خواهران غریب: عربستان یک زندان بزرگ است

Faradeed

خواهران غریب: عربستان یک زندان بزرگ است

سالانه تعداد رو به افزایشی از زنان عربستانی بنا به دلایل متنوع شامل گریز از تبعیض سیستماتیک علیه زنان، که محصول نظامی است که در آن مردان نگهبان زنان دانسته می‌شوند، و همینطور گریز از خشونت و تهدید به خشونت، از این کشور اقدام به فرار می‌کنند
کد خبر: ۶۸۴۴۵
بازدید : ۹۵۱۷
۱۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۶
فرادید| امروز 28 فوریه است. روان و ریم به ساعت نگاه می کنند. دو خواهر ممکن است با غروب آفتاب از هنگ کنگ اخراج شوند. آنها تقریبا 6 ماه پیش از خانه شان در عربستان گریختند و اگر هنگ کنگ آن ها را اخراج و به عربستان بازگرداند، ممکن است زندانی شوند، مورد ضرب و شتم قرار بگیرند یا حتی جان خود را از دست بدهند.
 
 
خواهران غریب: عربستان یک زندان بزرگ است


روان و ریم اسم های جعلی هستند. آن ها از ترس مجازات شدن توسط اعضای خانواده شان این اسامی جعلی را برگزیده اند. دو خواهر 6 ماه پیش می خواستند خود را به استرالیا برسانند و پناهندگی بگیرند. اما استرالیا آن ها را نپذیرفت. بنابراین مجبور شدند در هنگ کنگ بمانند، جایی که 6 ماه است در بلاتکلیفی به سر می برند.

وکلایشان می گویند، این دو دختر «حد مجاز اقامت» در هنگ کنگ را رد کرده اند و ممکن است دستگیر شده، تحت تعقیب قرار بگیرند و احتمالا بازگردانده شوند.

آنها انتخاب های زیادی ندارند. امیدوارند بتوانند ویزای فوری سفر به یک کشور سوم را دریافت کنند و پناهندگی بگیرند. هنگ کنگ پناهندگان اندکی را می پذیرد، با این حال دو خواهر درخواست داده اند تا اقامتشان در این کشور تمدید شود.

اگر درخواست آن ها مورد پذیرش واقع نشود، بدترین اتفاق ها انتظاراشان را خواهد کشید.

روان می گوید: «ما از قتل ناموسی می ترسیم».

خواهرها، تی شرت و شلوار جین پاره، که مد این روزهاست، به تن دارند و موها و صورتشان را پوشانده اند. آن ها در حال حاضر در هتلی، که گمان می کنند امن ترین جا برایشان است، به سر می برند.

فرار مرگبار
 

پیامد فرار از خانه برای زنان سعودی بسیار شدید است. ممکن است زندانی شوند، مور ضرب و شتم قرار بگیرند یا توسط اعضای خانواده هایشان به قتل برسند.

ریم می گوید: «این اتفاقات همواره مسکوت می مانند، و به ندرت گزارش می شوند. اغلب می گویند که فرد از سکته قلبی مرده است، حتی اگر فقط 20 سالش باشد.»

سال ها خشونت، آزار کلامی، و کنترل همه چیز از نحوه ی لباس پوشیدن گرفته، تا تن صدا و انتخاب همسر توسط خانواده، دو خواهر را متقاعد کرد از خانه فرار کنند.

ریم می گوید: «اتاق هایمان سلول های زندان بود و پدرم و برادرهایمان زندانبان هایمان. عربستان سعودی یک زندان بزرگ است.»
 
 
 
 
خواهران غریب: عربستان یک زندان بزرگ است


خواهرها دو سال قبل از فرار نقشه می کشیدند و پول جمع می کردند. تا اینکه ماه سپتامبر گذشته به همراه خانواده به سریلانکا رفتند، و فرصت فرار فراهم شد. آنها ویزای توریستی استرالیا را به صورت آنلاین دریافت کرده بودند و چون باور داشتند استرالیا به حقوق بشر پای بند است، آن را به عنوام مقصد خود برگزیدند.

نیمه های شب بود که ریم و روان پاسپورت هایشان را از اتاق پدر و مادرشان برداشتند، سپش تاکسی گرفتند و به فرودگاه کلومبو رفتند. برای رسیدن به استرالیا می بایست ابتدا به هنگ کنگ می رفتند و از آنجا با یک پرواز دیگر خود را به ملبورن می رساندند. اما قبل از آنکه پایشان به زمین برسد، ماموران سعودی در فرودگاه هنگ کنگ انتظارشان را می کشند.

دو خواهر می گویند، یکی از ماموران سعودی با آوردن دلایلی مثل اینکه پاسپورت های آن ها اشکال دارد و مادرشان بیمار است، تلاش کرده آن ها را به زور به دبی بفرستد. اما خواهرها زیر بار نمی روند.

ریم و روان می دانستند که چه بر سر دینا علی لسلوم، یک دختر سعودی دیگر که در سال 2017 تلاش کرد پناهندگی کشور استرالیا را بگیرد، آمد. او در فرودگاه مانیل دستگیر و با دست و پای بسته به ریاض فرستاده شد.

روان می گوید: «آن ها فکر کردند که ما احمقیم. فکر کردند که من فقط یک نوجوانم و باورشان می کنم. نمی دانستند که برای این فرار از دو سال پیش نقشه می کشیدم. آن ها نمی دانستند که من می دانم چه بلایی سر دینا علی آوردند...اما من می دانستم که چه کار می کنم.»

دخترها پاسپورت هایشان را از ماموران می قاپند و به سمت گیت های پرواز ملبورن فرار می کنند. آنجاست که متوجه می شوند بلیط هایشان لغو شده است. بنابراین تلاش می کنند بلیط های دیگری رزور کنند. اما سر و کله ی ماموران سعودی پیدا می شود و به کارکنان خط هوایی و ماموران مهاجرت می گویند که مادر این دو دختر به شدت بیمار است و آن ها پول دزدیده اند.

دختران که این بار هم سعی شان با شکست مواجه شده است، تصمیم می گیرند وارد هنگ کنگ شوند و برای رزرو بلیط استرالیا یکبار دیگر تلاش کنند. اما چند روز بعد متوجه می شوند که ویزای استرالیایی شان باطل شده است. و حالا 6 ماه است که در اختفا و انتظار به سر می برند.

ریم می گوید: «احساس می کنم تمام این مدت وقتمان تلف شده است، درست مثل تمام مدتی که زندگی مان در عربستان تلف شد. من احساس می کنم که هنوز زندگی ام شروع نشده است، انگار هنوز زندگی نکرده ام. احساس می کنم که صفر ساله هستم.»

روان می گوید: «از اینکه ویزاهایمان باطل شد ناامید شدیم اما متعجب نشدیم. من یک ویزای توریستی گرفتم و می خواستم که با آن پناهندگی بگیرم..بنابراین از اینکه موفق نشدم، ناامید شدم، اما کاملا درک می کنم.»


زنان بیشتری خواهان فرار هستند
 

ریم و روان آخرین مورد از زنانی هستند که تلاش کردند از عربستان سعودی فرار کنند. آن ها شجاعت لازم برای فرار از عربستان را بعد از شنیدن داستان زنان دیگری که پیش از آن ها از عربستان گریخته بودند به دست آورند و از رسانه های اجتماعی و منابع آنلاین، کمک گرفتند.

در ماه ژانویه، رهاف محمد، 18 ساله، خودش را در اتاق هتلی در بانکوک زندانی کرد تا او را به عربستان برنگردانند. او از طریق اینترنت درخواست کمک کرد و بالاخره کشور کانادا به او پناهندگی داد.
روان و ریم، هم با این امید که روش محمد برای به دست آوردن پناهندگی برای آن ها هم مفید خواهد بود، از توئیتر کمک گرفتند.
 
 
 
خواهران غریب: عربستان یک زندان بزرگ است
 

فعالان می گویند صدها زن هر سال تلاش می کنند از عربستان بگریزند.

آدام کوگل، یک محقق دیده بان حقوق بشر از خاورمیانه، می گوید: « سالانه تعداد رو به افزایشی از زنان عربستانی بنا به دلایل متنوع شامل گریز از تبعیض سیستماتیک علیه زنان، که محصول نظامی است که در آن مردان نگهبان زنان دانسته می شوند، و همینطور گریز از خشونت و تهدید به خشونت، از این کشور اقدام به فرار می کنند.»

کوگل می گوید سازمان دیده بان حقوق بشر تا کنون 7 یا 8 مورد مشابه را شناسایی کرده است. اما می گوید: «آمار واقعی بیش از این حرف هاست».

ریم و روان در هنگ کنگ احساس آزادی نمی کنند. آن ها فقط از یک خانه ی امن به خانه ی امن دیگری منتقل می شوند و در صورتی می توانند بیرون بروند که کسانی که مورد اعتمادشان هستند، همراهی شان کنند.

از جهانی این زندگی بسیار شبیه زندگی ایست که در عربستان سعودی داشتند، جایی که در خانه حبس بودند و روزها برنامه های تلویزیونی را تماشا می کردند که درباره ی زندگی در جاهای دیگری از دنیا می گفت.»

اما چیزی که در هنگ کنگ فرق دارد این است که آن ها خود واقعی شان را ابراز می کنند.


روان می گوید، «یکی از آزادی هایی که داریم این است که می توانیم بلند صحبت کنیم. می توانیم آزادانه از افکارمان و چیزهایی که دوست داریم صحبت کنیم، بدون اینکه به خاطر آن چیزی که گفته ایم، تنبیه شویم. البته هنوز بعضی چیزها عجیب است.»

ریم می گوید، «اما لحظه ای که روبنده ام را برداشتم، اصلا احساس غریبی نداشتم. به نظرم بسیار طبیعی بود.»

او می گوید: «اولین باری که وارد هنگ کنگ شدیم، من بسیار شگفت زده شده بودم. هوا را روی پوست صورت و لا به لای موهایم احساس می کردم. می توانستم بدون نقاب نفس بکشم. من قدم می زدم، بدون اینکه کسی مراقب قدم هایم باشد، و با خواهرم حرف می زدم، بدون اینکه مراقب باشم تن صدایم از حدی بالاتر برود.»


منبع: گاردین
مترجم فرادید: عاطفه رضوان نیا


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه