نقد و بررسی سریال «مرد عنکبوتی نوآر» با بازی نیکولاس کیج

نقد و بررسی سریال «مرد عنکبوتی نوآر» با بازی نیکولاس کیج

سریال «اسپایدر-نوآر» با بازی نیکلاس کیج، ترکیبی دیوانه‌وار از فضای فیلم نوآر دهه ۳۰، دنیای کمیک‌بوکی مارول و بازی اغراق‌آمیز اما خیره‌کننده کیج است؛ اثری که هم می‌تواند تماشاگر را شگفت‌زده کند و هم گاهی او را سردرگم بگذارد.

کد خبر : ۳۰۱۶۸۸
بازدید : ۰

سریال تازه «اسپایدر-نوآر» نه‌تنها بازآفرینی متفاوتی از جهان مرد عنکبوتی ارائه می‌دهد، بلکه با فضاسازی تیره، ارجاعات سینمایی و اجرای غیرقابل‌پیش‌بینی کیج، تجربه‌ای خاص و نامتعارف را برای مخاطبان رقم می‌زند.

به گزارش فرارو به نقل از راجر ابرت، پیش از این نیکلاس کیج در گفت‌وگویی گفته بود شخصیت او در سریال «Spider-Noir» ترکیبی از «۷۰ درصد همفری بوگارت و ۳۰ درصد باگز بانی» است. با این حال، حتی این توصیف عجیب هم به‌طور کامل نمی‌تواند حال‌وهوای اجرای پرآشوب، دیوانه‌وار و الهام‌بخش او را توضیح دهد.

کیج در این سریال مدام لحن و ریتم بازی‌اش را تغییر می‌دهد؛ یک لحظه با صدایی شبیه کارآگاه‌های کلاسیک فیلم‌های نوآر صحبت می‌کند، لحظه‌ای بعد وارد کمدی فیزیکی اغراق‌آمیز می‌شود، ناگهان آواز می‌خواند، در صحنه‌های مرگبار می‌خندد و حتی گاهی در میانه داستان، خودش درباره اتفاقات در حال وقوع اظهار نظر می‌کند. نتیجه، اجرایی است که فقط می‌توان آن را «کاملاً نیکلاس کیجی» توصیف کرد.

بعضی سکانس‌ها آن‌قدر اغراق‌آمیز هستند که ممکن است مخاطب را معذب کنند، اما همین ویژگی بار دیگر یادآوری می‌کند چرا نیکلاس کیج همچنان یکی از غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین و بحث‌برانگیزترین بازیگران نسل خود است.

آیا این همان شخصیت «اسپایدرمن نوآر» است؟

یکی از نخستین پرسش‌هایی که برای طرفداران دنیای مارول مطرح می‌شود این است که آیا شخصیت کیج در این سریال همان نسخه‌ای است که او پیش‌تر در انیمیشن «Into the Spider-Verse» صداپیشگی‌اش را بر عهده داشت؟ پاسخ کوتاه این است: نه دقیقاً.

اگرچه کیج در انیمیشن موفق سال ۲۰۱۸ صدای «اسپایدر-نوآر» را اجرا کرده بود، اما این‌بار در نخستین نقش مهم تلویزیونی‌اش، شخصیت متفاوتی به نام «بن ریلی» را بازی می‌کند؛ کارآگاهی خصوصی، میانسال و شکست‌خورده که سال‌ها قبل هویت ابرقهرمانی خود با نام «اسپایدر» را کنار گذاشته است. دلیل این کناره‌گیری نیز ناتوانی او در جلوگیری از مرگ نامزدش بوده؛ زخمی روحی که همچنان او را تعقیب می‌کند.

منهتن دهه رکود؛ جایی که هنوز خبری از پیتر پارکر نیست

داستان «اسپایدر-نوآر» در منهتن دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا می‌گذرد؛ شهری غرق در دود، باران، موسیقی جاز و سایه‌های تیره. در این جهان، هنوز شخصیتی به نام پیتر پارکر وجود ندارد و فضای سریال بیشتر یادآور فیلم‌های جنایی کلاسیک هالیوود است تا آثار ابرقهرمانی مدرن مارول.

کیج در قالب راوی داستان، با صدایی که تداعی‌کننده کارآگاه‌های افسانه‌ای سینما مانند فیلیپ مارلو و سم اسپید است، می‌گوید: «یک بار کسی از من پرسید این چه جهانی است. سؤال عجیبی بود که سال‌ها در ذهنم ماند. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که آن زمان، این تنها جهانی بود که می‌شناختم؛ و هنوز هم همین‌طور است.»

همین جمله به‌خوبی فضای سریال را توصیف می‌کند: جهانی منزوی، مالیخولیایی و غرق در حس نوستالژی سینمای سیاه.

سیاه‌وسفید یا رنگی؟ هر دو

یکی از جالب‌ترین ویژگی‌های سریال این است که هر قسمت در دو نسخه جداگانه قابل تماشا خواهد بود: نسخه «سیاه‌وسفید اصیل» و نسخه «رنگی کامل».

نسخه سیاه‌وسفید به‌شدت به زیبایی‌شناسی فیلم‌های نوآر دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ وفادار است؛ سایه‌های سنگین، نورپردازی خشن و قاب‌هایی که یادآور سینمای کلاسیک جنایی هستند. در مقابل، نسخه رنگی با رنگ‌های اشباع‌شده و طراحی صحنه دقیق، حال‌وهوایی شبیه نقاشی‌های ادوارد هاپر و لیلی فوردی پیدا می‌کند.

هر دو نسخه جذابیت خاص خود را دارند، اما فضای تیره و خشن سیاه‌وسفید بیش از هر چیز با روح داستان هماهنگ است.

کارآگاهی ورشکسته در شهری فاسد

در آغاز سریال، دفتر کارآگاهی بن ریلی تقریباً در آستانه تعطیلی قرار دارد. تلفن دفتر قطع شده، مشتری‌ای وجود ندارد و دستیار طناز او، جنت، به دلیل نگرفتن حقوقش قصد ترک کار را دارد.

اما همه چیز زمانی تغییر می‌کند که بن مأمور می‌شود زنی مرموز به نام «کت هاردی» را تحت نظر بگیرد؛ خواننده‌ای جذاب در کلوب‌های شبانه که عملاً زندانی رئیس مافیای شهر، «سیلورمین»، است.

سیلورمین، با بازی برندن گلیسون، سال‌هاست کنترل شهر را در دست دارد؛ درست از زمانی که «اسپایدر» از صحنه ناپدید شد و شهر را به حال خود رها کرد.

شخصیت‌هایی عجیب و تاریک

«اسپایدر-نوآر» در طول هشت قسمت خود، مجموعه‌ای از خطوط داستانی پیچیده و درهم‌تنیده را معرفی می‌کند. هرچند ریتم سریال در میانه راه کمی کند می‌شود، اما شخصیت‌های فرعی آن از مهم‌ترین نقاط قوت اثر هستند.

جک هیوستون در نقش «فلینت مارکو» یا همان «سندمن»، حضوری قدرتمند دارد؛ شخصیتی که به‌تدریج در هویت هیولایی خود گرفتار می‌شود.

اندرو لوئیس کالدول نیز در نقش «مگاوات» یکی از عجیب‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین شخصیت‌های سریال را خلق می‌کند؛ مردی که هم‌زمان از شکسپیر نقل‌قول می‌کند و خودش را قهرمان فیلمی درباره قاتلان زنجیره‌ای می‌داند.

در کنار آن‌ها، آبراهام پوپولا در نقش «تومب‌استون» حضوری آرام اما تهدیدآمیز دارد. نکته مشترک تمام این شخصیت‌ها، فروپاشی تدریجی روانی و جسمی آن‌هاست؛ گویی همه در حال تبدیل شدن به نسخه‌ای تاریک‌تر و هیولایی‌تر از خود هستند.

ادای احترام به سینمای کلاسیک

بخش زیادی از جذابیت «اسپایدر-نوآر» به ارجاعات متعدد آن به سینمای کلاسیک آمریکا بازمی‌گردد. موسیقی سریال، انتخاب ترانه‌ها، قاب‌بندی‌ها و حتی نوع دیالوگ‌نویسی، همگی یادآور فیلم‌های جنایی دهه ۳۰ و ۴۰ هستند.

از اشاره به فیلم «Below the Sea» محصول ۱۹۳۳ گرفته تا ارجاعات مستقیم به «Great Guy» با بازی جیمز کاگنی، سریال عملاً عاشقانه‌ای برای دوران طلایی هالیوود است.

بن ریلی نه‌تنها دیالوگ‌های فیلم‌های قدیمی را از حفظ می‌داند، بلکه مدام درباره آثار کلاسیک صحبت می‌کند؛ از جمله فیلم جنجالی «Freaks» ساخته تاد براونینگ. این علاقه افراطی به سینما، در کنار آسیب‌های روحی گذشته و سردردهای ناشی از حس عنکبوتی، شخصیت او را به فردی عجیب و غیرعادی تبدیل کرده است.

و چه کسی بهتر از نیکلاس کیج می‌تواند چنین شخصیتی را بازی کند؟ کیج در تمام طول سریال از انتخاب‌های امن و محافظه‌کارانه دوری می‌کند. در یکی از صحنه‌ها حتی ناگهان شروع به تقلید صدای ادوارد جی. رابینسون می‌کند؛ صرفاً چون می‌تواند.

تجربه‌ای متفاوت در جهان مارول

شاید «اسپایدر-نوآر» از نظر انسجام داستانی به قدرت برخی آثار اخیر ابرقهرمانی مانند «پنگوئن» نرسد، اما چیزی دارد که کمتر در تولیدات پرهزینه امروزی دیده می‌شود: جسارت.

این سریال تلاش نمی‌کند صرفاً یک محصول استاندارد مارول باشد. در عوض، می‌خواهد ترکیبی عجیب از کمیک‌بوک، فیلم نوآر، طنز سیاه، ادای احترام سینمایی و نمایش تمام‌عیار جنون هنری نیکلاس کیج باشد.

نتیجه ممکن است برای همه مخاطبان قابل‌هضم نباشد، اما بدون تردید «اسپایدر-نوآر» جایگاه منحصربه‌فردی در جهان مرد عنکبوتی پیدا کرده است؛ چه در نسخه سیاه‌وسفید و چه در نسخه رنگی.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید