مجسمههای 2500 سالهای که به طور اتفاقی در معدن پیدا شدند و تاریخ آفریقا را تغییر دادند
این مجسمهها اولین بار به صورت اتفاقی از دل معادن قلع بیرون آمدند، اما اهمیت واقعی آنها زمانی آشکار شد که آزمایشهای علمی قدمتشان را به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد رساند.
فرادید| تا میانه قرن بیستم، بسیاری از پژوهشگران غربی بر این باور بودند که تمدنهای پیشرفته در آفریقای جنوب صحرا تا سدههای نخست میلادی شکل نگرفتهاند. اما کشف مجموعهای از پیکرههای سفالی در مرکز نیجریه، این دیدگاه دیرینه را به چالش کشید و نشان داد که هزاران سال پیش، جامعهای برخوردار از هنر پیشرفته، فناوری سفالگری و احتمالاً صنعت آهنگری در این منطقه شکوفا شده بود.
به گزارش فرادید؛ نخستین یافتهها بهتدریج از دل معادن قلع بیرون آمدند، اما اهمیت واقعی آنها زمانی آشکار شد که آزمایشهای علمی قدمتشان را به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد رساند. این کشف نهتنها تاریخ هنر آفریقا را دگرگون کرد، بلکه یکی از مهمترین نمونههای بازنگری در برداشتهای اروپامحور از گذشته این قاره به شمار میرود.

کشفی اتفاقی در دل معادن قلع
در سال ۱۸۸۶، زمانی که نیجریه بخشی از امپراتوری بریتانیا بود، شرکت سلطنتی نیجر حق انحصاری استخراج مواد معدنی از فلات جوس در مرکز این کشور را به دست آورد. این منطقه که سرشار از ذخایر قلع بود، محل زندگی قوم بروم نیز به شمار میرفت. مسیرهای دسترسی به معادن از ناحیهای به نام نوک میگذشت و طی سالها استخراج، کارگران محلی بارها با قطعاتی از سفالهای بسیار قدیمی روبهرو شدند؛ آثاری که اغلب نادیده گرفته میشدند.
اما در سال ۱۹۲۸، شیئی متفاوت کشف شد؛ سر کوچک یک میمون که با سفال پخته ساخته شده بود. جان دنت یانگ، مدیر معدن، این اثر و چند قطعه مشابه را به موزه شهر جوس منتقل کرد تا نگهداری شوند.

پانزده سال بعد، یکی از معدنکاران سر سفالی دیگری پیدا کرد و آن را به خانه برد. او این مجسمه را به عنوان مترسک در مزرعهاش نصب کرد و ظاهراً نیز نتیجه خوبی گرفت. حدود یک سال بعد، یک مهندس بریتانیایی این اثر را دید و آن را به برنارد فاگ، باستانشناس و کارمند دولت استعماری بریتانیا در نیجریه، نشان داد.
فاگ بلافاصله دریافت که با اثری استثنایی روبهروست. سبک این سر سفالی شباهت زیادی به مجسمه کشفشده در سال ۱۹۲۸ داشت، اما هیچکدام به سنتهای هنری شناختهشده آن زمان شباهت نداشتند. او حدس زد که این آثار متعلق به تمدنی ناشناخته در تاریخ آفریقا هستند.
جستوجو برای یافتن تمدنی گمشده
فاگ که کنجکاوی فراوانی داشت، تحقیقات گستردهای را آغاز کرد. او ابتدا با معدنکاران گفتوگو کرد و فهمید که نمونههای مشابه بارها پیدا شدهاند، اما مردم محلی آنها را بدشگون میدانستند و معمولاً نابودشان میکردند.
او سپس سفرهای گستردهای را در مرکز نیجریه آغاز کرد و دریافت که سالهاست ساکنان منطقه این مجسمهها را نهتنها در معادن، بلکه در مکانهای مختلفی مانند زیر زمینهای ورزشی، دامنه تپهها و قلههای سنگی پیدا میکنند.

فاگ طی چند سال، از طریق خرید آثار، جلب اعتماد مردم محلی و انجام کاوشهای باستانشناسی، نزدیک به ۲۰۰ مجسمه سفالی همسبک را گردآوری کرد. مشهورترین آنها همان سری بود که در سال ۱۹۴۳ پیدا شد.
تاریخگذاریای که همه را شگفتزده کرد
مهمترین پرسش فاگ این بود که این مجسمهها متعلق به چه دورهای هستند. نخستین بررسیهای لایههای خاک نشان داد که قدمت آنها به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد؛ نتیجهای که با باور رایج آن زمان ناسازگار بود. بسیاری از پژوهشگران معتقد بودند در آن دوره هیچ جامعه پیشرفتهای در آفریقای جنوب صحرا وجود نداشته که توان ساخت چنین آثار هنری ظریفی را داشته باشد.
در دهههای بعد، با پیشرفت فناوری، آزمایشهای دقیقتری انجام شد. ابتدا بقایای مواد آلی چسبیده به سطح سفالها با روش کربن ۱۴ بررسی شد و سپس خود سفالها با روش ترمولومینسانس تاریخگذاری شدند.

هر دو روش نتایج مشابهی ارائه دادند و نشان دادند این آثار بین حدود ۴۴۰ پیش از میلاد تا ۲۰۰ میلادی ساخته شدهاند. بدین ترتیب، تمدنی که فاگ آن را «فرهنگ نوک» نامید، به عنوان یکی از کهنترین فرهنگهای شناختهشده آفریقای جنوب صحرا شناخته شد.
کشف کورههای آهنگری
در سال ۱۹۴۷ نمایشگاهی در موزه بریتانیا باعث شد مجسمههای نوک شهرتی جهانی پیدا کنند. فاگ در همان زمان تحقیقات خود را در نیجریه ادامه داد و در سال ۱۹۵۲ موزه ملی جوس را بنیان گذاشت؛ یکی از نخستین موزههای عمومی این کشور.
آثار اولیه عمدتاً از رسوبات رودخانهای به دست آمده بودند و مشخص نبود محل اصلی ساخت آنها کجا بوده است. اما در سال ۱۹۶۱، فاگ به محوطهای دستنخورده در تاروگا، حدود ۱۴۵ کیلومتری جنوب غربی نوک، دست یافت.
این کشف اهمیت فراوانی داشت. در این محوطه، ۱۳ کوره ذوب آهن شناسایی شد که نشاندهنده وجود جامعهای بزرگ و یکجانشین بود. همچنین مجسمههای نوک در نزدیکی و حتی داخل برخی از این کورهها پیدا شدند. فاگ احتمال داد که این پیکرهها در آیینهای جادویی مرتبط با ذوب آهن به کار میرفتهاند.

پس از بازگشت او به انگلستان در سال ۱۹۶۴، دخترش آنجلا فاگ و باستانشناس نیجریهای جوزف جمکور تحقیقات را تا دهه ۱۹۸۰ ادامه دادند.
فاگ نیز کتاب مشهور خود با عنوان سفالینههای نوک را در سال ۱۹۷۷ منتشر کرد و نقش مهمی در معرفی این فرهنگ به جامعه علمی و عموم مردم ایفا کرد.
شاهکارهایی بدون چرخ سفالگری
مجسمههای نوک بدون استفاده از چرخ سفالگری ساخته میشدند. هنرمندان ابتدا نوارهای گل رس را روی هم قرار میدادند تا فرم اصلی شکل بگیرد و سپس سطح آن را کاملاً صاف و یکدست میکردند.
چشمها، بینی، دهان و گوشها به صورت سوراخدار طراحی میشدند. این سوراخها علاوه بر زیبایی، هنگام پخت باعث خروج هوا میشدند و از ترک خوردن سفال جلوگیری میکردند.
پس از شکلگیری، آثار ابتدا زیر نور خورشید خشک میشدند و سپس در کوره پخته میشدند؛ روشی که هنوز هم در برخی مناطق نیجریه رواج دارد.
تنوع این آثار چشمگیر است. برخی تنها سر هستند، برخی نیمتنه و برخی دیگر مجسمههای کامل انسان. بیشتر پیکرهها به صورت منفرد ساخته شدهاند، اما نمونههای دونفره و گروهی نیز وجود دارد.

برخی از مجسمههای کامل تا حدود ۷۰ سانتیمتر ارتفاع دارند، در حالی که برخی دیگر بسیار کوچکاند. اگرچه مجسمه حیوانات نیز پیدا شده، بیشتر آثار انسانها را نشان میدهند؛ زن و مردانی با زیورآلات فراوان، مدل موهای پیچیده و چهرههایی پر از احساس. همین جزئیات سبب شده پژوهشگران برخی از آنها را رؤسای قبایل، کاهنان، نوازندگان یا حتی اسیران جنگی بدانند.
راز کارکرد این پیکرهها
پس از نظریه اولیه فاگ درباره ارتباط مجسمهها با آیینهای آهنگری، فرضیههای دیگری نیز مطرح شد. برخی پژوهشگران معتقدند این آثار نقش توتم داشتهاند و برای تضمین برداشت محصول یا پرستش نیاکان در زیارتگاهها قرار داده میشدند، هرچند تاکنون بقایای چنین زیارتگاههایی پیدا نشده است.
در سالهای اخیر، پیتر بروینیگ، باستانشناس آلمانی که از دهه ۲۰۰۰ تحقیقات فرهنگ نوک را از سر گرفته، دیدگاه تازهای ارائه کرده است.
تیم او مجموعههایی از قطعات شکسته مجسمهها را در نزدیکی مکانهایی کشف کرد که بعدها به عنوان گورستان شناسایی شدند. این قطعات بهصورت عمدی دفن شده بودند و گاه روی بستری از سنگ همراه با بقایای زغال قرار داشتند.
بررسیها نشان داد که مجسمهها پیش از دفن عمداً شکسته شدهاند. بروینیگ بر این اساس پیشنهاد میکند که شکستن و دفن این پیکرهها بخشی از آیینهای پیچیده تدفین بوده است؛ آیینهایی که هنوز ماهیت دقیق آنها ناشناخته مانده است.
قدیمیترین سنت پیکرتراشی آفریقا
بر اساس جدیدترین پژوهشها، سنت ساخت مجسمههای نوک احتمالاً از سده نهم پیش از میلاد آغاز شده است؛ موضوعی که آن را به کهنترین سنت شناختهشده پیکرتراشی در آفریقا، خارج از مصر، تبدیل میکند.
این فرهنگ از سده چهارم پیش از میلاد رو به افول گذاشت و در آغاز دوران میلادی تقریباً به طور کامل ناپدید شد. پژوهشگران با توجه به کیفیت فوقالعاده این آثار، احتمال میدهند که پیش از فرهنگ نوک نیز سنت هنری پیشرفتهای وجود داشته باشد. همچنین تلاشهایی برای یافتن ارتباط میان این مجسمهها با سفالینههای بعدی و هنر کندهکاری روی چوب در آفریقا انجام شده، اما تاکنون هیچ پیوند قطعی میان آنها اثبات نشده است.
بیشتر این پیکرهها انسانهایی سالم و متناسب را نشان میدهند، اما برخی از آنها احتمالاً بیماریهایی مانند فلج صورت یا فیلپایی را نیز به تصویر کشیدهاند.
امروزه مجسمههای نوک تنها شاهکارهایی هنری نیستند؛ آنها اسنادی ارزشمند از تمدنی فراموششدهاند که نگاه جهان به تاریخ آفریقای باستان را برای همیشه دگرگون کردند.