تصاویر| ۶ فیلم جنگی جنجالی که خشم پنتاگون را برانگیختند؛ از Apocalypse Now تا Platoon
گاهی فیلمهایی ساخته میشوند که پنتاگون را خشمگین میکنند. تازهترین نمونه از این دست، فیلم پرطرفدار A House of Dynamite از نتفلیکس است.
برای سالهای متمادی، پیوند میان ارتش ایالات متحده و صنعت سرگرمی (همکاری میان هالیوود و وزارت دفاع آمریکا) بسیار مؤثر و خوب عمل کرده است. در این همکاری، کارگردانان سینما به تجهیزات و لوکیشنهای واقعی نظامی دسترسی پیدا میکنند و در مقابل، پنتاگون از فیلمهایی بهرهمند میشود که عملاً نقش تبلیغاتی پرهزینه و غیررسمی را برای نمایش قدرت و جذابیت ارتش ایالات متحده ایفا میکنند؛ عاملی که برای بازدارندگی دشمنان حیاتی است. با این حال، گاهی فیلمهایی ساخته میشوند که پنتاگون را خشمگین میکنند. تازهترین نمونه از این دست، فیلم پرطرفدار A House of Dynamite از نتفلیکس است.

همکاری میان هالیوود و وزارت دفاع ایالات متحده به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد، زمانی که «اداره اطلاعات جنگ ایالات متحده» از سینما برای جلب حمایت عمومی از جنگ استفاده میکرد. از آن زمان، بیشتر فیلمهای نظامی تحت نظارت رسمی واحد رسانهای وزارت دفاع (DoD Entertainment Media Unit) ساخته میشوند. این رابطه سودمند احتمالاً سالها ادامه خواهد یافت، مگر در مواردی که فیلمهایی مانند نمونههای زیر تولید شوند؛ فیلمهایی که خشم پنتاگون را برانگیختند.

۶. Apocalypse Now (۱۹۷۹)
در فیلم جنگی اینک آخرالزمان، سرهنگ کورتز (مارلون براندو) که در دوران جنگ ویتنام دست به شورش زده، در اعماق جنگلها بهعنوان حاکمی خودخوانده زندگی میکند. فرماندهان بالادستی از این وضعیت خشمگیناند و سروان ویلارد (مارتین شین) را مأمور میکنند تا او را از میان بردارد. اما همانطور که انتظار میرود، مأموریت طبق برنامه پیش نمیرود.
وزارت دفاع آمریکا بعدها از این فیلم به دلیل ترویج کلیشهی «سرباز دیوانهی ویتنام» انتقاد کرد و مدعی شد که چنین تصاویری میتواند روحیهی نیروهای نظامی را تضعیف کند. در آن دوران، که دولت در تلاش بود وجههی خود را پس از جنگ ترمیم کند، دیدگاه تلخ و واقعگرایانهی فرانسیس فورد کاپولا چندان خوشایند ارتش نبود. با این حال، کارگردان مصمم بود حقیقت را به تصویر بکشد.
جالب آنکه، بسیاری از کهنهسربازان این اثر را تحسین کردهاند و آن را فیلمی تأثیرگذار با فیلمبرداری خیرهکننده و دیالوگهایی ماندگار میدانند؛ از جمله جملهی مشهور: «بوی ناپالم در صبح را دوست دارم.» Apocalypse Now برندهی اسکار بهترین فیلمبرداری شد و با وجود تولیدی پرمشقت و بدنام (از طوفانهای ویرانگر گرفته تا اختلافهای شدید کاپولا و براندو) به یکی از ماندگارترین آثار ضدجنگ تاریخ سینما بدل شد.

۵. Platoon (۱۹۸۷)
فیلم جوخه داستان کریس تیلور (با بازی چارلی شین) را روایت میکند، جوانی سرشار از آرمانگرایی که پس از پیوستن داوطلبانه به جنگ ویتنام، خیلی زود با واقعیتهای تلخ میدان نبرد روبهرو میشود؛ از درگیری با دشمن گرفته تا اختلافات درونی میان سربازان واحد خودش. او میخواهد دوام بیاورد، اما جنگ او را از درون میبلعد. دیگر برای او دیر شده است!
مشکلات وزارت دفاع آمریکا با این فیلم از همان ابتدا شروع شد. طبق کتاب Operation Hollywood نوشتهی دیوید راب، پنتاگون از دادن تجهیزات، لباس نظامی و حتی نیروی انسانی به الیور استون خودداری کرد، زیرا فیلمنامهاش سربازان آمریکایی را درگیر فساد اخلاقی، نقض حقوق بشر و اختلافات داخلی نشان میداد. استون مجبور شد با کمک ارتش محلی فیلیپین و در جزیرهی لودون فیلمش را فیلمبرداری کند. پس از آنکه Platoon جایزهی اسکار بهترین فیلم را برد، پنتاگون نگران شد که تصویر ارتش ایالات متحده در افکار عمومی آسیب ببیند، به ویژه اکنون که تعداد بینندگان آن بیشتر میشد.
با این حال، این واکنش منفی چندان بیپایه و اساس نبود، زیرا فیلم جنگ جوخه با نگاهی تلخ و واقعگرایانه ساخته شده بود. الیور استون، که خودش در ویتنام خدمت کرده بود، فیلمنامه را بر اساس تجربیات شخصیاش نوشت تا چهرهای واقعیتر از جنگ نشان دهد؛ بر خلاف فیلم تبلیغاتی The Green Berets با بازی جان وین. نتیجه؟ فیلمی تکاندهنده با بازیهای درخشان و فیلمبرداری چشمنواز که هنوز هم یکی از بهترین روایتهای ضدجنگ تاریخ سینماست.

۴. Full Metal Jacket (۱۹۸۷)
فیلم دو بخشی غلاف تمام فلزی ساختهی استنلی کوبریک ابتدا ما را به اردوگاه آموزشی سختگیرانهی نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده میبرد، جایی که سرباز گومر پایل (وینسنت دن آفریو) زیر دست گروهبان بیرحمی به نام هارتمن (لی اِرمی) از هم میپاشد. در نیمهی دوم، داستان به میدانهای نبرد در شهرهای دانانگ و هوئه در ویتنام منتقل میشود.
پنتاگون اما از تصویر ارائهشده در فیلم بهشدت ناراضی بود. طبق گزارش Los Angeles Times در ژوئیهی ۱۹۸۷، سخنگوی وزارت دفاع اعلام کرد که این فیلم «نمایانگر واقعیت نیروهای تفنگدار دریایی یا ارتش آمریکا نیست.» بخش آموزش و خودکشی شخصیت پایل، از نگاه وزارت دفاع، به وجههی جذب نیرو لطمه میزد. حتی فرماندهی جذب نیروی تفنگداران دریایی طی اطلاعیهای تأکید کرد که فیلم «کاملاً تخیلی» است و با آموزش واقعی هیچ شباهتی ندارد.
با این وجود، تماشاگران مجذوب شخصیت گروهبان هارتمن شدند که نمادی از نظم خشک و تحقیر شدید در فضای آموزش نظامی است. جملهی معروف او در آغاز فیلم بهیادماندنی است:
«از حالا فقط وقتی با شما حرف زده میشود، حرف میزنید! اولین و آخرین کلمهای که از دهن کثیفتان درمیآید باید “آقا” باشد! فهمیدید کرمها؟»
همچنین سکانسی که در آن یک دختر ویتنامی یک به یک سربازان آمریکایی را شکار میکند نیز باعث حیرت تماشاگران و نارضایتی پنتاگون از این فیلم شد. فیلم جنگی Full Metal Jacket با خشونت عریان، طنز تلخ و نگاهی انسانگریز، یکی از مهمترین آثار ضدجنگ قرن بیستم شد.

۳. Zero Dark Thirty (۲۰۱۲)
فیلم سی دقیقه پس از نیمهشب روایتگر ده سال تعقیب و جستجوی اسامه بنلادن است. شخصیت اصلی، مایا (با بازی جسیکا چستین)، تحلیلگر سازمان سیا است که با ردگیری پیکهای بنلادن، به مخفیگاه او در ابوت آباد پاکستان میرسد. با وجود موانع اداری و شک و تردید مقامات بالا، او موفق میشود مأموریت اعزام تیم ویژهی نیروی دریایی آمریکا برای کشتن بن لادن را تصویب کند.
اما پس از اکران فیلم، جورج لیتل، سخنگوی وقت پنتاگون، بیانیهای منتشر کرد و تأکید داشت که فیلم «بازنمایی واقعبینانهای از حقیقت نیست» و شکنجه نقشی در یافتن محل بنلادن نداشته است. حتی بازرس کل وزارت دفاع تحقیقاتی را دربارهی همکاری میان کاترین بیگلو (کارگردان) و پنتاگون آغاز کرد تا مشخص شود آیا اطلاعات محرمانه در اختیار تیم تولید قرار گرفته یا نه. سناتور جان مککین که خود در ویتنام شمالی اسیر و شکنجه شده بود، گفت دیدن صحنههای شکنجه در فیلم باعث شده حالش به هم بخورد.
در هر حال، Zero Dark Thirty روایتی تیرهتر و تلختر از عملیات واقعی ارائه میدهد، اما با توجه به جنایات شخصیت شرور داستان، چنین رویکردی قابل درک است. فیلم از نظر اطلاعاتی دقیق و از لحاظ بازیگری فوقالعاده است؛ بازیگرانی چون جیمز گاندولفینی و جیسون کلارک نقشهای تأثیرگذاری دارند. این اثر نامزد پنج جایزهی اسکار شد: بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامهی اورجینال، بهترین تدوین فیلم، و بهترین تدوین صدا؛ که جایزهی آخر را هم برد.

۲. Paths of Glory (۱۹۵۷)
فیلم راههای افتخار به کارگردانی استنلی کوبریک، بر اساس رمان همنامی از همفری کاب و واقعهی واقعی «ماجرای گروهبانهای سوئن» در جنگ جهانی اول ساخته شده است. فیلم داستان گروهی از سربازان فرانسوی در جنگ جهانی اول را روایت میکند که از اجرای دستور حملهای خودکشیگونه سر باز میزنند و به همین دلیل دادگاهی میشوند. سرهنگ دَکس (با بازی کرک داگلاس) فرماندهای است که تصمیم میگیرد تا آخرین لحظه از سربازانش دفاع کند.
با وجود آنکه فیلم به ارتش فرانسه مربوط است، پنتاگون نسبت به آن واکنش منفی نشان داد. طبق کتاب Cinema and the Great War نوشتهی اندرو کلی، نمایش این فیلم در تمام پایگاههای نظامی آمریکا (چه در داخل کشور و چه خارج از آن) ممنوع شد، زیرا بیم آن میرفت که باعث تشویق نافرمانی در ارتش شود.
با این حال، Paths of Glory اثری عمیق، دردناک و الهامبخش است که با نور طبیعی فیلمبرداری شده و بازی درخشان کرک داگلاس آن را به شاهکاری ماندگار بدل کرده است. از نکات جالب، حضور یک کهنه سرباز واقعی، به نام تیموتی کری، در فیلم است که در ۱۵ سالگی به نیروی دریایی آمریکا پیوسته بود و بعدها در زندگینامهاش از آن تجربه بهعنوان تجربهای ناخوشایند یاد کرد.

۱. A House of Dynamite (۲۰۲۵)
در فیلم خانهای از دینامیت یکی از غیرمعمولترین سناریوهای ممکن رخ میدهد: یک موشک بالستیک قارهپیما (ICBM) به سمت شیکاگو شلیک میشود، اما پنتاگون نمیتواند منشأ آن را شناسایی کند. روسیه هرگونه دخالتی در این حمله را انکار میکند و هیچ کشور دیگری مظنون نیست. تنها ۱۸ دقیقه برای فهمیدن حقیقت باقی مانده است.
وزارت دفاع آمریکا پس از انتشار این فیلم که توسط کاترین بیگلو ساخته شده، واکنش نشان داده و در بیانیهای گفت: «در فیلم، موشکهای رهگیر به هدف نمیخورند، اما این صرفاً بخشی از درام است و در واقعیت، سامانههای رهگیری مدرن طی بیش از یک دهه آزمایش، دقت صددرصدی نشان دادهاند.» پنتاگون همچنین تأکید کرد که فیلم «بازتابدهندهی دیدگاهها یا اولویتهای این دولت نیست.»
با اینکه فیلم چهرهای ضعیف از آمریکا ارائه میدهد، اما جزئیات نظامی آن دقیق است و فیلمنامهی سهبخشیاش بهخوبی اضطراب، سیاست و بینظمی تصمیمگیری در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد. این تریلر سیاسی، با بازی درخشان ربکا فرگوسن و اجرای چشمگیر آنتونی راموس، یکی از بهترین آغازهای سینمایی سال را دارد؛ تا حدی که احتمالاً باید منتظر حضورش در فهرست نامزدهای اسکار بود.
منبع: روزیاتو