The Godfather Part III بهعنوان عضو کمارزشتر این سهگانه مورد انتقاد قرار میگیرد. انصافاً باید گفت بخشی از این نقدها وارد است؛ مجله ورایتی در نقد خود فیلم را دو ساعت زمینهچینی و چهل دقیقه نتیجهگیری توصیف کرد و این توصیف بیراه نیست. با این حال، در همان دو ساعت زمینهسازی نیز لحظات درخشانی وجود دارد و آن چهل دقیقه پایانی، هرچند به اندازه دو قسمت نخست کوبنده نیست، اما تأثیر خود را میگذارد.
آل پاچینو در نقش مایکلِ خسته و تقریباً شکسته، که بار دههها خشونت، بیرحمی و سازش اخلاقی را بر دوش میکشد، درخشان ظاهر میشود؛ روح او فرسوده شده و جسمش نیز بهسختی دوام آورده است. اندی گارسیا هم حضوری موفق دارد و شخصیت وینسنت را همزمان جذاب و بیپروا به تصویر میکشد. البته نمیتوان درباره این قسمت صحبت کرد و به بازی سوفیا کاپولا اشاره نکرد؛ اجرایی که سالها با واکنشهای منفی گستردهای روبهرو بوده است.
میتوان گفت او انتخاب مناسبی برای این نقش نبود، اما در عین حال باید پذیرفت که نوعی بیانصافی در این وجود دارد که ضعفهای فیلم اغلب تنها به او نسبت داده میشود. در نهایت، فیلم The Godfather Part III اثری پیچیده و ناهمگون است، اما همچنان پایانی تلخ و اندوهبار برای داستانی عظیم به شمار میآید که تعریف تازهای از سینمای آمریکا ارائه داد.
۲. فیلم The Godfather

در سال ۱۹۷۲، فرانسیس فورد کوپولا با فیلم The Godfather تحولی بزرگ در صنعت سینما ایجاد کرد؛ اقتباسی از رمان جنایی عامهپسند ماریو پوزو که در سال ۱۹۶۹ با همین نام منتشر شده بود. داستان فیلم بر ویتو کورلئونه با بازی مارلون براندو تمرکز دارد؛ رئیس سالخورده خانواده تبهکار کورلئونه که تلاش میکند پسر کوچکترش، مایکل، را به وارثی شایسته تبدیل کند.
مایکل در ابتدا تمایلی ندارد وارد زندگی جنایی شود، اما خیلی زود تسلیم نفوذ خانوادهاش میشود و از فردی مردد و بیرون از این جهان، به رئیس بیرحم مافیا تبدیل میشود که برای حفاظت از امپراتوری خود از هیچ کاری دریغ نمیکند. جیمز کان و جان کازال نیز در نقش دو پسر دیگر ویتو، یعنی سانی و فردو، در فیلم حضور دارند.
نخستین فیلم Godfather در سینمای جریان اصلی، یک مرز مشخص میان قبل و بعد ایجاد کرد. این فیلم در سالهای آغازین موج نو هالیوود ساخته شد و به یکی از آثار شکلدهنده این جریان تبدیل شد؛ اثری که نگاهها را به چالش کشید و انتظارات مخاطبان از فیلمهای جنایی را دگرگون کرد.
در سراسر فیلم، حسی مداوم از هراس و اضطراب جریان دارد؛ این احساس که همهچیز ممکن است از یک صحنه تا صحنه بعدی تغییر کند. کوپولا در اینجا فرسایش روح انسان را با چنان اطمینانی به تصویر میکشد که تماشاگر پس از پایان فیلم نوعی خلأ را احساس میکند. با این حال، سقوط تدریجی مایکل آنقدر گیرا، خشن و در عین حال باشکوه است که نمیتوان از آن چشم برداشت. شما در حال تماشای نابودی روح انسان هستید و در این ویرانی، نوعی زیبایی وهمآلود وجود دارد.
فیلم The Godfather از معدود فیلمهایی است که گفته میشود حتی بر رفتار مافیای واقعی نیز تأثیر گذاشت و از این نظر، واقعاً در تاریخ تغییر ایجاد کرد. میراث این فیلم بهسختی قابل توصیف است؛ بسیار درباره آن نوشته شده و باز هم بسیار نوشته خواهد شد. فیلم The Godfather از آن دسته فیلمهایی است که دقیقاً به همان اندازهای که همه میگویند بزرگ و درخشان است؛ یک شاهکار واقعی که هر کسی باید دستکم یکبار پیش از مرگ تماشایش کند.
۱. فیلم The Godfather Part II

دو سال پس از آنکه کوپولا با فیلم The Godfather جهان را شگفتزده کرد، بار دیگر همان کار را تکرار کرد. فیلم The Godfather Part II دو داستان را بهطور همزمان روایت میکند. داستان نخست، به اوجگیری ویتوی جوان با بازی رابرت دنیرو در آغاز قرن میپردازد و نشان میدهد او چگونه از یک مهاجر فقیر ایتالیایی در نیویورک به رئیس یکی از قدرتمندترین خانوادههای مافیا تبدیل شد. داستان دوم، ادامه قدرتگیری مایکل را بهعنوان رئیس جدید خانواده کورلئونه دنبال میکند و بر تلاش او برای حفظ کسبوکار خانواده و تثبیت جایگاهش پس از سوءقصدی تمرکز دارد که به جانش میشود.
این بحث که فیلم The Godfather بهتر است یا فیلم The Godfather Part II، دهههاست ادامه دارد. برای دفاع از هر دو فیلم میتوان استدلالهای محکمی آورد، اما اینبار باید برتری را به قسمت دوم داد. فیلم The Godfather Part II از نظر ابعاد روایی اثری عظیم، از نظر ساختار خیرهکننده، از نظر داستانپردازی عمیقاً تراژیک و از نظر اجرا کاملاً استادانه است.
تصمیم برای کنار هم قرار دادن سقوط بیشتر مایکل در تاریکی با صعود ویتو در دنیای جنایت، حرکتی نابغهوار است که این دو روایت موازی را به یک نتیجه مشترک میرساند. قسمت دوم باشکوهتر، جزئینگرتر و در واکاوی روان ویتو و مایکل عمیقتر است و به همین دلیل، تراژدی آن بسیار دردناکتر جلوه میکند.
در سراسر داستان، نوعی وقار غمانگیز و اجتنابناپذیر وجود دارد؛ این حس که برای خانواده کورلئونه، جاهطلبی همیشه در اولویت خواهد بود. آنها همهچیز را به دست میآورند، اما در نهایت همهچیز را از دست میدهند، چون در جهانی که قدرت مطلق حکمفرماست، اعتماد مطلق هرگز ممکن نیست.
در اینجا تعهد به زندان تبدیل میشود و خانواده، حکم حبس ابد پیدا میکند. در نهایت، فیلم The Godfather Part II از هر جهت ممکن از فیلم اول فراتر میرود و روایتی جانکاه از قدرت ارائه میدهد؛ فاجعهای زیبا که شاید بتوان آن را بزرگترین دستاورد تاریخ سینمای آمریکا دانست.
منبع: گیمفا