چرا «گنجها» در زیر خاک باقی ماندهاند؟
پیش از آنکه فلزیابها و باستانشناسان هزاران گنجینه سکههای رومی را از دل خاک بیرون بیاورند، این دفینهها قرنها در زیر زمین پنهان مانده بودند. بیشتر آنها بهگونهای دفن شده بودند که نشان میداد صاحبانشان قصد داشتند بعدها برای برداشتن آنها بازگردند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد.
فرادید| اکنون پژوهشی تازه نشان میدهد که بسیاری از صاحبان این گنجینهها احتمالاً در میانه جنگها، تهاجمهای نظامی یا فجایع طبیعی گرفتار شده و جان خود را از دست دادهاند. این مطالعه همچنین بر نکتهای مهم تأکید میکند: دلیل دفن کردن سکهها معمولاً با دلیل بازنگشتن صاحبان آنها برای بازیابیشان یکسان نبوده است.
به گزارش فرادید؛ پژوهشگران اطلاعات پایگاه داده Coin Hoards of the Roman Empire را بررسی کردند؛ پایگاهی که اکنون بیش از ۱۸ هزار و ۲۰۰ گنجینه و بیش از ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار سکه رومی را در بر میگیرد. برای آنکه فقط دفینههایی بررسی شوند که احتمالاً بهعنوان پسانداز پنهان شده بودند، محققان تنها گنجینههایی را انتخاب کردند که بین ۱۰۰ تا ۱۰ هزار سکه داشتند. همچنین پژوهش آنها به سه قرن نخست میلادی محدود شد؛ دورهای پیش از آنکه کاهش عیار فلز سکههای رومی، شیوه استفاده مردم از پول را بهطور چشمگیری تغییر دهد.

گنجینهای شامل ۱۶۰ سکه طلای رومی که داخل یک کوزه برنزی پنهان شده بود. برای پنهان کردن ارزش واقعی محتویات، دو سکه برنزی نیز در دهانه کوزه قرار داده شده بود تا کسی با نگاه کردن به داخل آن تصور کند که ظرف تنها حاوی سکههای کمارزش است. این گنجینه در سال 1911 در کوبریج انگلستان کشف شد و تاریخ دفن آن به حدود سال ۱۶۰ میلادی بازمیگردد.
مردم در دوران روم باستان به دلایل مختلفی سکههای خود را زیر خاک پنهان میکردند. بازرگانی که از آشوبهای سیاسی بیم داشت، ممکن بود درآمد خود را مخفی کند. خانوادهها نیز در هنگام حمله دشمن داراییهایشان را برای حفظ امنیت دفن میکرد. برخی نیز پس از کاهش ارزش پول رایج، سکههای نقره قدیمی را برای حفظ ارزش ذخیره میکردند. از سوی دیگر، بعضی از این دفینهها بخشی از آیینهای مذهبی یا مراسم تدفین بودند و اساساً قرار نبود روزی از زیر خاک بیرون آورده شوند. اما پژوهش جدید تنها بر گنجینههایی تمرکز کرده که اندازه، ظرف نگهداری و محل دفن آنها نشان میدهد صاحبانشان قصد بازگشت داشتهاند.
سپس پژوهشگران تاریخ دفن این گنجینهها را با زمان وقوع جنگها و دیگر رویدادهای فاجعهبار مقایسه کردند. نتیجه، الگویی روشن را آشکار ساخت؛ مناطقی که صحنه درگیریهای بزرگ و خشونتآمیز بودند، معمولاً بیشترین تعداد گنجینههای بازیابینشده را نیز در خود جای داده بودند.
یکی از نمونههای شاخص، نبرد جنگل تویتوبورگ در سال ۹ میلادی است؛ نبردی که طی آن سه لژیون رومی در سرزمین ژرمانیا نابود شدند. نقشههای تهیهشده از دادههای این پژوهش، تمرکز قابلتوجهی از گنجینههای دفنشده را در نزدیکی کالکریزه، که محل احتمالی این نبرد شناخته میشود، نشان میدهد. به باور پژوهشگران، این سکهها متعلق به افرادی بودهاند که هرگز زنده نماندند تا داراییهای خود را پس بگیرند.
بریتانیا نیز الگوی مشابهی را نشان میدهد. گنجینههایی که بین سالهای ۲۰ تا ۶۰ میلادی دفن شدهاند، عمدتاً در جنوب شرقی این سرزمین یافت شدهاند؛ منطقهای که در آن جنگهای قبیلهای، تهاجم رومیان در سال ۴۳ میلادی و سپس شورش مشهور بودیکا، سالها ناامنی و درگیری ایجاد کرده بود. پژوهشگران تأکید میکنند که هر گنجینه را نمیتوان به یک رویداد مشخص نسبت داد، اما مجموعه این یافتهها از دورهای طولانی از ترس، آشوب و خشونت در این منطقه حکایت دارد.
نقشهای دیگر تصویری متفاوت ارائه میدهد. گنجینههایی که میان سالهای ۷۰ تا ۹۰ میلادی در بریتانیا دفن شدهاند، تقریباً ناپدید میشوند، اما همزمان گروه تازهای از دفینهها در اطراف کوه وزوو ظاهر میشود. نویسندگان پژوهش معتقدند این گنجینهها به فوران مشهور سال ۷۹ میلادی مربوط هستند؛ همان فاجعهای که شهر پمپئی و شهرهای اطراف آن را زیر لایههای ضخیم خاکستر مدفون کرد.
همین الگو در امتداد رود دانوب نیز دیده میشود. در جریان جنگهای داکیه در دوران امپراتوران دومیتیان و تراژان، تعداد زیادی گنجینه در نزدیکی مرزهای امپراتوری و اطراف پایتخت داکیه دفن شدهاند. چند دهه بعد، در میانه قرن سوم میلادی و همزمان با حملات اقوام کارپی و گوتها، موج دیگری از گنجینههای بازیابینشده در سراسر بالکان شکل گرفت.

گنجینه طلای تریر شامل ۲٬۵۱۸ سکه طلای رومی با وزن مجموع ۱۸٫۵ کیلوگرم است که در سپتامبر ۱۹۹۳ در شهر تریر آلمان کشف شد. این گنجینه یکی از بزرگترین مجموعههای سکه طلای رومی است که تاکنون پیدا شده و امروزه در موزه ایالتی راین در شهر تریر به نمایش گذاشته میشود.
بیشترین تراکم این گنجینهها به دورهای تعلق دارد که با عنوان بحران قرن سوم میلادی شناخته میشود. بین سالهای ۲۵۳ تا ۲۶۸ میلادی، امپراتوری روم با تهاجمهای پیدرپی، جنگهای داخلی و یورشهای گستردهای از سرزمین گال (فرانسه کنونی) تا آسیای صغیر روبهرو بود. نقشههای این پژوهش نشان میدهد که صدها گنجینه بازیابینشده دقیقاً در همین مناطق پراکنده شدهاند.
نویسندگان این پژوهش معتقدند باستانشناسان باید دو پرسش متفاوت را از یکدیگر جدا کنند. نخست اینکه مردم چرا سکههای خود را دفن میکردند و دوم اینکه چرا هرگز برای بازپس گرفتن آنها بازنگشتند.
پاسخ پرسش نخست معمولاً به حفظ ثروت، محافظت از داراییها یا پسانداز مربوط میشود، اما پاسخ پرسش دوم اغلب به مرگ، آوارگی اجباری، فراموش شدن محل دفن، تغییر چشمانداز طبیعی یا وقوع جنگهای گسترده بازمیگردد.
از این منظر، هر یک از این گنجینههای فراموششده تنها مجموعهای از سکههای باستانی نیستند، بلکه یادگاری از زندگی انسانهایی به شمار میروند که روزی با امید بازگشت، ثروت خود را زیر خاک پنهان کردند، اما سرنوشت هرگز به آنها فرصت نداد تا دوباره به خانه بازگردند.