نقد فیلم Ready or Not 2: Here I Come | قایم‌باشک با بازوکا

نقد فیلم Ready or Not 2: Here I Come | قایم‌باشک با بازوکا

در تاریخ سینما، دنباله‌سازی همواره فعالیتی مشکوک بوده است؛ تلاشی میان‌مایه برای دوشیدن شیر موفقیت یک ایده اوریجینال تا آخرین قطره. زمانی که در سال ۲۰۱۹، فیلم Ready or Not با آن پایان‌بندی نبوغ‌آمیز و انفجاری به کار خود پایان داد، پرونده گریس و خانواده لِدوماس برای اکثر ما بسته شده بود. اما هالیوودِ سال ۲۰۲۶، هالیوودِ «پایان» نیست، هالیوودِ «گسترش» است.

کد خبر : ۲۹۷۷۳۸
بازدید : ۳

پنج سال از زمانی که گریس (با بازی خیره‌کننده سامارا ویوینگ) با لباسی تکه‌تکه و غرق در خون، روی پله‌های عمارت لِدوماس نشست و به بازماندگان منفجر شده خانواده شوهرش نگریست می‌گذرد. در دنیای واقعی، ما مدت زیادی منتظر بودیم، اما در دنیای فیلم، کابوس گریس تنها چند لحظه بعد از پایان فیلم اول دوباره آغاز می‌شود.

کارگردانان محبوب ما، «مت بتینلی-اولپین» و «تایلر جیلت» (تیم رادیو سایلنس)، با شعار «بزرگتر، خونی‌تر و شلوغ‌تر» بازگشته‌اند تا ثابت کنند نفرین دنباله‌ها همیشه کارگر نیست. در ادامه با نقد فیلم Ready or Not 2: Here I Come همراه ما باشید.

در تاریخ سینما، دنباله‌سازی همواره فعالیتی مشکوک بوده است؛ تلاشی میان‌مایه برای دوشیدن شیر موفقیت یک ایده اوریجینال تا آخرین قطره. زمانی که در سال ۲۰۱۹، فیلم Ready or Not با آن پایان‌بندی نبوغ‌آمیز و انفجاری به کار خود پایان داد، پرونده گریس و خانواده لِدوماس برای اکثر ما بسته شده بود. اما هالیوودِ سال ۲۰۲۶، هالیوودِ «پایان» نیست، هالیوودِ «گسترش» است.

بازگشت به دنیای «آقای لِبِیل» ریسک بزرگی بود؛ ریسکی که یا می‌توانست خاطره خوب قسمت اول را لکه‌دار کند و یا آن را به یک فرنچایز معتبر تبدیل نماید. خوشبختانه، Ready or Not 2: Here I Come با هوشمندی از دام تکرار صرف گریخته و به جای ساختن یک «بازسازی مخفی»، به سراغ ساختن یک «جهان موازی» رفته است. این فیلم نه تنها یک دنباله، بلکه یک بازنگری در مفهوم بقاست.

این دنباله، تمام اشتباهات دنباله‌سازی در هالیوود را دور می‌زند. فیلمنامه به جای تکرار، تشدید می‌کند. ما با یک سیستم جهانی روبرو هستیم، نوعی «جان ویک» در دنیای وحشت کمدی ثروتمندان. تنها ایراد فیلم، پرده دوم آن است که بیش از حد درگیر توضیح قوانین شورای عالی می‌شود و ضرب‌آهنگ اکشن را برای ۲۰ دقیقه کُند می‌کند.

به طور کلی نوشتن درباره دنباله‌های سینمایی، به‌ویژه در ژانری که به «وحشت-کمدی» شهرت یافته، همواره مانند راه رفتن روی لبه تیغ است. مخاطب از یک سو خواهان همان هیجان و اتمسفری است که در قسمت اول تجربه کرده و از سوی دیگر، از تکرار مکررات بیزار است. فیلم Ready or Not 2: Here I Come محصول سال ۲۰۲۶، نه تنها این چالش را پذیرفته، بلکه با جسارتی ستودنی، مرزهای دنیای کوچک و کلاستروفوبیک خود را درهم شکسته تا به چیزی بزرگ‌تر، خشن‌تر و به طرز عجیبی، متفکرانه‌تر تبدیل شود. در ادامه، کالبدشکافی دقیقی از این اثر خواهیم داشت؛ اثری که ثابت می‌کند بازی «قایم‌باشک» تازه وارد مراحل جدی خود شده است.

داستان: وقتی پلیس حرفت را باور نمی‌کند

812

فیلم دقیقاً از همان ثانیه‌ای شروع می‌شود که اولی تمام شد. گریس که توسط پلیس و گروه پزشکی اورژانسی محاصره شده، پس از خدمات درمانی فوری و بازگشت مجدد به زندگی، با دستبند روبرو می‌شود. داستان زمانی تغییر مسیر می‌دهد که او در یک بیمارستان (به سبک سارا کانر در ترمیناتور) بستری می‌شود، اما خیلی زود خواهرِ از هم جدا شده‌اش، «فِیث» (با بازی کاترین نیوتن)، به عنوان تنها رابط اضطراری او وارد صحنه می‌شود. اما این یک تجدید دیدار خانوادگی گرم نیست؛ فِیث کلید ورود گریس به مرحله جدیدی از بازی است. این بار، نه فقط یک خانواده، بلکه چهار خانواده نخبه که «شورای عالی» کنترل‌کننده جهان را تشکیل می‌دهند، به دنبال سر گریس هستند تا کرسی قدرت را تصاحب کنند.

دقت کنید که داستان فیلم دقیقاً از همان جایی آغاز می‌شود که منطق حکم می‌کند: تبعات یک کشتار دسته‌جمعی. گریس، با بازی درخشان و بی‌نقص سامارا ویوینگ، دیگر آن عروس معصومی نیست که به دنبال پذیرفته شدن در یک خانواده ثروتمند بود. سکانس افتتاحیه فیلم در بیمارستان، ادای دینی آشکار به کلاسیک‌هایی چون Terminator 2 است.

گریس در اینجا نمادی از «زنِ نادیده گرفته شده» است؛ کسی که حقیقت را می‌گوید اما برچسب جنون می‌خورد.‌ فیلمنامه در اینجا لایه‌ای از واقع‌گرایی تلخ را به اسطوره‌شناسی ماورایی خود اضافه می‌کند. در واقعیت پلیس و سیستم قضایی، داستان «شکار انسان توسط اشراف شیطان‌پرست» را نمی‌پذیرند. این شروع قدرتمند، بلافاصله تماشاگر را در موقعیت همدلی با گریس قرار می‌دهد. اما نبوغ اصلی فیلمنامه زمانی رخ می‌دهد که شخصیت «فِیث» وارد می‌شود. معرفی خواهر گریس، پویایی داستان را از یک «تلاش فردی برای بقا» به یک «درام خانوادگی در بستر خونین» تغییر می‌دهد.

اسطوره‌شناسی: بوروکراسی شیطان

813

یکی از ویژگی‌های بارز این دنباله، گسترش بی‌محابای جهان فیلم است. اگر در قسمت اول، شرارت در دیوارهای یک عمارت محصور بود، در اینجا با مفهومی به نام «شورای عالی» آشنا می‌شویم. این ایده که ثروت‌های کلان جهان نه بر اساس شانس یا هوش تجاری، بلکه بر پایه قراردادهای خونین با موجودی ماورایی بنا شده‌اند، نقد طبقاتی فیلم را تند و تیزتر از قبل می‌کند.‌ فیلم Ready or Not 2: Here I Come با مهارتی خاص، بوروکراسیِ حاکم بر این فرقه را به تصویر می‌کشد.

شیطان در این فیلم، نه یک موجود شاخ‌دار در اعماق زمین، بلکه چند «خاندان ثروتمند» هستند که همه‌چیز جهان را با جان انسان‌ها نقد می‌کنند. این رویکرد، حسی از وحشتِ کلاستروفوبیک را به کل جامعه تسری می‌دهد. با این حال، به عنوان یک منتقد باید اشاره کنم که گاهی توضیح بیش از حدِ قوانینِ این شورا، از ابهت و ترسناک بودن ماجرا می‌کاهد. ابهام همیشه متحد وحشت است و فیلم در میانه راه، کمی بیش از حد به سمت شفافیت می‌رود.

یکی از بخش‌هایی که ریتم فیلم را کند می‌کند، اصرار فیلمنامه بر توضیح «قوانین» است. ما با هجمه‌ای از اطلاعات درباره «سوگندهای خونین»، «سلسله مراتب شورا» و «حق وتوی شیطان» روبرو هستیم که گاهی از هیجان شکار می‌کاهد. البته یکی از غافلگیری‌های بزرگ فیلم در این بخش، حضور الایجا وود در نقش وکیلِ «شورای عالی» است.

او با آرامشی ترسناک، بوروکراسیِ حاکم بر قتل‌های آیینی را مدیریت می‌کند. حضور او نشان‌دهنده تغییر لحن فیلم به سمت یک طنز سیاه گزنده‌تر است؛ جایی که قتل تنها یک «بند در قرارداد» و «فرآیند اداری» تلقی می‌شود. همچنین حضور «الایجا وود» در نقش وکیل شیطان، اگرچه انتخابی جسورانه و جذاب است، اما شخصیت او پتانسیل بیشتری داشت که در شلوغیِ اکشنِ پایانی کمی هدر رفته است.

تحلیل فرمی: رقص دوربین در قتلگاه

814

تیم کارگردانی (رادیو سایلنس) نشان داده است که درک عمیقی از «میزانسن وحشت» دارد. در این قسمت، مقیاس تولید به مراتب بزرگتر شده است. لوکیشن اصلی که یک عمارت ساحلی و کازینوی فوق‌مدرن است، تضاد عجیبی با سنت‌های گوتیک قسمت اول دارد. نورپردازی نئونی کازینو در تقابل با خون‌های سرخی که روی زمین می‌پاشد، جلوه‌ای بصری ایجاد کرده که یادآور آثار سبک «جیالو» ایتالیایی است.‌ دوربین در این فیلم، نه یک ناظر بی‌پناه، بلکه یک شرکت‌کننده فعال است.

سکانس‌های تعقیب و گریز در زمین گلف، با استفاده از نماهای باز و عمق میدان زیاد، حس ناامنی شدیدی را ایجاد می‌کنند. تماشاگر مدام در جستجوی تهدیدی است که ممکن است از هر گوشه این فضای وسیع به بیرون پرتاب شود. موسیقی متن نیز با ترکیبی از سازهای زهی کلاسیک و اصوات ناهنجار الکترونیک، به خوبی تنش موجود را دوچندان می‌کند.

کارگردانان فیلم، یعنی «مت بتینلی-اولپین» و «تایلر جیلت»، به خوبی می‌دانند که چگونه تنش را مدیریت کنند. آن‌ها از وسعتِ مکان‌های جدید فیلم (از آن استراحتگاه مجلل ساحلی گرفته تا کازینوهای پر زرق‌وبرق) برای ایجاد حس ناامنی استفاده کرده‌اند. وقتی اکشن شروع می‌شود، فیلم دیگر به عقب نگاه نمی‌کند. خشونت در اینجا، «کاتارسیس» یا همان تخلیه روانی است. انفجارهای بدنی که حالا به امضای این سری تبدیل شده، در این قسمت با نوعی شکوهِ بصریِ پوچ همراه است؛ گویی جهان دارد علیه کسانی که قوانینش را به بازی گرفته‌اند، شورش می‌کند.

815

بنابراین از نظر فنی، فیلم یک جهش بزرگ نسبت به قسمت اول محسوب می‌شود. اگر فیلم اول در سایه‌های زرد و قهوه‌ای یک عمارت قدیمی می‌گذشت، این دنباله از پالت رنگی نئونی و سرد استفاده می‌کند. بخش زیادی از داستان در یک استراحتگاه کازینویی مجلل جریان دارد که با نورهای صورتی و آبی تزیین شده است. این تضاد بصری بین محیط‌های پر زرق‌وبرق و خشونتِ عریان و وحشیانه‌ای که در آن‌ها رخ می‌دهد، حسی از «پوچیِ مدرن» را القا می‌کند.‌

سکانس تعقیب و گریز در زمین گلف، نمونه‌ای درخشان از خلاقیت کارگردانان است. استفاده از ماشین‌های گلف و سلاح‌های نامتعارف، همان طنز سیاه و پانکی را دارد که طرفداران انتظارش را داشتند. فیلم در این لحظات به یک «پارتی دیوانه‌وار» تبدیل می‌شود که در آن اکشن و کمدی به شکلی تفکیک‌ناپذیر با هم ترکیب شده‌اند. کارگردانی تیم رادیو سایلنس نشان می‌دهد که آن‌ها به خوبی می‌دانند چگونه مقیاس فیلم را بزرگ کنند بدون آنکه روحِ مستقل و بی‌‌پروای آن را از دست بدهند.

سامارا ویوینگ در این فیلم رسماً جایگاه خود را به عنوان «ملکه جیغ» نسل جدید تثبیت می‌کند. اما او جیغ نمی‌کشد که کمک بخواهد؛ او فریاد می‌زند تا خشم خود را تخلیه کند. بازی او در صحنه‌های مواجهه با «الایجا وود» (که نقشی کوتاه اما خیره‌کننده به عنوان وکیل شیطان دارد) سرشار از جزئیات است. ویوینگ موفق می‌شود خستگیِ زنی را نشان دهد که از فرار کردن خسته شده و حالا تصمیم گرفته است به قلب تاریکی یورش ببرد. کاترین نیوتن نیز در نقش فِیث، مکمل بسیار خوبی است. تضاد بین شخصیتِ عمل‌گرا و کمی بدبینِ گریس با شخصیتِ ناپخته اما شجاعِ فِیث، لحظات عاطفی فیلم را می‌سازد. رابطه این دو خواهر، قلب تپنده فیلم است؛ قلبی که در میان دریایی از خون می‌تپد.

اما مانند قسمت اول، طنز سیاه در اینجا نقش یک سوپاپ اطمینان را دارد. فیلم به درستی درک کرده که موقعیت «شکار انسان توسط اشراف زوال‌یافته» به خودی خود مضحک است. شوخی‌های فیلم عمدتاً متوجه ناتوانی و بلاهت طبقه حاکم است. کسانی که بدون ثروت موروثی و قدرت‌های ماورایی، حتی توانایی بستن بند کفش خود را هم ندارند. این نقد که «قدرتمندان تنها به واسطه ترس و پیمان‌هایشان قدرتمندند»، در سکانس پایانی به اوج خود می‌رسد.

در نتیجه فیلم همچنان به سنت خود در هجو طبقه ثروتمند وفادار است. ثروتمندان در این فیلم، تنها زمانی قدرتمندند که پشت دیوارهای امن و قراردادهایشان پنهان شده باشند. به محض اینکه گریس آن‌ها را به میدان جنگِ واقعی می‌کشاند، بلاهت و ناتوانی آن‌ها آشکار می‌شود. این ایده که «قدرتِ مطلق، حماقتِ مطلق می‌آورد»، به شکلی طنزآمیز در صحنه‌هایی که اعضای شورا سعی می‌کنند از سلاح‌های پیشرفته‌شان استفاده کنند، به نمایش درمی‌آید. آن‌ها در غیابِ خدمتکاران و محافظانشان، موجوداتی درمانده‌اند که حتی نمی‌توانند یک نقشه ساده را بدون اشتباه اجرا کنند.

البته بازهم باید تکرار کرد که فیلم در بخش میانی کمی دچار افت ریتم می‌شود؛ جایی که تلاش می‌کند تمام مهره‌های جدید را روی تخته شطرنج بچیند. اما به محض اینکه پرده سوم آغاز می‌شود، فیلم دیگر به عقب نگاه نمی‌کند. سکانس‌های اکشن نهایی، با خشونت فانتزی و در عین حال تکان‌دهنده، به خوبی طراحی شده‌اند. برخلاف بسیاری از دنباله‌ها که در پایان‌بندی دچار لکنت می‌شوند، Ready or Not 2 با یک انفجار (به معنای واقعی کلمه) به کار خود پایان می‌دهد که هم رضایت‌بخش است و هم راه را برای تامل بیشتر باز می‌گذارد.

نتیجه‌گیری: ضیافتی برای دوستداران سینمای ژانر

816

در مجموع، Ready or Not 2: Here I Come اثری است که احترام خود را به مخاطب ثابت می‌کند. این فیلمی نیست که فقط برای پول ساخته شده باشد؛ بلکه پشت آن ذهن‌های خلاقی حضور دارند که می‌دانند چگونه سنت‌های وحشت کمدی را با نیازهای مخاطب مدرن ترکیب کنند.‌ اگرچه شاید آن حسِ تازگیِ مطلقِ قسمت اول دیگر تکرار نشود، اما این دنباله با تکیه بر بازی‌های درخشان، کارگردانی فنیِ سطح بالا و فیلمنامه‌ای که از گسترش مرزهای خود نمی‌ترسد، نمره‌ای بسیار فراتر از استانداردهای معمول دنباله‌سازی دریافت می‌کند.

این فیلم ثابت می‌کند که گاهی اوقات، بازگشت به میدان نبرد، نه تنها لازم، بلکه ضروری است تا ببینیم گریس و به تبع آن، طبقه تحت ستم تا کجا می‌تواند در برابر هیولاهای شیک‌پوش ایستادگی کند.‌ برای کسانی که به دنبال سینمایی هستند که در آن «سرگرمی خالص» با «گزشی هوشمندانه» گره خورده باشد، این فیلم بهترین انتخاب سال ۲۰۲۶ تا به اینجاست. بازی هنوز تمام نشده است؛ در واقع، تازه شروع شده است.

نقطه عطف فیلم، معرفی خواهر گریس، «فِیث» است. تقابل این دو خواهر که سال‌ها از هم دور بوده‌اند، در میانه یک تعقیب و گریز وحشیانه در یک استراحتگاه مجلل، لایه‌ای عاطفی به فیلم اضافه کرده است که در قسمت اول وجود نداشت. اگر فیلم اول درباره «خیانتِ خانواده همسر» بود، فیلم دوم درباره «اتحاد دوباره خانواده خونی» برای بقا در برابر سیستمی است که انسان‌ها را تنها به عنوان مهره‌های قربانی می‌بیند.

آیا Ready or Not 2: Here I Come به اندازه فیلم اول اورجینال و تکان‌دهنده است؟ خیر. اما آیا یک دنباله سرگرم‌کننده، پر از آدرنالین و کمی خنده‌دار است؟ قطعاً. بتینلی-اولپین و جیلت موفق شده‌اند مقیاس بازی را بدون از دست دادن روح آن بزرگ کنند. این فیلم برای کسانی که به دنبال دیدن انتقام سخت گریس از دنیای اشرافیتِ شیطان‌پرست هستند، یک ضیافت کامل است.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید