نقد و بررسی فیلم «سردخانه»

نقد و بررسی فیلم «سردخانه»

«سردخانه» اثر جدید جانی کمبل است که در ژانر علمی-تخیلی، وحشت و کمدی ساخته شده و به داستان قارچ انگلی می‌پردازد که خطری برای بقای تمام موجودات زنده محسوب می‌شود. دیوید کپ فیلمنامۀ اثر را نوشته و بازیگرانی از جمله جو کری، جورجینا کمپبل و لیام نیسون در آن ایفای نقش می‌کنند.

کد خبر : ۲۹۹۱۱۴
بازدید : ۵

مهم‌ترین دلیلی که نظر بیننده‌ را برای تماشای فیلم «سردخانه» جلب می‌کند، بازیگران آن است. در بازاریابی چنین آثاری (فیلم‌های پاپ کورنی) اصولا هم مهم‌ترین نکته حضور بازیگران محبوب است. «سردخانه» جو کری را از Stranger Things دارد و مهم‌تر از او، ستارۀ سینمای سرگرمی دهه‌های اخیر، لیام نیسون را دارد. امکان ندارد کسی اهل فیلم و سینما باشد و فیلم‌های لیام نیسون را تماشا نکرده باشد.

فیلم‌های تریلر-مهیجی که او به عنوان قهرمانی شکست‌ناپذیر یا باید دخترش را از چنگ انسان‌های پست نجات دهد (فیلم‌های محبوب Taken) یا باید جلوی سقوط هواپیمایی بمب‌گذاری شده با کلی سرنشین را بگیرد (فیلم Non Stop) یا باید در قطار با مزاحمی تلفنی که معلوم نیست از کجا پیدایش شده و او را تهدید می‌کند مقابله کند (فیلم Commuter). فیلم‌های دو دهۀ اخیر لیام نیسون، از محبوب‌ترین و جذاب‌ترین آثار اکشن سینمای سرگرمی بودند و برای بسیاری از مخاطبان، فیلم‌های مهیج لیام نیسون قسمت قابل توجهی از دنیای سینما را برایشان تشکیل می‌دهند.

بازیگری که البته فقط به چنین جنس آثاری محدود نبوده و در فیلم‌های کارگردانان بزرگی چون استیون اسپیلبرگ (فیلم فهرست شیندلر)، مارتین اسکورسیزی (فیلم دار و دسته‌های نیویورک)، ریدلی اسکات (فیلم قلمرو بهشت)، کریستوفر نولان (سه‌گانۀ شوالیۀ تاریکی)، جورج لوکاس (فیلم جنگ ستارگان: تهدید شبح) کار کرده و حتی نامزدی اسکار هم در کارنامه دارد.

بنابراین لیام نیسون -با تلفظ آمریکایی لیام نیسِن- نامی شناخته شده و معتبر نزد طرفداران فیلم و سینماست. البته در سال‌های اخیر، این ستارۀ پا به سن گذاشته به دهۀ هشتم زندگی خود وارد شده و طبیعتا به لحاظ جسمی آن صلابت گذشته را ندارد و کیفیت آثار اخیرش با گذشته فاصله دارد. فیلم‌هایی مثل «دزد صادق»، «مارلو»، «بخشایش» و «سلاح عریان» چند اثر اخیر این ستاره بوده‌اند که کیفیت خوبی نداشتند. اما بی‌انصافی است که نگوییم این ستارۀ پرکار -که سالی حداقل در دو فیلم بازی می‌کند!- در این سال‌ها آثار قابل قبولی هم در سینمای سرگرمی داشته؛ فیلم‌هایی همچون «در سرزمین مقدسان و گناهکاران» و «قصاص». جدیدترین اثر این بازیگر ۷۳ ساله، «سردخانه» است که در ادامه به سراغ نقد و بررسی آن می‌رویم.

71

تصویری از لیام نیسون | از محبوب‌ترین ستارگان دو دهۀ اخیر سینما که در ایران هم محبوبیتی ویژه دارد.

در چنین آثار پاپ کورنی و ستاره‌محوری، برخلاف آثار سطح اول سینمای جهان و سینمای اروپا، اصولاََ کارگردان آن‌قدرها هم مهم نیست چرا که تصمیم‌گیرندۀ اصلی نیست! جانی کمبل کارگردانی «سردخانه» را برعهده داشته است. کارگردانی بریتانیایی که غالبا آثاری تلویزیونی می‌سازد و پیش از «سردخانه» تنها یک فیلم سینمایی کم نام و نشان با نام Alien Autopsy داشته است که در سال ۲۰۰۶ اکران شده است. البته که نمی‌توان از نقش کارگردان برای هماهنگی میان اجزای مختلف فیلم و مدیریت پروژه در چنین آثاری گذشت و جانی کمبل از این آزمون سربلند بیرون آمده و توانایی خود را در ساخت اثری سرگرم‌کننده در سبک کمدی-ترسناکِ علمی-تخیلی نشان می‌دهد.

اما به جز حضور لیام نیسون، که طبیعتا جذاب‌ترین ویژگی فیلم برای مخاطب محسوب می‌شود، «سردخانه» فیلمنامه‌نویس قابل اعتنایی دارد و مهم‌ترین دلیلی بود که من نسبت به این اثر کمی خوشبین شدم! دیوید کپ، نویسندۀ اثر است. نویسنده‌ای که فیلمنامۀ «مردعنکبوتی» سال ۲۰۰۲ را قلم زده است. نویسنده‌ای که فیلمنامۀ آثار دنیای اعجاب‌انگیز «پارک ژوراسیک» را نگاشته و در نگارش فیلمنامۀ چند قسمت از فیلم‌های فرنچایز محبوب «ایندیانا جونز» سهیم بوده است.

علاوه بر سم ریمی و استیون اسپیلبرگ، دیوید کپ فیلمنامۀ چندین اثر از برایان دی پالما از جمله فیلم «راه کارلیتو» و نخستین قسمت «مأموریت غیرممکن»، فیلمنامۀ «اتاق پناهگاه» دیوید فینچر و فیلمنامۀ آثار اخیر استیون سودربرگ، از «کیمی» تا «کیف سیاه» را قلم زده است. دیوید کپ، فیلمنامۀ جذابی برای اثر نوشته که گرچه در بسیاری از بخش‌ها در کلیشه‌های ژانری سِیر می‌کند اما جذاب و پرکشش است.

72

دیوید کپ، فیلمنامه‌نویس معتبر ۶۲ ساله | کپ فیلمنامۀ آثار درخشان و موفقی از جمله فرنچایز پارک ژوراسیک، ایندیانا جونز، اسپایدرمن و … را قلم زده و فیلمنامۀ جدیدترین اثر استیون اسپیلبرگ (روز افشاگری) که به زودی اکران خواهد شد را هم او نوشته است.

بنابراین اگرچه ممکن است «سردخانه» به ظاهر یک اثر پاپ کورنی کم‌جان به نظر می‌رسد که ارزش تماشا ندارد، اما حقیقت این‌گونه نیست. علاوه بر حضور لیام نیسون، «سردخانه» یک فیلمنامه‌نویس کاربلد دارد که می‌داند چگونه شما را غرق در داستان فیلم و دغدغه‌های کاراکترهایش کند. در ادامه جزئی‌تر به نقاط ضعف و قوت فیلم می‌پردازم:

فیلم با یک فلش-بک آغاز می‌شود و ما را به سال ۱۹۷۹ می‌برد. جایی که ناسا، خارج از جوّ زمین، در حال انجام تحقیقاتی برای ساخت یک داروی ضد قارچ برای فضانوردان است. در میانۀ این پروسۀ تحقیقاتی، بر اثر یک حادثه، بخشی از این سازه‌ها و داروهای آزمایشی به همراه یک مخزن اکسیژن به داخل زمین پرتاب می‌شوند. در ابتدا به نظر می‌رسد ناسا توانسته بقایای این حادثه را که وارد زمین شده‌اند پیدا کرده و از بین ببرد. اما فلش بک دیگری مربوط به ۱۸ سال پیش، یعنی سه دهه پس از آن حادثه داریم، که بقایای یک مخزن اکسیژن ناسا در یک روستای دورافتاده در استرالیای غربی پیدا شده است.

برای مقابله با این خطر، دکتر هیرو مارتینز، اپیدمیولوژیست ایتالیایی، و سرگرد رابرت کوئین (لیام نیسون)، سرگرد آژانس کاهش تهدیدات دفاعی (DTRA)، و همراهش به استرالیای غربی آمده‌اند. در این مدت، بسیاری از ساکنان روستا توسط یک انگل قارچی کشنده، به طرز فجیعی از بین رفته‌اند! سرگرد کوئین و همراهش، با سلاح‌های سنگینی از جمله فسفر سفید، کل منطقه را بمباران می‌کنند تا امکان گسترش این انگل به بقیه نقاط را بگیرند و در این بین نمونه‌ای از انگل را به آزمایشگاهی سرّی در اعماق زمین در کانزاس شرقی برده و تحت تدابیر امنیتی قرار می‌دهند. اما دست بر قضا سازمان آن مکان را می‌فروشد و آن ساختمان تبدیل به یک فروشگاه می‌شود بدون اینکه ساکنانش بدانند که در اعماق زمین این آزمایشگاه سری با آن ارگانیسم خطرناک قرار گرفته‌اند! حالا ما با پسر جوان کم‌رویی با نام تراویس و لقب تی. کیک (جو کری) و دختر جوان کنجکاو و پرشوری به نام نائومی (جورجینا کمپبل) روبه‌رو هستیم که محافظان شبانۀ فروشگاه هستند و آرام‌آرام به راز زیرزمین مخوف پی می‌برند…

همواره بر این باور بوده‌ام و هستم که مهم‌ترین رکن فیلم، شخصیت‌ها هستند. اگر کاراکتر برای بیننده ساخته شود، بیننده داستان را ولو اینکه کلیشه‌ای و یا حتی سطحی باشد دنبال می‌کند چرا که نسبت به کاراکتر سمپاتی پیدا می‌کند و سرنوشت آن کاراکتر برایش اهمیت پیدا می‌کند. اثر به خوبی دو کاراکتر تی. کیک و نائومی را می‌سازد و بیننده با این دو کاراکتر همراه می‌شود.

پسری خجالتی و کم‌رو که پادکست‌های مربوط به روان‌شناسی شخصیت گوش می‌کند تا خودش را اصلاح کند. و از آن سمت زن تیره‌پوست جوان و پرشور و حالی قرار دارد که دوست دارد یک ماجرای جدید در زندگی خود پیدا کند چرا که به لحاظ زندگی شخصی وضعیتی بد دارد. او در دبیرستان باردار شده و الان مادر بچه‌ای است که به هیچ وجه علاقه‌ای به پدرش ندارد. اما مهم‌ترین عاملی که باعث شده این دو کاراکتر برای بیننده ساخته شود، نه فیلمنامۀ اثر که نقش‌آفرینی بازیگران است. نقش‌آفرینی خوب جو کری و جورجینا کمپبل ضعف‌های شخصیت‌پردازی فیلمنامه را می‌پوشاند و آن را ارتقا می‌دهد.

جو کری چهره‌ای است که در سریال‌های Stranger Things و Fargo نقش‌آفرینی کرده و اینجا هم از پس نقشش برآمده و توانسته شخصیتی بامزه و بانمک را در بیاورد. از آن طرف جورجینا کمپبل صحنه را مال خود کرده است! شخصا پیش از «سردخانه» این بازیگر را نمی‌شناختم و با نگاهی به کارنامۀ او می‌بینیم که در اثر قابل توجهی نقش‌آفرینی نکرده و در طی سال‌های اخیر هم فقط در فیلم‌های ترسناک بازی کرده است. اما به نظرم کمپبل توانسته یک جذبۀ خاص و کاریزمای منحصر به فردی بسازد و هر چند به لحاظ منطقی تصمیماتی که او به بهانۀ کنجکاوی می‌گیرد احمقانه و غیرقابل باور است اما او به قدری کاریزماتیک ظاهر شده که وقتی تی. کیک با تصمیمات ابلهانۀ نائومی همراه شود، او را باور کنیم.

73

جو کری و جورجینا کمپبل در فیلم «سردخانه» | شیمی جذاب و بامزه‌ای میان میان تی. کیک و نائومی شکل می‌گیرد که به یکی از نقاط قوت فیلم تبدیل می‌شود.

علاوه بر ساخت شخصیت‌های اصلی، فیلم در ۱۰ دقیقۀ نخست با بهره‌گیری از کلیشه‌های ژانری می‌تواند خطر این انگل را برای بیننده بسازد چرا که علاوه بر کشته شدن چندین و چند انسان با دل و رودۀ ترکیده، ما شاهدیم که چگونه یک اپیدمیولوژیست که به مثابۀ یک قهرمان به ما معرفی می‌شود توسط این انگل نابود می‌شود. از آنجایی که این انگل به عنوان خطری جدی برای بیننده ساخته می‌شود، پتانسیلی ایجاد می‌شود که بیننده در طول فیلم درگیر تنش، اضطراب و حتی تعلیق شود که مبادا دو کاراکتر اصلی داستان توسط این انگل به شکلی فجیع از پا دربیایند.

البته که همینجا یکی از مهم‌ترین نقدها به فیلم وارد است چرا که کمبل نتوانسته به خوبی از این پتانسیل استفاده کند و به لحاظ تدوین و چینش سکانس‌ها کاری کرده که کم‌ترین تعلیق ممکن ساخته شود! او همچنین از موسیقی متن بهرۀ مناسب را نبرده و در لحظاتی که باید موسیقی به ساخت تنش کمک کند، هیچ موزیکی به گوش نمی‌رسد و این موارد نشان می‌دهد کمبل ساخت تعلیق و کار با موسیقی متن را چندان خوب بلد نیست!

اما یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم که باید حول محور آن بحث کرد، کمدی اثر است. «سردخانه» از همان ابتدا با بیننده سر شوخی را باز می‌کند و خودش را به عنوان اثری کمدی معرفی می‌کند. بنابراین برخورد ما با این اثر باید برخورد با یک اثر کمدی باشد نه یک اثر آخرالزمانی جدی! علاوه بر اینکه فیلم با عَلَم کردن کمدی می‌تواند در بسیاری جاها خود را از تیغ تیز نقد منطق فیلمنامه تبرئه کند و بسیاری از تصمیمات غیرمعقول و غیرمنطقی را تا حدی در چارچوب کمدی جای دهد، حقیقتا کمدی «سردخانه» خوب است و در لحظاتی موفق می‌شود از بیننده خنده بگیرد و این خنده هم به هیچ وجه جنسی نیست و واقعا موقعیت بامزه می‌سازد. {استفراغ گوزن رو به دوربین و مخاطب در انتهای فیلم را از یاد نبرید!} حتی سازندگان سعی کرده‌اند در لحظاتی با پیری لیام نیسون هم شوخی کند و موضوع کمردرد او را هم در فیلمنامه جای دهند. این مورد در کنار فیلم «سلاح عریان» که پارسال اکران شده بود، نشان می‌دهد که لیام نیسون پیری خود را پذیرفته و کاملا جنبۀ شوخی با این موضوع را هم دارد.

«سردخانه» جلوه‌های ویژۀ قابل قبولی هم دارد. این فیلم با بودجۀ اندک ۱۰ میلیون دلاری ساخته شده و انصافا گروه تولید به خوبی توانسته‌اند هزینه‌ها را مدیریت کنند به طوری که هم از فیلمنامه‌نویس خوب، هم از بازیگران قابل و هم از جلوه‌های ویژۀ قابل قبولی بهره برده‌اند. طبیعتا کسی از جلوۀ ویژۀ چنین اثری انتظار چیز عجیبی ندارد و همینکه توی ذوق نزند و به داستان کمک کند کافی است. اما حقیقتا جلوه‌های ویژۀ اثر بهتر از این حرف‌هاست و گرچه در طراحی انگل نوآوری و ریزه‌کاری دیده نمی‌شود، اما صحنه‌های ورود انگل به بدن و ترکیدن شکم انسان‌ها و سایر موجودات طبیعی درآمده و مشخصا نظارت درستی روی کار بوده است.

اما در «سردخانه» هم همچون تمامی آثار تولیدی روز کماکان طراحی حیوانات با ضعفی جدی روبه‌رو است. به دنبال قوانین عدم آسیب به حیوانات -که به خودی خود قانون ضروری و لازمی بوده- و پیشرفت تکنولوژی CGI، فیلم‌های سالیان اخیر از حیوانات واقعی استفاده نمی‌کنند و به جای آن از طراحی کامپیوتری بهره می‌برند. اما صنعت سینما کاملا نسبت به این طراحی‌ها سهل‌انگاری به خرج داده و واقعا بیننده احساس حقیقی برخورد با یک حیوان را از این طراحی نمی‌گیرد و باید دقت بیشتری به این مورد شود. البته این ضعف مهم همانطور که اشاره کردم به این فیلم خاص محدود نمی‌شود و حتی دامن‌گیر آثار کارگردانان بزرگی همچون ریدلی اسکات هم بوده و باید فکری به حالش بشود.

74

تصویری از فیلم Cold Storage (2026) | فیلمساز با پا به سن گذاشتن لیام نیسون و کاهش قوای جسمانی او شوخی می‌کند.

فیلم «سردخانه» اثری پاپ کورنی است. اثری که سعی در تکرار کلیشه‌هایی دارد که بارها در آثار گوناگون دیده شده و بنابراین نباید انتظار خاصی از آن داشت. اما «سردخانه» به دلیل نویسندۀ کاربلد، بازیگران خوب خود، کمدی بامزه و سوژۀ جالبش، پاپ کورن تازه و تردی محسوب می‌شود که می‌توانید برای سرگرم شدن به پای آن بنشینید و ۹۰ دقیقه خوش بگذرانید و البته صحنه‌های چندش‌آور ببینید و کمی بترسید. 

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید