مصریان باستان چگونه میجنگیدند؟
از ژرفای تاریخ کهن، مصریان با بهرهگیری از نیروی نظامی خود جنگیدند و میراثی ماندگار بر جهان پیرامونشان بهجای گذاشتند.
فرادید| در امتداد کرانههای نیلِ باشکوه، مصریان یک امپراتوری بنا کردند که هزاران سال دوام آورد. در طول تاریخ خود با چالشهای بیشماری روبهرو شدند و قدرتهای عظیمی را که در پی نابودیشان بودند شکست دادند. با این حال، مصریان خود نیز سیاستی توسعهطلبانه داشتند و میکوشیدند همسایگانشان را مطیع خود کنند. هیچیک از این اهداف بدون قدرت ارتشهایشان ممکن نبود.
به گزارش فرادید، جغرافیا و منابع مصر نقش مهمی در شکلدهی به شیوهی جنگیدن آن ایفا کرد؛ از ملاحظات تدارکاتی گرفته تا فناوری ارتشها و چگونگی اعمال قدرت در حوزهی نفوذ.
ارتش نیرومند؛ بنیان جنگ

جزئیاتی از ارابهی جنگی تحوتموس چهارم (دودمان هجدهم)
مصر باستان نزدیک به ۳۰۰۰ سال تداوم آورد و یکنواختی در سراسر این بازهی زمانی ناممکن بود. در دورههایی ارتشها نیرومند و در دورههایی ضعیف بودند. دورههای ثبات اندک بود، اما یکی از مواردی که همواره برقرار بود، این بود که فرعون در رأس و در بالاترین سطح سلسلهمراتب نظامی ایستاده بود. او در رأس یک دولت بهشدت متمرکز، قدرت مطلق را اعمال میکرد و مرجع نهاییِ همهی امور نظامی بود.
در دورههای پادشاهی کهن و میانه، ساختار نظامی به پیچیدگی دورههای بعدی نبود و سازمان ارتش بیش از دورههای متأخر بر سربازگیری اجباری متکی بود. با این حال، ارتش مصر از عناصر گوناگونی تشکیل میشد، از جمله مزدورانی از سرزمینهای همسایه. در این زمان، سپاهها از سوی فرمانداران محلی موسوم به نومارکها بسیج میشدند. اما در دورهی پادشاهی میانه و در آغاز هزارهی دوم پیش از میلاد، فرعون آمنمهات اول، نخستین ارتش حرفهای همیشگی مصر را بنیان نهاد و بهاینترتیب بخش بزرگی از قدرت نومارکها را در اختیار گرفت. چند سده بعد، یورش هیکسوسها این نیاز به نیرویی حرفهای و همیشگی را تثبیت کرد.
در گذر زمان، اصلاحات ساختاری ارتش مصر آن را کارآمدتر کرد. در دورهی پادشاهی میانه، دهقانان سربازوظیفه جای خود را به سربازان حرفهای و طبقهای از افسران دادند که تواناییهای ارتش را در انجام مأموریتهایش بهاندازهی چشمگیری ارتقا دادند؛ هرچند این روند در دورهی پادشاهی نوین به اوج خود رسید.
جنگافزارها؛ ابزار کار

نقاشی روی چوب از فرعون توتعنخآمون بر ارابهی جنگی در حال نابود کردن دشمنانش
بدیهی است جنگافزارها برای ارتشهای مصر ضرورتی حیاتی بودند و انواع سلاحهای مورد استفاده به فناوری موجود در هر دوره و توانایی صنعتگران مصری در تولید آنها وابسته بود. در دورههای پیشدودمانی و آغاز دودمانی، نیزهها، خنجرها و گرزهای چوبی یا سنگی رایج بودند. کمانها نیز به کار میرفتند، اما ساده و کمدقت بودند. با این حال، صفوف انبوه کمانداران میتوانست پیش از درگیریِ تنبهتنِ پیادهنظام، دشمن را بهشدت تضعیف کند. با پیشرفت فناوری، سلاحها پیچیدهتر و متنوعتر شدند.
در دورهی پادشاهی میانه، شمشیرها و تبرهای مسی رایج بودند و سربازان به زرههای چرمی مجهز میشدند. در میانهی هزارهی دوم پیش از میلاد، مهاجمان هیکسوس کنترل مصر سفلی (شمال) را به دست گرفتند و ممفیس را غارت کردند. معرفی کمان مرکب و احتمالاً ارابهی جنگی به مصر و نیز پیشرفت در فلزکاری مفرغ، به آنان نسبت داده میشود. مصریان این فناوریهای نوین را اقتباس کردند و توانستند هیکسوسها را از مصر بیرون برانند. هرچند گمان میرود اسب و ارابه در دورههای پیشین نیز حضور داشتهاند، اما بهاحتمال زیاد هیکسوسها کارایی آنها را در میدان نبرد نشان دادند و تأثیر چشمگیری بر پذیرش آنها از سوی مصریان گذاشتند.

خُپِش، شمشیری داسمانند که به نماد شاخصی از جنگاوران مصر باستان بدل شد
با این حال، شکست هیکسوسها به تهدیدها علیه حاکمیت مصر پایان نداد. سدههای بعد شاهد جنگ با هیتیها و آشوب ناشی از مردمان دریا بود؛ مردمانی که گمان میرود نقش مهمی در فروپاشی عصر مفرغ داشتهاند. بدون ارتش نیرومند برای برطرف کردن تهدیدها و بازگرداندن نظم به پادشاهیِ تحت فشار، این چالشها غیرقابل عبور میشد.
در میانهی هزارهی دوم پیش از میلاد، خُپِش (شمشیری تبرمانن) معرفی شد و به نماد شاخصی از مصر باستان، بهویژه در دورهی پادشاهی نوین که کاربرد گستردهتری یافت، بدل شد. این سلاح با طراحی منحصربهفرد خود، کارکردی چندگانه و پویا داشت. هرچند توانایی فروکردن داشت، اما در اصل برای ضربات بُرنده و کوبشی طراحی شده بود. لبهی داخلیِ خمیدهی آن ابزاری کارآمد برای گیر انداختن و مهار سلاحهای حریف فراهم میکرد. خُپِش نماد جایگاه بود و با قدرت و اقتدار پیوند خورده بود. در پادشاهی نوین، زرههای پولکدار معرفی شدند، هرچند به تعداد کافی تولید نشدند تا سربازان عادی را هم مجهز کنند و بیشتر در اختیار نیروهای نخبه بودند.

تصویرسازی از پیادهنظام مصری از کتاب «تاریخ مصور جهان» اثر ای. والیس، جلد اول، ۱۸۷۵
کمان و تیر همچنان نقش محوری در جنگهای مصر داشتند و کمانهای مرکبِ معرفیشده توسط هیکسوسها بُرد و قدرت بسیار بیشتری به توان رزمی دوربرد مصر افزودند. این کمانها که از موادی چون چوب، رگوپی و شاخ ساخته میشدند، نیروی مضاعف و بُرد بیشتری فراهم میکردند. در کنار آنها، فلاخن و زوبین هم در نبردهای دوربرد به کار میرفتند.
مانند همهی ارتشهایی که هستهی اصلی آنها را پیادهنظام تشکیل میداد، سپرها نیز بخش مهمی از تجهیز نظامی مصر بودند. این ابزارهای سبک که از چوب یا چرم ساخته میشدند، حفاظت زیادی در برابر سلاحهای دوربرد و تنبهتن فراهم میکردند.
عامل دریایی

قایقها مؤلفهای حیاتی در تداوم جامعه و نفوذ مصر بودند
با توجه به اهمیت نیل در حملونقل جامعهی مصر، تعجبی نداشت که این رودخانه با کارآمدی ارتش مصر ادغام شود. تا پیش از دورهی پادشاهی نوین، کشتیهای مصری بیشتر برای حملونقل و ارتباطات به کار میرفتند. قایقهای ساختهشده از نی برای پیمایش نیل مناسب بودند؛ اما دریانوردی در مدیترانه به مصالح مستحکمتر نیاز داشت. با گسترش مصر فراتر از اطراف رود نیل، چوب مورد نیاز بود که همواره از چوب سدرِ منطقهی لبنان امروزی تأمین میشد. کشتیهای چوبی از مناطق دیگری همچون قبرس هم تهیه میشدند.

قایقی در حال انتقال اسیران نوبیایی
در دوران فرمانروایی رامسس سوم (حدود ۱۱۸۶ تا ۱۱۵۵ پیش از میلاد)، مردمان دریا پس از پایان دادن به امپراتوری قدرتمند هیتی به مصر رسیدند. آنها در نبرد دلتا (نبردی ترکیبی از نیروهای دریایی و پیادهنظام) متوقف شدند؛ جایی که کشتیهای بزرگتر مردمان دریا توسط شناورهای کوچکتر و چابکتر مصری مغلوب شدند.
در نبرد، کشتیها سکویی برای حملهی کمانداران به شناورهای دشمن فراهم میکردند؛ هرچند این تنها کارکردشان نبود. گرچه این یک موضوع مورد بحث است، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد مصریان شروع به تجهیز کشتیهای خود به دکلهای کوبنده کردند؛ یک نوآوری که سدهها بعد در جنگهای دریایی یونان شهرت یافت.
جنگ در بیابان

بیابان مصر محیطی سخت و بیرحم است
هنگامی که امنیت نیل دیگر در دسترس فوری نبود، جنگ در گسترهی بیابانهای منطقه به چالشی بزرگ بدل میشد که مصریان را وامیداشت عواملی چون گرما و کنترل منابع آب را مد نظر قرار دهند. بیابان همانقدر که برای مهاجمان مانع بود، برای خود مصریان نیز چالش ایجاد میکرد. آنها برای مقابله با تهدیدهایی همچون تهاجم خارجی و قبایل کوچنشین، پیرامون مرزها و در امتداد مسیرهای تجاری دژها و پاسگاههایی بنا کردند. این مراکز احتمالاً انبارهای تدارکاتی هم داشتند و میتوانستند ارتشهای در حال حرکت را پشتیبانی کنند.
بیابان شرقی دارای ثروت معدنی قابلتوجهی بود و لشکرکشیهای مکرر به ساخت معادن، چاهها، بنادر و مسیرهای پرتردد انجامید که میتوانستند بهعنوان شبکهای از ایستگاهها و خطوط تأمین هم استفاده شوند.
افزون بر بهرهگیری از سربازان نوبیایی که در جنگ بیابانی مهارت داشتند، مصریان از جادههای بیابانی برای حرکت سریع در زمین باز و اجرای مانورهای جناحی استفاده میکردند.
ابعاد دینی نیز در جنگهای مصر نقش داشت. بسیاری باور داشتند که باید در مصر بمیرند یا آیین تدفین ویژهای داشته باشند تا به حیات جاودان دست یابند. چنین شرایطی احتمالاً خارج از مصر فراهم نبود و این امر شاید یکی از عوامل متعدد در استفادهی گسترده از واحدهای مزدور در ارتش بوده است.
در طول عصر طولانی نفوذ گستردهی مصر باستان بر جهان پیرامون، نبردهای بسیاری در بیابانها رخ داد یا نتیجهی عبورهای گسترده از بیابان بود.
درگیری و کشورگشایی

تصویرسازی از نبرد قادش
مصر دشمنان زیادی داشت. رابطه با نوبیه در جنوب، میان دورههای صلح و شکوفایی، سرشار از تنش و درگیری بود. دشمنان دیگری هم در پی شکست مصر بودند، از جمله هیکسوسها، هیتیها، کوشیها، آشوریان، مردمان دریا و قبایل لیبیایی که بارها از غرب به مصر یورش بردند. در دورههای بعد، ایرانیان، مقدونیان و رومیان بزرگترین تهدیدها بودند.
بسیاری از موقعیتهای بحرانی با دیپلماسی حل شد، اما برخی به جنگ انجامید. سال ۱۴۵۷ پیش از میلاد، فرعون تحوتموس سوم نیروهای خود را در مگیدو به پیروزی رساند، سپاه کنعانیان را در هم شکست و قلمروی مصر را گسترش داد.
نبرد قادش در سال ۱۲۷۴ پیش از میلاد میان مصریان و هیتیها بزرگترین نبرد ارابهای تاریخ بود و به نخستین معاهدهی صلح ثبتشده در جهان انجامید.
نبرد دلتا (حدود ۱۱۷۵ پیش از میلاد) که با نام نبرد جاهِی نیز شناخته میشود، پیروزی بزرگی برای مصریان بر مردمان دریا بود و مصر را در دورهای از بیثباتی از تهاجم نجات داد.
البته همهی نبردها به پیروزی مصریان ختم نشد. یکی از شکستهای شاخص، نبرد پلوزیوم در سال ۵۲۵ پیش از میلاد بود که به فتح مصر بهدست هخامنشیان انجامید.
افول قدرت مصر
حدود ۱۱۰۰ پیش از میلاد، مصر وارد دورهای طولانی از افول شد. قدرتهای خارجی بر مرزهای آن فشار آوردند، در حالی که کشمکشهای داخلی، شکاف سیاسی و کمبود منابع، دولت را بهشدت تضعیف کرد.
سال ۱۰۷۰ پیش از میلاد، پادشاهی نوین فروپاشید و کوش در جنوب به دولتی مستقل بدل شد. کوشیها که طی سدهها قدرت گرفته بودند، مصر را فتح کردند و دودمان بیستوپنجم را تشکیل دادند و از ۷۵۴ پیش از میلاد به مدت یک سده حکومت کردند. حاکمیت کوشیان با یورش آشوریان پایان یافت؛ آنان پیروز شدند و فرمانروایان کوشی را برای همیشه از مصر بیرون راندند.
ایرانیان در سال ۵۲۵ پیش از میلاد مصر را تصرف کردند و تا ۴۰۴ پیش از میلاد و بار دیگر از ۳۴۳ تا ۳۳۲ پیش از میلاد حکومت کردند، تا آنکه به دست اسکندر مقدونی شکست خوردند. پس از آن، مصر تحت فرمانروایی دودمان بطلمیوسی قرار گرفت تا زمانی که کلئوپاترا، واپسین فرمانروای مصر، به دست رومیان شکست خورد و سال ۳۰ پیش از میلاد به زندگی خود پایان داد. از آن پس، مصر بهعنوان استانی از روم اداره شد و بهاینترتیب هزاران سال حاکمیت مستقل پایان یافت.
با وجود پایانی ناخوشایند برای کهنترین تمدنِ ماندگارِ آن زمان، مصر و ارتشهایش نقش خود را در جهان باستان ایفا کردند و سیاست منطقه را از عصر مفرغ تا ظهور روم امپراتوری شکل دادند.
مترجم: زهرا ذوالقدر