سیتروئن چگونه باران را بدون کامپیوتر حس میکرد؟؛ بازگشت به ۵۶ سال پیش
نخستین خودروی تولید انبوهی که به نوعی سیستم برفپاککن حساس به باران مجهز شد، سیتروئن SM بود که در سال ۱۹۷۰ معرفی شد. این خودرو در واقع ویترینی از فناوریهای پیشرفته سیتروئن به شمار میرفت؛ محصولی که قرار بود نسخه اسپرتتری از مدل افسانهای DS باشد، اما راه خود را به عنوان یک خودروی منحصر به فرد باز کرد.
شاید شرمآور نباشد اگر اعتراف کنیم که برفپاککنهای حساس به باران با وجود هوشمندی، همیشه جزو آن دسته از آپشنهایی بودهاند که خیلی هم بود و نبودشان فرقی ندارد؛ مگر آنکه به این فلسفه معتقد باشیم که لوکس بودن یعنی خودرو همه کارها را برایت انجام دهد تا مجبور نباشی دستت را به سوی اهرمی دراز کنی.
اما ساختار این فناوری در خودروهای مدرن کاملا دیجیتالی است و به حسگرهای مادون قرمز و پردازندههای پیچیده متکی است؛ با این حال، جالب است بدانید که نخستین سیستم پویا و خودکار تشخیص باران، سالها پیش در سال ۱۹۷۰ روی یک خودروی فرانسوی نصب شده بود، آن هم بدون حتی یک قطعه کامپیوتری!
نخستین خودروی تولید انبوهی که به نوعی سیستم برفپاککن حساس به باران مجهز شد، سیتروئن SM بود که در سال ۱۹۷۰ معرفی شد. این خودرو در واقع ویترینی از فناوریهای پیشرفته سیتروئن به شمار میرفت؛ محصولی که قرار بود نسخه اسپرتتری از مدل افسانهای DS باشد، اما راه خود را به عنوان یک خودروی منحصر به فرد باز کرد.
SM با سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک و چراغهای جلوی متحرک (متناسب با حرکت فرمان)، مانند یک سفینه فضایی زمینی به نظر میرسید که از یک موتور ۲٫۷ لیتری V۸ مازراتی قدرت میگرفت و جذابیت طراحی فرانسوی دهه هفتادی از سر و روی آن میبارید. در چنین خودروی پیشرویی، نوآوری مانند برفپاککنهای هوشمند کاملا منطقی به نظر میرسید.
جادوی مکانیک؛ چگونه فرانسویها باران را بدون حسگر تشخیص میدادند؟
براساس گزارش Theautopian، سیتروئن در دفترچه راهنمای مالکان، اشاره چندان مستقیمی به این سیستم نکرده بود و آن را بخشی از حالت «وقفه زمانی» یا همان برفپاککن تناوبی میدانست. مسئله این بود که مهندسان سیتروئن به جای تمرکز بر چگونگی تشخیص صرف باران، به دنبال حل معمای تنظیم هوشمند فاصله زمانی کارکرد برفپاککن، متناسب با شدت بارش بودند.

راهکار آنها بسیار ساده و در عین حال هوشمندانه بود: سیستم، جریان الکتریکی مصرفی توسط موتور برفپاککن را زیر نظر میگرفت. اگر جریان مصرفی بالا بود، یعنی شیشه خشک است، زیرا کشیدن لاستیک خشک روی شیشه اصطکاک زیادی ایجاد میکند و برفپاککن دیرتر حرکت میکرد؛ اما به محض خیس شدن شیشه و کاهش اصطکاک (چه با باران و چه با ریختن مایعات دیگر)، جریان موتور افت میکرد و سرعت کارکرد برفپاککن به طور خودکار افزایش مییابد تا زمانی که شیشه دوباره خشک شود.

مهندسی غریزی؛ راهکاری بر مبنای حس واقعی جهان
این سیستم کاملا الکترومکانیکی، بدون نیاز به هیچگونه ریزتراشه یا حسگر نوری، توانست با تکیه بر خاصیت روانکنندگی آب روی شیشه، سرعتی پویا و هماهنگ با میزان بارش ارائه دهد. این یک راهکار مهندسی برآمده از تجربه حسی انسان در دنیای واقعی است؛ تصور گروهی از مهندسان سیتروئن که به یاد آوردهاند «کشیدن تیغه روی شیشه خشک چقدر با شیشه خیس متفاوت است». شاید این رویکرد سنتی امروزه منسوخ شده باشد، اما تحسین این شاهکار مهندسیِ بینیاز از ریاضیات پیچیده، همچنان لذتبخش و الهامبخش است.
منبع: خبرآنلاین