«یخ آبیرنگ»؛ یکی از شگفتیهای طبیعت که بهترین مکان برای جستجوی «شهابسنگ» است

یخِ آبی رنگ با رنگی ژرف و مسحورکننده، نتیجهی فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی شگفتآوری است که هم زیبا و هم خارقالعاده هستند.
فرادید| این پدیده در مکانهای دورافتاده پدیدار میشود؛ جایی که یخ قرنها دستنخورده باقی مانده و زمان گویی با ریتم فشار، سرمای شدید و شکیبایی زمینشناختی در جریان است. اما یخ آبی بهراستی چیست و چگونه شکل میگیرد؟ کجا میتوان آن را از نزدیک دید و چرا مکان مطلوبی برای جستوجوی شهابسنگها شده است؟
به گزارش فرادید، برخلاف یخ معمولی که در فریزر یا روی یک چالهی یخزده میبینیم، یخ آبی تنها نتیجهی انجماد آب مایع نیست؛ بلکه نتیجهی فرآیندی طولانی، دشوار و پیچیده است که درون یخچالهای طبیعی رخ میدهد.
یخ آبی که دریاچه فریکسِل را در رشتهکوههای ترانسآنتارکتیک پوشانده است
همهچیز از آنجا آغاز میشود که برف روی یک یخچال طبیعی انباشته میشود. با گذشت زمان و زیر فشار لایههای بیشتر، این برف بهآرامی فشرده میشود تا زمانی که تمام هوایی که در آن به دام افتاده، از بین میرود. در این فرآیند آهسته، زمانی فرا میرسد که حبابهای ریزی که همیشه نور را پراکنده میکنند و موجب میشوند یخ یا برف سفید بهنظر آید، دیگر وجود ندارند.
با از بین رفتن این حبابها، یخ بهتدریج متراکمتر میشود، بلورها بزرگتر میشوند و به گونهای کنار هم قرار میگیرند که اجازهی رخنه بیشتر به نور میدهند. جادوی رنگ آبی درست همینجا رخ میدهد: زمانی که نور سفید خورشید وارد یخ فشرده میشود، طولموجهای بلندتر آن مانند قرمز، نارنجی و زرد توسط لرزش خاصی از پیوندهای اکسیژن-هیدروژن (O-H) در مولکولهای آب جذب میشوند. در مقابل، طولموجهای کوتاهتر مانند آبی و بنفش، بازتاب یافته و به چشم ما میرسند. به همین دلیل هرچه یخ ضخیمتر و خالصتر باشد، رنگ آبی آن نیز پررنگتر به نظر میرسد.
گمان اشتباه رایج اینست که رنگ آبیِ یخ همان پدیدهای است که موجب آبی شدن آسمان میشود: پراکندگی ریلی. اما اینجا نکته پراکندگی نور نیست، بلکه جذب انتخابی نور است که تعیینکنندهی رنگ نهایی است.
آب، چه در حالت مایع و چه در حالت جامد، توانایی منحصربهفردی در جذب نور در انتهای قرمز طیف مرئی دارد و این ویژگیست که رنگ خاصی به تودههای بزرگ آب مانند اقیانوسها میدهد. همین اتفاق در مورد یخ آبی در یخچالهای طبیعی هم رخ میدهد.
این پدیده چنان پیچیده و وابسته به شرایط خاص است که در مقادیر کمِ یخ قابلمشاهده نیست. برای آنکه نور بتواند مسافت کافی را در یخ طی کند و با آن رنگ آبی ژرف و اشباعشده که گویی با دست نقاشی شده به چشم ما بازگردد، به حجمی قابلتوجه و خلوص بسیار بالایی نیاز است.
لحظهای شکننده: زمانی که آبی ناپدید میشود
یخ آبی یک زیبایی گذرا دارد، چون درست پس از قرار گرفتن در معرض دمای بالاتر یا تماس با هوا، شروع به تغییر میکند. ترکها و شکافهایی روی سطح آن ظاهر میشوند، هوا از راه این شکافها نفوذ میکند و حبابهای میکروسکوپی ایجاد میشود که نور را یکنواخت پراکنده میکنند. تنها در عرض چند ساعت، سطح یخ رنگش را از دست میدهد و دوباره مانند هر تکه یخ معمولی دیگری، سفید بهنظر میرسد.
با این حال، این نمایش طبیعی میتواند بار دیگر تکرار شود. وقتی کوه یخ واژگون میشود و یکی از سطوح زیرآبماندهاش که هنوز با هوا تماس نداشته را آشکار میکند، یخ آبی بار دیگر با تمام شکوهش پدیدار میشود.
درست همین اتفاق در ژانویهی ۲۰۱۱ در یخچال تاسمان در نیوزیلند رخ داد. کوه یخی که بهتازگی از یخچال جدا شده بود، پس از ماهها زیر آب بودن، واژگون شد و دیواری از یخ آبی ژرف پدیدار شد که گردشگران را بهتزده کرد.
کجا میتوان یخ آبی را دید؟
گرچه یخ آبی را میتوان در بسیاری از یخچالهای طبیعی سراسر جهان یافت، اما در قارهی جنوبگان (آنتارکتیکا) است که این پدیده به اوج شکوه خود میرسد. در برخی مناطق این قارهی سفید که با نام «مناطق یخ آبی شناخته میشوند، تعادل دقیقی میان انباشت و از دست رفتن برف وجود دارد: برف اندکی که میبارد یا با باد از بین میرود یا تصعید میشود، بیآنکه ذوب شود.
کوه یخِ آبی رنگ در ایسلند
آنجا، یخچالها پس از قرنها فشردگی به سطح میرسند. این نوع یخ متراکم و بدون حباب بهقدری مقاوم است که حتی به عنوان باند فرود برای هواپیماهای چرخدار در پایگاههایی مانند ویلکینز، نُوُلازارفسکایا یا پَتریوت هیلز مورد استفاده میشود.
این یخ نه تنها امکان عملیات ایمن را فراهم میکند، بلکه سطحی صاف و محکم شبیه آسفالت با لمس سرد یخچالی ارائه میدهد.
شکارچیان شهابسنگ روی یخ
اما دلیل دیگری هم وجود دارد که نواحی یخِ آبی را شگفتانگیز میکند: آنها بهترین مکان روی کره زمین برای یافتن شهابسنگ هستند. نه به این دلیل که شهابسنگهای بیشتری آنجا سقوط میکنند، بلکه به این دلیل که جنوبگان، آنها را به شیوهای خاص حفظ میکند.
در مناطق دیگر، یک شهابسنگ ممکن است میان سنگها، گیاهان یا آب ناپدید شود، اما در جنوبگان، هر سنگ تیرهای که روی سطح یخ پدیدار شود، خیلی زود شناسایی میشود و روی پسزمینهی آبیِ روشن خودنمایی میکند. افزون بر این، اقلیم بسیار سرد منطقه مانند یک فریزر طبیعی بزرگ عمل میکند و شهابسنگها را هزاران سال دستنخورده نگه میدارد.
زمانی که یکی از این سنگها در جنوبگان سقوط میکند، بهسرعت با برف پوشیده شده و در دل یخچال مدفون میشود. با حرکت یخ بهسوی اقیانوس، اگر با مانعی مانند رشتهکوهی برخورد کند، جریان یخ متوقف شده یا به سطح رانده میشود. در این هنگام، لایهی سفیدپوش آن در بادِ خشک تبخیر شده و یخِ آبی، همراه با شهابسنگهای پنهان درون آن، نمایان میشود.
گروههایی مانند ANSMET (جستجوی شهابسنگ در جنوبگان) با موتور برفی از میان این دشتهای یخ آبی عبور میکنند و سطح آن را سانتیمتر به سانتیمتر جستوجو میکنند. این کار آسان نیست: یخ به سختی سنگ است، سطح آن بهوسیلهی باد به شکل موجهایی شبیه دریا شکل گرفته و بدتر از همه، شکافهایی دارد که عمق آنها میتواند به بیش از ۱۵۰ متر برسد. با این حال، پاداش این جستوجو بسیار شیرین و باارزش است: تکههایی از دوران آغازین منظومه شمسی، فسیلهای ستارهای که در دل یخ باستانی حفظ شدهاند.
مترجم: زهرا ذوالقدر