سنگی که در پایۀ دیوار انبار قرار داشت، یک ابزار 3 هزارساله از آب درآمد
سنگی ظاهرا معمولی سالها بخشی از پایههای یک انبار در روستایی کوچک در جمهوری چک بود؛ تا اینکه یکی از اهالی متوجه شکل مستطیلی و غیرمعمول آن در باغ خانهاش شد. بررسیها نشان داد این سنگ ابزاری است که بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت دارد و در عصر برنز برای ساخت سرنیزههای فلزی به کار میرفته است.
فرادید| پژوهشی به سرپرستی میلان سالاش، از موزه موراویا در شهر برنو جمهوری چک، تأیید کرده است که این قطعه یکی از دو بخش یک قالب برای ریختهگری سرنیزهها بوده است. قدمت این قالب به حدود سال ۱۳۵۰ پیش از میلاد بازمیگردد و شواهدی ارزشمند درباره تولید سازمانیافته سلاح در اروپای مرکزی طی عصر برنز متأخر در اختیار باستانشناسان قرار میدهد.
به گزارش فرادید؛ طول این اثر باستانی حدود ۲۳ سانتیمتر است و از سنگ آتشفشانی متراکم موسوم به توف ریولیتی ساخته شده؛ سنگی که میتواند دماهای بسیار بالا را بدون ترکخوردگی تحمل کند. فلزکاران باستانی برای ساخت سلاح، دو نیمه قالب را روی هم قرار میدادند و با سیم مسی محکم میبستند. سپس برنز مذاب را در حفره داخلی قالب میریختند. پس از سرد شدن فلز، سرنیزهای شکل میگرفت که در انتهای آن حفرهای برای اتصال به دسته چوبی تعبیه شده بود.
از قالب کشفشده در روستای مورکووکی تنها یک نیمه باقی مانده است، اما بررسیهای میکروسکوپی آثار مشخصی از حرارت شدید و فرسودگی سطح آن را آشکار کردهاند. سالاش و همکارانش با توجه به این شواهد نتیجه گرفتند که قالب تنها یک بار استفاده نشده است؛ به نظر میرسد صنعتگران باستانی با کمک آن دهها سرنیزه مشابه ساخته باشند.

آزمایشهای زمینشناختی به سرپرستی آنتونین پرشیخیستال، از دانشگاه ماساریک، اطلاعات بیشتری درباره منشأ این سنگ فراهم کرد. بررسیهای سنگنگاری نشان داد که مواد سازنده قالب به کوههای کارپات شمالی تعلق دارند؛ منطقهای که بخشهایی از شمال مجارستان امروزی و جنوبشرقی اسلواکی را در بر میگیرد.
از آنجا که مورکووکی فاصله زیادی با این ذخایر آتشفشانی دارد، احتمال میرود سنگ خام یا قالب ساختهشده از آن، از طریق شبکههای تجاری باستانی دهها یا حتی صدها کیلومتر جابهجا شده باشد. پژوهشگران هنوز نتوانستهاند معدن یا کارگاهی را که سنگ از آن استخراج و قالب در آن تراشیده شده است، بهطور دقیق شناسایی کنند؛ بااینحال، منشأ کارپاتی سنگ نشان میدهد که مواد اولیه و دانش فنی تخصصی در اروپای پیشاتاریخی در مسافتهای طولانی جابهجا میشدهاند.
فلزکاران محلی برای تولید انبوه قطعات فلزی به سنگی مقاوم در برابر آتش و حرارت نیاز داشتند و توف ریولیتی این ویژگیها را فراهم میکرد. انتقال چنین مادهای از فاصلهای دور نشان میدهد که شبکههای تأمین مواد اولیه در منطقه، مدتها پیش از ظهور امپراتوریهای کلاسیک شکل گرفته بودند.
سالش و همکارانش بر اساس شکل سلاح و قدمت تقریبی قالب، آن را به فرهنگ اورنفیلد نسبت دادهاند؛ فرهنگی از عصر برنز متأخر که به سوزاندن اجساد مردگان و دفن خاکستر آنها در ظرفهای سفالی شهرت دارد.
بیشتر قالبهای مشابه در محوطههای سکونتی یا گورهای باستانی کشف شدهاند؛ اما قالب مورکووکی در محوطهای پیدا شد که زمینه باستانشناختی مشخصی نداشت. همین مسئله، کشف آن را غیرمعمول کرده است.
پژوهشگران احتمال میدهند که این سنگ از محوطهای متعلق به دوره فرهنگ اورنفیلد در نزدیکی روستا جابهجا شده و بعدها، بدون آگاهی از اهمیت تاریخیاش، در ساخت پایههای انبار به کار رفته باشد. چنین اتفاقی در محوطههای روستایی چندان دور از انتظار نیست؛ زیرا گاهی بقایای سکونتگاههای پیشاتاریخی درست زیر زمینهای کشاورزی امروزی قرار دارند و سازندگان بناهای جدید ممکن است ناخواسته از سنگهای باستانی برای ساختوساز استفاده کنند.
بااینحال، این توضیح همچنان در حد فرضیهای محتمل است. هویت دقیق فلزکارانی که از این قالب استفاده میکردند و تعداد سرنیزههایی که با آن ساختهاند، هنوز مشخص نیست. تا زمانی که آثار بیشتری، مانند ابزارهای مرتبط یا بقایای کورههای ذوب فلز، در محدوده اطراف کشف نشود، پژوهشگران ناچارند برای بازسازی شیوه کار این کارگاه باستانی، یافتههای خود را با نمونههای شناختهشده از کارگاههای فرهنگ اورنفیلد مقایسه کنند.