چرا کارهایمان را به‌تعویق می‌اندازیم؟

چرا کارهایمان را به‌تعویق می‌اندازیم؟

«به تعویق انداختن» یا همان «اهمال‌کاری» به معنای این است که از دید عقلانی (یا شناختی) کاری را به تأخیر بیندازید. این به‌تأخیرانداختن یک مکانیسم دفاعی محسوب می‌شود. وقتی کاری ضروری را به تأخیر می‌اندازیم، می‌خواهیم خودمان را و در بیشتر موارد دیگران را تنبیه کنیم.

کد خبر : ۲۹۰۳۴۵
بازدید : ۱۶

فرادید| «به تعویق انداختن» یا همان «اهمال‌کاری» به معنای اینست که از دید عقلانی (یا شناختی) کاری را به تأخیر بیندازید.

این به‌تأخیرانداختن یک مکانیسم دفاعی محسوب می‌شود. وقتی کاری ضروری را به تأخیر می‌اندازیم، می‌خواهیم خودمان را و در بیشتر موارد دیگران را تنبیه کنیم. 

به تعویق انداختن به مثابه انکار

به تعویق انداختن می‌تواند به‌مثابۀ نوعی انکار عمل کند. «صبر می‌کنم تا واقعیت عوض شود. در غیر این صورت، مجبورم با واقعیت روبه‌رو شوم و دست به انتخاب بزنم. امیدوارم مجبور به انتخاب نشوم». 

به‌این‌ترتیب، به تعویق انداختن می‌تواند روشی باشد برای دوری از مواجهه با مسائلی که در زندگی اجتناب‌ناپذیرند. روشی برای اجتناب از تعهد به کارهایی که باید انجامشان دهیم تا یک هدفِ مشخص به نتیجه برسد. به تعویق انداختن می‌تواند روشی باشد برای انکار واقعیتِ زمان و مرگ. «اگر صبر کنم تا واقعیت تغییر کند، زمان سپری نمی‌شود؛ دراین‌صورت هیچ چیز را از دست نخواهم داد و زمان بی‌حرکت خواهد ایستاد». 

یک دفاع

به تعویق انداختن به‌عنوان یک دفاع، ما را از چیزی که می‌ترسیم دور می‌کند. «اگر به‌اندازۀ کافی صبر کنم، نمی‌ترسم». 

در واقع، ما با ترس‌هایمان زندگی می‌کنیم. چون در حال مواجهۀ دائم با چیزهایی هستیم که از آن‌ها فرار می‌کنیم یا وحشت داریم. بنابراین، به‌جای اینکه ترس صاحب‌اختیار زندگی‌مان شود، خودمان می‌توانیم صاحب‌اختیار زندگی‌مان باشیم. با چنین فهمی، اهمال‌کاری نوعی بردگی است. ما بردۀ ترس می‌شویم، آن‌هنگام که بی‌حرکت می‌ایستیم و می‌ترسیم قدم از قدم برداریم و صبر می‌کنیم تا دیگر از آنچه می‌ترسیم نترسیم. در عوض، هرکدام از ما در زندگی چالش‌هایی داریم. فرصت‌های رشددهنده‌ای که ما را می‌ترسانند. باید بدانیم زمانی رشد می‌کنیم که با ترس‌هایمان مواجه شویم. این همان چیزیست که به آن شهامت عاطفی می‌گویند. 

امتناع از دیگران

در روابط بین‌فردی، به تعویق انداختن می‌تواند روشی باشد برای مواجه‌نشدن یا امتناع از دیگران. از دیگران می‌خواهیم برایمان صبر کنند تا «آماده» شویم. از طریق به تعویق انداختن، از آن‌ها می‌خواهیم تا به زندانمان بپیوندند. زندانی که در آن صبر می‌کنیم تا علاقه‌شان به ما ثابت شود. اینکه صبر کنیم تا واقعیت تبدیل به ناواقعیت شود شادمان نمی‌کند، اما دست‌کم از این جشنِ مازوخیستی خوشحالیم. در این جشن می‌توانیم برای این واقعیت سوگواری کنیم که آنچه در زندگی‌مان به وقوع پیوسته مطابق تصوراتمان نبوده است. 

درمان خود و مغلوب کردن دیگران

به تعویق انداختن، به‌تأخیرانداختنِ کاری به صورت عقلانی، ممکن است راهی برای مغلوب‌کردن دیگران و درمان خودمان باشد: «من آماده نیستم.» 

ضرورتی ندارد برای پیشامدهای زندگی آماده باشیم. چون پیشامدها همیشه به استقبالمان می‌آیند. من سال‌های قبل آمادۀ سرطان نبودم، اما ضرورتی نداشت آماده‌اش باشم، چون خودش به سراغم می‌آمد. 

وقتی می‌گوییم آماده نیستیم، از زندگی می‌خواهیم صبر کند تا آماده شویم. انتظار داریم زندگی به ما بگوید: «خوب، من ادامه نمی‌دهم تا تو آماده شوی». اما اهمال‌کاری پاسخ می‌دهد: «نظرت دربارۀ سال دیگر چیست؟» یا «نظرت چیست که هیچ‌وقت انجامش ندهی؟» 

دفاعی وسواسی

به تعویق انداختن دفاعی وسواسی است. نوعی قدرت جادویی.  «اگر به اندازۀ کافی صبر کنم، واقعیت تغییر می‌کند». 

اما حقیقت اینست که واقعیت سر جای خودش می‌ماند. طبق این فهم، اهمال‌کاری (تلاش برای نظارت جادویی بر واقعیت) یکی از انواع انکار است. مهم نیست چقدر خوب برایش دلیل‌تراشی کنیم. مهم اینست که نوعِ مخربی از خودشکنجه‌گری است. همان‌طور که فیلیپ نِریِ قدیس می‌گوید: «ما نجار صلیب‌هایی هستیم که حمل می‌کنیم». اهمال‌کاری با اینکه تفکری عاقلانه به نظر می‌آید، شیوه‌ای ناعاقلانه برای به‌صلیب‌کشیدن خویشتن است.

اگرچه ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد، ولی با انجام کارهایی می‌توان تا حد زیادی از تعلل در کارها دوری کرد:

به زمان توجه کنید

 اهمال‌کاری، لزوما محصول مدیریت زمان نیست، اما تمرکز روی دو ویژگی مرتبط با زمان می‌تواند مفید باشد. 

ابتدا فکر کنید چه زمانی از روز کارایی شما بیشتر است و کارهایتان را در همان زمان انجام دهید. آیا از آن دسته‌ای هستید که صبح‌ها بیشترین کارایی را دارند یا از آن دسته که در نیمه‌های روز یا شب راغب به انجام کاری می‌شوند؟ سطح توانایی خود را در ساعت‌های مختلف روز بشناسید و همان موقع دست به کار شوید. 

در مرحله بعد به جای توجه به اینکه کدام یک از کارها مورد علاقه شماست و کدام یک نیست، به زمانی که برای انجام هر کار نیاز دارید توجه کنید. برای مثال اگر چندین کار برای انجام دادن تا پایان روز دارید مشخص کنید برای انجام کدامیک از آن‌ها باید وقت کمتری  اختصاص دهید. با اتمام هر کارِ هرچند کوچک، اعتماد به نفس و انرژی می‌گیرید و برای انجام پروژه‌های سخت‌تر آماده می‌شوید. 

کار را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید

ممکن است کار شما، کاری یکپارچه و طولانی باشد که زمان زیادی را برای انجام آن باید اختصاص دهید. بهتر است آن را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید و قسمتی از آن را در یک زمان و قسمتی دیگر را در وقتی دیگر انجام دهید. ابتدا از قسمت‌هایی که انجام‌شان به زمان کمتری نیاز دارد، شروع کنید و در مرحله بعد روی سایر بخش‌های زمان‌گیر کار کنید. با این روش یک کار به صورت قطعه‌های مختلف درمی‌آید و هر قطعه را می‌توان در یک زمان مشخص انجام داد. 

زمانی را به خودتان اختصاص دهید

یکی از دلایل به تعویق انداختن کارها حواس‌پرتی و مشغول شدن به شبکه‌های اجتماعی است. برای مدیریت این حواس‌پرتی زمان‌های خاصی را برای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یا موارد غیرکاری در نظر بگیرید. هر یک ساعت فقط یکبار به خودتان پنج تا ده دقیقه استراحت بدهید و کارتان را دوباره از سر بگیرید.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید