10 شاهکار سینمای علمی-تخیلی که چندان معروف نیستند
این فیلمها شاید بینقص نباشند، اما هرکدام ایده، فضای بصری، شخصیتپردازی یا نگاه متفاوتی دارند که آنها را شایسته تماشای دوباره میکند.
فرادید| ژانر علمیتخیلی معمولاً با چندین نام آشنا و بزرگ گره خورده است؛ آثاری که نهتنها در زمان اکران خود موفق بودهاند، بلکه مسیر این ژانر را برای دههها تغییر دادهاند. اما در کنار این آثار مشهور، فیلمهایی هم ساخته شدهاند که شاید به همان اندازه خلاقانه، جسورانه یا تأثیرگذار بودهاند، ولی به دلایل مختلف از حافظه عمومی سینما کنار رفتهاند.
به گزارش فرادید؛ فهرست پیش رو سراغ همین فیلمها میرود؛ آثاری که لزوماً بینقص نیستند، اما هرکدام ایده، فضای بصری، شخصیتپردازی یا نگاه متفاوتی دارند که آنها را شایسته تماشای دوباره میکند. برخی از آنها بعدها به فیلمهای کالت تبدیل شدند و برخی دیگر هنوز هم در سایه آثار مشهورتر همدوره خود قرار دارند.
۱. عنصر پنجم، ۱۹۹۷

شاید کمی ناعادلانه باشد که عنصر پنجم را فیلمی فراموششده بدانیم، زیرا هنوز طرفداران زیادی دارد، اما این اثر علمیتخیلی و اکشن به اندازه شایستگیاش مورد توجه قرار نمیگیرد. فیلم به کارگردانی لوک بسون در قرن بیستوسوم میگذرد و داستان راننده تاکسی و سرگرد سابق نیروهای ویژهای به نام کوربن دالاس را دنبال میکند که وظیفه دارد از لیلو، موجودی برتر و اسرارآمیز، محافظت کند.
دالاس و لیلو باید با کمک چهار سنگ متعلق به عناصر اصلی، در برابر نیرویی موسوم به شر بزرگ بایستند و جهان را نجات دهند. فیلم با طراحی صحنههای رنگارنگ، جهانسازی پرجزئیات، لباسهای خیرهکننده و فضایی عجیب و بازیگوشانه، آیندهای متفاوت از تصویرهای معمول سینمای علمیتخیلی ارائه میدهد. حضور گری اولدمن، کریس تاکر و میلا یوویچ نیز به جذابیت آن افزوده است. عنصر پنجم فیلمی است که آینده را نه فقط تاریک و صنعتی، بلکه سرشار از رنگ، افراط و امید تصور میکند.
۲. گمشده در فضا، ۱۹۹۸

فیلم گمشده در فضا اقتباسی سینمایی از مجموعه تلویزیونی محبوب دهه ۱۹۶۰ بود و در زمان اکران چندان جدی گرفته نشد. داستان در سال ۲۰۵۸ رخ میدهد؛ زمانی که زمین به دلیل آلودگی و بحرانهای زیستمحیطی دیگر شرایط مناسبی برای زندگی ندارد و خانواده رابینسون برای آغاز ساخت یک سکونتگاه جدید راهی سیارهای دیگر میشوند.
اما دکتر اسمیت با خرابکاری، سفینه آنها را از مسیر خارج میکند و خانواده در منطقهای ناشناخته و خطرناک از فضا سرگردان میشوند. فیلم با گروهی از بازیگران شناختهشده، جلوههای بصری متفاوت و حالوهوایی نوستالژیک، تلاش کرده بود روح مجموعه اصلی را به دهه ۱۹۹۰ منتقل کند. گری اولدمن در نقش شخصیت شرور فیلم یکی از نقاط قوت آن است. گمشده در فضا شاید فیلمی بینقص نباشد، اما ترکیب ماجراجویی، طنز، طراحی آیندهنگر و حس کشف ناشناختهها، آن را به اثری سرگرمکننده و قابل بازبینی تبدیل کرده است.
۳. گزارش اروپا، ۲۰۱۳

گزارش اروپا یکی از آن فیلمهای علمیتخیلی است که با بودجهای محدود توانسته فضایی بسیار باورپذیر ایجاد کند. داستان درباره نخستین مأموریت سرنشیندار به اروپا، یکی از قمرهای مشتری، است. پس از وقوع یک نقص فنی و قطع ارتباط با زمین، مشکلات یکی پس از دیگری برای خدمه آغاز میشود، اما آنها تصمیم میگیرند مأموریت خود را ادامه دهند.
ساختار غیرخطی فیلم و استفاده از شیوهای شبیه مستند، فضای آن را واقعگرایانه و اضطرابآور کرده است. گروه فضانوردان بهتدریج شواهدی پیدا میکنند که احتمال وجود حیات در اروپا را مطرح میکند و همین کشف، مأموریت علمی را به کابوسی هولناک تبدیل میکند. فیلم در مرز میان علمیتخیلی و وحشت حرکت میکند و با ایجاد حس انزوا، خطر و ناشناخته بودن محیط، یکی از نمونههای کمتر دیدهشده سینمای فضایی مدرن است.
۴. روزهای عجیب، ۱۹۹۵

روزهای عجیب حاصل همکاری کاترین بیگلو و جیمز کامرون است؛ ترکیبی که شاید بهتنهایی کافی باشد تا انتظار یک فیلم بزرگ را ایجاد کند. داستان در لسآنجلس و در دو روز پایانی سال ۱۹۹۹ رخ میدهد؛ شهری گرفتار خشونت، بحران اجتماعی و فناوریای که به مردم اجازه میدهد خاطرات و احساسات دیگران را تجربه کنند.
لنی نرو، پلیس سابق و فروشنده غیرقانونی این فناوری، همراه با مِیس، محافظ شخصی و راننده، وارد توطئهای خطرناک میشود. فیلم موضوعاتی مانند اعتیاد به فناوری، تماشای زندگی دیگران، تنشهای نژادی و خشونت پلیس را بررسی میکند. اگرچه روزهای عجیب در زمان اکران موفقیت تجاری بزرگی به دست نیاورد، بعدها میان علاقهمندان سینما جایگاه ویژهای پیدا کرد. نگاه بدبینانه و فضای جنایی آن نیز امروز، با توجه به گسترش فناوریهای تصویری و ثبت دائمی رفتار انسانها، جنبهای پیشگویانه پیدا کرده است.
۵. مرد دویستساله، ۱۹۹۹

مرد دویستساله از آن دسته فیلمهایی است که شاید به دلیل موفقیت فراوان دیگر آثار رابین ویلیامز در دهه ۱۹۹۰، کمتر دیده شد. ویلیامز در این فیلم نقش اندرو را بازی میکند؛ یک انسانواره خانگی که در ابتدا چیزی جز یک وسیله برای انجام کارهای خانه نیست، اما بهتدریج احساسات، خلاقیت و خودآگاهی پیدا میکند.
اندرو در طول دو قرن تلاش میکند دیگران او را بهعنوان یک انسان به رسمیت بشناسند. او از نظر جسمی و عاطفی تغییر میکند، عاشق میشود و سرانجام برای به دست آوردن حقوق انسانی تلاش میکند. فیلم بر اساس اثری از آیزاک آسیموف و رابرت سیلوربرگ ساخته شده و پرسشی بنیادی را مطرح میکند: اگر موجودی مصنوعی بتواند احساس کند، انتخاب کند و اخلاق را درک کند، چه چیزی مانع انسان بودن او میشود؟ بازی رابین ویلیامز به فیلم گرما و عاطفهای بخشیده که آن را به اثری تأملبرانگیز درباره انسانیت تبدیل میکند.
۶. اسکنرها، ۱۹۸۱

دیوید کراننبرگ در اسکنرها ترکیبی عجیب و جسورانه از علمیتخیلی و وحشت جسمانی ارائه کرد. داستان درباره افرادی با قدرتهای ذهنی خارقالعاده است که میتوانند افکار دیگران را بخوانند و حتی بر ذهن و بدن آنها تأثیر بگذارند.
دریل رووک، یکی از قدرتمندترین اسکنرها، جنبشی زیرزمینی را برای سلطه بر انسانهای عادی و ایجاد نژادی جدید از موجودات جهشیافته رهبری میکند. در سوی دیگر، کامرون ویل مأمور میشود جلوی او را بگیرد؛ مأموریتی که سرانجام رازهای هولناکی درباره گذشته هر دو آشکار میکند. فیلم با وجود بودجه محدود، از نظر جلوههای جسمانی و صحنههای تکاندهنده جسورانه بود و به یکی از نمونههای مهم سینمای وحشت جسمانی تبدیل شد. اسکنرها همچنان فیلمی خشن، ذهنی و آزاردهنده است که بسیاری از ویژگیهای سینمای کراننبرگ را در خود جمع کرده است.
۷. چشمانداز، ۱۹۸۴

چشمانداز داستان الکس گاردنر، جوانی با تواناییهای ذهنی ویژه است که توسط دانشمندان استخدام میشود تا وارد رؤیاهای انسانها شود، آنها را بررسی کند و در صورت امکان تغییر دهد. او ابتدا به مردم کمک میکند بر کابوسهای خود غلبه کنند، اما خیلی زود متوجه میشود که این فناوری بخشی از نقشهای سیاسی و خطرناک است.
یک مقام فاسد دولتی قصد دارد از فناوری ورود به رؤیا برای ترور رئیسجمهور استفاده کند و الکس باید جلوی این نقشه را بگیرد. فیلم ترکیبی از علمیتخیلی، وحشت و ماجراجویی است و ایده اصلی آن سالها پیش از فیلمهای مدرن درباره ورود به ذهن و رؤیا مطرح شده بود. اگرچه جلوههای مربوط به رؤیاها امروز ساده به نظر میرسند، ایده مرکزی و بازی بازیگران همچنان جذاب است و رؤیاپردازی را به اثری شایسته کشف دوباره تبدیل میکند.
۸. کادر آموزشی، ۱۹۹۸

کادر آموزشی را میتوان نسخهای نوجوانانه و پرهیجان از داستانهایی دانست که در آنها موجودات بیگانه بدن انسانها را تسخیر میکنند. فیلم به کارگردانی رابرت رودریگز، گروهی از دانشآموزان یک دبیرستان را دنبال میکند که متوجه میشوند معلمان مدرسه تحت کنترل موجودات انگلی بیگانه قرار گرفتهاند.
دانشآموزان ابتدا یکدیگر را نیز بهسادگی باور نمیکنند، اما بهتدریج درمییابند که با یک تهاجم فرازمینی روبهرو هستند. ترکیب بازیگران جوان و باتجربه، فضای تاریک و مرموز و طنز آگاهانه فیلم، آن را به اثری سرگرمکننده تبدیل کرده است. کادر آموزشی در زمان اکران زیر سایه فیلمهای ترسناک نوجوانانه بسیار موفقی قرار گرفت و فرصت پیدا نکرد جایگاه واقعی خود را به دست آورد. با این حال، فیلم امروز یکی از نمونههای جذاب و کالت سینمای علمیتخیلی و وحشت دهه ۱۹۹۰ به شمار میرود.
۹. اطلس ابر، ۲۰۱۲

اطلس ابر یکی از جاهطلبانهترین فیلمهای این فهرست است؛ اثری که چندین داستان را در دورههای تاریخی متفاوت روایت میکند و میان گذشته، حال و آینده رفتوآمد دارد. فیلم بر اساس رمانی از دیوید میچل ساخته شده و داستانهای آن از قرن نوزدهم در اقیانوس آرام آغاز میشوند و تا آیندهای پساآخرالزمانی ادامه پیدا میکنند.
موضوعهایی مانند تناسخ، جاودانگی روح، ارتباط انسانها و تأثیر اعمال هر فرد بر زندگی دیگران در سراسر فیلم تکرار میشوند. تام هنکس، هلی بری، هیوگو ویوینگ، هیو گرانت و سوزان ساراندون از بازیگران اصلی هستند و هرکدام چند شخصیت متفاوت را در روایتهای گوناگون ایفا میکنند. فیلم از نظر بصری بسیار چشمگیر و از نظر ساختار روایی پیچیده است. شاید همین پیچیدگی باعث شده اطلس ابر برای مخاطب عمومی دشوار باشد، اما همین ویژگی آن را به یکی از جاهطلبانهترین تجربههای علمیتخیلی سینمای معاصر تبدیل کرده است.
۱۰. فرمانده پرواز، ۱۹۹۹

پیش از آنکه اقتباسهای تلویزیونی از بازیهای رایانهای به موفقیتهای بزرگی برسند، هالیوود تلاش کرده بود مجموعه فرمانده پرواز را به سینما بیاورد. داستان در قرن بیستوهفتم رخ میدهد و گروهی از خلبانان انسانی را دنبال میکند که در برابر نژادی بیگانه و جنگطلب به نام کیلراتها از زمین دفاع میکنند.
فیلم از نظر ساختار یادآور فیلمهای جنگی درباره خلبانان است، با این تفاوت که میدان نبرد آن در فضا قرار دارد. نبردهای فضایی، طراحی آیندهنگر و فضای نظامی، هویت خاصی به فیلم دادهاند. فرمانده پرواز هنگام اکران با استقبال چندانی روبهرو نشد و تا حد زیادی زیر سایه آثار بزرگتر علمیتخیلی قرار گرفت، اما بعدها میان طرفداران به اثری کالت تبدیل شد. اهمیت آن فقط به خود فیلم محدود نمیشود؛ فضای جنگی و طراحی بصری آن بر برخی آثار علمیتخیلی بعدی نیز تأثیر گذاشت.