کتاب 800 سالهای که افسانهها میگویند به کمک «شیطان» نوشته شد
راهبی محکوم به مرگ، پیمانی با شیطان و کتابی آنقدر عظیم که به نظر میرسد هیچ کاتب عادی نمیتوانسته به تنهایی آن را بنویسد. این روایت افسانهای، قرنهاست که با «کدکس گیگاس»، بزرگترین نسخه خطی بازمانده از قرون وسطی و یکی از شگفتانگیزترین کتابهای اروپای قرون وسطی، گره خورده است.
فرادید| بر اساس افسانهها، راهبی به نام هرمان گوشهنشین پس از آنکه نذرهای رهبانی خود را شکست، به این مجازات هولناک محکوم شد که زنده در درون دیوار صومعه محبوس شود. او برای نجات جان خود قول داد تنها در یک شب کتابی بنویسد که همه دانش بشری را در بر داشته باشد. اما هنگامی که نیمهشب فرا رسید و دریافت انجام چنین کاری ناممکن است، روح خود را به شیطان فروخت. گفته میشود شیطان پیش از طلوع خورشید کتاب را کامل کرد و هرمان نیز برای قدردانی، تصویر تمامصفحهای از یاریگر فراطبیعی خود را در آن گنجاند.
به گزارش فرادید؛ همین داستان باعث شد کدکس گیگاس با لقب «انجیل شیطان» شهرت پیدا کند. با این حال، شواهد موجود در خود نسخه خطی نشان میدهد که این کتاب نه در یک شب، بلکه طی سالها کار مداوم پدید آمده است. کتابخانه ملی سوئد که امروزه از این اثر نگهداری میکند، تأکید میکند هیچ مدرک تاریخی معتبری برای داستان معامله با شیطان وجود ندارد، هرچند این روایت از همان قرون وسطی میان مردم رواج داشته است.
هویت واقعی نویسنده این نسخه همچنان ناشناخته است. در فهرست درگذشتگان ثبتشده در کتاب، نام «هرمان» در کنار واژه لاتینی inclusus دیده میشود؛ واژهای که معمولاً به «گوشهنشین» یا «منزوی» ترجمه میشود و همین موضوع باعث شده برخی او را همان راهب افسانهای بدانند.

مشهورترین صفحات کتاب که یکی از آنها تصویر اورشلیم آسمانی و دیگری تصویر شیطان را بر خود دارند
اما این واژه الزاماً به معنای زندانی بودن نیست. در سنتهای مذهبی قرون وسطی، inclusus به افرادی گفته میشد که داوطلبانه برای عبادت، ریاضت و زندگی معنوی در انزوا زندگی میکردند. برخی از آنان حتی در اتاقکهایی متصل به صومعهها سکونت داشتند و آیین ورودشان گاه شباهت زیادی به مراسم تدفین نمادین داشت.
بنابراین ممکن است هرمان شخصیتی واقعی بوده باشد، اما هیچ سندی ثابت نمیکند که او نویسنده کدکس گیگاس بوده است و کتابخانه ملی سوئد نیز این فرضیه را صرفاً یک احتمال میداند.
با وجود افسانهها، یک نکته شگفتانگیز واقعاً درست به نظر میرسد: تقریباً تمام این نسخه خطی را تنها یک کاتب نوشته است.
دستخط سراسر کتاب، با وجود بیش از ۳۰۰ برگ، از ابتدا تا انتها کاملاً یکنواخت است. نویسنده از خط «کارولنژی» استفاده کرده که در زمان نگارش کتاب، خود بهتدریج در حال کنار گذاشته شدن بود. هر صفحه در دو ستون تنظیم شده و هر ستون تا ۱۰۶ سطر را در خود جای داده است، در حالی که ارتفاع هر حرف تنها حدود سه میلیمتر است.
همین یکنواختی شاید باعث شکلگیری افسانه نگارش یکشبه کتاب شده باشد، اما پژوهشگران معتقدند آمادهسازی پوست، خطکشی صفحات، رونویسی متنها و اجرای تزیینات دستکم ۲۰ سال و شاید نزدیک به ۳۰ سال زمان برده است؛ یعنی بخش بزرگی از عمر حرفهای یک کاتب صرف خلق این اثر شده است.
نام کدکس گیگاس به معنای «کتاب غولپیکر» است و این نام کاملاً برازنده آن است. این نسخه حدود ۷۵ کیلوگرم وزن دارد و از ۳۱۰ برگ پوست (احتمالاً پوست گوساله) ساخته شده است. هر برگ نزدیک به ۸۹ سانتیمتر طول و ۴۹ سانتیمتر عرض دارد و جلدهای ضخیم چوبی، روکش چرمی و یراقآلات فلزی از آن محافظت میکنند.
یادداشتهایی که خوانندگان بعدی در حاشیه کتاب نوشتهاند نشان میدهد این اثر تنها برای نمایش یا تشریفات ساخته نشده، بلکه واقعاً مورد استفاده قرار میگرفته است. در واقع، کدکس گیگاس را میتوان کتابخانهای کامل دانست که در قالب یک جلد عظیم گردآوری شده است.
حدود نیمی از کتاب شامل عهد عتیق و عهد جدید به زبان لاتین است. نیم دیگر مجموعهای از آثار تاریخی، متون پزشکی، دانشنامهها، دعاها، تقویمها، فرمولهای درمانی و حتی طلسمها و دستورهای جادویی را در بر میگیرد.

از جمله آثار موجود در آن میتوان به نوشتههای تاریخنگار یهودی یوسف فلاویوس، کتاب مشهور «ریشهشناسیها» اثر ایسیدور اهل سویل، رسالههای پزشکی، «وقایعنامه بوهم» نوشته کوزماس پراگ و همچنین اعترافنامهای پنجصفحهای درباره گناهان اشاره کرد.
برای خواننده امروزی، کنار هم قرار گرفتن متون دینی، تاریخ، پزشکی و جادو شاید عجیب به نظر برسد، اما در صومعههای قرون وسطی این حوزهها به اندازه امروز از یکدیگر جدا نبودند. هدف از تدوین کدکس گیگاس، گردآوری دانش موجود در یک مجموعه واحد بود، نه صرفاً تهیه نسخهای بزرگ از کتاب مقدس.
مشهورترین تصویر کتاب، پرتره تمامصفحهای شیطان است که دقیقاً روبهروی تصویری از اورشلیم آسمانی قرار گرفته است. در یک صفحه، شهر رستگاری دیده میشود و در صفحه مقابل، شیطان بهتنهایی میان دو برج در منظرهای خالی نشسته است.
شیطان با شاخ، چهار انگشت در هر دست، چهار انگشت در هر پا و دو زبان بلند سرخ تصویر شده و تنها پوششی از پوست سمور بر تن دارد؛ لباسی که در آن دوران نماد پادشاهی بود و شاید به فرمانروایی او بر قلمرو تاریکی اشاره داشته باشد.
پژوهشگران تأکید میکنند این تصویر نشانه منشأ شیطانی کتاب نیست، بلکه بخشی از یک برنامه تصویری اخلاقی است که مفاهیمی مانند نجات، گناه، توبه و محافظت در برابر بیماری و بدبختی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
کدکس گیگاس بین سالهای ۱۲۰۴ تا ۱۲۳۰ میلادی در پادشاهی بوهم نوشته شد. نخستین مالک شناختهشده آن صومعه بندیکتی پودلاژیتسه بود، هرچند برخی پژوهشگران تردید دارند این صومعه کوچک توان مالی لازم برای تولید چنین اثری را داشته باشد.
این نسخه بعدها وارد مجموعه رودولف دوم، امپراتور مقدس روم در پراگ شد. در سال ۱۶۴۸، نیروهای سوئدی آن را بهعنوان غنیمت جنگی در پایان جنگ سیساله به استکهلم منتقل کردند.
کدکس گیگاس در آتشسوزی کاخ «سه تاج» در سال ۱۶۹۷ نیز از نابودی جان سالم به در برد. گفته میشود برای نجات آن، کتاب را از پنجره به بیرون پرتاب کردند. هرچند روایت برخورد کتاب با فردی در پایین ساختمان قطعی نیست، اما آسیبهای واردشده به جلد آن نشان میدهد این نسخه واقعاً از حادثهای شدید جان سالم به در برده است.
امروزه کدکس گیگاس در کتابخانه ملی سوئد نگهداری میشود. راز واقعی آن دیگر به معامله با شیطان مربوط نیست، بلکه در این حقیقت نهفته است که احتمالاً یک کاتب قرون وسطایی، شاید همان هرمان گوشهنشین، چندین دهه از عمر خود را صرف خلق یکی از شگفتانگیزترین نسخههای خطی تاریخ کرده است.