ایران در واقعیت بزرگ‌تر از روی نقشه جهان است / اندازه‌ واقعی کشورها چقدر است؟

ایران در واقعیت بزرگ‌تر از روی نقشه جهان است / اندازه‌ واقعی کشورها چقدر است؟

در سال ۱۵۶۹، خراردوس مرکاتور (Gerardus Mercator)، نقشه‌نگار و جغرافی‌دان فلاندری، روشی را برای نمایش زمین بر روی کاغذ ابداع کرد که تا به امروز به عنوان استاندارد غالب در آموزش، تجارت و حتی ناوبری دیجیتال باقی مانده است. در آن زمان، دریانوردی در اقیانوس‌های پهناور نیازمند ابزاری بود که ملوانان بتوانند با استفاده از قطب‌نما، مسیرهای مستقیم را بر روی نقشه ترسیم کنند.

کد خبر : ۲۹۲۲۴۳
بازدید : ۶

تصویری که میلیاردها انسان از جهان در ذهن خود دارند، نه بر اساس واقعیت‌های فیزیکی سیاره زمین، بلکه برآمده از یک ابزار ناوبری قرن شانزدهمی است که برای هدایت ملوانان طراحی شده بود. این واقعیت که نقشه‌های دیواری کلاسیک در مدارس و اطلس‌ها، ابعاد واقعی کشورها را به شدت تغییر می‌دهند، اخیرا مورد توجه قرار گرفته است.

 در سال ۱۵۶۹، خراردوس مرکاتور (Gerardus Mercator)، نقشه‌نگار و جغرافی‌دان فلاندری، روشی را برای نمایش زمین بر روی کاغذ ابداع کرد که تا به امروز به عنوان استاندارد غالب در آموزش، تجارت و حتی ناوبری دیجیتال باقی مانده است. در آن زمان، دریانوردی در اقیانوس‌های پهناور نیازمند ابزاری بود که ملوانان بتوانند با استفاده از قطب‌نما، مسیرهای مستقیم را بر روی نقشه ترسیم کنند. مشکل اصلی مرکاتور، چالش همیشگی نقشه‌نگاران بود؛ اینکه چگونه زمین، یعنی یک سطح کروی سه بعدی را بر روی یک صفحه تخت دو بعدی نمایش دهیم بدون آنکه زاویه‌ها و جهت‌ها از بین بروند.

میراث خراردوس مرکاتور

مرکاتور برای حل این مشکل، مدل استوانه‌ای را انتخاب کرد. او زمین را به مثابه کره‌ای در نظر گرفت که درون یک استوانه مماس بر خط استوا قرار دارد. با تابانیدن نقاط از مرکز کره به بدنه استوانه، او موفق شد نقشه‌ای خلق کند که در آن خطوط «رومب» (Rhumb lines) یا مسیرهای با جهت ثابت، به صورت خطوط مستقیم نمایش داده می‌شدند.

این یک انقلاب برای دریانوردان بود، چرا که می‌توانستند با ترسیم یک خط مستقیم روی نقشه و حفظ زاویه قطب‌نما، بدون محاسبات پیچیده ریاضی به مقصد برسند. با این حال، این کارآمدی فنی هزینه‌ای گزاف برای واقعیت‌های جغرافیایی داشت که آن هم عدم تناسب با مساحت‌های واقعی بود.

پروژکسیون مرکاتور از نوع «هم‌شکل» (Conformal) است، به این معنا که زوایا در مقیاس‌های کوچک حفظ می‌شوند، اما برای دستیابی به این ویژگی، نقشه‌نگار ناچار است با دور شدن از خط استوا به سمت قطب‌ها، فواصل را به صورت غیرخطی بزرگ‌تر نشان دهد. به عبارت دیگر، عرض‌های جغرافیایی به همان نسبتی که طول‌های جغرافیایی در نقشه تخت از هم فاصله می‌گیرند، کشیده می‌شوند تا شکل سرزمین‌ها حفظ شود. این کشیدگی در نزدیکی قطب‌ها به بی‌نهایت میل می‌کند، به طوری که نمایش دقیق قطب شمال و جنوب در این سیستم عملاً غیرممکن است.

اما فرمولی وجود دارد که مقیاس تغییرات در نقشه مرکاتور را می‌توان با آن توصیف کرد. آن معادله نشان می‌دهد که در خط استوا، مقیاس دقیقاً ۱ است و هیچ اعوجاجی وجود ندارد. اما با حرکت به سمت شمال یا جنوب، این مقدار به سرعت افزایش می‌یابد. جدول زیر به وضوح نشان می‌دهد که چرا کشورهایی مانند روسیه یا سرزمین‌هایی مانند گرینلند در نقشه‌ها چنین ابعاد غول‌آسایی پیدا می‌کنند. در حالی که کشوری مانند ایران در عرض جغرافیایی حدود ۳۰ درجه تنها با ۱۵ درصد افزایش طول (و ۳۳ درصد افزایش مساحت ظاهری) مواجه است، نروژ یا بخش‌های شمالی روسیه با افزایش ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصدی در ابعاد ظاهری روبرو هستند.

عرض جغرافیایی (درجه) نمونه سرزمین / شهر ضریب بزرگ‌نمایی (Secant) درصد افزایش مساحت ظاهری نسبت به استوا
۰ (استوا) کنگو، اکوادور ۱.۰۰ ۰٪
۱۵ تایلند ۱.۰۳ ۷٪
۳۰ ایران، مصر ۱.۱۵ ۳۳٪
۴۵ ایتالیا، کانادا ۱.۴۱ ۱۰۰٪
۶۰ روسیه، نروژ ۲.۰۰ ۳۰۰٪
۷۵ شمال گرینلند ۳.۸۶ ۱۳۸۰٪
۸۵ مجمع‌الجزایر قطبی ۱۱.۴۷ ۱۳۰۰۰٪

ایران: غول پنهان در میانه نقشه

یکی از بزرگترین سوءتفاهم‌ها، مربوط به مقیاس واقعی ایران در مقایسه با اروپا و آمریکای شمالی است. به دلیل موقعیت ایران در عرض‌های جغرافیایی میانی (حدود ۲۵ تا ۴۰ درجه شمالی)، مقیاس آن در نقشه مرکاتور در مقایسه با کشورهای اروپایی که در عرض‌های ۵۰ تا ۷۰ درجه قرار دارند، بسیار ناچیز است. این امر باعث شده است ایران در نگاه اول روی نقشه کوچک به نظر برسد، در حالی که واقعیت‌های عددی تصویر متفاوتی را ارائه می‌دهند.

ایران با مساحتی حدود ۱.۶۴۸ میلیون کیلومتر مربع، هفدهمین کشور بزرگ جهان است. برای درک بهتر این مقیاس، باید آن را با کشورهای اروپایی مقایسه کرد که در ذهنیت عمومی به عنوان سرزمین‌های وسیع شناخته می‌شوند. مساحت ایران تقریباً ۳ برابر فرانسه (بزرگترین کشور اتحادیه اروپا بدون احتساب قلمروهای فراسوی دریاها)، ۴.۶ برابر آلمان و حدود ۷ برابر بریتانیا است. در واقع، اگر بخواهیم مساحت ایران را با کشورهای اروپایی پر کنیم، باید مجموع مساحت چندین قدرت بزرگ این قاره را با هم جمع کنیم.

نام کشور / منطقه مساحت واقعی (کیلومتر مربع) نسبت مساحت به ایران جمعیت تقریبی (۲۰۱۸-۲۰۲۴)
ایران ۱,۶۴۸,۱۹۵ ۱.۰۰ ۸۳-۸۸ میلیون
فرانسه (بخش اصلی) ۵۴۳,۹۴۰ ۰.۳۳ ۶۷ میلیون
آلمان ۳۵۷,۰۲۲ ۰.۲۱ ۸۳ میلیون
اسپانیا ۵۰۵,۹۹۲ ۰.۳۰ ۴۷ میلیون
بریتانیا ۲۴۳,۶۱۰ ۰.۱۴ ۶۷ میلیون
مجموع ۴ کشور بالا ۱,۶۵۰,۵۶۴ ۱.۰۰۱ ۲۶۴ میلیون

11

در واقع اگر نقشه ایران را بر روی قاره اروپا قرار دهیم، وسعت آن از شمال بریتانیا (بلفاست) تا جنوب ایتالیا (ناپل) کشیده می‌شود. همچنین، فاصله هوایی تهران تا مشهد که حدود ۷۴۰ تا ۸۸۰ کیلومتر است ، معادل سفر میان چندین کشور اروپایی است. به عنوان مثال، این فاصله بیشتر از فاصله پاریس تا برلین یا لندن تا مرزهای سوئیس است. با این حال، در نقشه مرکاتور، کل ایران گاهی کوچک‌تر از یک ایالت شمالی در روسیه یا ایالتی مانند آلاسکا به نظر می‌رسد.

در مقایسه با ایالات متحده، ایران حدود یک‌ششم کل خاک آمریکا را می‌پوشاند. اگر ایران یک ایالت در آمریکا بود، بعد از آلاسکا بزرگترین ایالت می‌شد و از تگزاس که خود بزرگتر از هر کشور اروپایی است نیز ۲.۵ برابر وسیع‌تر می‌بود. در واقع، برای برابر شدن با مساحت ایران، باید ایالت‌های تگزاس، کالیفرنیا، مونتانا و ایلینوی را با هم ترکیب کرد. اگر ایران را بر روی سواحل شرقی آمریکا قرار دهیم، تمام فاصله بین ایالت مین تا فلوریدا را به طور کامل پوشش می‌دهد.

قاره آفریقا: قربانی اصلی بی‌عدالتی کارتوگرافیک

آفریقا بارزترین مثال از چگونگی تاثیر پروژکسیون مرکاتور بر تضعیف جایگاه یک منطقه در ذهنیت جهانی است. در نقشه‌های استاندارد دیواری، آفریقا و گرینلند تقریباً هم‌اندازه به نظر می‌رسند. اما در واقعیت فیزیکی، آفریقا با ۳۰.۳۷ میلیون کیلومتر مربع مساحت، بیش از ۱۴ برابر بزرگتر از گرینلند (۲.۱۶ میلیون کیلومتر مربع) است. این تحریف به قدری عمیق است که بسیاری از دانش‌آموزان و حتی سیاستمداران، آفریقا را به عنوان یک قاره «متوسط» تصور می‌کنند، در حالی که این قاره دومین قطعه بزرگ خشکی بر روی زمین پس از آسیا است.

وسعت واقعی آفریقا به حدی است که می‌تواند تمام قدرت‌های بزرگ جهانی را در خود جای دهد. بر اساس اینفوگرافیک مشهور کای کراوزه (Kai Krause)، کشورهای زیر به طور همزمان در داخل مرزهای آفریقا جا می‌شوند:

    ایالات متحده آمریکا (با تمام ایالت‌ها)

    چین

    هند

    ژاپن

    مکزیک

    کل اروپای غربی و مرکزی.

این «کوچک‌انگاری» تصویری، پیامدهای سیاسی و اجتماعی جدی به همراه داشته است. اتحادیه آفریقا رسماً اعلام کرده است که استفاده از نقشه مرکاتور باعث حاشیه‌نشینی این قاره در سیاست جهانی شده و ادراک عمومی نسبت به منابع، جمعیت (۱.۶ میلیارد نفر) و پتانسیل‌های ژئوپلیتیک آن را تخریب کرده است. کمپین‌هایی نظیر «Correct The Map» اکنون به دنبال بازگرداندن «عزت و واقعیت» به این قاره از طریق جایگزینی نقشه‌های مرکاتور در مدارس با پروژکسیون‌های «هم‌مساحت» هستند. کارشناسان استدلال می‌کنند که وقتی دانش‌آموزان آفریقایی قاره خود را کوچک‌تر از اروپا یا آمریکای شمالی می‌بینند، این موضوع به طور غیرمستقیم بر اعتماد به نفس ملی و توانایی کنشگری آن‌ها در سطح بین‌المللی تاثیر منفی می‌گذارد.

12

روسیه و گرینلند: غول‌های پوشالی عرض‌های شمالی

در حالی که کشورهای استوایی کوچک‌تر دیده می‌شوند، سرزمین‌های نزدیک به قطب شمال به شکلی اغراق‌آمیز بزرگ نمایش داده می‌شوند. روسیه و گرینلند بزرگترین منتفعان این خطای بصری در پروژکسیون مرکاتور هستند.

روسیه در نقشه مرکاتور به نظر می‌رسد که تمام قاره آفریقا را می‌پوشاند یا حتی از آن وسیع‌تر است. اما داده‌های واقعی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند؛ مساحت روسیه ۱۷.۱ میلیون کیلومتر مربع است که تنها ۵۶٪ مساحت آفریقا را شامل می‌شود. در واقع، قاره آفریقا تقریباً دو برابر روسیه وسعت دارد. با این حال، به دلیل کشیدگی روسیه در عرض‌های جغرافیایی بالا (تا ۷۰ درجه شمالی)، این کشور در نقشه به طرز عجیبی پهن و عظیم به نظر می‌رسد، گویی تمام نیمکره شمالی را قبضه کرده است.

گرینلند نیز با تورمی خیره‌کننده، بیشترین میزان اعوجاج را در میان تمامی سرزمین‌های جهان دارد. بر اساس تحلیل‌های اقلیم‌شناسانی چون نیل کی (Neil Kaye)، گرینلند در نقشه‌های وب مرکاتور حدود ۷۳.۹٪ بزرگتر از اندازه واقعی‌اش نسبت به سایر سرزمین‌ها دیده می‌شود. در نقشه مرکاتور، گرینلند با آفریقا (که ۱۴ برابر بزرگتر است) و آمریکای جنوبی (که ۸ برابر بزرگتر است) رقابت می‌کند، در حالی که مساحت واقعی آن تنها کمی بیشتر از مکزیک یا عربستان سعودی است.

نام سرزمین مساحت واقعی (میلیون کیلومتر مربع) مساحت ظاهری در مرکاتور (نسبی) ضریب تورم بصری
گرینلند ۲.۱۷ معادل آفریقا (۳۰.۳) ۱۴.۰ برابر
روسیه ۱۷.۱ معادل ۲ برابر آفریقا ۳.۵ برابر
آلاسکا ۱.۷۱ معادل استرالیا (۷.۷) ۴.۵ برابر
کانادا ۹.۹۸ بزرگتر از کل آفریقا ۳.۰ برابر
نروژ ۰.۳۲ بزرگتر از ویتنام (۰.۳۳) ۲.۵ برابر

این تفاوت‌های فاحش نشان می‌دهد که چرا درک ما از «وسعت» سرزمین‌ها تا این حد مخدوش است. آلاسکا در نقشه با برزیل رقابت می‌کند، در حالی که برزیل ۵ برابر آلاسکا وسعت دارد. همچنین، ماداگاسکار و بریتانیا در نقشه مرکاتور هم‌اندازه به نظر می‌رسند، اما در واقعیت، ماداگاسکار بیش از دو برابر بریتانیا مساحت دارد.

رقابت در سایه انحنای زمین

مقایسه چین و آمریکا از نظر مقیاس، یکی از مباحث پیچیده و گاه سیاسی در نقشه‌نگاری و آمارهای جغرافیایی است. هر دو کشور در عرض‌های جغرافیایی مشابهی قرار دارند، اما نحوه محاسبه مساحت آن‌ها و تاثیر آلاسکا بر تصویر کلی ایالات متحده، نتایج متفاوتی ایجاد می‌کند.

در نقشه‌های مرکاتور، ایالات متحده به دلیل موقعیت آلاسکا در عرض‌های جغرافیایی بسیار بالا، معمولاً بزرگتر از چین دیده می‌شود. اما اگر تنها مساحت خشکی خالص (بدون احتساب دریاچه‌ها و آب‌های ساحلی) را در نظر بگیریم، چین با حدود ۹.۳ میلیون کیلومتر مربع، از آمریکا با ۹.۱ میلیون کیلومتر مربع بزرگتر است. برتری آمریکا در آمارهای رسمی سازمان ملل و سازمان سیا (۹.۸ میلیون کیلومتر مربع) عمدتاً به دلیل محاسبه آب‌های سرزمینی و دریاچه‌های بزرگ است.

این نزدیکی در ابعاد (تفاوت کمتر از ۳ درصد) نشان می‌دهد که چرا این دو کشور به عنوان قدرت‌های قاره‌ای شناخته می‌شوند. با این حال، در نقشه مرکاتور، چین به دلیل نزدیکی بیشتر به استوا نسبت به کانادا و روسیه، بسیار کوچک‌تر از آن‌ها دیده می‌شود، در حالی که مساحت آن با کانادا تقریباً برابر است. همچنین، هند با وجود جمعیت ۱.۵ میلیاردی و مساحت قابل توجه ۳.۲ میلیون کیلومتر مربع، در مقایسه با کشورهای اروپایی در نقشه مرکاتور بسیار کوچک جلوه می‌کند.

اندونزی و برزیل: غول‌های بازنده

کشورهایی که در نزدیکی خط استوا قرار دارند، «بازندگان» اصلی سیستم مرکاتور هستند. اندونزی و برزیل دو نمونه بارز از سرزمین‌هایی هستند که مقیاس واقعی آن‌ها در ذهنیت جهانی به شدت دست‌کم گرفته شده است.

اندونزی که در نقشه تنها مجموعه‌ای از جزایر کوچک به نظر می‌رسد، در واقع وسعتی حیرت‌انگیز دارد. اگر نقشه اندونزی را بر روی قاره اروپا قرار دهیم، از ایرلند تا دریای خزر کشیده می‌شود و کل عرض اروپا را در بر می‌گیرد. عرض شرق به غرب اندونزی (بیش از ۵۰۰۰ کیلومتر) حتی از عرض کل ایالات متحده آمریکا نیز بیشتر است. این کشور با مساحت ۱.۹ میلیون کیلومتر مربع و جمعیت ۲۷۰ میلیونی، نوزدهمین کشور بزرگ جهان است که در نقشه مرکاتور بسیار کوچک‌تر از کشوری مانند نروژ دیده می‌شود.

برزیل نیز وضعیت مشابهی دارد. در نقشه‌های استاندارد، برزیل کوچک‌تر از ایالات متحده یا هم‌اندازه آن دیده می‌شود، اما در واقعیت، برزیل از ۴۸ ایالت اصلی آمریکا (بدون آلاسکا) بزرگتر است. برزیل با ۸.۵ میلیون کیلومتر مربع مساحت، تقریباً کل نیمی از قاره آمریکای جنوبی را به تنهایی اشغال کرده است.

پیامدهای ژئوپلیتیک و اجتماعی: نقشه‌ها به مثابه ابزار قدرت

نقشه‌ها هرگز صرفاً ترسیم‌های فنی نبوده‌اند؛ آن‌ها ابزارهایی برای شکل‌دهی به جهان‌بینی‌ها و مشروعیت بخشیدن به قدرت‌ها هستند. انتخاب پروژکسیون مرکاتور به عنوان استاندارد آموزشی در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، تصادفی نبود. این دوران با اوج استعمارگری اروپا همزمان بود و نقشه مرکاتور به خوبی در خدمت اهداف «اروپامحوری» (Eurocentrism) قرار می‌گرفت.

در این نقشه، اروپا نه تنها در مرکز قرار دارد، بلکه به دلیل عرض جغرافیایی بالا، بسیار بزرگتر از حد واقعی نمایش داده می‌شود. این موضوع باعث می‌شود که کشورهای استعمارگر اروپایی از نظر بصری بر مستعمرات خود در آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی تسلط داشته باشند. روانشناسان معتقدند که ذهن انسان به صورت ناخودآگاه «بزرگی فیزیکی» را با «اهمیت، قدرت و اعتبار» معادل‌سازی می‌کند. وقتی نسل‌های پیاپی از دانش‌آموزان، اروپا را بزرگتر از آفریقا می‌بینند، نوعی سلسله‌مراتب ذهنی در آن‌ها شکل می‌گیرد که در آن کشورهای شمال جهانی «محوری» و کشورهای جنوب جهانی «حاشیه‌ای و کوچک» تلقی می‌شوند.

برخی محققان حتی فراتر رفته و استدلال می‌کنند که نقشه مرکاتور به «تقسیم آفریقا» در کنفرانس برلین کمک کرد، زیرا کوچک نشان دادن این قاره در نقشه‌ها، تسخیر و اداره آن را در ذهن سیاستمداران اروپایی آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر جلوه می‌داد. امروزه نیز تداوم استفاده از این نقشه در پلتفرم‌های دیجیتالی مانند گوگل مپس (Google Maps)، به دلیل راحتی در برنامه‌نویسی و حفظ زوایا در زوم‌های محلی، این سوءتفاهم تاریخی را در عصر اطلاعات بازتولید کرده است.

13

جنبش اصلاح نقشه و جستجوی عدالت فضایی

در دهه‌های اخیر، تلاش‌های گسترده‌ای برای به چالش کشیدن سلطه مرکاتور آغاز شده است. این جنبش‌ها معتقدند که دقت در نقشه‌نگاری، بخشی از مبارزه برای عدالت جهانی و «تنش‌زدایی از دانش» است.

    پروژکسیون گال-پیترز (Gall-Peters): در سال ۱۹۷۳، آرنو پیترز این مدل را به عنوان جایگزینی عادلانه معرفی کرد که مساحت‌ها را به طور دقیق حفظ می‌کند. اگرچه این نقشه باعث کشیدگی شدید شکل قاره‌ها می‌شود، اما سازمان ملل و بسیاری از کلیساها و سازمان‌های خیریه از آن برای نشان دادن اهمیت واقعی کشورهای در حال توسعه استفاده کردند.

    اصلاحات در مدارس: در سال ۲۰۱۷، سیستم مدارس عمومی بوستون در ایالات متحده، در اقدامی که تیتر اول رسانه‌های جهان شد، نقشه‌های مرکاتور را از کلاس‌های درس جمع‌آوری و نقشه‌های هم‌مساحت را جایگزین کرد تا دیدگاه دانش‌آموزان را نسبت به جهان اصلاح کند.

    پروژکسیون Equal Earth: این مدل که در سال ۲۰۱۸ معرفی شد، تلاشی مدرن برای حفظ تناسب مساحت‌ها در کنار حفظ زیبایی بصری و شکل سرزمین‌ها است. اتحادیه آفریقا رسماً از این نقشه حمایت کرده و خواستار پذیرش آن توسط سازمان ملل و رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی شده است.

انقلاب دیجیتال و ترند «اندازه واقعی»

آنچه باعث شده این موضوع در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ دوباره به صدر گفتگوهای اجتماعی بازگردد، دسترسی عمومی به ابزارهای تعاملی است. وب‌سایت‌هایی مانند «The True Size of» که توسط جیمز تالمیج و دیمون منیس ایجاد شده‌اند، به کاربران اجازه می‌دهند تا با درگ کردن (کشیدن) مرزهای یک کشور و قرار دادن آن بر روی مناطق دیگر، شاهد تغییر اندازه خودکار آن باشند.

این ابزارها یک تجربه بصری شوک‌آور ایجاد می‌کنند. وقتی کاربر می‌بیند که با حرکت دادن نقشه ایران به سمت شمال و قرار دادن آن بر روی سوئد و نروژ، ایران ناگهان نیمی از قاره اروپا را می‌پوشاند، یا وقتی می‌بیند که روسیه با حرکت به سمت استوا به شدت کوچک می‌شود، درک او از جغرافیا برای همیشه تغییر می‌کند. این پدیده در شبکه‌های اجتماعی ایران به ویژه در قالب ویدیوهای کوتاه (Shorts و Reels) ترند شده است، چرا که به سوالات هویتی و غرور ملی پاسخ می‌دهد: «چرا کشور ما در نقشه اینقدر کوچک به نظر می‌رسد؟».

شرکت‌های بزرگ فناوری نیز تحت فشار این آگاهی عمومی تغییراتی را آغاز کرده‌اند. گوگل مپس اکنون در نسخه دسکتاپ خود، وقتی کاربر به اندازه کافی از سطح زمین فاصله می‌گیرد (Zoom out)، نقشه تخت مرکاتور را به یک «کره سه بعدی» تبدیل می‌کند تا اعوجاج‌ها از بین بروند. این تغییر نشان‌دهنده پایان دوران «تخت‌انگاری» در کارتوگرافی دیجیتال و حرکت به سمت نمایش وفادارانه سیاره زمین است.

پروژکسیون مرکاتور، علیرغم تمام خدماتش به دریانوردی در ۵۰۰ سال گذشته، میراثی از نابرابری بصری را بر جای گذاشته است که در آن «شمال» بزرگ و قدرتمند و «جنوب» کوچک و حاشیه‌ای دیده می‌شود. 

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید