ویژگی‌های عجیب مقبرۀ 2400 سالۀ «شیاطین آبی»

ویژگی‌های عجیب مقبرۀ 2400 سالۀ «شیاطین آبی»

در آرامگاه «شیاطین آبی» در تارکوینیا، بازدیدکنندگان با چیزی فراتر از دیوارهای نقاشی‌شده و یک فضای تدفین روبه‌رو می‌شدند. پژوهش جدید نشان می‌دهد که پژواک‌های طولانی، صداهای فرکانس پایین، تاریکی و تصاویر وهم‌آلود و فراطبیعی این آرامگاه احتمالا در کنار یکدیگر تجربه‌ای بسیار گیج‌کننده و حتی شبیه خلسه ایجاد می‌کرده‌اند.

کد خبر : ۳۱۴۶۱۰
بازدید : ۸

فرادید| این آرامگاه اتروسکی متعلق به سده پنجم پیش از میلاد که به نام آرامگاه شیاطین آبی شناخته می‌شود، اکنون با استفاده از اندازه‌گیری‌های صوتی، مدل‌سازی سه‌بعدی و هوش مصنوعی بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد که معماری و تصاویر آن محیطی حسی ایجاد می‌کردند که تفاوت چشمگیری با آرامگاه نقاشی‌شده دیگری در تارکوینیا، یعنی آرامگاه خروس، داشت.

به گزارش فرادید؛ مائوریتسیو فورته از دانشگاه دوک و ژاکلین ک. اورتولوا از دانشگاه آکسفورد دو آرامگاه متعلق به سده پنجم پیش از میلاد را در گورستان مونتروتزی در تارکوینیای ایتالیا بررسی کردند: آرامگاه خروس و آرامگاه شیاطین آبی. پژوهشگران به جای آنکه نقاشی‌های دیواری را صرفاً تصاویری برای تفسیر بدانند، پرسش متفاوتی مطرح کردند: ورود به این فضاهای زیرزمینی در جریان یک آیین تدفین اتروسکی واقعاً چه حسی می‌توانسته داشته باشد؟

نتایج از وجود دو محیط کاملاً متفاوت حکایت دارد. به نظر می‌رسد آرامگاه کوچک‌تر خروس، بازدیدکننده را در مسیری دیداری و نسبتاً کنترل‌شده هدایت می‌کرد، در حالی که آرامگاه بسیار بزرگ‌تر شیاطین آبی، پژواک‌های طولانی، نور محدود و تصاویر ناآرام‌کننده را با یکدیگر ترکیب می‌کرد؛ ترکیبی که احتمالاً می‌توانست باعث سردرگمی و در برخی شرایط ایجاد حالتی حسی شبیه خلسه شود.

3

آرامگاهی با آکوستیک یک فضای عظیم

غیرمعمول‌ترین نتایج از آرامگاه شیاطین آبی به دست آمد که تاریخ آن حدود ۴۵۰ تا ۴۲۰ پیش از میلاد است. اندازه‌گیری‌های صوتی نشان داد که در بخش‌هایی از اتاق تدفین، زمان پژواک صدا به شکل غیرعادی طولانی است و برخی از این مقادیر با پژواک ثبت‌شده در فضاهای بزرگ کلیساهای جامع، مانند کلیسای جامع سنت پل در لندن قابل مقایسه است. بیشترین میزان پژواک در بخش‌های انتهایی و سمت چپ اتاق مشاهده شد؛ همان جایی که صحنه‌های ضیافت و حرکت دسته‌جمعی روی دیوارها نقاشی شده‌اند.

در دیوار انتهایی که صحنه ضیافت آرامگاه را در خود دارد، پژوهشگران در فرکانس‌های ۱۲۵ هرتز و پایین‌تر، زمان پژواکی معادل ۷٫۵۲ ثانیه ثبت کردند. صداهای فرکانس پایین با گفتار معمولی تفاوت دارند؛ این صداها علاوه بر شنیده‌شدن، می‌توانند در بدن نیز احساس شوند و طنین مداوم آنها ممکن است تشخیص منشأ صدا را دشوار کند. در یک فضای زیرزمینی تاریک که در آن موسیقی، صداهای انسانی یا سازهای ریتمیک طنین‌انداز می‌شدند، چنین اثری می‌توانسته بسیار شدید باشد.

این آرامگاه همچنین امکان انتقال صدا میان اتاق تدفین و راهروی ورودی را فراهم می‌کرد. در جریان بررسی‌ها مشخص شد که صدای گفت‌وگویی که بیرون از اتاق ایجاد می‌شد، از داخل به‌وضوح شنیده می‌شد و صداهای ایجادشده در داخل نیز می‌توانستند به سمت بیرون منتقل شوند. از این رو پژوهشگران معتقدند صدای طبل‌ها، سازهای کوبه‌ای، آواز و گفتار مردان و زنان و دیگر صداهای آیینی می‌توانسته در سراسر بنا حرکت کند و مرز میان فضای داخلی و خارجی را تا حدی از بین ببرد.

شیطان آبی؛ یک «دام دیداری»

صدا تنها بخشی از این تجربه بوده است. تحلیل رایانه‌ای برجستگی دیداری نشان داد که تصویر شیطان آبی مشهور آرامگاه که به شکل برجسته‌ای روی دیوار سمت راست نقاشی شده، قوی‌ترین نقطه جلب توجه بصری در سراسر اتاق بوده است. رنگ غیرمعمول، موقعیت مرکزی و حالت تهدیدآمیز این موجود باعث می‌شده به‌شدت از سایر تصاویر پیرامون خود متمایز شود.

پژوهشگران این پیکره را نوعی «دام دیداری» توصیف می‌کنند. فردی که در فضای آرامگاه حرکت می‌کرد، ممکن بود دقیقاً در نقطه‌ای با این موجود روبه‌رو شود که ویژگی‌های صوتی فضا نیز تغییر می‌کرد. بر اساس این پژوهش، ترکیب شوک دیداری، کاهش توانایی درک گفتار و دشواری تشخیص محل تولید صدا می‌توانسته لحظه‌ای از عدم اطمینان شدید یا ترس ایجاد کند.

البته این بدان معنا نیست که یک بازدیدکننده اتروسکی الزاماً همان واکنشی را نشان می‌داد که یک انسان امروزی نشان می‌دهد. این پژوهش ادعا نمی‌کند که می‌توان افکار یا احساسات انسان‌های باستان را مستقیماً بازسازی کرد. بلکه با استفاده از ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری آرامگاه، از جمله هندسه، رنگ، تضادهای بصری، رفتار صدا و شرایط احتمالی نورپردازی، تلاش می‌کند فشارهای حسی‌ای را مدل‌سازی کند که معماری این فضا می‌توانسته بر بدن و ادراک انسان وارد کند.

از مشاهده تا ترس و غوطه‌وری حسی

پژوهشگران برای حرکت در آرامگاه شیاطین آبی، مدلی سه‌مرحله‌ای پیشنهاد کرده‌اند. در نزدیکی ورودی و صحنه مربوط به حرکت دسته‌جمعی، محیط احتمالاً در ابتدا بازدیدکننده را به مشاهده‌ای نسبتاً آرام دعوت می‌کرد. هنگامی که فرد به سمت دیواری که شیطان آبی بر آن نقاشی شده بود می‌چرخید، شوک دیداری و آشفتگی صوتی می‌توانست میزان هوشیاری و تنش را افزایش دهد. سپس در بخش‌های عمیق‌تر آرامگاه، ناحیه‌ای که پژواک بسیار شدیدی داشت و صحنه ضیافت در آن قرار گرفته بود، ممکن بود حالتی فراگیرتر و غوطه‌ورکننده ایجاد کند.

4

تجربه‌ای کاملاً متفاوت در آرامگاه خروس

مقایسه با آرامگاه خروس، غیرعادی‌بودن آرامگاه شیاطین آبی را بیش از پیش آشکار می‌کند. هر دو بنا تقریباً به یک دوره تعلق دارند و در هر دو صحنه‌هایی مرتبط با موسیقی و ضیافت دیده می‌شود، اما ویژگی‌های صوتی و فضایی آنها تفاوت زیادی دارد.

در داخل آرامگاه خروس، زمان پژواک بیشتر فرکانس‌ها حدود یک تا یک‌ونیم ثانیه بود. راهروی ورودی باریک، اتاق تدفین نسبتاً کوچک و نحوه سازمان‌دهی تصاویر ظاهراً توجه بازدیدکننده را به‌تدریج به سوی فضای نقاشی‌شده هدایت می‌کردند، بدون آنکه صدا او را تحت تأثیر شدید قرار دهد. پژوهشگران این آرامگاه را عمدتاً محیطی دیداری، آیینی و کنترل‌شده می‌دانند؛ در مقابل، آرامگاه شیاطین آبی محیطی غوطه‌ورکننده‌تر و بالقوه ناآرام‌کننده‌تر داشته است.

آیا آرامگاه شیاطین آبی اساساً یک فضای آیینی بوده است؟

این پژوهش احتمال جذاب دیگری را نیز مطرح می‌کند: شاید آرامگاه شیاطین آبی تنها محلی برای قرار دادن اجساد نبوده باشد.

در جریان کاوش‌ها، بقایای حیواناتی مانند سگ، خوک، بز و اسب در راهروی ورودی کشف شد و شواهدی نیز به دست آمد که نشان می‌دهد قربانی‌کردن حیوانات یا دیگر فعالیت‌های آیینی در بیش از یک مرحله در این محل انجام شده است. در عین حال، پژوهشگران به نبود شواهد روشن از تدفین کامل انسان در داخل اتاق و وجود تنها مقدار محدودی از بقایای انسانی سوخته اشاره می‌کنند. ویژگی‌های معماری کف نیز نشان می‌دهد که آرامگاه پس از ساخت اولیه دستخوش تغییراتی شده است.

مجموع این شواهد این احتمال را مطرح می‌کند که آرامگاه برای مدت طولانی همچنان به‌عنوان محلی برای آیین‌های تدفین، مراسم مربوط به نیاکان یا گردهمایی‌های یادبود مورد استفاده قرار می‌گرفته است. نویسندگان در ارائه این تفسیر محتاط هستند و آن را فرضیه‌ای می‌دانند که به بررسی‌های بیشتری نیاز دارد، اما آکوستیک غیرمعمول و تصاویر خاص آرامگاه باعث می‌شود نتوان این احتمال را به‌سادگی کنار گذاشت.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید