از «فراعنۀ زن» مصر باستان چه میدانیم؟
حتشپسوت مشهورترین فرعون زن مصر باستان است، اما او تنها یکی از چندین زنی بود که در دورههای مختلف تاریخ مصر عملاً بر این سرزمین فرمانروایی کردند. با این حال، درباره بسیاری از این زنان اطلاعات بسیار اندکی در دست است. اما چرا تاریخ آنها تا این اندازه مبهم و گاه کاملاً فراموش شده است؟
فرادید| تعداد فرعونهای زن مصر باستان احتمالاً بیشتر از چیزی است که معمولاً تصور میشود. مشکل اصلی این است که تشخیص آنها در منابع تاریخی همیشه آسان نیست. برخی از زنان برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود، مانند حتشپسوت، با ظاهر و عناوین مردانه به تصویر کشیده شدند؛ برخی دیگر نیز با عنوانهایی مانند ملکه یا مادر پادشاه شناخته میشدند و مشخص نیست که آیا بهتنهایی حکومت میکردند یا در کنار یک فرمانروای مرد. به همین دلیل، تاریخ زنان فرعون همچنان یکی از معماهای جذاب مصر باستان است.
به گزارش فرادید؛ احتمالاً مشهورترین زن فرعون مصر حتشپسوت بود که حدود دو دهه حکومت کرد و آثار و بناهای فراوانی برای تثبیت تصویر سلطنت خود بر جای گذاشت. در مقابل، شهرت نفرتیتی بیشتر مدیون تندیس مشهور اوست و نقش واقعی او بهعنوان فرعون همچنان محل بحث میان پژوهشگران است. کلئوپاترا نیز مشهورترین فرمانروای زن مصر در جهان مدرن محسوب میشود.

سردیسهایی از حتشپسوت که اغلب با ریش مردانه تصویر میشد
با این حال، زنان بسیار بیشتری در طول تاریخ طولانی مصر باستان در قدرت نقش داشتند. مشکل اینجاست که تعیین تعداد دقیق آنها و میزان قدرت واقعیشان دشوار است.
نفرتیتی، همسر آخناتون، نام کامل سلطنتی پیچیدهای داشت و فرعونی که پس از آخناتون برای مدتی کوتاه حکومت کرد، نفرنفروآتن نام داشت. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که این فرمانروا همان نفرتیتی بوده باشد. استفاده از برخی صورتهای دستوری مؤنث در کتیبههای مربوط به این فرمانروا نیز به این احتمال کمک کرده است.
تووسرت نیز یکی از زنان ناشناختهتر اما مهم تاریخ مصر است. او در دودمان نوزدهم حکومت کرد و در دره پادشاهان دفن شد. آرامگاه او با نقشهای مشابه آرامگاههای پادشاهان ساخته شده بود و همین موضوع نشانهای مهم از جایگاه سلطنتی اوست.
نیتوکریس، که با نامهای دیگری نیز شناخته میشود، از دیگر شخصیتهای مبهم است. او در منابعی مانند نوشتههای هرودوت و فهرست پادشاهان تورین دیده میشود، اما در برخی اسناد به شکل یک پادشاه مرد توصیف شده است. به همین دلیل، هویت و حتی وجود تاریخی او همچنان محل بحث است. در میان زنان فرعون، سوبکنفرو نخستین موردی است که شواهد نسبتاً قطعی درباره حکومت مستقل او وجود دارد.
داستان سوبکنفرو چه چیزی درباره حکومت زنان به ما میگوید؟

سردیس سوبکنفرو
سوبکنفرو نخستین زن شناختهشدهای است که بهطور قطعی عنوان پادشاه مصر را به کار برد. او حدود سالهای ۱۸۰۶ تا ۱۸۰۲ پیش از میلاد حکومت کرد.
پس از مرگ پدرش، آمنمحات سوم، چند گزینه برای جانشینی وجود داشت. یکی از آنها آمنمحات چهارم بود و دو دختر خاندان سلطنتی، نفروپتاح و سوبکنفرو نیز میتوانستند در خط جانشینی قرار داشته باشند. آمنمحات چهارم حدود یک دهه حکومت کرد، اما پس از مرگ او نفروپتاح نیز دیگر زنده نبود و سوبکنفرو به گزینه اصلی برای تصاحب تاجوتخت تبدیل شد.
این داستان نشان میدهد که در شرایط خاص، حفظ تداوم خاندان سلطنتی میتوانست از جنسیت فرمانروا مهمتر باشد. در نبود یک وارث مرد مناسب، زنی از خاندان سلطنتی میتوانست بهترین گزینه برای جلوگیری از خلأ قدرت باشد.
نام سوبکنفرو به معنای زیبایی سوبک است و او نخستین فرعونی بود که نام خدای تمساح، سوبک، را در عنوان سلطنتی خود گنجاند. او ساخت هرمی برای خود در مزغونه را آغاز کرد، اما با پایان یافتن دودمانش، این بنا هرگز تکمیل نشد.
چرا زنان مصری میتوانستند به بالاترین جایگاههای قدرت برسند؟
در مصر باستان، زنان از نظر حقوقی و اجتماعی در موقعیتی نسبتاً متفاوت با بسیاری از جوامع جهان باستان قرار داشتند. زنان میتوانستند مالک زمین و املاک باشند، در معاملات شرکت کنند و حتی به جایگاههای مهم مذهبی و سیاسی برسند.
در میان زنان طبقات بالاتر، این امکان بیشتر بود. آنها میتوانستند صاحب املاک باشند و گروهی از خدمتکاران را اداره کنند و در نتیجه فرصت بیشتری برای ایفای نقشهای اجتماعی و سیاسی داشتند.
حتی شواهدی از حضور زنان در حرفههای تخصصی وجود دارد. زنی به نام پسشت در دودمان چهارم عنوان ناظر پزشکان زن را داشت و از او بهعنوان یکی از نخستین زنان پزشک شناختهشده در تاریخ یاد میشود.

در نظام فکری مصر باستان نیز مفهوم ماعت، یعنی نظم، عدالت و تعادل کیهانی، اهمیت اساسی داشت. فرعون وظیفه داشت این نظم را حفظ کند. اگر در خاندان سلطنتی وارث مرد مناسبی وجود نداشت، به قدرت رسیدن یک زن از خاندان سلطنتی میتوانست راهی برای جلوگیری از خلأ قدرت و حفظ نظم سیاسی و مذهبی باشد.
چرا فراعنۀ زن خود را مانند مردان نشان میدادند؟
با وجود موقعیت نسبتاً مناسب زنان، مقام فرعون در سنت سلطنتی مصر جایگاهی اساساً مردانه محسوب میشد. پادشاه تجسم زمینی هوروس، خدای مرد، بود. به همین دلیل، زنانی که به مقام فرعون میرسیدند اغلب از نمادها و ویژگیهای تصویری پادشاهان مرد استفاده میکردند تا مشروعیت خود را تثبیت کنند.
فرعونها معمولاً با تاج سلطنتی، اندام قدرتمند و ریش مصنوعی به تصویر کشیده میشدند. حتشپسوت نیز در بسیاری از آثار رسمی با همین ویژگیها ظاهر شده است. در برخی مجسمهها تنها ظرافت چهره او نشان میدهد که فرمانروا یک زن بوده است.
همین موضوع یکی از دلایل دشواری شناسایی زنان فرعون است. ممکن است برخی از تصاویری که امروزه متعلق به پادشاهان مرد تصور میشوند، در واقع به فرمانروایان زن تعلق داشته باشند.

حتشپسوت نمونه بسیار خوبی از این وضعیت است. او ابتدا نایبالسلطنه پسرخوانده خردسالش بود، اما بعدها خود را فرعون معرفی کرد و حدود دو دهه حکومت کرد. مصر در دوران حکومت او از ثبات و رونق برخوردار بود و پروژههای ساختمانی گستردهای اجرا شد.
او در معبد بزرگ کارناک بناهای مهمی ساخت و سپس معبد تدفینی باشکوه خود را در آن سوی نیل بنا کرد؛ مجموعهای که با آیینهای مربوط به آمونرع نیز ارتباط داشت.
نایبالسلطنه زن با فرعون زن چه تفاوتی داشت؟
یکی از مشکلات اصلی در شناسایی زنان دارای قدرت مطلق، عنوانهایی است که برای آنها استفاده میشد. برخی زنان در حالی که عملاً قدرت سیاسی گستردهای داشتند، همچنان با عنوانهایی مانند ملکه یا مادر پادشاه شناخته میشدند.
این عنوانها بخشی از مشروعیت خاندان سلطنتی بودند. همسر یا مادر فرعون با الهههای مهمی مانند ایسیس ارتباط نمادین پیدا میکرد و جایگاه الهی خاندان سلطنتی را تقویت میکرد. بنابراین زنی که بعدها به قدرت میرسید، لزوماً این عنوانها را کنار نمیگذاشت.
گاهی فرعون چند همسر داشت و اگر پسر ارشد او زنده نمیماند، پسر دیگری از خاندان سلطنتی میتوانست جانشین شود. در مواردی نیز فرعون زمانی میمرد که وارثش هنوز کودک بود. در چنین شرایطی، ملکه بهعنوان نایبالسلطنه حکومت را در دست میگرفت.
اما مرز میان نایبالسلطنه و فرعون واقعی همیشه روشن نبود. برخی از این زنان عملاً تمام اختیارات یک فرعون را در اختیار داشتند.
حتشپسوت نیز از همین مسیر به قدرت رسید. او ابتدا نایبالسلطنه پسرخوانده دو ساله خود بود. با گذشت زمان، جایگاه خود را تقویت کرد و بخشی از آثار قبلی که او را صرفاً به شکل ملکه نشان میدادند، تغییر داد. او خود را دختر و همسر الهی آمون معرفی کرد و مشروعیت سلطنتی خود را مستقیماً به اراده خدایان پیوند زد.
پس از مرگ حتشپسوت، نام و تصاویر او در برخی بناها تخریب شد و مجسمههایش سرنگون شدند. این اقدام حدود بیست سال پس از مرگ او و در دوره حکومت تحوتمس سوم آغاز شد. برخی پژوهشگران معتقدند این اقدام لزوماً ناشی از خصومت شخصی نبود، بلکه ممکن است با تلاش برای جلوگیری از ادعاهای رقیب در خاندان سلطنتی ارتباط داشته باشد.

آیا فراعنۀ زن فقط در زمان بحران به قدرت میرسیدند؟
در بسیاری از موارد، به نظر میرسد زنان زمانی به مقام فرعون رسیدند که نظام جانشینی با بحران روبهرو بود. در حالت عادی، حکومت مردان ترجیح داده میشد، اما حفظ تداوم خاندان سلطنتی اهمیت بیشتری داشت.
فرعون از نظر مذهبی باید پیوند مستقیمی با فرمانروای پیشین و خاندان سلطنتی داشته باشد. خاندان پادشاهی بخشی از نظم الهی محسوب میشد و اعضای آن پس از مرگ نیز با جهان خدایان پیوند مییافتند. بنابراین در شرایطی خاص، یک زن از خاندان سلطنتی میتوانست این نقش را بر عهده بگیرد.
مصریان باستان گسست در سلسله سلطنتی را نشانهای از خشم خدایان و آغاز بینظمی میدانستند. فرعون فقط یک حاکم سیاسی نبود، بلکه رهبر مذهبی و واسطه میان جهان خدایان و انسانها نیز بود. از دست رفتن قدرت خاندان سلطنتی همچنین میتوانست کشور را در برابر دشمنان و مدعیان داخلی آسیبپذیر کند.
از این منظر، به قدرت رسیدن یک زن در بسیاری از موارد راهحلی اضطراری برای حفظ نظم و تداوم سلطنت بود. البته همه زنان نایبالسلطنه برای خود قدرت مطلق مطالبه نکردند، اما برخی از آنها آشکارا جایگاه مستقل خود را بهعنوان پادشاه تثبیت کردند.
کلئوپاترا و تغییر جایگاه زنان در دوره بطلمیوسی

با روی کار آمدن دودمان بطلمیوسی، وضعیت تا حدی تغییر کرد. فرمانروایان هلنیستی این دودمان برای حفظ قدرت و انسجام خاندان سلطنتی، ازدواجهای درونخانوادگی را رواج دادند. در نتیجه، زنان خاندان سلطنتی نقش بسیار پررنگتری در حکومت پیدا کردند.
در طول نزدیک به سه قرن حکومت بطلمیوسی، هفت ملکه با نام کلئوپاترا در کنار مردان خاندان سلطنتی بهعنوان فرمانروای مشترک حکومت کردند.
حتی کلئوپاترای هفتم که از حدود ۴۷ پیش از میلاد عملاً قدرت اصلی مصر را در اختیار داشت و با حمایت روم توانست موقعیت خود را تثبیت کند، از نظر رسمی همواره یک فرمانروای مرد در کنار خود داشت. ابتدا پدرش بطلمیوس دوازدهم، سپس برادرانش بطلمیوس سیزدهم و چهاردهم و در نهایت پسرش بطلمیوس پانزدهم یا سزارئون.
چرا بسیاری از زنان فرعون از تاریخ ناپدید شدند؟
فراموش شدن زنان فرعون فقط نتیجه تبعیض جنسیتی در ثبت تاریخ نیست؛ اگرچه این عامل نیز در نحوه روایت تاریخ اهمیت داشته است. مشکل اصلی، ترکیبی از چند عامل است: استفاده از عناوین مبهم، نمایش زنان در قالب نمادهای مردانه، تخریب عمدی برخی آثار، از بین رفتن اسناد و دشواری تشخیص اینکه یک زن واقعاً فرعون مستقل بوده یا نایبالسلطنهای برای یک وارث مرد.
حتی درباره بسیاری از فرعونهای مرد نیز اطلاعات تاریخی از میان رفته است. با این حال، تخریب آرامگاهها، غارت مقبرهها و تغییر یا نابودی کتیبهها باعث شده بازسازی تاریخ زنان حاکم دشوارتر شود.
آنچه از شواهد باستانشناختی باقی مانده، تصویری جالب از مصر باستان ارائه میدهد: جامعهای که در آن مقام سلطنتی عموماً مردانه بود، اما در شرایط خاص، پیوند خونی با خاندان سلطنتی و ضرورت حفظ نظم سیاسی و مذهبی میتوانست یک زن را نیز به بالاترین جایگاه قدرت برساند.
بنابراین، حتشپسوت، سوبکنفرو، تووسرت، نفرتیتی و دیگر زنان احتمالی فرعون را نباید استثناهایی کاملاً جدا از تاریخ سلطنت مصر دانست. آنها بخشی از همان نظام سلطنتی بودند؛ نظامی که گاهی برای حفظ تداوم خود، حتی زنی را در جایگاه پادشاه مینشاند. آنچه امروز از بسیاری از این زنان باقی مانده، تنها بخش کوچکی از تاریخی است که زمانی برای ماندگاری هزارانساله ساخته شده بود.