تصاویر| ۶ انیمیشن خوب از دیزنی که کلاسیک نیستند
این لیست مجموعه متنوعی از دورههایی مانند دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی را شامل میشود که دیزنی در وضعیت مشخصی قرار نداشت و انیمیشنهای باکیفیت کمی تولید میکرد. در این دورهها، دیزنی چند فیلم خوب ساخت، اما آثار کلاسیک کمی در آن سالها بر روی پرده سینما اکران شدند.
در طول بیش از ۱۰۰ سال فعالیت، دیزنی آثار کلاسیک زیادی تولید کرده است، اما شش انیمیشن از کمپانی که در ادامه به آنها میپردازیم، به اندازهای موفق نبودهاند که به آنها لقب شاهکار یا کلاسیک بدهیم. دیزنی همیشه نگران میراث خود بوده و اصطلاح کلاسیک را زیاد به کار میبرد.
دیزنی در طول سالها آثار ضعیفی را نیز منتشر کرده، هرچند که تعداد آنها زیاد نیست. این استودیو همیشه نتوانسته خودش را با تغییرات وفق دهد، به همین دلیل تعدادی از ضعیفترین آثار دیزنی نتیجه تلاشهای بیتاثیر برای رسیدن به تکنولوژیهای مدرن هستند.
برخی از انیمیشنهای دیزنی از فروش موفق عمل میکنند یا بین طرفداران محبوب هستند، اما از نظر کیفیت در حد آثار کلاسیک استودیو نیستند. به لطف قدرت دیزنی در روایت داستانها، حتی آثار متوسط این استودیو نیز در مجموع عملکرد قابلقبولی دارند.
این لیست مجموعه متنوعی از دورههایی مانند دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی را شامل میشود که دیزنی در وضعیت مشخصی قرار نداشت و انیمیشنهای باکیفیت کمی تولید میکرد. در این دورهها، دیزنی چند فیلم خوب ساخت، اما آثار کلاسیک کمی در آن سالها بر روی پرده سینما اکران شدند.
The Black Cauldron – ۱۹۸۵

اگر قرار باشد در میان انیمیشنهای دیزنی تنها یک انیمیشن را معرفی کنیم که حداقل استانداردهای این استودیو را دارد، The Black Cauldron بهترین انتخاب خواهد بود. این اثر فانتزی تاریک با تمام ساختههای پیشین دیزنی متفاوت بود و در زمان اکران نیز عملکرد ضعیفی در باکسآفیس داشت. با این حال، The Black Cauldron در میان طرفداران به یک اثر کالت تبدیل شده است.
این انیمیشن به خاطر داستان تاریک و تا حدودی ترسناک، به اولین اثر دیزنی با ردهبندی سنی بالای ۱۳ سال تبدیل شد. همچنین The Black Cauldron از اولین تلاشهای دیزنی برای استفاده از CGI به شمار میرفت که نقدهای منفی زیادی مواجه شد، اما به طور کلی کیفیت بالاتری از آنچه منتقدان در آن زمان ادعا میکردند دارد.
با وجود نقاط قوت، The Black Cauldron لحن روایت داستان باثباتی ندارد و بیش از تلاش میکند تا المانهای فانتزی تاریک را با حال و هوای دیگر آثار دیزنی ترکیب کند تا در نتیجه به اثری متوسط تبدیل شد. The Black Cauldron قطعا اثر کالتی به شمار میرود، اما جایی در میان آثار کلاسیک دیزنی ندارد.
Brother Bear – ۲۰۰۳

پس از پایان دوران رنسانس دیزنی، اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی دوره پرچالشی برای این استودیو بود. درحالی که آثار استودیو در باکسآفیس موفق بودند، انیمیشنهایی مانند Brother Bear نشان دادند که دیزنی در این دوره تا حدی جادوی سابقش را از دست داده است. Brother Bear را میتوان جزو معمولیترین آثار دیزنی در تمام دوران به حساب آورد.
Brother Bear از بصری خیرهکننده است، صداپیشگان به خوبی کارشان را انجام دادهاند و موسیقی نیز بخش مهمی از انیمیشن است، اما مشکل از جایی آغاز میشود که نسخهای ضعیفتر از شاهکارهای دیزنی در دهه گذشته است و همان فرمول را تکرار میکند. با این حال، برخلاف دیگر انیمیشنهای متوسط دیزنی، Brother Bear پتانسیل بالایی برای موفقیت داشت.
یکی از دلایل جذابیت آثار دیزنی در دوره رنسانس، طبیعی بودن بخشهای مختلف انیمیشن است. اما فیلمهای ابتدای دهه ۲۰۰۰ این حس را منتقل میکردند که سازندگان تمام جزئیات را در نظر گرفتهاند و حسی مصنوعی به بیننده منتقل میشد. درنهایت، تمام این موارد باعث میشوند تا Brother Bear چیزی بیشتر از یک سرگرمی بامزه نباشد.
The Rescuers – ۱۹۷۷

دهههای بعد از فوت والت دیزنی، دوره سختی برای این کمپانی بود. در دهه ۷۰، دیزنی کم کم به خاطر انیمیشنهای متوسط طرفدارانش را از دست داد. در این دوران، انیمیشن The Rescuers یک نقطه روشن در دهه ۷۰ میلادی بود.
The Rescuers انیمیشن خوبی محسوب میشود، اما بدون مشکل هم نیست. این انیمیشن فضای نسبتا تاریکی دارد و داستان دزدیده شدن یک کودک را روایت میکند. دیزنی با ترساندن بچهها غریبه نیست، اما این فیلم پا را یک پله فراتر میگذارد. همین لحن تاریک، باعث به وجود آمدن مشکلاتی در لحن روایت داستان شده است.
تعجبی ندارد که The Rescuers تا این حد محبوب شده است، با این حال اگر فیلم را از آن شرایط خاص تاریخی جدا کنیم، جایگاهش چند پله پایین میآید و نمیتوان آن را در سطح کلاسیکهای واقعی دیزنی قرار داد. The Rescuers شاید یک الماس ماجراجویانه در دهه ۷۰ باشد، اما قابل مقایسه با شاهکارهای دیزنی نیست.
The Great Mouse Detective – ۱۹۸۶

بااینکه دیزنی در سال ۱۹۸۵ و با انیمیشن The Black Cauldron به حداقل استانداردهای خود رسید، با The Great Mouse Detective تلاش کرد تا محبوبیت از دست رفته خود را جبران کند. نقدهای بهتر و موفقیت در گیشه، استودیو را از انتشار پشت سر هم دو اثر ناموفق نجات داد تا این انیمیشن امروزه در بین آثار کالت دیزنی قرار بگیرد.
یکی از دلایل محبوبیت The Great Mouse Detective عجیب بودن آن است که هیچ شباهتی به فرمولهای تکراری دیزنی ندارد. با این حال، این انیمیشن در بیشتر لحظات داستان تاریک و دلگیر است و با وجود مدت زمان ۷۴ دقیقهای، میتواند خستهکننده شود.
ایده The Great Mouse Detective جذابتر از خود انیمیشن است، البته فیلم استانداردهای لازم را دارد که یک اثر سرگرمکننده باشد. زمانی که این انیمیشن را با شاهکارهای دیزنی مقایسه میکنید، The Great Mouse Detective تمام انتظارات را برآورده نمیکند.
Fantasia 2000 – ۱۹۹۹
انیمیشن Fantasia با اکران در سال ۱۹۴۰ میلادی، جشنوارهای از زیباییهای این مدیوم را به نمایش درآورد. دیزنی با Fantasia 2000 تلاش کرد تا آن موفقیت را تکرار کند و تنها تا حد قابلقبولی موفق به انجام این کار شد. این انیمیشن، مجموعهای از سکانسهایی است که ارتباطی با یکدیگر ندارند و بزرگترین مشکل دنباله محسوب میشود.
برخی از بخشها مانند Rhapsody in Blue فوقالعادهاند، درحالی که بخشهای دیگر فقط معمولی هستند. پیشرفتهای مدیوم انیمیشن، باعث شدند تا Fantasia 2000 نتواند همان شکوه سابق را تکرار کند و تا حدی از انتظارات مخاطبان امروزی فاصله بگیرد، با این حال تمام این موارد به معنای کیفیت پایین این انیمیشن نیست.
Fantasia 2000 هرگز قرار نبود به یکی از آثار کلاسیک دیزنی تبدیل شود. در واقع سایه بزرگ قسمت اول به دنباله آن اجازه نداد تا به اثری ماندگار تبدیل شود و Fantasia 2000 در باکسآفیس نیز عملکرد موفق نبود.
Raya And The Last Dragon – ۲۰۲۱
با شیوع ویروس کووید-۱۹، ضربه بزرگی به فروش انیمیشنهای دیزنی در باکسآفیس وارد شد. Raya And The Last Dragon نمونهای منحصر به فرد از آن دوران به شمار میرود، زیرا پیشبینی عملکرد آن در شرایط عادی غیرممکن است. این انیمیشن به طور همزمان در سینماها و سرویس دیزنی پلاس منتشر شد و به همین دلیل عملکرد ضعیفی در باکسآفیس داشت.
Raya And The Last Dragon یک موفقیت عظیم بر روی سرویسهای استریمینگ بود، که باعث شد بسیاری از افراد توجهی به نقدهای متوسط آن نداشته باشند. با وجود نقاط قوت، Raya And The Last Dragon به یک اثر کلاسیک مدرن تبدیل نمیشود.
نحوه روایت داستان همیشه نقطه قوت این استودیو بوده، اما در Raya And The Last Dragon به اندازه کافی دیده نمیشود. این انیمیشن به لطف طراحی بصری چشمنواز و اکشن بیشتر نسبت به آثار دیزنی، قطعا به اثری تبدیل میشود که از تماشای آن پشیمان نخواهید بود، اما جایی در میان آثار کلاسیک دیزنی ندارد.
منبع: گیمفا
