«هابیت‌ها» باقی‌ماندۀ غذای «اژدهای کومودو» را می‌خوردند

«هابیت‌ها» باقی‌ماندۀ غذای «اژدهای کومودو» را می‌خوردند

بررسی تازه‌ای روی بقایای استخوانی جزیره فلورس در اندونزی نشان می‌دهد که «انسان فلورسی» (گونه منقرض‌شده‌ای از انسان‌های باستانی که به دلیل قد کوتاهشان با لقب «هابیت‌ها» نیز شناخته می‌شوند) احتمالاً از نظر فناوری و توانایی‌های شکار بسیار کمتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد پیشرفته بوده‌اند. پژوهشگران اکنون معتقدند این انسان‌های کوچک به جای شکار فیل‌های کوتوله جزیره، بیشتر از بقایای لاشه‌هایی تغذیه می‌کردند که اژدهای کومودو پس از خوردن رها می‌کرد.

کد خبر : ۳۰۵۸۸۶
بازدید : ۱۶

فرادید| این نتیجه‌گیری یکی از فرضیه‌های مشهور درباره انسان فلورسی را به چالش می‌کشد. پیش‌تر تصور می‌شد این انسان‌ها با وجود مغز کوچک خود، توانایی شکار گروهی حیوانات بزرگ و استفاده از آتش را داشته‌اند؛ رفتاری که معمولاً با هوش بالاتر و مهارت‌های پیشرفته‌تر ارتباط دارد. اما یافته‌های جدید نشان می‌دهند رفتار آن‌ها احتمالاً بسیار ساده‌تر از آن چیزی بوده که تاکنون تصور می‌شد.

به گزارش فرادید؛ لقب «هابیت» نیز شاید در شکل‌گیری برداشت قبلی نقش ایفا کرده باشد. این گونه تقریباً هم‌زمان با اکران فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» معرفی شد و به دلیل داشتن قدی در حدود یک متر، به‌سرعت با شخصیت‌های هابیت مقایسه شد؛ موضوعی که شاید به‌طور ناخودآگاه این تصور را ایجاد کرد که آن‌ها نیز مانند هابیت‌های داستان، موجوداتی باهوش و توانمند بوده‌اند.

3

چهره بازسازی شده یک انسان فلورسی یا هابیت

کشف انسان فلورسی از همان ابتدا توجه فراوانی را جلب کرد، زیرا این گونه در جزیره‌ای دورافتاده زندگی می‌کرد که هرگز به سرزمین اصلی آسیا متصل نبوده است. جذابیت ماجرا زمانی بیشتر شد که یکی از نخستین اسکلت‌های این گونه در غار لیانگ بوآ در کنار بقایای یک فیل کوتوله منقرض‌شده از گونه استگودون فلورسی پیدا شد. پژوهشگران آن زمان نتیجه گرفتند که انسان‌های فلورسی این حیوانات را شکار می‌کرده‌اند.

اگرچه استگودون‌های جزیره فلورس در اثر پدیده «کوتوله‌شدن جزیره‌ای» بسیار کوچک‌تر از فیل‌های امروزی بودند، اما برای انسان‌هایی با قد حدود یک متر، شکار آن‌ها همچنان کاری دشوار و خطرناک محسوب می‌شد و به ابزار، برنامه‌ریزی و همکاری گروهی نیاز داشت. همین موضوع باعث شده بود بسیاری تصور کنند انسان فلورسی با وجود مغز کوچک، از توانایی شناختی بالایی برخوردار بوده است. وجود بقایای ظاهراً سوخته در همان محوطه نیز این فرضیه را تقویت می‌کرد.

اما پژوهش تازه، این برداشت را زیر سؤال برده است. گروهی از پژوهشگران دانشگاه توبینگن آلمان، به سرپرستی الیزابت ویچ، آثار باقی‌مانده روی استخوان‌های استگودون کشف‌شده در غار لیانگ بوآ را با دقت بررسی کردند. از آنجا که در آن زمان در جزیره فلورس نه شیر، نه گرگ و نه خرس وجود داشت، پژوهشگران برای مقایسه، لاشه بزها را در اختیار اژدهای کومودو قرار دادند و رد دندان‌های آن‌ها را ثبت کردند.

2

جمجمه انسان فلورسی

نتیجه نشان داد که جای دندان اژدهای کومودو معمولاً کم‌عمق‌تر، کوتاه‌تر و پهن‌تر از آثار برش ایجادشده با ابزارهای سنگی است. وقتی این الگو با آثار موجود روی استخوان‌های استگودون مقایسه شد، مشخص شد که اژدهای کومودو پیش از هر موجود دیگری از این لاشه‌ها تغذیه کرده و بخش‌های پرگوشت و مغذی را خورده است. به بیان دیگر، نخستین مصرف‌کننده لاشه‌ها اژدهای کومودو بوده، نه انسان فلورسی.

فرضیه استفاده گسترده این انسان‌ها از آتش نیز با یافته‌های جدید سازگار نیست. از میان ۳۱۵۵ قطعه استخوان استگودون کشف‌شده در غار لیانگ بوآ، تنها یک قطعه آثار سوختگی داشت. پژوهشگران معتقدند این سوختگی احتمالاً مربوط به دوره‌ای بسیار متأخر و حضور انسان خردمند در منطقه است، نه انسان فلورسی. حتی استخوان‌های فراوان موش‌های موجود در این محوطه نیز هیچ نشانه‌ای از پخته شدن یا سوختگی ندارند.

بر اساس این شواهد، پژوهشگران معتقدند استگودون‌ها یا به دست اژدهای کومودو شکار می‌شدند یا به دلایل طبیعی می‌مردند و سپس اژدهای کومودو با استفاده از حس بویایی بسیار قوی خود زودتر از دیگران به لاشه می‌رسید. انسان فلورسی احتمالاً تنها زمانی به بقایای این حیوانات دسترسی پیدا می‌کرد که اژدها بخش عمده گوشت را خورده و محل را ترک کرده بود. اگر هم گاهی انسان فلورسی زودتر به لاشه می‌رسید، احتمالاً تنها قسمت‌های ارزشمند را جدا می‌کرد و پیش از رسیدن اژدها از محل دور می‌شد.

پژوهشگران می‌گویند دور کردن یک یا چند اژدهای کومودو از کنار لاشه تقریباً به همان اندازه خطرناک بوده که ورود به سرزمین موردور در داستان‌های فانتزی. تا جایی که شواهد نشان می‌دهد، انسان فلورسی نه نیزه‌های پرتابی در اختیار داشته و نه تیر و کمان؛ بنابراین بعید است توانسته باشد چنین شکارچی خطرناکی را از طعمه خود دور کند. از این رو، احتمال زیادی وجود دارد که این انسان‌ها بیشتر لاشه‌خوار بوده باشند تا شکارچی.

آن‌ها همچنین معتقدند حتی اگر انسان فلورسی توانایی شکار استگودون را هم داشت، چنین کاری از نظر هزینه و خطر چندان منطقی نبود. پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند که شکار فیل‌ها و خویشاوندانشان حتی برای انسان‌های امروزی بدون فناوری‌های پیشرفته، بسیار دشوار و پرخطر بوده و معمولاً شکار حیوانات کوچک‌تر گزینه مناسب‌تری محسوب می‌شده است.

یکی دیگر از نکات جالب این پژوهش به چگونگی رسیدن نیاکان انسان فلورسی به جزیره فلورس مربوط می‌شود. این جزیره هرگز به قاره آسیا متصل نبوده و رسیدن به آن مستلزم عبور از «خط والاس» است؛ مرزی زیست‌جغرافیایی که به دلیل آب‌های عمیق تنگه لومبوک، مانع جابه‌جایی آسان بسیاری از گونه‌های جانوری میان آسیا و اقیانوسیه شده است.

با این حال، الیزابت ویچ می‌گوید پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد این مرز طبیعی نفوذناپذیر نبوده است. برخی جانوران مانند جوندگان و فیل‌ها توانسته‌اند از آن عبور کنند، اما احتمالاً نیاکان انسان فلورسی به‌طور تصادفی، مثلاً با توده‌های شناور گیاهی که در اثر سونامی یا رویدادهای مشابه ایجاد شده بودند، به این جزیره رسیده‌اند.

از آنجا که تنوع جانوری فلورس محدود بود، گزینه‌های غذایی انسان فلورسی نیز چندان زیاد نبود. پژوهشگران احتمال می‌دهند موش‌های غول‌پیکر این جزیره، که هم‌زمان با انسان فلورسی زندگی می‌کردند، هدف مناسب‌تری برای شکار بوده باشند. آن‌ها همچنین احتمال می‌دهند رژیم غذایی این گونه تنها به گوشت محدود نبوده و ترکیبی از جانوران کوچک، میوه‌ها، گیاهان و شاید حشرات را نیز شامل می‌شده است. گوشت استگودون نیز احتمالاً تنها در مواقعی که بقایای آن پس از تغذیه اژدهای کومودو باقی می‌ماند، به‌عنوان غذایی اتفاقی مصرف می‌شده است.

این یافته‌ها همچنین با دیدگاه رایج دیرین‌انسان‌شناسان همخوانی دارد که استفاده منظم از آتش را پدیده‌ای نسبتاً جدید و وابسته به گونه‌های انسانی با مغز بزرگ‌تر می‌دانند. هرچند درباره برخی گونه‌های دیگر نیز ادعاهایی درباره استفاده از آتش مطرح شده، اما تاکنون شواهد کافی برای پذیرش گسترده این فرضیه‌ها به دست نیامده است.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید