آیا انسانهای ماقبلتاریخ واقعا «غارنشین» بودند؟
تصویر مردمانی که تمام عمر خود را در غارهای تاریک سپری میکردند، یکی از ماندگارترین کلیشههای تاریخ بشر است. کتابهای کودکان، فیلمهای سینمایی و کارتونها سالها انسانهای نخستین را با عنوان «غارنشین» به تصویر کشیدهاند؛ افرادی که همیشه کنار آتش، در اعماق غارها زندگی میکردند. اما یافتههای باستانشناسی امروز نشان میدهد این تصویر، تنها بخشی از واقعیت را بازگو میکند.
فرادید| آیا انسانهای ماقبل تاریخ در غارها زندگی میکردند؟ «پاسخ کوتاه» این است که بله، برخی از انسانهای ماقبل تاریخ واقعاً در غارها زندگی میکردند. اما «پاسخ کامل» بسیار پیچیدهتر است. نئاندرتالها و انسانهای خردمند نهتنها از غارها برای سکونت، بلکه برای تهیه غذا، ساخت ابزار، خلق آثار هنری، دفن مردگان و احتمالاً برگزاری آیینهای مذهبی استفاده میکردند.
به گزارش فرادید؛ اما در عین حال، آنها در دشتها، کنار رودخانهها، در پناهگاههای سنگی و حتی در سرپناههایی که از چوب، پوست حیوانات، علف و استخوان ساخته میشد نیز زندگی میکردند. بنابراین، غار تنها یکی از گزینههای آنها برای سازگاری با محیط بود، نه محل دائمی زندگی.
چرا غارها مکان مناسبی برای زندگی بودند؟
برای گروههای شکارچی-گردآورنده که خانههای دائمی نداشتند، یک غار مناسب میتوانست مزایای فراوانی داشته باشد. سقف سنگی از باران و برف محافظت میکرد، دیوارهها مانع وزش باد میشدند و فضای داخلی دمای نسبتاً ثابتی داشت. اگر دهانه غار رو به خورشید قرار میگرفت، نور طبیعی، تهویه مناسب و دید خوبی به دشتها و مسیر حرکت حیوانات نیز فراهم میشد.
البته همه غارها برای سکونت مناسب نبودند. غارهای مرطوب، باریک یا آنهایی که در فصل بارندگی زیر آب میرفتند، انتخاب خوبی محسوب نمیشدند. در مقابل، غارهایی با دهانه وسیع، کف خشک و نور کافی، گاهی آنقدر ارزشمند بودند که نسلهای مختلف طی صدها یا حتی هزاران سال بارها به آنها بازمیگشتند.

در واقع، بیشتر فعالیتهای روزمره در نزدیکی دهانه غار انجام میشد؛ جایی که افراد هم از سقف سنگی بهره میبردند و هم از نور خورشید و جریان هوا. به همین دلیل، باستانشناسان برای برخی از این مکانها از اصطلاح «پناهگاه سنگی» استفاده میکنند؛ فضاهایی که بیشتر شبیه سایهبانهای طبیعی بودند تا غارهای عمیق.
شواهد باستانشناسی چه میگویند؟
در برخی غارها، آثار سکونت انسان کاملاً آشکار است. اجاقهای آتش، لایههای خاکستر، استخوانهای حیوانات با آثار بریدگی، ابزارهای سنگی و بقایای ساخت ابزار نشان میدهند که این مکانها بارها محل زندگی انسان بودهاند.
اما وجود بقایای انسانی در یک غار، الزاماً به معنای سکونت دائمی نیست. گاهی جانوران شکار خود را به غار میکشیدند، آب استخوانها را جابهجا میکرد یا انسانها تنها برای دفن مردگان، اجرای مراسم یا انجام فعالیتی کوتاهمدت وارد غار میشدند. بنابراین، پیدا شدن یک دندان یا استخوان انسان در یک غار، بهتنهایی ثابت نمیکند که خانوادهای سالها در آنجا زندگی کرده است.
چرا غارها بیش از دیگر محلهای زندگی شناخته شدهاند؟
یکی از دلایل اصلی شهرت غارها، قابلیت فوقالعاده آنها در حفظ آثار باستانی است. سقف سنگی از بقایای استخوان، چوب، پوست، خاکستر و دیگر مواد آلی در برابر باد، باران و نور خورشید محافظت میکند. به همین دلیل، چیزهایی که در فضای باز طی هزاران سال از بین میروند، در غارها گاهی تقریباً دستنخورده باقی میمانند.
از سوی دیگر، غارها برای باستانشناسان بسیار آسانتر از محوطههای روباز شناسایی میشوند. یک غار مکان مشخص و محدودی است که میتوان آن را نقشهبرداری و کاوش کرد، اما اردوگاهی که هزاران سال پیش در دشتی باز برپا شده بود، ممکن است امروز زیر چندین متر رسوب دفن شده، توسط رودخانه شسته شده، زیر یک شهر مدرن قرار گرفته یا کاملاً فرسوده شده باشد.
همین موضوع باعث نوعی خطای آماری شده است. اگر گروهی زمستان را در غار گذرانده باشد و گروه دیگری در کنار دریاچهای چادرهایی از پوست حیوانات برپا کرده باشد، احتمال باقی ماندن آثار گروه اول بسیار بیشتر است. هزاران سال بعد، شاید تنها شواهد مربوط به غارنشینان باقی مانده باشد و چنین تصور شود که همه انسانهای آن دوران در غار زندگی میکردهاند.
انسانهای نخستین در فضای باز نیز زندگی میکردند
با وجود این، کاوشهای باستانشناسی نشان دادهاند که انسانهای پیشاتاریخ وابسته به غارها نبودند. برای نمونه، در محوطه «عین قاشیش» در شمال فلسطین، بقایای نئاندرتالها، استخوان حیوانات و ابزارهای سنگی در فضای باز و کنار رودخانه کشف شده است. بررسیها نشان میدهد این مکان بین حدود ۷۰ تا ۶۰ هزار سال پیش بارها مورد استفاده قرار گرفته و بخشی از شبکه سکونت و جابهجایی نئاندرتالها بوده است.
مطالعات دیگر نیز نشان دادهاند که بسیاری از اردوگاههای روباز دارای اجاق، محل آمادهسازی غذا و نشانههای اقامتهای مکرر بودهاند. برخی مکانها نیز تنها به شکار یا استخراج سنگ اختصاص داشتهاند.
انسانها خود نیز سرپناه میساختند
انسانهای پیشاتاریخ تنها به پناهگاههای طبیعی متکی نبودند، بلکه خود نیز انواع مختلفی از سرپناه را میساختند. باستانشناسان بقایای گودالهای محل ستونها، حلقههای سنگی، اجاقها و آثار دیگری یافتهاند که نشان میدهد انسانها کلبههایی از چوب، شاخه، پوست حیوانات و دیگر مواد طبیعی میساختند.
در برخی محوطههای دوره پارینهسنگی در اروپای مرکزی و شرقی نیز خانههایی ساختهشده از چوب و استخوان ماموت کشف شده است. البته این موضوع به معنای آن نیست که همه انسانها در خانههای استخوانی زندگی میکردند، بلکه نشان میدهد نوع مسکن بسته به آبوهوا، منابع در دسترس، اندازه گروه و مدت اقامت، تغییر میکرد.
زندگی در غار معمولاً در نزدیکی دهانه آن جریان داشت
برخلاف تصویر رایج فیلمها، زندگی روزمره معمولاً در اعماق تاریک غارها انجام نمیشد. ورود به بخشهای عمیق نیازمند مشعل یا چراغ، سوخت کافی و تحمل تاریکی مطلق بود. زمین ناهموار، تجمع دود ناشی از آتش، رطوبت و حضور حیواناتی مانند خرسهای غارنشین یا کفتارها نیز مشکلات دیگری ایجاد میکرد.

به همین دلیل، بیشتر آثار زندگی انسان در نزدیکی دهانه غارها یافت شدهاند؛ جایی که نور، هوای تازه و فضای قابل استفاده بیشتر بود. از این نظر، غار بیش از آنکه شبیه خانهای زیرزمینی باشد، به ایوانی طبیعی شباهت داشت که مرز میان فضای باز و دنیای زیرزمین را تشکیل میداد.
همچنین، سکونت در غارها اغلب دائمی نبود. شکارچیان و گردآورندگان غذا همواره در جستوجوی حیوانات، گیاهان، منابع سنگ و آب در حرکت بودند. آنها ممکن بود چند هفته یا چند ماه در یک غار بمانند، سپس آن را ترک کنند و فصل بعد دوباره بازگردند. گاهی نیز قرنها بعد، گروهی کاملاً متفاوت همان غار را دوباره اشغال میکرد.
غارهای عمیق همیشه محل زندگی نبودند
با وجود آنکه انسانهای پیشاتاریخ به اعماق برخی غارها نیز وارد میشدند، هدف آنها همیشه سکونت نبود. در غار برونیکل در جنوب غربی فرانسه، نئاندرتالها حدود ۱۷۶ هزار سال پیش استالاگمیتها را شکسته و آنها را به شکل حلقههای بزرگ در فاصله ۳۳۶ متری از دهانه غار چیده بودند. آثار آتش نیز در این محل دیده شده است. اما هیچ نشانهای وجود ندارد که این بخش عمیق غار محل زندگی روزمره بوده باشد.
نمونه مشهور دیگر، غار شووه در فرانسه است که بیش از ۴۳۵ نقش جانوری در آن شناسایی شده است. قدیمیترین این نقاشیها حدود ۳۶ هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارند. این بخشهای عمیق بیشتر محل خلق آثار هنری و فعالیتهای نمادین بودهاند تا محل سکونت.
چنین شواهدی نشان میدهد غارها برای انسانهای باستان تنها پناهگاه نبودند، بلکه کارکردهای فرهنگی، آیینی و اجتماعی نیز داشتند؛ هرچند ماهیت دقیق بسیاری از این فعالیتها هنوز ناشناخته است.
چرا تصویر «غارنشین» اینقدر ماندگار شده است؟
بخش مهمی از این تصور به تاریخ علم باستانشناسی بازمیگردد. نخستین فسیلهای مهم انسانهای باستانی که در قرن نوزدهم شناخته شدند، عمدتاً از غارها به دست آمدند. نمونه شاخص نئاندرتال در سال ۱۸۵۶ در دره نئاندر آلمان کشف شد و بعدها یافتههای مهم دیگری نیز در غارهایی مانند کرومانیون، لاشاپل اوسن و شانیدر به دست آمدند.
از سوی دیگر، غارها برای موزهها، نقاشان و فیلمسازان پسزمینهای بسیار جذاب فراهم میکردند، زیرا دیوارهای سنگی هزاران سال دوام میآورند، اما کلبههای چوبی یا چادرهای پوست حیوانات مدتها پیش از بین رفتهاند. به همین دلیل، غار به تدریج به نماد تصویری دوران پیشاتاریخ تبدیل شد.
واقعیت بسیار پیچیدهتر از یک کلیشه است
امروزه باستانشناسان معتقدند عنوان «غارنشین» تصویر دقیقی از زندگی انسانهای پیشاتاریخ ارائه نمیدهد. این انسانها میلیونها سال در زیستبومهای بسیار متنوع، از دشتها و جنگلها گرفته تا سواحل، رودخانهها و بیابانها زندگی کردند و بسته به شرایط محیطی، از هر نوع سرپناهی که در اختیار داشتند استفاده میکردند.
بنابراین، پاسخ درست این است که انسانهای پیشاتاریخ گاهی در غارها زندگی میکردند و برخی غارها برای نسلهای پیاپی اهمیت فراوانی داشتند. اما آنها به همان اندازه در فضای باز نیز اردو میزدند، سرپناه میساختند و پیوسته در چشماندازهای گوناگون جابهجا میشدند. غار تنها یکی از فصلهای زندگی آنها بود، نه تمام داستان.