۷ واقعیت درباره «آرتمیس»؛ ملکۀ یونانی که با «خشایارشا» متحد شد

۷ واقعیت درباره «آرتمیس»؛ ملکۀ یونانی که با «خشایارشا» متحد شد

آرتمیس یکم کاریا، ملکه یونانی، نخستین دریاسالار زن جهان در سپاه ایران بود.

کد خبر : ۲۸۵۰۶۵
بازدید : ۳

فرادید| آرتمیس یکم کاریا ملکه‌ی دولت‌شهر یونانی هالیکارناسوس بود، اما در جریان جنگ‌های یونان و ایران، با امپراتوری هخامنشی متحد شد. شهرت او به‌واسطه‌ی تاریخ‌نگاران مشهوری مانند هرودوت و پولاینوس تثبیت شد، کسانی که شجاعت او را برای همیشه در تاریخ ثبت کردند. 

به گزارش فرادید، رسیدن او به قدرت در دنیای باستان، هم غیرمنتظره و هم شگفت‌انگیز بود. با این ملکه‌ی جنگجوی اسرارآمیز و با هفت واقعیت جذاب درباره‌ی او بیشتر آشنا شوید. 

۱. او به‌عنوان نایب‌السلطنه ملکه شد

1

ویرانه‌های آرامگاه مشهور هالیکارناسوس در کاریا

آرتِمیس از یک خانواده مرموز بود. پدرش، پادشاه لیگدامیس هالیکارناسوس و مادرش زنی ناشناس از کرت بود که احتمالاً همسر دوم یا معشوقه پادشاه بوده، اما ممکن است ملکه هم بوده باشد. 

پادشاه لیگدامیس حدود سال ۴۸۴ پیش از میلاد درگذشت و سپس همسر آرتِمیس که نامش در تاریخ حفظ نشده، در ۴۸۰ پیش از میلاد فوت کرد. آن زمان، آرتِمیس پسری خردسال به نام پیسین‌دلیس داشت و او هنوز برای حکومت آمادگی نداشت، بنابراین آرتِمیس خود بر تخت نشست. حکومت زنان در یونان کلاسیک نادر بود و نمونه‌های کمی از زنانی که در نبودِ پادشاه قدرت اصلی را بر عهده گرفته‌اند، وجود دارد. 

ترکیب فرهنگ کرتی مادر و تبار معتبر آسیای صغیر پدر، احتمالاً تجربه زندگی متفاوت و غنی‌تری برای آرتِمیس فراهم کرد. زنان یونانی معاصر از خانواده‌های اشرافی آموزش‌هایی محدود می‌دیدند، اگرچه میزان آن بین شهرها متفاوت بود. 

هالیکارناسوس به‌عنوان مرکز تجارت بین آسیای صغیر و یونان اهمیت فراوان داشت و این موضوع شاید آرتِمیس جوان را با مسائل دولتی و حکومتی بیشتر آشنا کرد. بنابراین، هرچند او لزوماً برای سلطنت بر یک مرکز تجاری ساحلی متولد نشده بود، موفقیت‌های بعدی او نشان می‌دهد که آموزش‌هایی در زمینه سیاست، دیپلماسی و امور نظامی دیده بود. 

۲. او یونانی، اما متحد ایرانیان بود

2

نبرد دریایی در سالامیس، از ویلهلم فون کائولباخ، سال ۱۸۶۸

با اینکه هالیکارناسوس در اصل یک شهر یونانی در جنوب آسیای صغیر بود، در جنگ‌های یونان و ایران، آرتِمیس در کنار ایرانیان هخامنشی جنگید. استان «کاریا» بین یونان و ایران قرار داشت و فرهنگ یونانی داشت، اما حدود سال ۵۴۵ پیش از میلاد توسط کوروش بزرگ فتح شد. هالیکارناسوس نسبت به سایر ساتراپی‌های ایرانی خودمختاری بیشتری داشت، شاید به‌دلیل قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی خانواده حاکم. شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد شهر تحت فشار قرار گرفته تا نیرو برای جنگ فراهم کند، اما شاید مجبور بودند نظر هخامنشیان را جلب کنند. با این حال، هیچ الزامی نبود که ملکه خود وارد میدان نبرد شود، بنابراین تصمیم او برای حضور در جنگ کاملاً اختیاری بود. 

۳. او به خشایارشا توصیه کرد نبرد سالامیس را آغاز نکند

پیش از شکست مشهور ایرانیان در نبرد دریایی سالامیس، خشایارشا تمام فرماندهان خود را گرد آورد تا نظر آن‌ها را درباره نبرد دریایی با یونانیان جویا شود. آرتِمیس تازه در نبرد دریایی «آرتمیزیوم» که همزمان با نبرد «ترموپیل» رخ داد، نیروهایش را رهبری کرده بود. او آنجا خود را به‌عنوان یک استراتژیست ماهر نشان داد و به پیروزی نسبی ایرانیان کمک کرد. 

پس از پیروزی ایرانیان در ترموپیل، یونانیان مجبور شدند نبرد آرتِمیزیوم را ترک کنند و به سواحل سالامیس عقب‌نشینی کنند. خشایارشا می‌خواست از این فرصت برای تعقیب ناوگان یونانیان استفاده کند، اما آرتِمیس به او هشدار داد که یونانیان در نبرد دریایی برتری دارند. 

به گفته هرودوت، ملکه هالیکارناسوس توضیح داد که یونانیان منابع محدودی دارند و اگر ایرانیان به سمت پلوپونز پیش بروند، یونانیان از پایگاه‌های خود جدا می‌شوند و مجبور به ترک جنگ خواهند شد. خشایارشا از این مشاوره استقبال کرد، اما در نهایت تصمیم گرفت به توصیه سایر فرماندهان گوش دهد و وارد تنگه سالامیس شود که منجر به شکست سنگین نیروی دریایی هخامنشی شد. 

۴. جایزه ۱۰ هزار درهمی برای سر او تعیین شد

4

تصویرسازی از کشتی جنگی باستانی یونانی در نبرد سالامیس، اثر چارلز الیور ماری، برای کتاب تاریخ مصور جهانی کَسِل، ۱۸۸۲

در جریان نبرد سالامیس، یک کشتی آتنی آرتِمیس را تعقیب می‌کرد. او برای نجات جان خود سریع اقدام کرد و با دستور پایین آوردن پرچم ایران، کشتی خود را به سمت یک کشتی متحد کالیندی هدایت کرد و وانمود کرد از یونانیان است. 

هرودوت گزارش می‌دهد که جایزه‌ای ۱۰ هزار درهمی برای هر کسی که ملکه هالیکارناسوس را زنده به یونان بازگرداند، تعیین شد. اگر اسیر می‌شد، شاید به بردگی فروخته می‌شد. 

اعتقاد بر این است که خشایارشا از ساحل نظاره‌گر این یورش بود و به همراه مشاورانش تصور می‌کرد آرتمیس یک کشتی یونانی را غرق کرده است. این تصور سبب شد خشایارشا جمله‌ای مشهور را به زبان آورد: «مردان من زن شده‌اند؛ و زنان من مرد.» هیچ یک از خدمه کشتی غرق‌شده زنده نماندند و بنابراین این فریب هرگز برای خشایارشا یا هیچ یک از هخامنشیان در طول زندگی آرتمیس آشکار نشد. 

۵. خشایارشا به توصیه او برای ترک یونان گوش داد

5

پس از شکست هخامنشیان در سالامیس، خشایارشا از آرتِمیس مشورت خواست. او توصیه کرد ترک یونان و بازگشت به ایران بهترین گزینه است و خشایارشا این توصیه را پذیرفت. همچنین، خشایارشا او را مأمور بردن فرزندان خود به اِفِسوس کرد و به‌عنوان پاداش، زرهی مخصوص به او هدیه داد. 

۶. سرنوشت او پس از جنگ نامعلوم است

6

سکه‌ای از کاریا که به پایان دوران حکومت آرتیمس و آغاز فرمانروایی پسر و جانشین او، پسین‌دِلیس مربوط می‌شود (حدود ۴۷۰ تا ۴۵۰ پیش از میلاد). روی سکه: پیکره‌های زنانه با بالها؛ پشت سکه: بَیتیل یا سنگ مقدس یک ایزد

پس از جنگ، آرتِمیس از تاریخ محو شد. دو شایعه درباره سرنوشت او وجود دارد: یکی اینکه در اِفِسوس ماند تا از فرزندان خشایارشا مراقبت کند و دیگر اینکه، بنا به روایت فوتیوس حدود ۱۳۰۰ سال بعد، دلباخته مردی در آبی‌دوس شد، اما آن مرد عشق او را نپذیرفت. آرتمیس در واکنش، زمانی که مرد در خواب بود، او را کور کرد و سپس خود را از ارتفاعی بلند به دریا افکند و غرق شد. این مضمون از الگوهای رایج در ادبیات باستانی بود. 

هیچ مدرک قطعی درباره‌ی آنچه پس از همراهی فرزندان خشایارشا به افسوس بر سر آرتِمیس آمد، در دست نیست. پسر او پیسین‌دِلیس، سال ۴۶۰ پیش از میلاد به تخت هالیکارناسوس رسید؛ بنابراین می‌توان فرض کرد آرتِمیس تا آن زمان درگذشته بود. از آنجا که تاریخ تولد او نیز مشخص نیست، نمی‌دانیم در پایان حدود بیست سال فرمانروایی‌اش چند سال داشته است. 

۷. او در فرهنگ عامه شخصیت محبوبی است

آرتِمیس در سینما و ادبیات بازآفرینی شده است. فیلم «۳۰۰ اسپارتان» محصول سال ۱۹۶۲ با بازی آن ویکفیلد و فیلم «۳۰۰: ظهور یک امپراتوری» ۲۰۱۴ با بازی ایوا گرین، او را به‌عنوان جنگجویی شجاع و پیچیده به تصویر کشیده‌اند. شخصیت او الهام‌بخش رمان‌ها و نامگذاری کشتی‌ها نیز شده است.

مترجم: زهرا ذوالقدر

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید