کریستف کلمب به آمریکا رسید؛ ۲۱ مهر ۵۳۴ سال پیش
بر خلاف تصور رایج، کلمب نه برای اثبات کروی بودن زمین، بلکه با محاسباتی غلط برای یافتن راهی نزدیکتر به ثروتهای آسیا بادبان کشید؛ سفری که اسپانیا را به اوج قدرت رساند اما به بهای نابودی و بردگی میلیونها بومی قاره آمریکا تمام شد.
کریستف کلمب، دریانورد ایتالیایی، پس از عبور از اقیانوس اطلس، در ۱۲ اکتبر ۱۴۹۲ جزیرهای در باهاما را مشاهده کرد و در حالی که گمان میکرد به آسیای شرقی رسیده است، پا به خشکی گذاشت. او این سرزمین را به نام ایزابل و فردیناند، پادشاهان اسپانیا، تصاحب کرد؛ حامیانی که هزینه سفر او را با هدف یافتن مسیر دریایی غربی به چین، هند و جزایر افسانهای طلا و ادویه در آسیا تأمین کرده بودند.
کلمب در سال ۱۴۵۱ در جنوآی ایتالیا متولد شد. اطلاعات اندکی از دوران جوانی او در دست است، اما میدانیم که او ابتدا به عنوان ملوان و سپس به عنوان یک کارآفرین دریایی فعالیت میکرد.
او در آن دوران چنان شیفته یافتن مسیری دریایی از سمت غرب به «کاتای» (چین)، هند و جزایر ثروتمند ادویه و طلا در آسیا بود که تمام فکر و ذکرش را به خود مشغول کرده بود. در آن زمان، اروپاییان هیچ راه دریایی مستقیمی به جنوب آسیا نداشتند و مسیرِ از طریق مصر و دریای سرخ نیز به دلیل سلطه امپراتوری عثمانی بر بسیاری از مسیرهای زمینی و دریایی، بر روی آنها بسته بود.
برخلاف افسانههای عامیانه، اروپاییانِ اهل علم و دانش در روزگار کلمب کروی بودن زمین را باور داشتند؛ نظریهای که از سده هفتم میلادی توسط «ایزیدور سِویلی» (سنت ایزیدور) نیز مطرح شده بود.
با این حال، کلمب و بیشتر همعصرانش ابعاد کره زمین را بسیار کوچکتر از اندازه واقعی آن تخمین میزدند. محاسبات آنها نشان میداد که آسیای شرقی باید تقریباً در همان نقطهای قرار داشته باشد که امروزه آمریکای شمالی واقع است (آنها در آن زمان هنوز از وجود اقیانوس آرام اطلاعی نداشتند).
کلمب به گمان اینکه میان اروپا و ثروتهای هند شرقی تنها اقیانوس اطلس فاصله انداخته است، با ژواو دوم، پادشاه پرتغال، دیدار کرد و کوشید او را متقاعد کند تا از طرحش—که آن را «پروژه هند» مینامید—حمایت مالی کند.
با رد این درخواست، او راهی اسپانیا شد، اما در آنجا نیز دستکم دو بار از سوی شاه فردیناند و ملکه ایزابل پاسخ رد شنید. با این همه، پس از سقوط و تصرف پادشاهی مورها (مسلمانان) در گرانادا به دست سپاهیان اسپانیا در ژانویه ۱۴۹۲، حکمرانان اسپانیایی که سرمستِ پیروزی بودند، سرانجام با تأمین هزینههای این سفر دریایی موافقت کردند.
در ۳ اوت ۱۴۹۲ [۱۳ مرداد ۸۷۱]، کلمب با سه کشتی کوچک به نامهای «سانتا ماریا»، «پینتا» و «نینیا» از بندر پالوسِ اسپانیا به راه افتاد. در ۱۲ اکتبر [۲۱ مهر ۸۷۱]، گروه اعزامی خشکی را رویت کرد که احتمالاً جزیره واتلینگ در باهاما بود. اواخر همان ماه، کلمب کوبا را دید و پنداشت که به خاک اصلی چین رسیده است، و در دسامبر کاروان او در هیسپانیولا پهلو گرفت؛ سرزمینی که کلمب احتمال میداد ژاپن باشد.
او با ۳۹ نفر از ملوانانش در آنجا مستعمرهای کوچک پایهگذاری کرد. این دریانورد در مارس ۱۴۹۳ همراه با طلا، ادویه و اسرایی از اهالی محلی (که آنها را «هندی» میخواند) به اسپانیا بازگشت و در دربار اسپانیا با بالاترین تشریفات و افتخارات پذیرفته شد. او نخستین اروپایی به شمار میرفت که از زمان تأسیس پایگاههای وایکینگها در گرینلند و نیوفاندلند در سده دهم میلادی، به اکتشاف قاره آمریکا پرداخته بود.
کلمب در طول حیات خویش در مجموع چهار سفر اکتشافی را به «دنیای جدید» هدایت کرد و طی آن بخشهای گوناگونی از جزایر کارائیب، خلیج مکزیک و خشکیهای آمریکای جنوبی و مرکزی را پیمود، اما هرگز به هدف اصلیاش—یعنی یافتن مسیر دریایی از غرب به شهرهای بزرگ آسیا—نرسید.
او سرانجام در سال ۱۵۰۶ در اسپانیا چشم از جهان فروبست، بیآنکه از ابعاد واقعی دستاورد خود آگاه باشد: او برای اروپا دنیای جدیدی را کشف کرده بود که ثروتهای برآمده از آن در قرن بعد، اسپانیا را به ثروتمندترین و مقتدرترین امپراتوری جهان بدل کرد. در عین حال، این رخداد آغازگر سدهها استعمار بیرحمانه، تجارت برده از طریق اقیانوس اطلس و مرگ میلیونها بومی قاره آمریکا بر اثر کشتار و شیوع بیماریها شد.
در سال ۱۹۳۷، روز کلمب در ایالات متحده به عنوان یک تعطیلات رسمی فدرال ثبت شد. اما از سال ۱۹۹۱ به این سو، بسیاری از شهرها، دانشگاهها و شمار فزایندهای از ایالتها «روز مردمان بومی» را به رسمیت شناختهاند؛ مناسبتی که به تجلیل از تاریخ و نقشآفرینی سرخپوستان و ساکنان بومی آمریکا اختصاص دارد.
این مناسبت بیدلیل همزمان با «روز کلمب» (دومین دوشنبه ماه اکتبر) برگزار نمیشود و در برخی جاها کاملاً جایگزین آن شده است. اما چرا روز مردمان بومی به جای روز کلمب قرار گرفت؟ منتقدان بر این باورند که بزرگداشت این روز، به بردگی کشاندن بومیان توسط کلمب را نادیده میگیرد و به او برای «کشف» سرزمینی اعتبار میبخشد که قرنها پیش از ورود او، انسانهایی در آن زندگی میکردند.
منبع: خبرآنلاین