تصاویر| ۳ شاهکار دنیای مانگا که حتی از One Piece هم بهتر، جذابتر و باکیفیتتر هستند
حدود ۷۰ درصد تمام انیمهها براساس مانگا ساخته میشوند؛ فرقی نمیکند در دستههای شونن، شوجو، سینن یا جوسی قرار بگیرند. دنیای مانگا بسیار گستردهتر از دنیای انیمه است و آثار زیادی را در بر میگیرد که حتی از اقتباسهای انیمهای خود نیز بهتر هستند، زیرا هنرمند میتواند تمام اشتیاق و جزئیات خود را در طراحی و روایت داستان به کار بگیرد.
محبوبیت انیمه اکنون به بالاترین سطح خود رسیده است؛ موضوعی که به لطف داستانهای خلاقانه و تولیدات فوقالعاده این رسانه رقم خورده است. در حالی که آثار جدیدی مانند Frieren: Beyond Journey’s End و Jujutsu Kaisen همچنان مرزهای داستانگویی در انیمه را جابهجا میکنند، طرفداران نباید فراموش کنند که ریشه این روایتها از کجاست.
حدود ۷۰ درصد تمام انیمهها براساس مانگا ساخته میشوند؛ فرقی نمیکند در دستههای شونن، شوجو، سینن یا جوسی قرار بگیرند. دنیای مانگا بسیار گستردهتر از دنیای انیمه است و آثار زیادی را در بر میگیرد که حتی از اقتباسهای انیمهای خود نیز بهتر هستند، زیرا هنرمند میتواند تمام اشتیاق و جزئیات خود را در طراحی و روایت داستان به کار بگیرد.
یکی از بهترین نمونهها One Piece است که در حال حاضر بزرگترین مانگای جهان محسوب میشود. این اثر داستان مانکی دی لوفی را روایت میکند که در مسیر تبدیل شدن به پادشاه دزدان دریایی، ابتدا باید برای خود نامی دستوپا کند و گروهی از همراهان را تشکیل دهد؛ کاری که با درگیر شدن با هر کسی که از او خوشش نمیآید، از دزدان دریایی گرفته تا نیروهای دریایی و دولت جهانی، انجام میدهد. محبوبیت و تحسین One Piece به حدی گسترده است که بسیاری آن را بهترین مانگای تاریخ میدانند.

هرچند One Piece شاید محبوبترین مانگای تاریخ باشد و بدون تردید یکی از بهترینهاست، اما با وجود جهانسازی کمنظیر، شخصیتهای خاص، احساسات عمیق و روایتهای سیاسی، همچنان بهترین مانگای تمام دوران نیست. با این حال، آثار بسیار کمی وجود دارند که بتوان آنها را برتر از One Piece دانست.
به همین دلیل، این فهرست تنها به سه مانگایی میپردازد که از نظر بسیاری، از One Piece بهتر هستند. این انتخاب براساس معیارهایی مانند کیفیت نویسندگی، طراحی هنری، خلاقیت، ماندگاری، شخصیتپردازی، جهانسازی، محبوبیت، نظر طرفداران، تحسین منتقدان و کیفیت کلی انجام شده است.
همچنین این فهرست فقط شامل مانگاهای شونن و سینن میشود، زیرا مقایسه یک شونن طولانیمدت با بهترین آثار شوجو و جوسی کار بسیار دشواری است. چه از طرفداران دوآتشه One Piece باشید و چه از منتقدان آن، بهسختی میتوان انکار کرد که این سه مانگا از برترین آثار تاریخ این رسانه هستند.

JoJo’s Bizarre Adventure (۱۹۸۶- تاکنون)
از میان مانگاهایی که هنوز هم ادامه دارند، آثار بسیار کمی میتوانند از نظر مدت انتشار با One Piece رقابت کنند، بهویژه در میان مانگاهای هفتگی شونن. هرچند JoJo’s Bizarre Adventure از انتشار هفتگی به ماهانه تغییر کرده و اکنون در دسته سینن قرار میگیرد، اما از سال ۱۹۸۶ تاکنون منتشر شده است.
این مجموعه به قلم هیروهیکو آراکی نوشته شده و به بخشهای مختلفی تقسیم میشود که هرکدام شخصیت اصلی متفاوتی از خاندان جوستار را دنبال میکنند و در محیطی کاملاً جدید جریان دارند. از همان بخش نخست یعنی Phantom Blood، مخاطبان با جاناتان جوستار و برادرخواندهاش دیو براندو آشنا میشوند.
پس از شروعی پرتنش در رابطه آنها، دیو ماسکی را پیدا میکند که به او قدرت یک خونآشام را میدهد و از آن برای قتل پدرشان و تصاحب ثروت خانواده استفاده میکند. از همین نقطه نبردی بیپایان میان دیو و خاندان جوستار آغاز میشود. بخشهای بعدی مخاطبان را به نقاط مختلف جهان میبرند؛ از شکار یک قاتل زنجیرهای در شهری آرام در ژاپن گرفته تا مسابقه اسبسواری در سراسر آمریکا با هدف کشتن رئیسجمهور. فرقی نمیکند شخصیت اصلی چه کسی باشد یا داستان در کجا رخ دهد، مخاطبان همیشه با سفری عجیب و غیرمنتظره روبهرو هستند.

