چرا رباتها نمیتوانند جای سگهای راهنما را بگیرند؟
در کنار وظایف اجباری، رفتارهای داوطلبانه نیز دارند؛ مانند نزدیک شدن به صاحبشان برای آرامش دادن. این کار جزء وظایف رسمی نیست، اما سگ آن را «انتخاب» میکند.
سگی که سالها بهعنوان همراه و یار وفادار انسان شناخته میشود، دنیایی از مراقبت و درک متقابل با صاحبش ایجاد میکند؛ دنیایی که هیچ فناوری مدرن هنوز قادر به رقابت با آن نیست.
مسیر سخت تربیت یک سگ راهنما
در نگاه اول، شاید شغل سگهای راهنما یکی از نخستین کارهایی به نظر برسد که فناوری میتواند جایگزینش شود. سگهای آموزشدیده سالها تحت تمرینهای سخت و پرهزینه قرار میگیرند تا بتوانند افراد دارای مشکلات بینایی یا محدودیتهای جسمی را در مسیرها همراهی کنند، درها را باز کنند، اشیا را بیاورند و حتی تغییرات خطرناک قند خون را تشخیص دهند.
اما مسیر آموزش آنها بسیار دشوار است و تنها بخشی از تولهها به مرحله فارغالتحصیلی میرسند. همین سختگیری باعث میشود هزینه تربیت هر سگ به رقم بسیار بالا برسد. علاوه بر این، صاحب سگ باید مراقبت روزانه از حیوان را هم بر عهده بگیرد؛ از غذا و ورزش گرفته تا رسیدگیهای دیگر.
در مقابل، ایده «سگ رباتیک» ساده و جذاب به نظر میرسد:
ریختوپاش ندارد، نیاز به غذا و مراقبت ندارد، و به لطف پیشرفتهای شگفتانگیز در رباتیک، میتواند دستورهای متنوعی را درک کند و با سیستمهای موقعیتیاب مقصد را دنبال کند.
اما با وجود این امکانات، وقتی انتخاب بین یک سگ واقعی و یک ربات باشد، گزینه برتر همچنان موجود زنده است. علت این موضوع هم در مواردی نهفته که با فرمول و عدد و معیارهای مهندسی قابل اندازهگیری نیست.
«دنیای مراقبت نادیدنی» میان انسان و سگ
گروهی از پژوهشگران دانشگاه تورکو و دانشگاه آالتو در فنلاند زندگی روزمره ۱۳ سگ راهنما و صاحبانشان را بررسی کردند. نتیجه مطالعه آنها مفهومی بود که آن را «دنیای مراقبت نادیدنی» نامیدند؛ رابطهای دوطرفه که بر پایه اعتماد شکل گرفته است.
در این رابطه، فقط انسان مراقب سگ نیست یا بالعکس؛ هر دو در نقش مراقب و مراقبتشونده قرار میگیرند.
سگ با درک وضعیت جسمی و روحی صاحبش و توجه به کوچکترین حرکات و نشانهها، اعتماد او را بهدست میآورد؛ چیزی که یک ماشین قادر به انجامش نیست. سگها استاد درک نشانههای غیرکلامیاند؛ در حالی که یک ربات فقط دستورهای تعریفشده را تحلیل میکند.
یکی از شرکتکنندگان پژوهش میگوید:
«زمانی که بیناییام را از دست دادم و سگ راهنما گرفتم، انگار زندگیام متوقف شد. مجبور شدم بخشی از کنترل را واگذار و به سگ اعتماد کنم تا مسیرها را هدایت کند و در زندگی روزمره مراقبم باشد.»
سگهای راهنما فقط وظیفه انجام نمیدهند؛ تصمیم هم میگیرند
این پژوهش نشان میدهد بر خلاف تصور رایج، سگها موجوداتی منفعل نیستند. درست است که دستورها را اجرا میکنند، اما نقش آنها فراتر از یک فرمانبر ساده است.
در کنار وظایف اجباری، رفتارهای داوطلبانه نیز دارند؛ مانند نزدیک شدن به صاحبشان برای آرامش دادن. این کار جزء وظایف رسمی نیست، اما سگ آن را «انتخاب» میکند.
یکی از صاحبان سگ راهنما میگوید:
«او دوست دارد همیشه کمی تماس بدنی با من داشته باشیم. انگار نقش یک پتوی سنگین آرامبخش را بازی میکند. رابطهمان مثل یک همزیستی کامل است؛ یک تیم دو نفره که مشخص نیست کجا انسان تمام میشود و کجا سگ شروع میشود.»
پیشرفت رباتها؛ اما هنوز یک چیز کم است
با وجود برتری سگهای واقعی، فناوری هم عقب نمانده است. برخی شرکتها دستگاههایی طراحی کردهاند که به افراد کمبینا کمک میکند مسیر را پیدا کنند. حتی رباتهای چهارپای جدید با توانایی شناخت دستورهای نوشتاری و انجام خودکار کارها معرفی شدهاند.
در یک ویدئو، یک ربات چهارپا لیست کارهای نوشتهشده روی تخته را میخواند، کفشها را جمع میکند، زباله را بیرون میبرد و لباسها را درون سبد میگذارد. حتی با سگ واقعی خانه هم تعامل میکند و او را برای پیادهروی میبرد.
البته مشخص نیست چقدر از آن ویدئو واقعی و چقدر نمایشی بوده است، اما نشان میدهد رباتها در حال پیشرفتاند.
با این حال، حتی پیشرفتهترین مدلها هم فاقد یک ویژگی اساسیاند:
رباتی که تو را برای پیادهروی ببرد قابلتوجه است، اما سگی که «بفهمد» چه زمانی باید تو را برای پیادهروی ببرد، چیز دیگری است.
منبع: عصر ایران