آیا دلفینهای ایران واقعاً بمب حمل میکنند؟
در دهههای قبل دلفینهای پوزهبطری به دلیل توانایی تفکیک اشیاء فلزی و غیرفلزی و درعینحال، شناسایی اجسام پنهان در زیر لایههای رسوبی کف دریا، به ابزار فوقالعادهای برای شناسایی مینهای دریایی تبدیل شدند
چند روز پیش پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این کشور در نشست خبری پنتاگون با چند سؤال غافلگیرکننده روبرو شدند که یکبار دیگر بحث پروندهای قدیمی و جنجالی را در محافل علمی و نظامی به میان کشید.
خبرنگار دیلیوایر با استناد به گزارش والاستریت ژورنال، درباره احتمال استفاده ایران از «دلفینهای انتحاری» برای مقابله با محاصره دریایی در تنگه هرمز از آنها سؤال کرد. پیت هگست، با لحن کنایهآمیزی علاوه بر طفره رفتن از تأیید یا تکذیب برنامههای مشابه آمریکا، ادعا کرد که ایران چنین توانمندی عملیاتی در قالب دلفینهای انتحاری ندارد. ژنرال کین هم با تشبیه این گزارشها به داستانهای تخیلی کوسههای مجهز به پرتو لیزر، بر ماهیت غیرمحتمل این ادعاها ازنظر نظامی تأکید کرد.
اما به هر ترتیب، ریشه این ماجرا به دههها پیش و معاملات تسلیحاتی پیچیدهای برمیگردد که نام ایران را در فهرست معدود کشورهای دارنده «یگانهای پستانداران دریایی» قرار داد.
میراث شوروی و دلفینهای جنگجو
ایده استفاده از هوش سرشار دلفینها برای مقاصد نظامی، محصول دوران اوج جنگ سرد است. اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۶۰ میلادی و تحت تأثیر موفقیتهای اولیه نیروی دریایی آمریکا در برنامه موسوم به NMMP، مرکز تحقیقاتی مخفیانهای را در سواستوپل (شبهجزیره کریمه) و خلیج قزاقستان ایجاد کرد. هدف اصلی این برنامه، بهرهبرداری از سیستم ردیابی صوتی دلفینها بود که بهمراتب از تکنولوژیهای الکترونیکی آن زمان پیشرفتهتر عمل میکرد.

دلفینهای پوزهبطری به دلیل توانایی تفکیک اشیاء فلزی و غیرفلزی و درعینحال، شناسایی اجسام پنهان در زیر لایههای رسوبی کف دریا، به ابزار فوقالعادهای برای شناسایی مینهای دریایی تبدیل شدند. البته گزارشهای زیادی به این نکته اشاره داشت که در آن دوره، شوروی علاوه بر نقشهای دفاعی، به دنبال آموزش دلفینها برای مأموریتهای تهاجمی هم بوده که بخشی از این مأموریتها شامل بستن مینهای چسبنده به بدنه کشتیهای دشمن، شکار غواصان متخاصم با استفاده از نیزههای نصبشده بر پشت حیوان و حتی مأموریتهای انتحاری در برابر زیردریاییها میشد.
شایعه خریداری دلفینها توسط ایران
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به دلیل بحران اقتصادی، بودجه خیلی از پروژههای نظامی متوقف شد و بوریس ژورید، یکی از مربیان ارشد دلفینهای نظامی در مرکز سواستوپل هم با وضعیتی بحرانی روبرو گردید؛ او برای سیر کردن ۲۷ پستاندار دریاییاش ازجمله دلفین، نهنگ سفید، فوک و شیر دریایی روزانه به مبالغ هنگفتی نیاز داشت که دولت اوکراین قادر به تأمین آن نبود.
از سوی دیگر و در اوایل سال ۲۰۰۰ میلادی خبری منتشر شد که جامعه اطلاعاتی غرب را شوکه کرد: ایران این مجموعه از حیوانات آموزشدیده را به همراه تیم مربیان خریداری کرد! ژورید در آن زمان اعلام کرد که این حیوانات به یک مرکز گردشگری در جزیره کیش انتقال دادهشده و تأیید کرد که بعضی از آنها، ازجمله یک نهنگ سفید به نام «وایت»، سابقه حضور در برنامههای نظامی شوروی را داشتهاند.
رسانههای روسی در آن زمان با تیترهایی مثل «خرابکاران دریایی در خدمت ارتش ایران»، بر جنبههای نظامی این انتقال تأکید کردند. در صورت صحت این خبر، حالا و با گذشت بیش از ۲۵ سال از آن زمان، احتمالاً اکثر این جانوران درگذشتهاند و به نظر میرسد که حالا هم تمام شایعات مطرحشده بر پایه این خبر قدیمی پایهگذاری شده است.
تحلیل فنی: دلفینها چگونه برای جنگ آموزش میبینند؟
آموزش دلفینهای نظامی فرآیند پیچیده و زمانبری است که بر پایه اصول شرطیسازی عاملی بنا میشود؛ بدین معنا که مربیان با استفاده از پاداشهای غذایی، حیوانات را برای شناسایی الگوهای صوتی خاصی آموزش میدهند.
قابلیتهای ردیابی
دلفینها با ارسال پالسهای صوتی با فرکانس بالا، تصویری سهبعدی از محیط اطرافشان میسازند. این توانایی به آنها اجازه میدهد تا حتی در آبهای کدر که میدان دید صفر است، اشیاء را شناسایی کنند. درنتیجه دلفینها با پهنای باند وسیعشان قادرند تا اشیائی به کوچکی یک سکه را در فواصل ده متری تشخیص دهند.
تسلیحات و تجهیزات الحاقی
در برنامههای نظامی، دلفینها به تجهیزات ویژهای مجهز میشوند. جدول زیر بعضی از این تجهیزات گزارششده در برنامههای شوروی و آمریکا را مقایسه میکند:

راستی آزمایی ادعای «دلفینهای انتحاری»
عبارت «دلفین انتحاری» یا «کامیکازه» به معنای حیوانی است که مواد منفجره را با بدن خود حمل کرده و با برخورد به هدف، خودش هم نابود میشود.
نکته جالب توجه در بررسی های تاریخی این است که تا به امروز هیچ مورد قطعی درباره آنکه یک دلفین نظامی توانسته گرچه این ایده در ادبیات جاسوسی واقعاً جذاب است، اما در تحلیلهای علمی و نظامی تردیدهای جدی دراینباره مطرح میشود که مهمترینهای آنها عبارتاند از:
۱. محدودیتهای شناختی و تشخیص دوست از دشمن
یکی از بزرگترین موانع در استفاده تهاجمی از دلفینها، ناتوانی آنها در تشخیص بین کشتیهای خودی و دشمن در شرایط جنگ است. دلفینها حیوانات اجتماعی و صلحجویی هستند و گزارشهای مربیان سابق آمریکایی نشان میدهد که در اکثر تمرینات، دلفینها بهجای حمله به هدف، رفتارهای محبتآمیزی نسبت به غواصان نشان دادهاند.
به همین خاطر، رها کردن یک «بمب متحرک بیولوژیک» در منطقه پرترددی مثل تنگه هرمز، ریسک بالایی برای نیروهای خودی دارد.
۲. پایداری و طول عمر حیوانات
حتی اگر شایعه خرید دلفینها در سال ۲۰۰۰ توسط ایران صحت هم داشته باشد، این دلفینها اگر زنده هم باشند، در سنین پیری (بالای ۳۰ تا ۴۰ سال) هستند.
گرچه دلفینها میتوانند تا ۵۰ سال عمر کنند، اما حفظ قدرت عملیاتی آنها نیازمند مراقبتهای پزشکی بسیار گران و تغذیه خاص است که در شرایط تحریم و بحرانهای اقتصادی، اولویتی به مراتب پایینتر از پروژههای مدرن موشکی و پهپادی دارد.
۳. ظهور شهپادها
در دنیای امروز، پیشرفت در حوزه وسایل نقلیه زیرسطحی بدون سرنشین (شهپادها)، نیاز به پستانداران دریایی برای فعالیت های انتحاری را بهشدت کاهش داده. شهپادهای زیردریایی مدرن میتوانند تا ۳ ماه در عمق آب بمانند، خسته نمیشوند، نیاز به غذا ندارند و کاملاً تحت کنترل اپراتور هستند. درنتیجه سرمایهگذاری بر روی یک شهپاد بسیار منطقیتر از پرورش و آموزش دهساله یک دلفین است.
درنتیجه انتشار اخباری درباره دلفینهای انتحاری ایران، بیشتر شبیه شایعه است تا واقعیت. از سوی دیگر منطقی هم هست که در جریان جنگ، با توجه به عدم دسترسی به اینترنت و ابهامهای متعدد در مورد مسائل مختلف شاهد بروز شایعات مشابهی ازجمله «ابر دزدی» یا «سرقت ابرها» هم باشیم.
به این ترتیب،به نظر می رسد که موضوع دلفینهای انتحاری هم از یک واقعیت علمی (وجود دلفینهای مینیاب در ارتشهای جهان) به یک افسانه نظامی (دلفینهایی که مثل اژدر عمل میکنند) تبدیل شده است

مقایسه دلفینهای نظامی با شهپادها
با یک مقایسه ساده بین شهپادهای نظامی با دلفینهای آموزشدیده میتوان دریافت که در دنیای مدرن، استفاده از جانوران باهوشی مثل دلفین در میدانها جنگی اصلاً بهصرفه و منطقی و اخلاقی نیست:

با بررسی شواهد تاریخی و محدودیتهای بیولوژیکی، میتوان نتیجه گرفت که ادعای استفاده ایران از «دلفینهای انتحاری» در مقطع فعلی بیشتر یک بزرگنمایی رسانهای است تا یک واقعیت میدانی.
حتی اگر اخبار خریداری دلفینها در سال ۲۰۰۰ صحت داشته باشد هم این حیوانات احتمالاً برای شناسایی مین یا حفاظت از بنادر استراتژیک در خلیجفارس به کار گرفته شده بودند و نه برای حملات انتحاری. منطقی است که ایران بهجای دلفین، بر توسعه زیردریاییهای کوچک و پهپادهای انتحاری متمرکزشده که کارایی بهمراتب بالاتری در نبردهای نامنظم دارد.
منبع: خبرآنلاین