کاهش چربی شکم، مغز را چند دهه جوان میکند
یک پژوهش جدید نشان میدهد تجمع چربی احشایی که چربی پنهان ذخیرهشده در اعماق حفره شکم است، عامل اصلی آتروفی مغز و زوال شناختی در اواخر میانسالی به شمار میرود و کاهش آن میتواند تا دههها از مغز محافظت کند.
یک پژوهش جدید نشان میدهد تجمع چربی احشایی که چربی پنهان ذخیرهشده در اعماق حفره شکم است، عامل اصلی آتروفی مغز و زوال شناختی در اواخر میانسالی به شمار میرود و کاهش آن میتواند تا دههها از مغز محافظت کند.
گروهی از پژوهشگران با بررسی ۵۳۳ شرکتکننده با استفاده از اسکنهای مکرر امآرآی دریافتند که کاهش سطح پایدار چربی احشایی با حفظ حجم مغز و عملکرد شناختی بهتر ارتباط دارد و مستقل از کاهش وزن کلی است. این پژوهش، کنترل گلوکز و حساسیت به انسولین را به عنوان پل بیولوژیکی میان سلامت شکم و طول عمر مغز معرفی میکند.
به نقل از نوروساینس نیوز، این پژوهش بلندمدت و پیشگامانه نشان داد کاهش تجمع چربی شکمی که در کل دوره بررسی اندازهگیری شده است، با کاهش قابل توجه آتروفی مغز، حفظ ساختارهای کلیدی مغز و عملکرد شناختی بهتر در اواخر میانسالی - مستقل از کاهش وزن - مرتبط است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که رابطه بین چربی شکمی و پیری مغز احتمالاً در درجه اول از طریق کنترل گلوکز و حساسیت به انسولین متعادل میشود. این اولین پژوهشی است که اندازهگیریهای مکرر چربی احشایی با استفاده از امآرآی را با مسیرهای بلندمدت پیری مغز و شناخت مرتبط میکند.
این پژوهش که با همکاری پژوهشگران «دانشگاه هاروارد»(Harvard University)، «دانشگاه لایپزیگ»(Leipzig University) و «دانشگاه تولین»(Tulane University) انجام شد، براساس تصویربرداری پیشرفته امآرآی از مغز و شکم صورت گرفت و شامل ۵۳۳ زن و مرد در اواخر میانسالی بود.
شرکتکنندگان به مدت پنج تا ۱۶ سال در چهار آزمایش بالینی بزرگ، بلندمدت و کنترلشده تحت نظر بودند. در طول دوره آزمایش، بررسیهای مکرر امآرآی از چربی احشایی و ساختارهای مغز همراه با ارزیابی شناختی با استفاده از آزمون MoCA انجام شد.
یافتههای این پژوهش نشان میدهند که تجمع کمتر چربی احشایی در طول سالها با نمرات بالاتر آزمون MoCA و همچنین حفظ حجم کل مغز، حجم ماده خاکستری و نمره HOC - یک نشانگر حساس پیری مغز و حافظه - مرتبط بوده است. به موازات آن، کاهش سرعت انبساط بطنهای مغز مشاهده شد که یک نشانگر شناختهشده برای آتروفی مغز است.
پروفسور «آیریس شای»(Iris Shai)، سرپرست این پژوهش گفت: یافتههای این پژوهش نشان میدهند که کنترل گلوکز و کاهش چربی احشایی شکم، اهدافی قابل اندازهگیری، اصلاحپذیر و قابل دستیابی در میانسالی هستند و پتانسیل واقعی را برای کند کردن روند تخریب مغز و کاهش خطر زوال شناختی دارند.
یک پیگیری منحصربهفرد شامل سه اسکن امآرآی مغز طی پنج سال در یک زیرگروه از شرکتکنندگان نشان داد که افزایش مداوم سطح چربی احشایی به مرور زمان، با افزایش سرعت از دست دادن حجم مغز به ویژه در هیپوکامپ و انبساط سریع بطنهای مغز مرتبط است. این ارتباطات درباره چربی زیر جلدی - خواه سطحی و خواه عمیق - و همچنین برای شاخص توده بدنی مشاهده نشد که نشاندهنده ویژگی بیولوژیکی چربی احشایی است.
علاوه بر این، بررسیها نشان دادند که کاهش چربی احشایی طی یک مداخله غذایی ۱۸ ماهه حتی پس از تعدیل کاهش وزن و سایر عوامل، حفظ بهتر ساختارهای مغز را در پنج و ۱۰ سال بعد تضمین میکند. به عبارت دیگر، کاهش چربی شکمی - نه کاهش وزن کلی - عاملی بود که پیامدهای بلندمدت را برای مغز پیشبینی میکرد.
یافتههای پژوهش از این فرضیه پشتیبانی میکنند که مقاومت به انسولین و اختلال مزمن در تنظیم متابولیسم گلوکز، خونرسانی مغزی را مختل میکند، یکپارچگی سد خونی-مغزی را به خطر میاندازد و تخریب ماده خاکستری و هیپوکامپ را سرعت میدهد.
دکتر «دافنه پچر»(Dafna Pachter)، پژوهشگر ارشد این پروژه گفت: وزن به تنهایی نشانگر حساسی برای تغییرات متابولیک عمیقی که در بدن رخ میدهند، نیست. ما دریافتیم که حتی وقتی کاهش وزن متوسط باشد، کاهش پایدار چربی احشایی با حفظ ساختار مغز و کاهش سرعت آتروفی مرتبط است.
این پژوهش در مجله «Nature Communications» به چاپ رسید.
منبع: ایسنا