سازههای آبی کهن ایران؛ شاهکارهایی که هنوز زندهاند
استان خراسان رضوی یکی از مهمترین قلمروهای قناتخیز کشور به شمار میرود؛ منطقهای که به واسطه اقلیم خشک و نیاز شدید به آب برای کشاورزی، مجموعهای از قدیمیترین و حیاتیترین رشته قناتهای ایران را در خود جای داده است.
قنات، این اختراع شگفتانگیز ایرانی که هزاران سال پیش متولد شد، هنوز در بخشهای بزرگی از فلات ایران نشانهای از نبوغ، مهارت و سازگاری انسان با محیط خشک و کمآب این سرزمین است.
استان خراسان رضوی یکی از مهمترین قلمروهای قناتخیز کشور به شمار میرود؛ منطقهای که به واسطه اقلیم خشک و نیاز شدید به آب برای کشاورزی، مجموعهای از قدیمیترین و حیاتیترین رشته قناتهای ایران را در خود جای داده است.
در میان شهرهای این استان، نامهای گناباد، مهولات، بجستان، نیشابور، کاشمر، بردسکن، خلیلآباد و سبزوار بیش از دیگر مناطق با قنات گره خوردهاند. این مناطق نه تنها از لحاظ تعداد رشته قنات اهمیت دارند، بلکه بر اساس میزان آبدهی و نقش آنها در شکل دادن به سکونتگاهها، کشاورزی و حیات اقتصادی مردم، به نوعی قلب تپنده میراث قناتهای خراسان به شمار میروند. این گستردگی باعث شده که بخش عمدهای از قنوات فعال کشور در این استان واقع شود، به طوری که از مجموع ۴۱ هزار رشته قنات موجود در ایران، بیش از ۶۷۰۰ رشته تنها به خراسان اختصاص دارد.
یک کارشناس قنوات گفت: وجود هزاران قنات در خراسان رضوی نشان از وابستگی عمیق شهرستانهای این استان به سازههای سنتی تأمین آب است؛ سازههایی که در طول تاریخ نه تنها محصول تلاش جمعی هزاران نفر بودهاند، بلکه عامل اصلی شکلگیری تمدن در این مناطق محسوب میشدند.
هادی قدوسی اظهار کرد: در سالهای اخیر، خشکسالیهای پیدرپی، تغییرات اقلیمی و کاهش شدید نزولات جوی، ضربات سنگینی به این سرمایههای آبی وارد کرده است به طوری که بیش از نیمی از قناتهای خراسان با آسیب جدی مواجه شده و بخشی از آنها عملاً از چرخه بهرهبرداری خارج شدهاند.
وی خاطرنشان کرد: کاهش سطح آبهای زیرزمینی در مناطقی مانند کاشمر و مهولات و گناباد چنان شدید بوده که بسیاری از چاهها و قنوات که زمانی جریان دائمی داشتند، خشک یا تبدیل به سازههایی کمآب و بیاثر شدهاند.
قنات، صرفاً یک سازه ساده حفر تونل نیست. اصول مهندسی به کار رفته در ساخت قناتها نشان میدهد که ایرانیان باستان، با بهرهگیری از دانش ریاضیات، زمینشناسی و شناخت دقیق رفتار آب در خاک، سازههایی طراحی کردند که در زمان ترسالی و خشکسالی عملکردی پایدار و تنظیم شده داشتند. شیوه قرارگیری چاهها، فاصله میان میلهها، عمق مادر چاه و محاسبه دقیق شیب قنات، همه نشان میدهد که این فناوری پیشرفته محصول آزمونوخطاهای طولانی و تجربه نسلها بوده است.
این کارشناس قنوات ادامه داد: زندگی مردم در طول تاریخ، به ویژه در مناطقی چون خراسان رضوی کاملاً به میزان آب خروجی از قنات وابسته بود. در سالهایی که بارش کمتر میشد، خروجی قنات افت میکرد و نوع کشت، دامداری و حتی سبک زندگی مردم تغییر مییافت؛ بنابراین قنات تنها یک سازه فنی نبود؛ بلکه ساختاری اجتماعیـاقتصادی بود که زندگی و مناسبات جوامع محلی را شکل میداد.

وی نمونه شاخص از این میراث عظیم را، قنات قصبه گناباد دانست که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد و از دوران هخامنشیان باقی مانده است. این قنات که به صورت پیوسته در طول قرنها مورد بهرهبرداری قرار گرفته، هنوز پس از گذشت بیش از ۲۰۰۰ سال، نمادی از توان مهندسی ایرانیان و سازگاری انسان با شرایط خشک محیطی به شمار میرود.
قدوسی گفت: با وجود این تاریخ باشکوه، نگاه به قنات در دوره معاصر دچار دگرگونی شده است. به طوری که بسیاری از بهرهبرداران به محض مواجهه با کمبود آب به استفاده از پمپهای مکانیکی روی میآورند؛ اقدامی که گرچه در کوتاه مدت راهگشا به نظر میرسد، اما در بلندمدت باعث تخریب سفرههای آب زیرزمینی و خشک شدن منابع دائمی آب میشود. این در حالی است که سازوکار قنات به طور طبیعی یک نظام پایدار است و با احیا و لایروبی دورهای میتوان جریان طبیعی آب را دوباره تقویت کرد.
وی بیان کرد: قنات برخلاف چاه عمیق، نه تنها آب را به صورت طبیعی و بدون مصرف انرژی به سطح میآورد، بلکه مانع افت شدید سفرههای زیرزمینی میشود. از سوی دیگر، آب قنات به سبب عبور از لایههای مختلف زمین، از کیفیت بالایی برخوردار است و استفاده صحیح از قنات میتواند الگوی مناسبی برای توسعه پایدار آب باشد.
بسیاری از چشمهسارهایی که در گذشته منبع تأمین آب قنوات بودند، امروز تنها رطوبتی اندک دارند و در برخی موارد حتی توانایی سیراب کردن پرندگان نیز از میان رفته است، چه رسد به آبرسانی به باغات و مزارع گسترده منطقه.
این کارشناس قنات خاطرنشان کرد: افت شدید سفرههای آب زیرزمینی نه تنها قناتها را با مشکل مواجه کرده، بلکه به صورت مستقیم زندگی کشاورزان و باغداران را تهدید میکند. بسیاری از روستاها با کمبود آب آشامیدنی، کاهش محصول و مهاجرت اجباری روبهرو هستند.
وی افزود: در شرایطی که بخش قابل توجهی از اقتصاد این مناطق بر پایه کشاورزی و دامداری است، از میان رفتن قناتها میتواند ساختار اجتماعی و اقتصادی کل منطقه را دگرگون کند.
قنات قصبه گناباد؛ میراثی زنده در قلب کویر
قنات قصبه گناباد که سالهاست نام آن در فهرست آثار ملی و جهانی میدرخشد، همچنان یکی از مهمترین نشانههای توان مهندسی ایرانیان در دوران باستان به شمار میرود. این قنات که در دل کویر جنوبی خراسان رضوی جریان دارد، نه تنها یک سازه آبرسانی کهن، بلکه نمادی از سازگاری هوشمندانه انسان با محیطی خشک و بیپایان است.
قنات قصبه گناباد از حیث عمق، قدمت، شبکه گسترده و فناوری به کار رفته در حفر آن، در میان همه قنوات ایران جایگاهی ویژه دارد. این قنات در سال ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و در تیرماه ۱۳۹۵ نیز در کنار ۱۰ قنات شاخص ایران در یونسکو ثبت جهانی شد؛ رخدادی که توجه محققان و گردشگران بینالمللی را به این منطقه تاریخی جلب کرد.
رییس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد گفت: یکی از ویژگیهایی که نام قنات قصبه را در جهان مطرح کرده، عمق شگفتانگیز مادر چاه آن است. عمقی که حدود ۳۲۰ متر گزارش شده؛ رقمی که این قنات را در فهرست عمیقترین مادر چاههای جهان در جایگاه نخست قرار میدهد.
حمیدرضا محمودی قوژدی اظهار کرد: حفر چنین عمقی بدون ابزارهای امروزی، به ویژه در هزاران سال پیش، از شاهکارهای مهندسی دوران باستان محسوب میشود.
وی بیان کرد: طول مسیر قنات قصبه در مجموع به ۳۳ کیلومتر میرسد و مجموعهای از چاهها، کانالها و مسیرهای زیرزمینی دقیق و حساب شده را در خود جای داده است. بررسیها نشان میدهد حجم خاکبرداری صورت گرفته برای ایجاد این شبکه، به حدود ۷۰ میلیون مترمکعب میرسد؛ عددی که مقایسه آن با تخلیه یکمیلیون کامیون خاک، تصویر روشنتری از سختی کار در ذهن ایجاد میکند.
قنات قصبه تنها یک رشته نیست. این مجموعه تاریخی از هفت شاخه تشکیل شده که سه شاخه آن از اهمیت بیشتری برخوردارند. شاخههای دولاب نو، دولاب کهنه و قصبه جزو قدیمیترین و اصلیترین مسیرهای قنات محسوب میشوند. در حال حاضر دو شاخه قصبه و دولاب نو همچنان آبدهی دارند و جریان پایدار آب را به سطح زمین منتقل میکنند. تحقیقات جدید نشان داده که قدمت شاخه اصلی قنات حدود ۲۵۰۰ سال است، اما بررسیهای اولیه روی بخشهایی از شاخه دولاب کهنه، قدمتی نزدیک به ۴۰۰۰ سال را نیز محتمل میداند.
محمودی قوژدی ادامه داد: ویژگی منحصر به فرد دیگری که این قنات را از بسیاری از نمونههای مشابه متمایز میکند، تفاوت دمای آب در شاخههای مختلف است. آب شاخه دولاب نو گرمتر و آب شاخه قصبه خنکتر است. این دو مسیر در عمق حدود ۵۰ متر زیر زمین به یکدیگر میپیوندند و حاصل این ترکیب، جریان آبی ولرم و معتدل است. پدیدهای طبیعی که میتواند مبنای طرحهای تحقیقاتی در حوزه آبدرمانی باشد و ظرفیت گسترش اکوتوریسم منطقه را افزایش دهد.

وی خاطرنشان کرد: در کنار ارزشهای تاریخی و مهندسی، قنات قصبه گناباد از نظر نظام بهرهبرداری نیز یک نمونه درخور مطالعه است. تقسیم آب در این قنات بر اساس واحد سنتی «فنجان» صورت میگیرد؛ روشی که از گذشتههای دور تاکنون بدون تغییر ادامه یافته است.
رییس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد بیان کرد: تعداد فنجانهای مربوط به این قنات ۴۱۰۴ فنجان اعلام شده است. بخش قابل توجهی از این سهمها به مجموعههای مذهبی و عمومی اختصاص دارد؛ به طوری که آستان قدس رضوی مالک ۸۵۰ فنجان و سازمان اوقاف و امور خیریه دارنده ۶۵۰ فنجان است و مابقی فنجانها بین کشاورزان محلی توزیع شده است.
این شیوه تقسیمبندی سنتی که در دل خود نظم، عدالت و سازوکاری دقیق را حفظ کرده، امروز نیز کارکرد اقتصادی خود را برای کشاورزان و مالکان این منطقه ادامه میدهد و به نوعی میراث ناملموس قنات به شمار میرود.
وی بیان کرد: پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر نشان میدهد این قنات نقشی تعیین کننده در شکلگیری سکونتهای اولیه منطقه گناباد داشته است. بررسیهای باستانشناسی قدمت سکونت در این منطقه را تا ۵۰۰۰ سال پیش ثبت کردهاند؛ دورهای که در آن آبهای جاری قنات، امکان ادامه حیات در دل کویر را فراهم کرده است.
محمودی قوژدی خاطرنشان کرد: هرچند امکان احداث قناتهای جدید به دلایل فنی و اقتصادی بسیار محدود شده، اما حفظ و احیای قناتهای موجود همچنان کاملاً امکانپذیر است. اگر عملیات لایروبی و مرمت به صورت سالانه و منظم انجام شود، بسیاری از قناتهای خشک شده دوباره جان میگیرند.
اسناد تاریخی و پژوهشهای علمی نشان میدهد ایرانیان خود مبدع این فناوری بودهاند و آن را در سرزمینهای مختلف توسعه دادهاند؛ بنابراین بیتوجهی نسبت به این میراث، تنها از دست دادن یک سازه سنتی نیست، بلکه ضربهای جبرانناپذیر به میراث فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران است.
اگر روند بیتوجهی به قناتها ادامه یابد، نه تنها وضعیت آب در مناطق خشک کشور بحرانیتر میشود، بلکه بخش قابل توجهی از هویت تاریخی و مهندسی ایرانیان نیز از دست خواهد رفت.
امروز بیش از همیشه نیاز است که نگاه به قنات تغییر کند. قنات میراث گذشته نیست؛ راهحل امروز است. در شرایطی که بحران آب به یکی از بزرگترین چالشهای کشور تبدیل شده، بازگشت به سازههای پایدار و احیای روشهای سنتی مدیریت آب، نه تنها یک انتخاب فرهنگی، بلکه یک ضرورت زیستمحیطی است. قناتها میتوانند همچنان منبعی پایدار و امن برای تأمین آب کشاورزی و حتی مصرف شهری باشند، به شرط آنکه حفاظت از آنها به عنوان یک اولویت ملی و منطقهای در نظر گرفته شود.
منبع: ایسنا