One Piece و JoJo’s Bizarre Adventure دو داستان کاملاً متفاوت هستند. One Piece بر جهانسازی عظیم، درام سیاسی، افسانههای باستانی، روایت احساسی و مضامین گسترده استوار است، در حالی که JoJo’s Bizarre Adventure مجموعهای از داستانهای جداگانه درباره اعضای یک خانواده و سفرهای عجیب آنهاست که سرشار از نبردهای پرتعلیق و لحظات اغراقآمیز است.
نقطه مشترک هر دو، حس ماجراجویی است که در هر دو به بهترین شکل ارائه میشود. با این حال، چون JoJo’s Bizarre Adventure برخلاف One Piece مدت زیادی در یک مکان باقی نمیماند، این حس را حتی بهتر منتقل میکند و مخاطب را به مکانهای متنوعتری میبرد. حتی بخشهای جدید JoJo نیز همچنان بینقص هستند و در کنار حفظ جذابیت مجموعه، ایدههای تازهای ارائه میکنند.
در مقابل، برخی رویدادهای One Piece بیش از حد طولانی شده و جذابیت اولیه خود را از دست دادهاند. JoJo’s Bizarre Adventure همچنین یکی از بهترین سبکهای طراحی تاریخ مانگا را دارد؛ طراحیهایی زیبا و چشمنواز که مخاطب را مجذوب خود میکنند. این مجموعه با تقسیم داستان به بخشهای مختلف، همواره تازگی خود را حفظ کرده و با معرفی شخصیتها، دشمنان، خطوط داستانی و اتفاقات عجیب جدید، ثابت کرده که تنوع رمز ماندگاری است. اقتباس انیمهای JoJo’s Bizarre Adventure نیز یکی از بهترین انیمههای تاریخ محسوب میشود و نشان میدهد که ریتم بهتر، کیفیت ثابت انیمیشن و خلاقیت همان چیزی است که طرفداران میخواهند.

Vagabond (۱۹۹۸-۲۰۱۵)
برخی مانگاها هرگز به پایان نمیرسند، مانند One Piece، و برخی دیگر متأسفانه هرگز فرصت رسیدن به پایان را پیدا نمیکنند؛ مانند Vagabond. تاکههیکو اینوئه، یکی از برجستهترین مانگانویسهای تاریخ، در این اثر روایت دراماتیکی از زندگی مشهورترین سامورایی تاریخ، میاموتو موساشی، ارائه میدهد. متأسفانه او پیش از پایان داستان از ادامه کار خسته شد و این مانگا درست در اوج داستان متوقف شد. البته مخاطبان میتوانند برای دانستن پایان واقعی، رمان تاریخی Musashi را که این مانگا براساس آن ساخته شده است، مطالعه کنند.
تاکزو و ماتاهاچی از کودکی رؤیای تبدیل شدن به جنگجویانی بزرگ را در سر داشتند، اما پس از آنکه در نبرد سکیگاهارا در جبهه بازنده قرار گرفتند، مسیر زندگیشان از هم جدا شد. تاکزو نام خود را به موساشی تغییر میدهد و برای تبدیل شدن به قدرتمندترین شمشیرزن جهان، دوئل با شاگردان مدارس شمشیربازی و جنگجویان مختلف را آغاز میکند. در مقابل، ماتاهاچی بدون هدفی مشخص سرگردان میشود و در جستوجوی شهرتی دروغین است.

نکته مشترک تمام مانگاهای این فهرست این است که هیچکدام پایان واقعی ندارند؛ یا داستانشان ناتمام مانده، یا سالها در وقفه انتشار قرار گرفتهاند، یا همچنان ادامه دارند. با این حال، Vagabond به دلیل اقتباس از یک رمان کامل، بیش از دیگر آثار به پایان نزدیک است. از نظر طراحی هنری، Vagabond در سطحی کاملاً متفاوت قرار دارد و برخی از زیباترین تصاویر تاریخ مانگا را ارائه میدهد؛ تصاویری که حتی One Piece را نیز پشت سر میگذارند. شاید این مقایسه کاملاً منصفانه نباشد، اما Vagabond علاوه بر طراحی، از نظر انسجام روایت و شخصیتپردازی نیز عملکرد بهتری دارد.
برخلاف One Piece که دائماً شخصیتها و جزایر جدیدی با روابط سیاسی پیچیده معرفی میکند، Vagabond تمرکز خود را روی تعداد محدودی شخصیت حفظ کرده و رویدادهای داستان را در خدمت رشد آنها قرار میدهد. سفر فلسفی موساشی هم جذاب است و هم تأثیرگذار؛ داستانی که گاهی سرشار از اکشن و هیجان است و در عین حال پیامهایی الهامبخش و تأملبرانگیز درباره زندگی ارائه میدهد. Vagabond از مرز یک داستان یا اثر هنری فراتر میرود و به درسی برای زندگی تبدیل میشود؛ موضوعی که آن را به یکی از بزرگترین مانگاهای سینن تاریخ تبدیل کرده است.

Berserk (۱۹۸۹- تاکنون)
بسیاری از طرفداران معتقدند مانگاهای زیادی از One Piece بهتر هستند و گروهی دیگر چنین نظری ندارند، اما تقریباً همه بر سر یک موضوع اتفاقنظر دارند؛ Berserk تحسینشدهترین و تأثیرگذارترین مانگای تاریخ است. این مجموعه را کنتارو میورا، مانگا نویس فقید، خلق کرد. اثری که بارها با وقفه انتشار روبهرو شد و پس از درگذشت میورا، دوست نزدیک او یعنی کوجی موری ادامه آن را برعهده گرفت. داستان در دنیایی فانتزی و تاریک روایت میشود؛ جایی که گاتس از بدن مادر مردهاش متولد شده و توسط گروهی از مزدوران بزرگ میشود.
اما بدبیاریهای او پایان ندارد و آن گروه بارها او را مورد اذیت و آزار قرار میدهند تا جایی که مجبور به فرار میشود. گاتس برای زنده ماندن هر کاری انجام میدهد تا سرانجام به گروه Band of the Hawk میپیوندد؛ جایی که برای نخستینبار احساس میکند به جایی تعلق دارد. اما خیانتی ناگهانی همه چیز را نابود میکند؛ بیشتر اعضای گروه کشته میشوند و تنها او و چند نفر دیگر زنده میمانند. از آن پس، گاتس که تنها انگیزهاش انتقام است، به سراسر جهان سفر میکند و حواریون را از بین میبرد تا در نهایت به مردی برسد که همه چیز را از او گرفت.

به بیان ساده، Berserk بهترین مانگای تمام دوران است و تقریباً همه طرفداران، حتی اگر اثر محبوب شخصیشان نباشد، این موضوع را قبول دارند. تنها از نظر طراحی هنری، Berserk یک کلاس درس در روایت تصویری است؛ با طراحیهای فوقالعاده دقیق، صحنههایی در ابعاد حماسی و فضایی تاریک که حالوهوایی شبیه نقاشیهای کلاسیک ایجاد میکند.
One Piece و Berserk شباهت زیادی به یکدیگر ندارند، اما از نظر طراحی، ریتم روایت، انسجام داستان، شخصیتپردازی و کیفیت کلی داستان، Berserk برتری محسوسی دارد. رابطه میان گاتس و گریفیث یکی از بهترین روابط تاریخ مانگاست؛ دو شخصیتی که اهداف و انگیزههای متفاوتشان هم بر یکدیگر اثر میگذارد و هم سرنوشتشان را برای همیشه تغییر میدهد.
Berserk مطالعهای عمیق درباره آسیب روحی، اندوه و انتقام است و داستان آن نیز همین مفاهیم را بازتاب میدهد؛ روایتی منسجمتر و کمنقصتر از One Piece. این مانگا که حالوهوایی نزدیک به آثار شکسپیر دارد، یکی از مهمترین آثار فانتزی تاریک محسوب میشود و داستان پیوندی تراژیک میان شخصیتهایش را در جهانی جذاب و بیرحم روایت میکند.
از سوی دیگر، One Piece یک مانگای شونن و بیشتر بر نبردها متمرکز است، بنابراین طبیعی است که از نظر کیفیت نویسندگی به پای Berserk نرسد. هر دو مجموعه همچنان در حال انتشار هستند و اکنون که Berserk بار دیگر از سر گرفته شده، طرفداران این سؤال را مطرح میکنند که کدامیک زودتر به پایان خواهد رسید.
منبع: روزیاتو