هشت شاهکار بهیادماندنی در تاریخ سینمای «وسترن»
این آثار از وسترنهای کلاسیک جان فورد تا وسترنهای متفاوت سرجیو لئونه و بازخوانیهای تلخ کلینت ایستوود و برادران کوئن را دربرمیگیرند؛ فیلمهایی که هر کدام تصویری متفاوت از غرب وحشی و آدمهای سرسخت آن ارائه میکنند.
وسترن یکی از مهمترین و ماندگارترین ژانرهای تاریخ سینماست؛ ژانری که با تصویر کابویها، کلانترها، راهزنان، شکارچیان جایزهبگیر و شهرهای مرزی آمریکا شناخته میشود. با این حال، بهترین وسترنها صرفاً داستانهایی درباره تیراندازی و انتقام نیستند، بلکه افسانهای را که درباره فتح غرب آمریکا ساخته شده به چالش میکشند و درباره قانون، خشونت، عدالت، قدرت و معنای تمدن پرسشهایی جدی مطرح میکنند.
در میان صدها وسترنی که در طول تاریخ سینما ساخته شدهاند، هشت فیلم زیر جایگاه ویژهای دارند. این آثار از وسترنهای کلاسیک جان فورد تا وسترنهای متفاوت سرجیو لئونه و بازخوانیهای تلخ کلینت ایستوود و برادران کوئن را دربرمیگیرند؛ فیلمهایی که هر کدام تصویری متفاوت از غرب وحشی و آدمهای سرسخت آن ارائه میکنند.
۱. کلمنتاین عزیزم، ۱۹۴۶

جان فورد با این فیلم یکی از ماندگارترین وسترنهای تاریخ سینما را ساخت. هنری فوندا در نقش وایات اِرپ ظاهر میشود؛ مردی که همراه دو برادرش در مسیر کالیفرنیا قرار دارد، اما در راه با پیرمردی به نام کلانتون و پسرانش روبهرو میشود.
وایات وارد شهر خشن و بیقانون تومبستون میشود و در همین زمان، کلانتونها برادرش جیمز را به قتل میرسانند. وایات مقام کلانتر شهر را میپذیرد و تصمیم میگیرد با قاتلان برادرش مقابله کند. در این میان، رابطه او با کلمنتاین کارتر، نامزد سابق قمارباز معروف شهر، داک هالیدی، نیز بخش مهمی از داستان را شکل میدهد.
فیلم فقط داستان انتقام نیست. جان فورد در پسزمینه ماجرا، گذار تدریجی غرب از بیقانونی به جامعهای مبتنی بر قانون را به تصویر میکشد. روابط شخصیتها نیز برخلاف بسیاری از وسترنهای کلاسیک، ساده و سیاهوسفید نیستند و پیچیدگیهای عاطفی و اجتماعی خاص خود را دارند.
۲. نیمروز، ۱۹۵۲

گری کوپر در نقش ویل کین، کلانتر شهر، ظاهر میشود؛ مردی که متوجه میشود فرانک میلر، تبهکاری که سالها پیش او را به زندان انداخته، با قطار ظهر به شهر بازمیگردد تا از او انتقام بگیرد.
کین که میداند رویارویی اجتنابناپذیر است، تلاش میکند شهروندان را برای مقابله با میلر و افرادش متحد کند، اما یکی پس از دیگری از کمک به او خودداری میکنند. حتی همسرش، ایمی، از او میخواهد شهر را ترک کند و جان خود را نجات دهد.
قدرت اصلی فیلم در همین موقعیت اخلاقی نهفته است. «نیمروز» برخلاف بسیاری از وسترنهای سنتی، قهرمان را در میان مردمی تنها میگذارد که ترجیح میدهند خطر را نادیده بگیرند. فیلم از این طریق تصویری انتقادی از ترس، مسئولیت اجتماعی و مفهوم شجاعت ارائه میکند. داستان همچنین تفسیری سیاسی از فضای هراس و فهرستسازیهای دوران مککارتی در آمریکا تلقی شده است.
۳. مردی که لیبرتی والانس را کشت، ۱۹۶۲

جان فورد در این فیلم بار دیگر به سراغ تضاد میان قانون و خشونت میرود. داستان درباره رنسام استودارد، وکیل جوانی است که وارد شهری مرزی و تقریباً بیقانون میشود و در آنجا با تام دانیفن، مردی مسلح و سرسخت، آشنا میشود.
رنسام به هالی، زنی که تام نیز دوستش دارد، علاقهمند میشود و همزمان باید با لیبرتی والانس، یکی از خشنترین تبهکاران منطقه، روبهرو شود. فیلم در قالب مجموعهای از خاطرات گذشته روایت میشود و بهتدریج رابطه پیچیده میان قانون، خشونت، سیاست و قهرمانسازی را آشکار میکند.
در مرکز فیلم، تقابل دو نگاه به عدالت قرار دارد: رنسام معتقد است قانون و نهادهای رسمی باید جای خشونت شخصی را بگیرند، در حالی که تام باور دارد در سرزمینی که هنوز قانون در آن قدرت چندانی ندارد، انسان باید خودش از حق خود دفاع کند. فیلم در نهایت تصویری تلخ و تأملبرانگیز از بهایی است که جامعه برای حرکت از خشونت به سوی تمدن میپردازد.
۴. خوب، بد، زشت، ۱۹۶۶

سرجیو لئونه با این فیلم یکی از مشهورترین نمونههای وسترن اسپاگتی را ساخت و تصویری کاملاً متفاوت از غرب آمریکا ارائه داد. کلینت ایستوود در نقش بلوندی، قهرمانی زیرک و کمحرف، در کنار آنجل آیز و توکو وارد رقابتی مرگبار برای پیدا کردن گنجی از طلاهای کنفدراسیون میشود.
داستان در دوران جنگ داخلی آمریکا میگذرد و سه شخصیت اصلی در حالی که به یکدیگر اعتماد ندارند، برای یافتن گنج با یکدیگر همراه میشوند. هر سه نفر طماع، خشن و آماده خیانت هستند و هیچکدام را نمیتوان بهسادگی در قالب قهرمان یا شرور قرار داد.
لئونه در این فیلم اسطوره قهرمان نجیب وسترن را کنار میگذارد و جهانی میسازد که در آن پول، بقا و منفعت شخصی اهمیت بیشتری از اخلاق دارد. موسیقی بهیادماندنی، نماهای بسیار باز، سکوتهای طولانی و دوئلهای پرتنش نیز فیلم را به یکی از شاخصترین آثار تاریخ این ژانر تبدیل کردهاند.
۵. روباه خاکستری، ۱۹۸۲

«روباه خاکستری» نسبت به بیشتر فیلمهای این فهرست کمتر شناخته شده است، اما یکی از متفاوتترین وسترنهای این مجموعه به شمار میرود. ریچارد فارنزورث نقش بیل ماینر را بازی میکند؛ سارق سابق قطار و کالسکهای که پس از ۳۰ سال زندان آزاد میشود.
ماینر پس از آزادی راهی شمال غرب کانادا میشود و دوباره به سرقت قطار روی میآورد. در همین دوران با زنی به نام کیت فلین آشنا میشود و رابطهای عاطفی میان آنها شکل میگیرد، در حالی که کارآگاهی به نام سیوی در تعقیب اوست.
قرار دادن داستان در مرزهای کانادا به فیلم هویتی متفاوت داده است. برخلاف وسترنهای پرهیجان و پر از تیراندازی، «روباه خاکستری» ریتمی آرامتر و شخصیتمحور دارد و بیش از آنکه بر خشونت تکیه کند، به تنهایی، گذر زمان، عشق و تلاش یک مجرم سالخورده برای پیدا کردن جای خود در جهانی تازه میپردازد.
۶. نابخشوده، ۱۹۹۲

کلینت ایستوود در این فیلم یکی از تلخترین و واقعگرایانهترین تصاویر تاریخ سینمای وسترن را ارائه میکند. او نقش ویل مانی را بازی میکند؛ خلافکاری سابق که سالهاست از زندگی خشونتآمیز گذشته فاصله گرفته، اما برای آخرین بار تصمیم میگیرد به دنبال جایزهای برود.
مانی همراه دوستش ند لوگان به دنبال مردانی میرود که زنی به نام دلیلا را بهشدت مجروح کردهاند. اما برای رسیدن به آنها باید با کلانتر فاسد و بیرحم شهر، لیتل بیل، روبهرو شود.
«نابخشوده» تصویری کاملاً متفاوت از قهرمانان کلاسیک وسترن ارائه میدهد. در اینجا مرز میان قهرمان و جنایتکار، عدالت و انتقام و شجاعت و خشونت بسیار مبهم است. فیلم همچنین اسطورهسازی از غرب آمریکا و حتی نقش خود ایستوود در شکل دادن به تصویر سینمایی این سرزمین را زیر سؤال میبرد.
۷. ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل، ۲۰۰۷

اندرو دومینیک در این فیلم به آخرین ماههای زندگی جسی جیمز، یکی از مشهورترین یاغیان تاریخ آمریکا، میپردازد. برد پیت نقش جسی جیمز را بازی میکند و کیسی افلک در نقش رابرت فورد ظاهر میشود؛ جوانی که به گروه جسی میپیوندد و شیفته شهرت اوست، اما بهتدریج نسبت به این چهره افسانهای احساس حسادت و نفرت پیدا میکند.
گروه جسی جیمز نیز از درون گرفتار سوءظن و رقابت شده است و رابرت فورد بیش از پیش به این نتیجه میرسد که جایگاه جسی در حال فروپاشی است. فیلم برخلاف بسیاری از آثار درباره یاغیان غرب، بیشتر بر ذهنیت شخصیتها و روند آرام فروپاشی یک اسطوره تمرکز دارد.
این اثر وسترنی آرام، تأملبرانگیز و روانشناختی است که به جای قهرمانسازی از جسی جیمز، درباره شهرت، حسادت، ترس و پایان دوران یاغیان آمریکایی صحبت میکند.
۸. شهامت واقعی، ۲۰۱۰

برادران کوئن در این فیلم بازسازی متفاوتی از وسترن سال ۱۹۶۹ ارائه کردند. داستان با متی راس، دختر ۱۴ سالهای آغاز میشود که پس از کشته شدن پدرش به دست تبهکاری به نام تام چینی، تصمیم میگیرد قاتل را پیدا کند.
او برای این کار مارشال سالخورده و خشن، روستر کاگبرن، را استخدام میکند. کاگبرن مردی دائمالخمر و سرسخت است که روشهای خشن و غیرمتعارف خودش را برای اجرای عدالت دارد. یک مأمور تگزاسی به نام لابوف نیز به آنها میپیوندد، زیرا او نیز به دنبال چینی است.
فیلم در عین وفاداری به عناصر آشنای وسترن، از طنز سیاه و نگاه خاص برادران کوئن بهره میگیرد. رابطه میان متی، کاگبرن و لابوف به قلب داستان تبدیل میشود و فیلم در کنار تعقیب و گریز و خشونت، درباره شجاعت، وفاداری، انتقام و بلوغ نیز حرف میزند.