«اختلال خشم انفجاری» چیست و چه دلایلی دارد؟

«اختلال خشم انفجاری» چیست و چه دلایلی دارد؟

خشم یکی از احساسات طبیعی در وجود همه ماست. درست مانند غم و شادی و عشق، خشم هم یک احساس است. احساسات به این دلیل در وجود ما هستند که کمک‌رسان ما باشند. احساسات دشمن ما نیستند. احساسات نیروهای خیرخواه درونی ما هستند.

کد خبر : ۲۸۳۰۵۶
بازدید : ۷

فرادید| اختلال خشم انفجاری متناوب یکی از مشکلات روان‌شناختی است که بیشتر در مردها دیده می‌شود. در این حالت فرد در مدت زمانی کوتاه به مدت چند دقیقه تا چند ساعت به شدت پرخاشگر می‌شود و پس از چند دقیقه تا چند ساعت، پرخاشگری به سرعت و خود به خود فروکش میکند و دیگر هیچ خبری از خشم عظیم چند دقیقه پیش نیست.

این لحظه‌های پرخاشگری به صورت دوره‌ای بروز می‌کنند. به این صورت که در فاصله بین دوره‌ها، فرد رفتار یا کلام پرخاشگرانه بروز نمی‌دهد. از دیگر ویژگی‌های این نوع پرخاشگری اینست که میزان آن با موقعیت مناسب نیست و همین ویژگی است که برای این افراد مسئله‌ساز می‌شود. یکی  از راه‌های درمان این اختلال، دریافت مشاوره روان‌شناسی است.

خشم یک احساس طبیعی است

خشم یکی از احساسات طبیعی در وجود همه ماست. درست مانند غم و شادی و عشق، خشم هم یک احساس است. احساسات به این دلیل در وجود ما هستند که کمک‌رسان ما باشند. احساسات دشمن ما نیستند. احساسات نیروهای خیرخواه درونی ما هستند. آنها همچون چراغ مسیر زندگی را برایمان روشن می‌کنند تا در کوره‌راه‌های زندگی گم نشویم. هروقت احساس کردیم خشمگین شده‌ایم، یعنی یک علامت درونی فعال شده است. بهتر است دریابیم چه چیزی آن را فعال کرده و  ناکامی کجا رخ داده است؟

احساس خشم  کمک میکند حریم خودمان را روشن کنیم و دیگران را از مسائلی که ما را می‌آزارند باخبر کنیم تا بار دیگر دوباره از مسائل قبلی آزار نبینیم و از این طرق روابطمان بهبود یابد. پس خشم دشمن ما نیست، دشمن اطرافیان ما هم نیست، اما ما از کودکی یاد گرفته‌ایم از خشم بترسیم و از غم فرار کنیم. در حالی که با این قبیل واکنش‌ها، خشم خود را تبدیل به نفرت و غم را به یک اندوه همیشگی تبدیل کرده‌ایم. 

ترس از خشم

به‌خاطر ترس از خراب شدن روابط‌تان، از بروز  خشم خود نترسید. این تصوری است که خیلی از ما از بچگی با آن بزرگ شدیم. از آن زمان که از ترس تخریب روابط صمیمانه با مراقب اولیه یا آسیب رساندن به او، خشم خود را فروخوردیم و آنقدر آن را سرکوب کردیم  که حالا طاقتمان تمام شده و از کوچک‌ترین چیزها منفجر می‌شویم. حالا خشمی که مربوط به سالهای گذشته بوده را به یک‌باره بروز می‌دهیم. به همین دلیل است که می‌گوییم این خشم متناسب با موقعیت نیست.

خشم را نشان ندادیم تا روابطمان «تحکیم» شود، اما سرکوب همان خشم‌ها، روابط‌مان را «تخریب» کرد و چیزی که از کودکی نگران آن بودیم، اتفاق افتاد. پس بهتر است به جای فرار از خشم، از آن کمک بگیریم. به آن گوش دهیم. بهتراست اجازه دهیم خشم از ما و روابطمان مراقبت کند.

آیا ابراز خشم همان پرخاشگری است؟

گاهی پرخاشگری را با ابراز خشم اشتباه می‌گیریم. هنگام خشمگین شدن، تن صدایمان کمی،  فقط کمی بالاتر و محکم‌تر از حالت عادی می‌شود و حالت چهره و نگاه جدی  است. همه این حالات بدنی به طرف مقابل این پیام را منتقل میکند که چیزی ما را ناکام کرده است. اما رفتارهای دیگری هم هستند که برخی آنها را به اسم قاطعیت و شاید مردانگی می‌شناسند. رفتارهایی مثل داد زدن که به ما یا اطرافیانمان آسیب وارد کند پرخاشگری محسوب می‌شود. پرخاشگری یعنی نادیده گرفتن خشم. هدف از ابراز احساس خشم، بهبود روابط است. هرکاری که به این هدف آسیب برساند، پرخاشگری است، نه خشم. بهتر است از پرخاشگری بترسید تا آسیبی به اطرافیان و روابط‌تان نرسانید، اما از نشان دادن خشم هراسی به دل راه ندهید.

پذیرش خشم انفجاری خود و دیگران

تلاش کنید پذیرای خشم عزیزان و اطرافیانتان باشید. پذیرای خشم کودکانتان نسبت به خودتان باشید تا درک کنند ابراز خشم‌شان نه‌تنها به شما آسیبی نرسانده، بلکه عمق رابطه‌تان را بیشتر کرده، تا بتوانند اگر کسی از آنها خشمگین شد، به راحتی پذیرای آن باشند و از همه مهم‌تر اینکه خشم را در درون خود پذیرا باشید تا وقتی آن را احساس می‌کنید، تلاش نکنید هرطور شده از شر آن خلاص شوید. احساسات ما نیرومندتر از آن هستند که به این راحتی بتوان آنها را نادیده گرفت. برای این کار باید انرژی خیلی زیادی صرف کنید،  زیرا سیستم روانشناختی ما مسیر طبیعی خودرا طی میکند تا به ما کمک کند، اما ما می خواهیم این مسیر را منحرف کنیم.

تاوان نپذیرفتن احساس خشم انفجاری

وقتی ظرفیت پذیرش خشم خود را نداشته باشیم، دچار مشکل روانشناختی می‌شویم. اختلال خشم انفجاری متناوب یکی از این مشکلات است. راهی  برای نادیده گرفتن احساس خشم از طریق عمل بر روی محیط است. فردی که دچار این نوع مشکل روانشناختی شده، در عرض چند دقیقه پر از  نفرت می‌شود، در عرض چند دقیقه تمام لحظه‌های شیرین را فراموش میکند و طرف مقابلش برای چنددقیقه در نگاه او تبدیل می‌شود به مجسمه اهریمن! برای چند دقیقه تمام بخش‌های وجودی خود را خفه می‌کند و فقط به یکی از آنها می‌چسبد: نفرت! به عزیزان و اطرافیان خود فحاشی میکند و چه دل‌هایی که در این چند دقیقه می‌شکنند.

اندوه عمیق پس از خشم انفجاری

پس از این چند دقیقه است که تازه چشمان فرد به باقی صداهای درونی‌اش باز می‌شود. خاطرات خوبش را با فرد مقابل مرور میکند و آرزو میکند ایکاش زمان به اندازه چنددقیقه به عقب بر می‌گشت، اما افسوس که از آن چند دقیقه فقط پشیمانی و اندوهی عمیق برجای مانده و بهت و حیرت  همسر، فرزند یا همکار  از این حجم از خشم!

پس از پرخاش، اضطراب، افسردگی  و احساس گناه دامن‌گیر فرد میشود، اما برخی این پشیمانی و احساس گناه را نیز در خود خفه می‌کنندیا دیگران وموقعیت‌ها را مقصر عصبانیت خود می‌دانند.

دلایل پزشکی خشم انفجاری

برخی علل پزشکی نیز برای بروز پرخاشگری مطرح شده‌اند. صرع یکی از این عوامل است. مشاهدات آزمایشگاهی نشان داده دستگاه لیمبیک مغز یکی از اعضای فعال و درگیر هنگام پرخاشگری است. هورمون تستوسترون که هورمون مردانه است نیز در پرخاشگری موثر است. میزان بالای آن موجب پرخاشگرتر شدن فرد می‌شود. سروتونین انتقال‌دهنده عصبی موثر در مهار رفتاری است. افرادی که مبتلا به اختلال انفجاری متناوب هستند، معمولا از سطح پایین‌تری از سروتونین برخوردارند. به همین دلیل است که کنترل تکانه برایشان دشوارتر است.

عوامل اجتماعی زمینه‌ساز خشم انفجاری

برخی عوامل اجتماعی نیز زمینه را برای این اختلال ایجاد می‌کنند. تجربه مزمن محیط پرخصومت خانگی، تجربه ظلم و ستم خصوصا در دوران حساس کودکی، زمینه‌ساز این مشکل میشوند. والدین پرخاشگر و تکانشی الگوهای نامناسبی برای کودکان هستند. به ویژه در سنینی که کودک به دنبال فردی می‌گردد تا با او همانندسازی کند. نمیتوان انتظار داشت کودکانی با ظرفیت بالای احساس و ابراز خشم داشته باشیم. درحالی که خودمان چنین ظرفیتی را در خود پرورش نداده‌ایم. اگر چنین ظرفیتی در خود ایجاد کنیم، بدون صرف انرژی برای آموزش، کودکانی با ظرفیت بالای تجربه احساسی خواهیم داشت.

منبع: آگاه‌کلینیک

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید